از نفع شخصی تا خیر عمومی
مسئله نسبت میان نفع شخصی و تصمیمگیری اخلاقی از بنیادیترین چالشهای فکری انسان است؛ چالشی که نهتنها در فلسفه اخلاق، بلکه در روانشناسی، سیاست، حقوق و حتی زندگی روزمره به طور مداوم خود را نشان میدهد.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
مسئله نسبت میان نفع شخصی و تصمیمگیری اخلاقی از بنیادیترین چالشهای فکری انسان است؛ چالشی که نهتنها در فلسفه اخلاق، بلکه در روانشناسی، سیاست، حقوق و حتی زندگی روزمره به طور مداوم خود را نشان میدهد.
انسان همواره در حال تحلیل جهان پیرامون خود است، اما این تحلیل هرگز در خلأ شکل نمیگیرد. جایگاه فرد، موقعیت اجتماعی، میزان قدرت، منافع اقتصادی، تعلقات عاطفی و حتی ترسها و امیدهای پنهان، همگی در شکلگیری نگاه او به واقعیت نقش دارند. از همین روست که با تغییر جایگاه، تحلیل نیز تغییر میکند؛ نه الزاما به دلیل فقدان صداقت، بلکه به سبب تغییر زاویه دید و دگرگونی شبکه منافع و معانی. این پدیده را نباید صرفا به ریاکاری یا سقوط اخلاقی فروکاست. انسان جهان را نه آنگونه که هست، بلکه آنگونه که برای او قابل زیست و معنادار است، ادراک میکند. کسی که بیرون از یک ساختار تصمیمگیری یا بهرهمندی ایستاده، میتواند از موضعی انتزاعی و آرمانخواهانه درباره عدالت، منافع عمومی یا اخلاق سخن بگوید؛ اما همان فرد، با ورود به همان ساختار، ناگهان با محدودیتها، ملاحظات و هزینههایی مواجه میشود که پیشتر در تحلیلش غایب بودهاند.
در این لحظه، تحلیل تغییر میکند، نه لزوما چون حقیقت عوض شده، بلکه چون نسبت فرد با حقیقت دگرگون شده است. از این منظر، گزاره اینکه «هیچکس نمیتواند کاملا خارج از منافع شخصی تصمیم بگیرد»، نه ادعایی بدبینانه، بلکه توصیفی واقعگرایانه از وضعیت انسانی است. حتی کنشهایی که در ظاهر کاملا ایثارگرانه یا اخلاقی به نظر میرسند، اغلب حامل نوعی نفع درونیاند؛ خواه آرامش وجدان، خواه حفظ تصویری اخلاقی از خود، خواه تعلق به روایتی معنادار از زندگی. اخلاقی که بر انکار کامل نفع شخصی بنا شود، ناگزیر به ایدهای انتزاعی و تحققناپذیر بدل میشود. مسئله اصلی نه حذف نفع، بلکه چگونگی مهار، تنظیم و جهتدهی آن است.
با این حال، پذیرش نقش نفع شخصی به معنای تسلیم در برابر خودخواهی نیست. پرسش محوری دقیقا در همین نقطه شکل میگیرد: آیا ممکن است نفع شخصی به گونهای سامان یابد که در تعارض با نفع دیگری و نفع عمومی قرار نگیرد؟ پاسخ به این پرسش، ساده و یکسویه نیست. چنین وضعیتی نه امری ذاتی است و نه به طور خودبهخودی محقق میشود. همراستایی منافع، بیش از آنکه محصول فضیلت فردی باشد، نتیجه ترکیبی از خودآگاهی اخلاقی و طراحی هوشمندانه ساختارهای اجتماعی است.
در سطح فردی، یکی از مهمترین پیششرطهای اخلاقی، آگاهی از موقعیت خویش است. فردی که بپذیرد تحلیلش تحت تأثیر منافع و جایگاهش قرار دارد، یک گام اساسی به سوی اخلاقیتر اندیشیدن برداشته است. این آگاهی امکان فاصلهگذاری انتقادی با داوریهای خود را فراهم میکند و مانع مطلقسازی تحلیل میشود. اخلاق در این سطح نه در ادعای بیطرفی کامل، بلکه در صداقت با خویشتن و پذیرش محدودیتهای ادراک انسانی معنا پیدا میکند.
در سطح نظری، تلاشهای متعددی برای یافتن معیاری فراتر از نفع شخصی صورت گرفته است؛ از اخلاق وظیفهگرایانه کانتی گرفته تا نظریههای قرارداد اجتماعی. اما حتی این چارچوبها نیز در عمل، زمانی پایدار میمانند که فرد درک کند رعایت قواعد مشترک، در بلندمدت به نفع خود او نیز هست. به بیان دیگر، اخلاق اجتماعی اغلب بر پیوند میان نفع عقلانی بلندمدت و مسئولیت جمعی استوار است، نه بر نفی کامل خودخواهی. انسان قواعد را میپذیرد، زیرا میداند زندگی در جهانی قاعدهمند، در نهایت امنیت، پیشبینیپذیری و منفعت بیشتری برای او به همراه دارد.
در سطح نهادی و اجتماعی، مسئله به مراتب تعیینکنندهتر میشود. اگر ساختارها بهگونهای طراحی شوند که موفقیت فردی فقط از مسیر آسیب به دیگری یا تضییع منافع عمومی ممکن باشد، نمیتوان انتظار کنش اخلاقی پایدار داشت. در مقابل، جوامعی که با ابزارهایی مانند شفافیت، پاسخگویی، تفکیک منافع، کنترل تعارض منافع و نظارت مؤثر، نفع شخصی را در چارچوب قواعد عمومی هدایت میکنند، امکان هممسیرشدن منافع فرد و جمع را افزایش میدهند. در اینجا اخلاق دیگر صرفا فضیلت فردی نیست، بلکه ویژگی یک نظم نهادی است.
در نهایت، شاید باید از اخلاقی کمالگرا و دستنیافتنی فاصله گرفت و به اخلاقی فروتنانهتر اندیشید؛ اخلاقی که انسان را آنگونه که هست میبیند، نه آنگونه که باید میبود. در چنین نگاهی، هدف نه حذف نفع شخصی، بلکه جلوگیری از ترجیح آن به بهای آسیب به دیگری و تخریب خیر عمومی است. این اخلاق میپذیرد که تعارض منافع همواره به طور کامل از میان نمیرود، اما میکوشد آن را قابل شناسایی، قابل کنترل و قابل پاسخگویی کند. شاید فضیلت اصلی در این مسیر، نه پاکی مطلق نیت، بلکه تلاش مداوم برای محدودکردن قدرت نفع شخصی و گشودن فضایی است که در آن زیست فردی و زیست جمعی، تا حد امکان، همزمان قابل دوام باشند.
آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.