افزایش رقابت پکن و واشینگتن
ترامپیسم در آمریکای لاتین در حال پیشروی است
پیروزیهای انتخاباتی اخیر جریان راست افراطی در پرو و کلمبیا، این تصور را تقویت کرده که ایدههای دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در آمریکای لاتین بازتاب پیدا کرده و نفوذ او در منطقه رو به گسترش است. بااینحال، آمارهای تجاری نشان میدهد چین در سالهای گذشته موفق شده تا خلأیی را که واشینگتن بر جای گذاشته بود، پر کند.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
شرق: پیروزیهای انتخاباتی اخیر جریان راست افراطی در پرو و کلمبیا، این تصور را تقویت کرده که ایدههای دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در آمریکای لاتین بازتاب پیدا کرده و نفوذ او در منطقه رو به گسترش است. بااینحال، آمارهای تجاری نشان میدهد چین در سالهای گذشته موفق شده تا خلأیی را که واشینگتن بر جای گذاشته بود، پر کند.
شکست سنگینی که دونالد ترامپ در رویارویی با ایران در جنگ ۳۹روزه متحمل شد، همراه با ناکامی او در برقراری صلح در اوکراین میان پوتین و زلنسکی و تداوم تنشها با متحدان آمریکا، این تصور را ایجاد کرده که نفوذ ایالات متحده در صحنه جهانی رو به افول است و مانند گذشته نیست. بااینحال، یک منطقه وجود دارد که در آن ایدههای مورد حمایت رئیسجمهور آمریکا با گرایشهای پیروز در انتخابات همسو شده است و ترامپیسم در آن ناحیه با همه ایراداتش دست بالا را دارد.
نشریه فرانسوی لوموند در سرمقاله خود نوشته است: پیروزی مورد انتظار کِیکو فوجیموری، نامزد اقتدارگرا و محافظهکار، در انتخابات ۲۴ ژوئن پرو، نمونهای از این روند است که نشان از افزایش محبوبیت دونالد ترامپ دارد. این پیروزی در ادامه موفقیت آبلاردو دِ لا اسپریا در ۲۱ ژوئن در کلمبیا، خوزه آنتونیو کاست در ماه مارس در شیلی و همچنین عملکرد جریان تحت رهبری رئیسجمهور لیبرتارین آرژانتین، خاویر میلی، در انتخابات پارلمانی اکتبر ۲۰۲۵ رخ داده است. تنها دو کشور تاکنون در برابر این موج مقاومت کردهاند: برزیل، جایی که لوئیس ایناسیو لولا داسیلوا برای کسب یک دوره دیگر ریاستجمهوری در انتخابات اکتبر تلاش میکند و مکزیک که کوچکترین میلی به ترامپیسم از خود نشان نداده است.
البته پیش از آنکه مسیرهای سیاسی شکلگرفته در بستر تاریخهای ملی متفاوت را ذیل یک عنوان واحد قرار دهیم، باید جانب احتیاط را رعایت کرد. بااینحال، ویژگیهای مشترکی وجود دارد که به وضوح به موضوعاتی اشاره میکنند که دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، بارها بر آنها تأکید کرده و هرگز از مداخله در امور دیگران و دیگر کشورها ابایی نداشته است. ازجمله این موضوعات میتوان به مخالفت با مهاجرت اشاره کرد؛ عاملی که نقش مهمی در بازگشت راست افراطی به کاخ ریاستجمهوری «لاموندا» در سانتیاگو، پایتخت شیلی داشته است. همچنین وعده استفاده از هر ابزار ممکن، حتی به بهای نادیدهگرفتن قانون، برای مقابله با جرم و جنایت (که اغلب با قاچاق مواد مخدر پیوند داده میشود) از دیگر محورهای مشترک میان دونالد ترامپ و رهبران سیاسی در آمریکای لاتین محسوب میشود.
این روایت ناشی از مقابله با فساد و مهاجران که از سوی کاخ سفید ترویج میشود، در کلمبیا نیز از سوی برنده انتخابات دنبال شده است. او در این مسیر به نایب بوکله، رئیسجمهور السالوادور و پیشگام برقراری وضعیت فوقالعاده و نیز دانیل نوبوآ که در سال ۲۰۲۵ در اکوادور بار دیگر انتخاب شد، شباهت دارد. مبارزه با قاچاق مواد مخدر همچنین یکی از محورهای اصلی نشستی بود که ترامپ در ماه مارس در فلوریدا برگزار کرد. در این گردهمایی که سپر قاره آمریکا نام داشت، رهبران راست و راست افراطی از سراسر آمریکای لاتین اکثریت شرکتکنندگان را تشکیل میدادند و مقابله با آن برای مخالفان دشوار بوده است.
این پیشروی ترامپیستی صرفا جنبه ایدئولوژیک ندارد. نمونه آن ربودهشدن نیکلاس مادورو، رهبر ونزوئلا، در سوم ژانویه طی یک عملیات ویژه ارتش آمریکا در کاراکاس است؛ فردی که واشینگتن او را به دستداشتن در قاچاق مواد مخدر هم متهم کرده است و مدتها این کشور را به همین دلایل تحت فشار قرار داده بود. همانگونه که فشارهای شدید آمریکا بر حکومت بحرانزده کوبا با واکنش چندانی در منطقه مواجه نشده، این اقدام نیز انتقاد گستردهای برنینگیخت؛ چراکه کارنامه مادورو، وارث اقتدارگرای هوگو چاوز و ایدئولوژی چاویسم، ونزوئلای نفتخیز را به بحرانی اقتصادی و فرسایشی کشانده و تورمی کمرشکن بر این کشور حکمفرماست.
دونالد ترامپ آشکارا اعلام کرده که قصد دارد بار دیگر کنترل سراسر قاره آمریکا را به دست گیرد؛ قارهای که چین در چند دهه گذشته با بهرهگیری از دوره طولانی عقبنشینی آمریکا، حضور خود را در آن به صورت تدریجی و حسابشده گسترش داده است. همسویی پیامهای ترامپ درباره مهاجرت و امنیت با نتایج انتخابات در آمریکای جنوبی، تحقق این هدف را برای او آسانتر میکند، اما همه پرسشها و تردیدهای مربوط به این جاهطلبی را از میان نمیبرد.
تهاجم سیاسی که ناشی از گسترش ترامپیسم است، چیزی فراتر از نوعی تبعیت کموبیش داوطلبانه از واشینگتن را وعده نمیدهد. این در حالی است که پکن همکاریهای اقتصادی و سرمایهگذاریهای خود را به شکل درخور توجهی در آمریکای لاتین افزایش داده است. حجم تجارت دوجانبه کشورهای آمریکای لاتین با ایالات متحده همچنان از سطح مبادلات آنها با چین عقبتر است؛ واقعیتی که صرفا با شعار و خطابه سیاسی نمیتوان بر آن غلبه کرد. در حقیقت هرچند ترامپیسم بهعنوان یک ایدئولوژی راستگرا در آمریکای لاتین خسته از بحران و مهاجر و ناامنی دست بالا را دارد، اما در زمین تجارت و اقتصاد، این چین و شخص شی جینپینگ است که بازی را در منطقهای که حیاطخلوت واشینگتن دانسته میشود، برده است.