وقتی حملونقل همگانی نیست!
در فضای شهرسازی ایرانی یک پرسش ساده اما بنیادین مطرح است: آیا سیستمهای حملونقل شهری ما، برای «همه» طراحی شدهاند یا فقط برای گروهی ویژه؟ در دهههای گذشته، برنامهریزی حملونقل شهری در ایران و بسیاری از نقاط جهان، عمدتا بر کارایی، سرعت و جریان ترافیک متمرکز بوده است؛ تمرکزی که در سالهای اخیر نیز در قالب پروژههای پرهزینه زیرساختی و شاخصمحور ادامه یافته و کمتر با ارزیابیهای اجتماعی پیشینی همراه بوده است.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
علی سلطانی، استاد دانشگاه و پژوهشگر توسعه شهری و زیرساخت: در فضای شهرسازی ایرانی یک پرسش ساده اما بنیادین مطرح است: آیا سیستمهای حملونقل شهری ما، برای «همه» طراحی شدهاند یا فقط برای گروهی ویژه؟ در دهههای گذشته، برنامهریزی حملونقل شهری در ایران و بسیاری از نقاط جهان، عمدتا بر کارایی، سرعت و جریان ترافیک متمرکز بوده است؛ تمرکزی که در سالهای اخیر نیز در قالب پروژههای پرهزینه زیرساختی و شاخصمحور ادامه یافته و کمتر با ارزیابیهای اجتماعی پیشینی همراه بوده است. این نگاه، هرچند در ظاهر فنی و بیطرف به نظر میرسد، اما در عمل به شکلگیری چشماندازی انجامیده که حملونقل را نه به عنوان یک خدمت عمومی خنثی، بلکه بهمثابه یک «فضای اجتماعیساخته» بازتولید میکند؛ فضایی که روابط قدرت موجود در جامعه را بازتاب میدهد و گاه تشدید میکند. در کلانشهرهایی مانند تهران، اصفهان، مشهد و شیراز، از اولویت تاریخی بزرگراهسازی و سوارهمحوری گرفته تا توزیع نابرابر حملونقل عمومی میان محلات، میتوان دید چه کسانی بیشتر «دیده» شدهاند و چه گروههایی در حاشیه ماندهاند؛ بهویژه در جایی که تصمیمها با منطق «کاهش حجم یا ازدحام ترافیک» توجیه میشوند، اما پیامدهای توزیعی آنها کمتر مورد پرسش قرار میگیرد. اینجاست که مفهوم «حق به شهر»، به معنای حق همه شهروندان نهفقط برای استفاده از شهر، بلکه برای شکلدادن به آن، اهمیتی دوچندان مییابد.
وقتی نظام حملونقل بیطرف نیست
برنامهریزی متداول حملونقل اغلب تحت سیطره نوعی گفتمان «قدرت/دانش» شکل گرفته است؛ جایی که تخصص فنی، به یک جهانبینی خاص مشروعیت میبخشد. این جهانبینی معمولا بر نیازهای مردان شاغل، دارای سلامت جسمی و صاحب خودروی شخصی متمرکز است و دیگر تجربههای زیسته را به حاشیه میراند؛ امری که در بسیاری از اسناد سیاستی و طرحهای بالادست کشور همانند طرحهای جامع حملونقل کلانشهرها، با برجستهسازی شاخصهای عملکردی و به حاشیه راندن شاخصهای اجتماعی مشاهده میشود. نتیجه این رویکرد، فراتر از ناکارآمدیهای فنی، پیامدهای اجتماعی ملموسی دارد: انزوای گروههای آسیبپذیر، محدودشدن دسترسی به فرصتهای اقتصادی و کاهش کیفیت زندگی برای کسانی که در الگوی غالب رفتوآمد نمیگنجند. برای نمونه، تأکید بر الگوهای شعاعی سفر (از حومه به مرکز شهر) با واقعیت سفرهای زنجیرهای، که بهویژه در میان زنان رایج است، همخوانی ندارد؛ سفرهایی که ترکیبی از خانهداری، مراقبت، خرید، آموزش و کار را در بر میگیرد، اما در بسیاری از مدلهای برنامهریزی نادیده گرفته میشود؛ بهویژه آنجا که دادههای رسمی سفر، بیشتر رفتوآمدهای شغلیِ تماموقت را مبنا قرار میدهند. این مثالها یادآور میشوند که حملونقل صرفا یک مسئله مهندسی نیست، بلکه انتخابی اخلاقی است که مستقیما با امکانداشتن یا امکاننداشتن شکوفایی انسانی در شهر گره خورده است.
تجربه زیسته و عدالت رویهای
اگر هدف، حرکت به سوی یک سیستم حملونقل عادلانه باشد، تمرکز صرف بر نتایج کافی نیست. «عدالت رویهای»، یعنی انصاف در خودِ فرایند تصمیمگیری، به همان اندازه اهمیت دارد. این امر مستلزم فاصلهگرفتن از الگوی تصمیمگیری از بالا به پایین و حرکت به سوی رویکردهای مشارکتی است که برای تجربه زیسته شهروندان ارزش قائل میشوند؛ رویکردی که هنوز در بسیاری از فرایندهای رسمی تصمیمسازی شهری، جایگاه تثبیتشدهای ندارد و اغلب به مرحله اطلاعرسانی پس از تصمیم محدود میشود. دراینمیان نگاه به موضوع از زاویهای دیگر همانند رویکرد «درهمتنیدگی» اهمیت ویژهای دارد. هویتهای اجتماعی مجزا و تکبعدی نیستند؛ یک زن کمدرآمد، سالمند یا دارای معلولیت، با مجموعهای از موانع همزمان روبهروست که نمیتوان آنها را جداگانه تحلیل کرد. در بسیاری از بافتهای فرسوده، حاشیهای و کمبرخوردار شهرهای ایران، این درهمتنیدگی بهوضوح مشاهده میشود؛ جایی که سیاستهای یکساننگر، نابرابریهای موجود را ناخواسته تشدید میکنند.
شهر برای همه یا فقط برای برخی؟
یک رویکرد فراگیر در برنامهریزی حملونقل، مستلزم توجه مشخص به گروههای مختلف اجتماعی است:
• زنان، که ایمنی، روشنایی فضاها و سازگاری سیستم با الگوهای متنوع سفر برای آنها حیاتی است؛ موضوعی که مستقیما با «توانمندی فیزیکی و ذهنی» آنها برای حرکت آزادانه در شهر پیوند دارد؛ بهویژه در شرایطی که امنیت سفر اغلب به عنوان مسئلهای فردی و نه ساختاری تلقی میشود.
• تهیدستان شهری؛ برای این گروه، استطاعت مالی تعیینکننده واقعی دسترسی است؛ چراکه وجود ایستگاه یا خط حملونقل، بدون امکان استفاده مداوم از آن، معنای چندانی ندارد؛ نکتهای که در سیاستهای تعرفهگذاری کمتر به صورت هدفمند دیده میشود.
• افراد دچار معلولیت، که هنوز هم در بسیاری از ایستگاهها و معابر شهری ایران با موانع فیزیکی و اطلاعاتی روبهرو هستند، با وجود آنکه «طراحی همگانی» باید خط پایه برنامهریزی باشد، نه یک ملاحظه اختیاری یا نمایشگونه.
• سالمندان و کودکان، که کیفیت پیادهروها، زمانبندی چراغها و ایمنی معابر برای آنها تعیینکننده حضور یا حذفشان از زندگی شهری است؛ درحالیکه این گروهها بهندرت به عنوان ذینفعان اصلی پروژهها تعریف میشوند.
• و در نهایت، مهاجران، اقلیتهای قومی و محلات کمقدرت که تجربه آنها نشان میدهد زیرساختهای حملونقل چگونه میتوانند به انسجام اجتماعی کمک کنند یا برعکس، به گسست و جابهجایی ناخواسته دامن بزنند؛ پدیدهای که در برخی پروژههای مداخله شهری قابل ردگیری است.
اگر جای آسیبپذیرترین شهروند بودیم
در کنار این نگاه انتقادی، یک چارچوب اخلاقی ساده اما راهگشا وجود دارد: اگر سیستم حملونقل شهری را بدون دانستن سن، جنسیت، ثروت یا توانایی جسمی خود طراحی میکردیم، چه انتخابهایی انجام میدادیم؟ این پرسش که ریشه در نظریه عدالت دارد، ما را ناگزیر میکند از منظر آسیبپذیرترین شهروندان بیندیشیم؛ پرسشی که میتواند به عنوان معیاری انتقادی برای بازخوانی سیاستهای موجود به کار رود. تجربه شهرهایی مانند وین که «جریانسازی جنسیتی» را به طور نظاممند در سیاستگذاری شهری بهکار گرفتهاند، نشان میدهد طراحی فراگیر نهتنها عادلانهتر، بلکه در نهایت کارآمدتر است. مقایسه این تجربهها با وضعیت شهرهای ایران، خلأ ارزیابیهای اجتماعی منسجم در سیاستگذاری حملونقل را برجسته میکند؛ خلأیی که معمولا پس از اجرا و بروز نارضایتیهای اجتماعی آشکار میشود.
مسیر پیشرو
حملونقل شهریِ عادلانه، یک پروژه صرفا فنی نیست؛ یک تعهد اخلاقی است. برای شهرهای ایران، این تعهد به معنای بازاندیشی جدی در سوارهمحوری، بازتوزیع عادلانه فضای خیابان و بهرسمیتشناختن تجربههای زیسته گروههایی است که سالها در حاشیه تصمیمگیری قرار داشتهاند؛ گروههایی که اغلب مخاطب اصلی پیامدهای ناخواسته سیاستها بودهاند، نه مخاطب فرایند تصمیمسازی. شاید روز جهانی حملونقل بهترین زمان باشد برای طرح این پرسش که شهرهای ما امروز چگونه با نیاز جابهجایی کنار آمدهاند، چگونه حرکت میکنند و مهمتر از آن، چه کسانی را با خود همراه میکنند و چه کسانی را از حرکت بازمیدارند؟
آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.