نگاهی تحلیلی به آثار گونه ورزشی در سینمای ایران
چه تصویری از ورزش زنان در سینمای ایران ارائه میشود؟
به حافظه تصویریتان رجوع کنید؛ در تمام سالهایی که مخاطب سینمای ایران بودید، چه تعداد فیلم ورزشی در خاطرتان ثبت شده است؟ اصلا چه تعداد از این فیلمها اثری است که زنان را در رشتههای ورزشی به تصویر کشیده باشد؟ واقعیت این است که گونه ورزشی در سینمای ایران مهجور است؛
به گزارش گروه رسانهای شرق،
به حافظه تصویریتان رجوع کنید؛ در تمام سالهایی که مخاطب سینمای ایران بودید، چه تعداد فیلم ورزشی در خاطرتان ثبت شده است؟ اصلا چه تعداد از این فیلمها اثری است که زنان را در رشتههای ورزشی به تصویر کشیده باشد؟ واقعیت این است که گونه ورزشی در سینمای ایران مهجور است؛ مثل باقی گونههای سینمایی که در دنیا طرفداران بسیاری دارد، اما سینمای ما گهگاه به این گونه سینمایی سرک کشیده است. اما به همین گونه نهچندان پرطرفدار در سینمای ایران، میتوان از دو منظر نگاه کرد؛ فیلمهای ورزشی که یک ورزش و مناسبات آن را دستمایه روایت قصه خود قرار دادهاند یا یک ورزشکار و زندگی حرفهای یا خصوصیاش را به تصویر کشیدهاند.
از زمین تا پرده
مازیار معاونی در گفتوگو با «شرق»، با اشاره به تاریخ ساخت فیلمهای ورزشی در سینمای ایران گفت: «مطابق مستندات در دسترس، ساخت فیلمهای موسوم به «ورزشی» در تاریخ سینمای ایران به حدود شش دهه پیش بازمیگردد؛ در سال 1347 خورشیدی ساموئل خاچیکیان که از فیلمسازان بنام سینمای تجاری و پیشگامان ساخت آثاری با مهارتهای تکنیکی قابل قبول در آن دوره زمانی بود، برای نخستین بار فرمول مطمئن استفاده از یک چهره ورزشی مشهور و پرطرفدار در قاب سینما را با فیلم «ببر مازندران» و با حضور «امامعلی حبیبی»، قهرمان نامدار کشتی آزاد، به کار گرفت. حبیبی مطابق دستمایههای داستانی محبوب آن روزهای سینمای تجاری ایران، در نقش یک قهرمان پاکدست کُشتی ظاهر شد که زندگیاش با شکست مصلحتی از حریف بنا بر آموزههای اخلاقی، گیرافتادن در پاپوش رقبای بدخواه و البته تبرئه و سعاتمندی در انتهای داستان روایت میشود؛ فرمولی آشنا که پیش از حبیبی با زندهیاد «محمدعلی فردین» هم در قالب چند اثر سینمایی امتحان خود را پس داده بود، با این تفاوت که در آثار فردین، قهرمان الزاماً با ورزش کشتی و رقابت ورزشکاران کشتیگیر ارتباط تنگاتنگی نداشت و در عوض از شهرت ورزشی و فیزیک مناسب این بازیگر فقید برای جلوهبخشیدن به پرسونای یک جوان لوطیمسلکِ بامرام و البته توانمند از نظر بدنی استفاده شده بود».
او ادامه داد: «نکته شایان تأمل اینجاست که بنا بر مجموعه دلایلی ازجمله آغاز توفانی موج نوی سینمای ایران و محبوبیت بسیار قهرمانان عاصی و قانونگریز آن و نیز هراس چهرههای مطرح رشتههای مختلف ورزشی از مخدوششدن وجهه اجتماعیشان که عدم همکاری همایون بهزادی با فیلم سینمایی «سر طلایی، ساخته شعاعالدین مصطفیزاده/ 1354» از بارزترین نمونههای آن است، در بازه زمانی پیش از انقلاب و بهویژه در دهه 50، استفاده از چهرههای ورزشی در قالب قهرمانان آثار سینمایی بُرد چندانی پیدا نکرد و این ژانر بیشتر با آثاری همچون «عمو فوتبالی ساخته سعید مطلبی/ 1354» و «مسافر ساخته عباس کیارستمی/ 1354» استمرار پیدا کرد که با نگاههای مختلف دراماتیک و اجتماعی، شور و شوق طرفداران جدی و حتی افراطی رشته پرطرفدار فوتبال را بهعنوان مایه اصلی داستانی خود برگزیده بودند.
اما در تمام دوران 46ساله پس از وقوع انقلاب و در میان انبوه آثار سینمایی تولیدشده در این دوره نزدیک به نیمقرن، باز هم گونه ورزشی هیچگاه به جایگاه یک گونه سینمایی محبوب و مقرونبهصرفه از نظر تعادل میان هزینه ساخت و میزان فروش نزدیک نشده است که البته باز هم سلسله دلایل مختلفی را میتوان برای این چرایی آن اقامه کرد».
او در بخش دیگری از این گفتوگو، به سینمای ایران در دهه 60 اشاره کرد و افزود: «در اولین دهه انقلاب، یعنی دهه 60 خورشیدی، انبوه آثار موسوم به انقلابی (تقابل انقلابیون با ساواک) و فیلمهای دفاعمقدسی که به اقتضای حالوهوای آن روزها بهاصطلاح در بورس بودند، فضای چندانی به گونههایی نظیر «گونه ورزشی» نمیداد تا فیلم «خط پایان» بهعنوان اولین ساخته محمدعلی طالبی و با محوریت موضوعی تلاشهای یک قهرمان دوچرخهسواری، تنها نماینده گونه ورزشی در سینمای بعد از انقلاب باشد؛ فیلمی که اگرچه اتمسفری ورزشی داشت، اما عملا در رسته آثار انقلابی و تقابل مردم عادی کوچه و بازار با عوامل دربار پهلوی ردهبندی میشد». معاونی افزود: «در دهه 70 نیز همچون دهه آغازین انقلاب، اگرچه از شدت و حدت سیاست قهرمانپردازی که ساخت آثار پرترهمحور هم جزئی از آن بود، تا حدودی کاسته شده بود، اما کماکان سایه ایدئولوژی بر تمام گونههای نمایشی بهویژه گونه ورزشی احساس میشد که مصادیق بارز آن دو فیلم «یاسهای وحشی» و «شیرهای جوان» هر دو از ساختههای محسن محسنینسب هستند که قهرمانان پاک و زلال این دو فیلم در تقابل با ورزشکاران خارجی گرفتار زدوبندهای سیاسی و مافیایی پشت پرده میشوند. البته در اواخر این دهه، در قالب دو فیلم «فوتبالیستها» ساخته علیاکبر ثقفی و «مثلث آبی» ساخته هادی صابر، از برخی از چهرههای مشهور رشته ورزشی فوتبال هم در ترکیب بازیگران استفاده شد که نه برای فیلم و نه برای این چهرهها برد چندانی به دنبال نداشت».
او در بخشی از این گفتوگو، به نقش و حضور زنان در فیلمهای ورزشی ایرانی اشاره کرد و افزود: «اما رویکرد آثار ورزشی از حدود دو دهه پیش و به تبعیت از تغییر اوضاع و احوال اجتماعی دچار تغییرات گستردهای شد. فیلم اعتراضی «آفساید ساخته جعفر پناهی/ ۱۳۸۵» اولین و یکی از مهمترین گامهای این تغییرات بود که ممانعت طولانیمدت از حضور زنان در ورزشگاهها را دستمایه قرار داده بود. به دنبال این فیلم متفاوت که برخلاف آموزهها و تأکیدات ایدئولوژیک رسمی ساخته شده بود، آثار دیگری هم به تدریج از راه رسیدند که در آنها رویکردهای متفاوت و متنوع ازجمله مضامین مبتنی بر پرترهنگاری و اعتراض به سیاستهای رسمی جلوه پررنگتری داشتند؛ آثاری که اگرچه تا تولید و عرضه آنها کمی بیشتر از یک دهه زمان لازم بود، ولی در مقابل در نیمه دوم دهه 90 و در یک بازه زمانی کوتاه چهارساله عرضه شدند تا بنیه ضعیف گونه ورزشی در سینمای ایران کمی فربهتر به نظر برسد. صفر تا سکو (سحر مصیبی/ 1395)، عرق سرد (سهیل بیرقی/ 1396)، غلامرضا تختی (بهرام توکلی/ 1397)، ضربهفنی (غلامرضا رمضانی/ 1397)، اورکا (سحر مصیبی/ 1398) و سونامی (میلاد صدرعاملی/ 1398) شش فیلمی بودند که در فاصله سالهای 1395 تا 1398 ساخته و اکران شدند. فیلمهایی که در میان آنها، هم پرترهنگاری آنهم با نگاهی به دور از تعصبات سیاسی و ایدئولوژیک وجود داشت («غلامرضا» تختی، «صفر تا سکو» با محرویت موضوعی زندگی ورزشی و شخصی خواهران منصوریان و «لاله» الهامگرفته از زندگی ورزشی یک قهرمان زن اتومبیلران)، هم نگاه انتقادی به برخی از واقعیات اجتماعی ازجمله موضوع چالشبرانگیز حجاب ورزشکاران زن ایرانی (اورکا)، مقوله اعطای اجازه حق خروج از کشور ورزشکاران زن به همسران آنها (عرق سرد)، موضوع پناهندگی برخی از ورزشکاران در کشورهای خارجی و عدم بازگشت آنها به کشور (سونامی) که همگی در یک وجه مهم یعنی برخورداری از رویکرد تازه به مایههای مضمونی-داستانی آثار سینمایی ورزشی مشترک بودند. البته این موج نسبتا بلند آثار ورزشی استمرار چندانی نداشت و از سال 1398 تا زمان نگارش این یادداشت در بهار 1404 که بازهای ششساله را دربر میگیرد، باز هم شاهد یک دوره طولانی غیبت این آثار در سینمای ایران بودهایم که بدون تردید به چراییهای مختلف از سلطه کمدیهای نازل، عدم استقبال آنچنانی از آثار قبلی این گونه، دشواریهای ساخت آثاری با محوریت زنان بنا بر خطوط قرمز موجود و... برمیگردد که پای تهیهکنندگان و کارگردانان سینمای ایران برای ورود به این عرصه را تا اندازههای بسیاری سست کرده است».
آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.