هنر ادامهدادن در شرایط بحرانی
هنر به خودی خود یک رسانه است که این رسانهبودن را در مقاطع مختلف، در سبکها و انواع گوناگون خود نشان داده و نقش آن در بزنگاههای اجتماعی و فرهنگی بهمراتب عمیقتر و حیاتیتر میشود. هنر میتواند همزمان هم مرهم باشد و هم آینهای از بحرانها؛ از سویی حس زندگی را در مخاطب خود بیدار نگه دارد و از سویی دیگر راوی تجربهها و واقعیتها از دل شرایط موجودش باشد.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
شرق: هنر به خودی خود یک رسانه است که این رسانهبودن را در مقاطع مختلف، در سبکها و انواع گوناگون خود نشان داده و نقش آن در بزنگاههای اجتماعی و فرهنگی بهمراتب عمیقتر و حیاتیتر میشود. هنر میتواند همزمان هم مرهم باشد و هم آینهای از بحرانها؛ از سویی حس زندگی را در مخاطب خود بیدار نگه دارد و از سویی دیگر راوی تجربهها و واقعیتها از دل شرایط موجودش باشد.
بخش دیگری از مسئولیت در شرایط حساس اجتماعی بر دوش بسترهای ارائه هنر است تا جریان امید و ارتباط را زنده نگه دارند و فضایی بسازند که مخاطب بتواند همزمان که از اضطراب فاصله میگیرد، در جریان شرایط روز هم باشد.
یکی از محصولات هنری، سریالها و یکی از بسترهای ارائه هنر، نمایش خانگی است که در سالهای اخیر مورد استقبال مخاطب ایرانی نیز قرار گرفته؛ فضایی که به دلیل فرم و محتوای محصولات و ارتباط مستقیمتر با مخاطب، در مقایسه با رسانههای سنتی به ریتم زندگی روزمره مخاطبان نزدیکتر است.
با توجه به درگیری امروزه جامعه ایرانی با اخبار مربوط به جنگ تحمیلی سوم و تأثیرپذیری روحیه افراد، این روزها استمرار جریان فرهنگی شاید بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا میکند. در چنین شرایطی، تصمیم پلتفرمهای نمایش خانگی در تولید و انتشار محتوا، تنها یک انتخاب تجاری نیست؛ نوعی مداخله فرهنگی است. بر این اساس و با توجه به سبد محصولات ارائهشده در دو ماه اخیر، شاید بتوان گفت «شیدا» تنها سکوی فعال این حوزه بوده که مسیرش را نهتنها متوقف نکرده، بلکه منعطف با شرایط ادامه داده است. پخش «مو به مو» بدون عقبنشینی از برنامهریزی قبلی تا پایان ادامه یافت. سپس «هزارتو» را با عنوان یک سریال ملی نمایش داد و کمی بعد هم سریال «اهل ایران» را که با محوریت جنگ سوم تحمیلی ساخته شده است، پخش کرد. بهتازگی نیز «گل سنگ» را عرضه کرده است.
درواقع اینجا روند تداوم پخش محتوا و حفظ یک ریتم آشنا، به تکیهگاهی بدل شده و در فرامتن خود به مخاطب این پیام را میدهد که هنوز بخشی از روزمرهاش حفظ شده است.
به شکل کلی، سکوهای نمایش خانگی اگر بتوانند در محصولات خود میان انعکاس شرایط پیرامون و فاصله امن از آن تعادل برقرار کنند، گام مهمی در بازسازی سرمایه روانی-اجتماعی برداشتهاند.
آنچه اهمیت دارد «ادامهدادن در حوزه فرهنگ و کار فرهنگی» است؛ چیزی که شاید بتوان گفت شیدا در حوزه نمایش خانگی پیشرو آن شده و دیگر پلتفرمها نیز به دنبال آن حرکت کردهاند. اما باید دید چقدر از آثار ارائهشده به دنبال سبد تجاری است و چقدر بازتاب وضع موجود.