«شرق»، راوی آخرین معادلات میدانی و دیپلماتیک در واپسین ساعات آتشبس، وقتی دیپلماسی و سایه جنگ همزمان پیش میروند
روی لبه توافق
امروز چهارشنبه؛ زمانی است که به احتمال زیاد تکلیف بازگشت به جنگ یا آغاز دور تازه مذاکرات در اسلامآباد روشن شده است. با این حال، در لحظه نگارش، همه چیز در وضعیتی معلق و ناپایدار قرار دارد؛ وضعیتی که نه میتوان آن را صلح نامید و نه جنگ، بلکه نوعی «تعلیق راهبردی» است که هر لحظه امکان چرخش به یکی از دو مسیر کاملا متفاوت را دارد.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
موسی موحد: امروز چهارشنبه؛ زمانی است که به احتمال زیاد تکلیف بازگشت به جنگ یا آغاز دور تازه مذاکرات در اسلامآباد روشن شده است. با این حال، در لحظه نگارش، همه چیز در وضعیتی معلق و ناپایدار قرار دارد؛ وضعیتی که نه میتوان آن را صلح نامید و نه جنگ، بلکه نوعی «تعلیق راهبردی» است که هر لحظه امکان چرخش به یکی از دو مسیر کاملا متفاوت را دارد.
با پایان آتشبس دوهفتهای از ۳:۳۰ بامداد امروز، منطقه وارد مرحلهای حساس و تعیینکننده میشود. نگاهها اکنون بیش از هر زمان دیگری به اسلامآباد دوخته شده است؛ جایی که اگرچه مقدمات فنی و امنیتی برای میزبانی مذاکرات فراهم آمده، اما هنوز ابهامهای جدی درباره اراده و زمانبندی حضور طرفین پابرجاست. آنگونه که از شواهد برمیآید، نوعی بنبست نمادین نیز شکل گرفته است؛ اینکه کدام طرف نخستین گام را بردارد و بهاصطلاح «پرواز اول» را به مقصد پاکستان انجام دهد، خود به مسئلهای حیثیتی و سیاسی تبدیل شده که فراتر از یک تصمیم اجرائی، به سنجش وزن و موقعیت هر طرف در معادله قدرت گره خورده است. برخلاف ادعاهای اولیه دونالد ترامپ و دیگر مقامات کاخ سفید، قرار بود روز سهشنبه جیدی ونس در پاکستان حضور یابد؛ امری که تحقق نیافت و همین موضوع، عملا بر روند اعزام هیئت ایرانی نیز تأثیر گذاشت و مانع از شکلگیری گام نخست در مسیر مذاکرات شد. البته ایبیسی نیوز به نقل از کاخ سفید خبر داد که ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، دیروز سهشنبه از پایگاه مشترک اندروز عازم پاکستان شده تا در مذاکرات شرکت کند. با وجود این نکته، تداوم محاصره دریایی و حمله به کشتی ایرانی «توسکا» بر پیچیدگی معادلات افزوده و فضای بیاعتمادی را تشدید کرده است. در چنین شرایطی، اگر مذاکراتی آغاز نشود، مسئولیت اصلی این وضعیت متوجه ایالات متحده خواهد بود و بهسادگی نمیتوان این ناکامی را به تهران نسبت داد یا توپ را در زمین ایران انداخت.
با این حال و تا لحظه تنظیم گزارش خبری از اعزام هیئتها نیست، اما همزمان احتمال حضور هیئتهای تهران و واشنگتن برای اوایل امروز چهارشنبه از سوی آسوشیتدپرس مطرح شده است. در چنین فضایی، ارزیابیها از آینده کوتاهمدت تحولات، میان دو سناریوی متضاد در نوسان است؛ از یک سو بازگشت به چرخه تنش و حتی احیای درگیری، و از سوی دیگر، گشایش در مسیر دیپلماسی و آغاز گفتوگوهایی که میتواند دستکم از شدت بحران بکاهد. این دوگانه، صرفا یک انتخاب تاکتیکی نیست، بلکه بازتابدهنده دو مسیر متفاوت در سطح راهبردی است که هریک پیامدهای عمیقی برای امنیت، اقتصاد و جایگاه منطقهای ایران خواهد داشت. از این منظر، آنچه در ساعات و روزهای پیشرو رقم خواهد خورد، تنها تعیینکننده وضعیت فعلی نیست، بلکه میتواند مسیر تحولات بلندمدت را نیز تحت تأثیر قرار دهد. اکنون، بیش از هر زمان دیگری، وزن تصمیمها سنگین شده و هر انتخاب، نهفقط یک اقدام سیاسی، بلکه گامی در راستای شکلدهی به آیندهای است که میان جنگ و گفتوگو در نوسان قرار گرفته است.
در آخرین روز آتشبس چه گذشت؟
درحالیکه تنها ساعاتی تا پایان رسمی آتشبس دوهفتهای میان ایران و آمریکا باقی مانده، فضای سیاسی و امنیتی منطقه در شرایطی پیچیده، چندلایه و آمیخته با ابهام قرار دارد؛ وضعیتی که همزمان نشانههایی از احتمال آغاز دور تازه مذاکرات در اسلامآباد و نیز بازگشت به چرخه تنش و درگیری را در خود جای داده است. گزارشهای میدانی و رسانهای از منابع مختلف نشان میدهد که اگرچه پاکستان بهعنوان میزبان، مقدمات لازم برای برگزاری مذاکرات را فراهم کرده، اما همچنان بر سر نحوه و زمان حضور طرفین اختلافات جدی وجود دارد. در همین زمینه، «کیمبرلی هالت»، خبرنگار الجزیره، از اسلامآباد گزارش داده است که آمریکا و ایران بر سر اینکه کدام طرف ابتدا به اسلامآباد پرواز کند، در بنبست قرار دارند؛ موضوعی که به گفته او به نوعی «بازی حیثیتی» میان دو طرف تبدیل شده است. او تأکید کرده که کاخ سفید درباره زمان خروج جیدی ونس از واشنگتن با احتیاط سخن میگوید و این احتیاط ناشی از نگرانی از «شرمساری دیپلماتیک» در صورت حضورنداشتن ایران در مذاکرات است. به گفته این خبرنگار، اگر آمریکا هیئت خود را اعزام کند اما ایران در مذاکرات حاضر نشود، این موضوع برای واشنگتن یک شکست نمادین تلقی خواهد شد. در همین حال، مقامات پاکستانی نیز اعلام کردهاند که اگرچه کارکنان پشتیبانی در روزهای گذشته وارد اسلامآباد شدهاند، اما هنوز هیچ هیئت سطح بالایی از دو کشور در محل حاضر نیست. الجزیره همچنین به نقل از منابع مطلع گزارش داده که یکی از نقاط اختلاف اصلی، پیششرط ایران برای پایاندادن به محاصره دریایی بنادرش از طرف آمریکاست. همزمان، خبرگزاری آسوشیتدپرس به نقل از دو مقام منطقهای مدعی شده که هر دو طرف سیگنالهایی برای حضور در مذاکرات جدید ارسال کردهاند، اگرچه این سیگنالها هنوز به تصمیم عملی تبدیل نشدهاند. در داخل ایران، فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، با تأکید بر پیوند میان میدان و دیپلماسی، اعلام کرده است «مذاکرات در امتداد میدان است» و درعینحال تصریح کرده که مردم ایران تسلیمناپذیرند، اما اگر مذاکره در چارچوب احترام و بهرسمیتشناختن متقابل باشد، ایران همواره پیشگام گفتوگو بوده است. این در حالی است که خبرگزاری تسنیم گزارش داده تهران با نزدیکشدن به پایان آتشبس، آمادگی کامل برای احتمال آغاز مجدد جنگ را دارد و حتی «شگفتانههایی» برای دور جدید درگیری احتمالی تدارک دیده شده است. در همین راستا، تحولات میدانی نیز بر پیچیدگی اوضاع افزوده است. پس از نقض آتشبس از سوی آمریکا، کانالهای ورودی و خروجی تنگه هرمز مسدود اعلام شده و مسیرهای جدیدی که پیشتر برای تردد کنترلشده کشتیهای تجاری طراحی شده بود، تا اطلاع ثانوی بسته شدهاند. براساس گزارشها، تا زمان ارائه تضمینهای لازم برای رفع کامل محاصره دریایی، هیچ شناوری اجازه عبور از این گذرگاه حیاتی را نخواهد داشت و کنترل شدید این منطقه در اختیار نیروی دریایی سپاه قرار گرفته است. همچنین تردد هرگونه شناور نظامی در این منطقه ممنوع اعلام شده است.
در سطح رسانهای، خبرگزاری صداوسیما نیز تا ظهر سهشنبه تأکید کرده که هیچ هیئت ایرانی، اعم از اصلی یا فرعی به اسلامآباد اعزام نشده است. این در حالی است که طی روزهای گذشته، برخی رسانههای بینالمللی و منطقهای از برنامهریزی برای عزیمت هیئت ایرانی یا زمانبندی مذاکرات خبر داده بودند که به گفته منابع رسمی ایرانی، صحت نداشته است. مقامات کشورمان از شامگاه یکشنبه نیز موضعی ثابت اتخاذ و اعلام کردهاند «مذاکره زیر سایه تهدید و نقض عهد» را نمیپذیرند و ادامه حضور در مذاکرات را منوط به تغییر رفتار آمریکا دانستهاند. در همین چارچوب، یک مقام ایرانی در گفتوگو با العربی الجدید نیز تأکید کرده که موضع تهران درباره شرکتنکردن در مذاکرات اسلامآباد تغییری نکرده و هیچ هیئتی در آنجا حضور ندارد. شبکه المیادین نیز تا ظهر سهشنبه گزارش داده که هنوز اطلاعات رسمی از برگزاری دور دوم مذاکرات در دست نیست. در همین حال، رسانه سعودی «الحدث» به نقل از منابع پاکستانی مدعی شده که اسلامآباد از تهران و واشنگتن خواسته آتشبس را دو هفته دیگر تمدید کنند و حتی احتمال دارد شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان، چنین تمدیدی را اعلام کند. در سوی دیگر، دونالد ترامپ مدعی شده که تمایلی به تمدید آتشبس ندارد و در اظهاراتی گفته «برای یک توافق عالی عجلهای ندارد» و حتی به توقیف یک کشتی ایرانی اشاره کرده است. این مواضع با واکنش محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، مواجه شد که در شبکه ایکس نوشت «ترامپ تلاش دارد با نقض آتشبس و اعمال محاصره، میز مذاکره را به «میز تسلیم» تبدیل کند». در همین حال، تحلیل پایگاه ژئو اینسایدر نشان میدهد که «لحن ترامپ در روزهای اخیر تغییر کرده و از مواضع تند فاصله گرفته است». این رسانه معتقد است ترامپ با الگوی همیشگی «فشار حداکثری» در حال آمادهسازی افکار عمومی برای یک توافق احتمالی است؛ توافقی که ممکن است شباهتهایی به برجام داشته باشد. سخنگوی کاخ سفید نیز در گفتوگو با فاکسنیوز ادعا کرده که آمریکا هرگز تا این حد به یک توافق خوب با ایران نزدیک نبوده است. در مقابل، رضا امیریمقدم، سفیر ایران در پاکستان، در شبکه ایکس تأکید کرده که هیچ کشوری با تمدن بزرگ تحت تهدید مذاکره نمیکند. از سوی دیگر، المیادین گزارش داده آمریکاییها به میانجی پاکستانی اطلاع دادهاند که ممکن است به صورت غیرعلنی با رفع محاصره موافقت کنند، اما ایران خواهان اعلام رسمی این اقدام است. شبکه سیانان نیز گزارش داده که برخی مقامات آمریکایی به طور خصوصی اذعان کردهاند اظهارات علنی ترامپ به روند مذاکرات آسیب زده و موجب افزایش بیاعتمادی ایران شده است. به گفته این رسانه، اختلافات جدی همچنان بر سر موضوعاتی مانند محدودیتهای هستهای، تحریمها و کنترل تنگه هرمز پابرجاست. در مجموع، آنچه در این لحظات حساس مشاهده میشود، ترکیبی از سیگنالهای متناقض، بیاعتمادی عمیق و تلاشهای همزمان برای حفظ گزینههای جنگ و دیپلماسی است؛ وضعیتی که آینده آن، به تصمیماتی گره خورده که در ساعات و روزهای پیشرو اتخاذ خواهد شد.
فریدون مجلسی: از فرصت اسلامآباد نهایت استفاده را بکنیم
در تحلیل فضای شکننده ساعات منتهی به پایان آتشبس، فریدون مجلسی با نگاهی محتاطانه اما امیدوار، معتقد است: «هنوز امکان آغاز گفتوگوها وجود دارد؛ هرچند این امکان، بیش از هر زمان دیگری لرزان و وابسته به تصمیمات لحظهای طرفین است». به گفته این دیپلمات اسبق کشورمان: «شواهد میدانی و دیپلماتیک نشان میدهد زیرساختهای لازم برای برگزاری مذاکرات در اسلامآباد مهیا شده است؛ از آمادگی محل برگزاری در هتلها گرفته تا پیشبینیهای امنیتی برای چند روز متوالی از مذاکره. با این حال، عدم حضور قطعی هیئتها تا این لحظه، نشانهای از تردید یا پیچیدگی در محاسبات طرفین تلقی میشود».
مجلسی بر این باور است که در چنین بزنگاهی: «منطق مذاکره همچنان میتواند بر منطق تقابل غلبه کند، مشروط بر آنکه ارادهای حداقلی برای «تعامل، ولو محدود» وجود داشته باشد». تحلیلگر حوزه سیاست خارجی تأکید میکند: «حتی یک توافق موقت یا گام اولیه نیز میتواند بهمثابه روزنهای برای خروج از چرخه فرسایشی تنش عمل کند». به تعبیر او: «حتی اگر دستاوردی کامل حاصل نشود، داشتن یک بهانه یا مبنا برای آغاز گفتوگو، خود یک فرصت است؛ فرصتی که میتواند از ورود به مرحلهای غیرقابل بازگشت جلوگیری کند». این تحلیلگر با اشاره به فضای داخلی و خارجی درباره بحران، از وجود سه جریان سخن میگوید که عملا در راستای «تداوم و تشدید تنش» حرکت میکنند. به گفته او: «بخشی از مخالفان خارج از کشور، با امید به تغییرات بنیادین، از تشدید درگیری استقبال میکنند. در سوی دیگر، بازیگرانی همچون اسرائیل نیز با ملاحظات امنیتی و راهبردی خاص خود، خواهان تداوم فشار بر ایران هستند». در داخل نیز، به باور مجلسی: «برخی جریانهای رادیکال به حمله و هجمه و تخریب علیه قالیباف و تیم مذاکرهکننده روی آورده و مسیر گفتوگو را تخریب کردهاند. این تندروها، خواه از سر باور یا محاسبه و عامدانه در این روزها بهگونهای عمل میکنند که نتیجه آن تقویت فضای تقابل است».
با این حال، دیپلمات اسبق کشورمان تأکید میکند: «آنچه باید در مرکز توجه قرار گیرد، منافع ملی ایران است»؛ منافعی که به تعبیر مجلسی: «دیگر تاب تحمل هزینههای فزاینده یک درگیری گسترده دیگر را ندارد». او با ترسیم تصویری از پیامدهای ملموس آغاز مجدد جنگ، «از اختلال در زیرساختها، فشار بر معیشت مردم، و تهدید زندگی روزمره سخن میگوید» و هشدار میدهد: «ادامه این روند میتواند به فرسایش عمیقتر توان ملی بینجامد». البته از نگاه این کارشناس: «مسئله فقط تخریب فیزیکی نیست، بلکه آسیبهای اجتماعی و روانی نیز در کمین جامعه قرار دارد». در چنین بستری، مجلسی تأکید دارد: «نقش چهرههایی که در فرایند مذاکرات حضور دارند، از جمله محمدباقر قالیباف، نیز مورد توجه قرار گرفته است». او، اگرچه تصریح میکند: ارزیابیاش مبتنی بر افراد نیست، بلکه بر نتایج متمرکز است، اما در عین حال ابراز امیدواری میکند که مسئولان امر و شخص قالیباف بتوانند از این فرصت حساس برای پیشبرد گفتوگوها بهره ببرند. به باور او: «برخی مواضع اخیر قالیباف و پزشکیان نیز حاکی از درک ضرورت پرهیز از تداوم تنش و توجه به هزینههای آن است». مجلسی در بخش دیگری از ارزیابی خود، به شرایط خاص کنونی در حوزه ژئوپلیتیک اشاره میکند و معتقد است: «برخی اهرمهای موجود از جمله تحولات مرتبط با مسیرهای حیاتی منطقه میتواند به عنوان فرصتی برای چانهزنی و دستیابی به توافقی آبرومندانه مورد استفاده قرار گیرد». او روی این نکته مانور میدهد که «استفاده هوشمندانه از این موقعیتها، میتواند به کاهش فشارها، پایاندادن به درگیری و حتی گشایش در مسیر رفع تحریمها منجر شود». در نهایت، جمعبندی این دیپلمات پیشین بر یک محور استوار است که «بهرغم ورود به بامداد چهارشنبه و پایان آتشبس دوهفتهای، فرصت هنوز از دست نرفته، اما بسیار محدود است». به تعبیر او، تداوم وضعیت کنونی بدون تصمیمگیری روشن، میتواند کشور را بهسمت سناریوهایی سوق دهد که کنترل آنها دشوار و پرهزینه خواهد بود. مجلسی هشدار میدهد: «در صورت از دست رفتن این مقطع، ممکن است در آینده امکان بازگشت به میز مذاکره با چنین شرایطی فراهم نشود. پس باید از فرصت اسلامآباد نهایت استفاده را بکنیم».
عسگر قهرمانپور: به نظر میرسد «توافق محدود»، واقعبینانهترین گزینه در شرایط فعلی باشد
عسگر قهرمانپور در قامت کارشناسی دیگر هم در گفتوگو با «شرق»، ابتدا به ساکن یادآور میشود: «در حالیکه نگاهها به احتمال آغاز مذاکرات میان ایران و ایالات متحده آمریکا در اسلامآباد دوخته شده، یک واقعیت مهم را نمیتوان نادیده گرفت؛ منطقه همزمان هم به توافق نزدیک است و هم به نقطهای خطرناک از تقابل و این همان وضعیتی است که تحلیلگران از آن به عنوان حرکت روی «لبه پرتگاه کنترلشده» یاد میکنند؛ جایی که هر تصمیم میتواند به کاهش تنش یا تشدید بحران منجر شود».
با این برداشت، تحلیلگر ارشد حوزه بینالملل باور دارد: «در چنین شرایطی، سه مسیر پیشروی این مذاکرات قرار دارد؛ مسیر اول ناظر بر «توافقی کوچک و محدود برای خرید زمان» است. به این معنا، محتملترین سناریو، رسیدن به یک توافق محدود است؛ توافقی که، نه همه اختلافات را حل میکند و نه قرار است پایانی قطعی بر تنشها باشد و در این حالت، بخشی از فشارهای اقتصادی کاهش پیدا میکند، مثلا آزادسازی برخی منابع مالی یا ایجاد مسیرهای محدود برای مبادلات و در مقابل، ایران هم برخی اقدامات حساس خود را بهطور موقت تعدیل میکند». به زعم این کارشناس: «چنین مدل توافقی، بیش از آنکه یک راهحل نهایی باشد، یک «وقفه» است؛ فرصتی برای نفسکشیدن اقتصاد و کاهش خطر درگیری. اما یک مشکل اساسی هم دارد، چراکه ممکن است منطقه را در وضعیت فرسایشی «نه جنگ، نه صلح» نگه دارد». قهرمانپور در سناریوی بدبینانهاش به مسیر دوم یعنی «شکست و بازگشت به تنش» هم اشاره دارد و میگوید: «اگر مذاکرات به هر دلیلی شکل نگیرد یا به بنبست برسد، احتمال بازگشت سریع به فضای تقابل بسیار بالاست. پایان آتشبس میتواند به افزایش درگیریهای غیرمستقیم یا حتی برخوردهای محدود مستقیم منجر شود». به زعم او: «در این میان، نقش اسرائیل کلیدی است. اسرائیل که نسبت به هرگونه تثبیت موقعیت هستهای ایران حساس است، ممکن است مسیر تنش را با اقدامات پیشدستانه از عملیات سایبری گرفته تا تحرکات امنیتی تشدید کند». از سوی دیگر این تحلیلگر برای ایران هم هشدار میدهد: «مسیر شکست مذاکرات و تشدید تنش اگرچه میتواند به تقویت انسجام داخلی منجر شود، اما هزینههای اقتصادی و ... به همراه دارد و خطر کشیدهشدن به یک درگیری گستردهتر را افزایش میدهد». در مسیر سوم، قهرمانپور یک سناریوی خوشبینانه را ذیل «حرکت به سمت یک توافق بزرگتر» طرح کرده و عنوان میدارد: «امکان دارد در صورت آغاز مذاکرات اسلامآباد، روند سیاسی و دیپلماتیک به نقطه شروعی برای یک توافق جامع تبدیل شود؛ توافقی شبیه یا حتی فراتر از برجام. در این مسیر، موضوعات کلیدی مانند تحریمها، برنامه هستهای و نقش منطقهای ایران باید بهصورت جدی حلوفصل شوند». به گفته او: «این گزینه بیشترین منفعت اقتصادی و امنیتی را برای ایران دارد، اما رسیدن به آن ساده نیست. مخالفتهای داخلی در دو طرف و همچنین فشار بازیگران منطقهای، بهویژه اسرائیل، میتواند مسیر را ناهموار کند». تحلیلگر حوزه بینالملل در مقام جمعبندی از «تعادل میان فشار و مذاکره» یاد میکند و به گفته او: «با در نظر گرفتن همه عوامل، به نظر میرسد توافق محدود واقعبینانهترین گزینه در شرایط فعلی باشد. هم تهران و هم واشنگتن به کاهش فوری تنش نیاز دارند، اما هنوز برای یک مصالحه بزرگ آماده نیستند». قهرمانپور این را هم متذکر میشود: «در عین حال، برخی تحلیلگران هشدار میدهند سناریوهای پرریسکتری نیز در سایه این تحولات قابل تصور است که ناظر به سرریز بحران به گلوگاههای راهبردی مانند تنگه بابالمندب، تا طرح ایدههای پرهزینهای مانند فشار نظامی مستقیم یا حتی هجوم محدود به داخل خاک ایران و نیز حرکت به سمت یک راهبرد فرسایشی مبتنی بر «حداکثر درد» که ترکیبی از فشار اقتصادی، امنیتی و روانی است». با این قرائت، او توصیه میکند: «ایران در موقعیتی قرار دارد که باید میان «حفظ بازدارندگی» و «پیشبرد دیپلماسی» تعادل برقرار کند؛ تعادلی حساس که موفقیت یا شکست آن میتواند نهفقط سرنوشت مذاکرات، بلکه آینده ثبات در منطقه را تعیین کند».