رسانه و تاب آوری جمعی در برابر توفانهای روانی
در نظریههای نوین جامعهشناسی بحران، تابآوری اجتماعی به ظرفیت یک جامعه برای مقاومت در برابر شوکهای بیرونی، انطباق با شرایط دشوار و بازسازی سریع ساختارهای همبستگی خود تعریف میشود. این مفهوم فراتر از تحملِ صرفِ رنج، به توانایی یادگیری از بحران و تبدیل تهدید به فرصتی برای رشد جمعی اشاره دارد.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
احمد افروز: در نظریههای نوین جامعهشناسی بحران، تابآوری اجتماعی به ظرفیت یک جامعه برای مقاومت در برابر شوکهای بیرونی، انطباق با شرایط دشوار و بازسازی سریع ساختارهای همبستگی خود تعریف میشود. این مفهوم فراتر از تحملِ صرفِ رنج، به توانایی یادگیری از بحران و تبدیل تهدید به فرصتی برای رشد جمعی اشاره دارد.
پرسش بنیادین آنجاست که رسانهها در این میان چه نقشی ایفا میکنند؟ آیا آنها صرفا بازتابدهنده سقوط یا صعود تابآوری جمعی هستند، یا خود عاملی تعیینکننده در تضعیف یا تقویت این ظرفیت حیاتی به شمار میروند؟ پاسخ به این پرسش، ما را به بازتعریف مأموریت رسانه در عصر بحرانهای زنجیرهای فرامیخواند. رسانه میتواند هم شکننده باشد و هم مقاومتافزا. تفاوت، در زبان، الگوی روایت، انتخاب قاب و درک عمیق از روان جمعی نهفته است. رسانههایی که ناآگاهانه یا عامدانه به تخریب تابآوری اجتماعی دامن میزنند، معمولا از سه الگوی مخرب پیروی میکنند: نخست، بزرگنمایی درماندگی؛ یعنی تمرکز افراطی بر نقاط ضعف، ناکامیها و فروپاشیها بدون ارائه هیچ چشماندازی برای خروج از بحران. این الگو، حس فاجعه قطعی را در اذهان تثبیت میکند و مخاطب را به جای کنشگر، به نظارهگری منفعل بدل میسازد. دوم، قربانیسازی مفرط؛ قالبی روایی که در آن جامعه قربانی است و هیچ عاملیت یا قدرتی برای تغییر وضعیت ندارد. این روایت هرچند ممکن است همدلی برانگیزد، اما در درازمدت هویت قربانی را به بخشی از خودانگاره جمعی تبدیل کرده و از انگیزه مقاومت میکاهد. سوم، تفرقهافکنی سیستماتیک؛ یعنی برجستهسازی مداوم مرزهای قومی، مذهبی، طبقاتی یا سیاسی به گونهای که اعتماد میان شهروندان فرسوده شده و جامعه به تکههایی ازهمگسیخته تبدیل شود. در چنین فضایی، تابآوری جمعی معنای خود را از دست میدهد، زیرا دیگر جمعی در کار نیست. در سوی مقابل، رسانهای که خود را محرک تابآوری اجتماعی میداند، از زبانی متفاوت بهره میبرد. این رسانه به جای پنهانکردن واقعیتهای دشوار، صداقت خبری را با امید واقعبینانه پیوند میزند. به عبارت دیگر، میان اخبار بحران و روایت بحران تفاوت قائل میشود؛ اولی به رخداد اشاره دارد، دومی به چارچوب معنایی که آن رخداد در آن تفسیر میشود. رسانهای که به دنبال افزایش تابآوری جامعه است، بحران را نه پایان راه، که پیچ تاریخی دشوار اما قابل گذر روایت میکند.
از منظر روانشناسی اجتماعی، رسانه میتواند با تقویت هویت جمعی مثبت و احساس کنترل، دو مؤلفه اصلی تابآوری را پشتیبانی کند. هویت جمعی مثبت زمانی شکل میگیرد که رسانه موفقیتهای تاریخی، ظرفیتهای بومی و الگوهای مقاومت پیشین جامعه را بازنمایی کند، نه برای نوستالژی، بلکه برای ساختن الگوی ذهنی ما میتوانیم. احساس کنترل نیز از طریق نمایش نمونههای عینی از کنشهای مؤثرِ افراد و گروههای عادی تقویت میشود؛ یعنی نشاندادن اینکه در دل بحران، آدمهای معمولی بیآنکه منتظر معجزه باشند، دست به عمل میزنند و نتیجه میگیرند. رسانه در این نقش، از خبر به روایت توانمندساز ارتقا مییابد.
ذکر این نکته نیز ضروری است که ساخت تابآوری اجتماعی از طریق رسانه، هرگز به معنای انکار واقعیت یا خوشبینی سمی نیست. برعکس، رسانه بالغ و حرفهای میداند که اعتماد مخاطب با حذف تلخیها از بین میرود. هنر این رسانهها، در قاببندی متوازن نهفته است: تصویری واقعی از عمق بحران، همراه با زاویهای که امکان خروج را نشان دهد. این همان چیزی است که در تئوری ارتباطات، روایت بازسازنده مینامند. چنین روایتی، مخاطب را دچار شوک عاطفی نمیکند و نیز فریب خوشبینی کاذب نمیدهد؛ بلکه او را به شهروندی آگاه، هوشیار و آماده برای کنش جمعی تبدیل میکند. پایان سخن اینکه، رسانهای که رسالت حرفهای خود را بازسازی سرمایه اجتماعی و تقویت تابآوری جمعی تعریف میکند، از سه اصل اساسی پیروی میکند: صداقت بدون یأس، نمایش عاملیت بدون خودفریبی و پیوند گذشته مقاومت به آینده امکان. استاد رسانه امروز باید به شاگردان خود بیاموزد که قویترین روایت، آن نیست که بیشترین اشک را درآورد، بلکه آن است که پس از دیدن آن، مخاطب احساس کند همچنان ایستاده است و ارزش ایستادن دارد. رسانهای که تابآوری میسازد، نه شریک بحران، که همپیمان بقای جمعی است. در روزگاری که توفانهای روانی یکی پس از دیگری میوزند، شاید تنها چیزی که یک جامعه را از سقوط نجات میدهد، نه کمبود تهدید، که فراوانی روایتهای توانمندساز است و این، دقیقا همان جایی است که رسانه حرفهای، از حاشیه خنثی به مرکز استراتژیک مقاومت جمعی گام مینهد.