شهادت نجاتیافتگان
جورجو آگامبن، نظریهپرداز فلسفی و سیاسی، در کتاب «باقیماندههای آشویتس» پروژه هوموساکر را ادامه داده است. پروژهای پژوهشی که او پیش از آن با کتاب درخشانِ «هوموساکر: حیات برهنه و قدرت حاکم» آغاز کرده بود و سالهای پس از آن را نیز درگیر نگارش و انتشار جلدهای پرشمار دیگر آن بود.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
جورجو آگامبن، نظریهپرداز فلسفی و سیاسی، در کتاب «باقیماندههای آشویتس» پروژه هوموساکر را ادامه داده است. پروژهای پژوهشی که او پیش از آن با کتاب درخشانِ «هوموساکر: حیات برهنه و قدرت حاکم» آغاز کرده بود و سالهای پس از آن را نیز درگیر نگارش و انتشار جلدهای پرشمار دیگر آن بود. آگامبن در این کتاب میکوشد معنا و امکان شهادت را روشن سازد. او در مقابل موضع «بیانناپذیری» اردوگاه و سکوت درباره آشویتس، شروع به سخنگفتن میکند و به تأسی از پریمولوی، پرسش از اقتدار شاهد را پیش میکشد: چگونه نجاتیافتگان میتوانند به نیابت از غرقشدگان سخن بگویند و به جای آنها شهادت دهند؟ چگونه آنان میتوانند به تجربهای گواهی دهند که خودشان نیز از سر نگذراندهاند؟ آگامبن ویرانههای اخلاقیات آشویتس را برای طرح نوعی اخلاق نوین شهادت جستوجو میکند. نتیجه این جستوجو کتابی است تحریکبرانگیز درباره آشویتس که اندکی پس از انتشارش به زبان ایتالیایی آغازگر بحثهای دامنهداری شد.
آگامبن در پیشگفتار کتاب اشاره کرده که شاید برخی خوانندگان از این دلسرد شوند که ببینند اندک چیزی در این کتاب هست که پیشتر در شهادتنامههای بازماندگان نبوده است. کتاب در قالب کنونیاش، نوعی شرح همیشگی بر شهادت است. او میگوید پیشرفتن از راهی دیگر ممکن به نظر نمیرسید و در یک نقطه معین، روشن شد که شهادت در کنه خودش شکافی ذاتی دارد؛ به عبارتی دیگر، بازماندگان به چیزی شهادت دادند که شهادتدادن به آن ناممکن است. در نتیجه، شرحنویسی بر شهادت بازماندگان لاجرم به معنای بازجویی این شکاف، یا به بیان دقیقتر، تلاش برای گوشدادن به آن بود: «گوشسپردن به چیزی غایب برای این نویسنده کاری بیثمر از آب درنیامد. این کار، فراتر از هر چیز، برچیدن تقریبا همه آن آموزههایی را ضروری ساخت که از زمان آشویتس، به نام اخلاق مطرح شدهاند. چنانکه خواهیم دید، تقریبا هیچیک از آن اصول اخلاقیای که زمانه ما معتبر میانگاشت از این آزمون تعیینکننده سربلند بیرون نیامدند، نوعی اخلاق آزموده براساس آشویتس».
آگامبن میگوید در صورتی از کارش خرسند خواهد بود که در تلاش برای یافتن جایگاه و درونمایه شهادت، توانسته باشد چند تابلوی راهنما برافرازد که به نقشهنگاران آینده این قلمروی اخلاقی نو کمک کنند جهت خود را بیابند.
آگامبن درباره شهادتدادن میگوید که دشواری مسئله صرفا در تلاش برای انتقال محرمانهترین تجربههایمان نیست بلکه مسئله اصلی به خود ساختار شهادت مربوط است. از یک سو، آنچه در اردوگاهها روی داد برای بازماندگان بهمنزله تنها چیز حقیقی و به معنای واقعی کلمه، مطلقا فراموشنشدنی به نظر میآیند و از سوی دیگر این حقیقت نیز مطلقا تصورناپذیر است یعنی غیرقابل تقلیل به عناصر واقعی برسازندهاش است.
جورجو آگامبن در 22 آوریل 1942 در رم ایتالیا متولد شد. او از چهرههای برجسته فلسفه و نظریه سیاسی رادیکال در ایتالیا است. در سالهای اخیر آثار او تأثیر عمیقی بر پژوهشگران برخی رشتهها در فضای روشنفکری انگلیسیزبان داشته است. او تحصیلات خود را در رشتههای فلسفه و حقوق به پایان برد و در سال 1965 رساله دکترای خود را درباره اندیشه سیاسی سیمون وی نوشت. در سالهای 1966 و 1968، به عنوان دانشجوی پسادکترا در سمینارهای هایدگر درباره هگل و هراکلیتوس شرکت کرد. او در دانشگاههای مختلفی، از جمله دانشگاه ماچرا و دانشگاه ورونا، تدریس کرده و در کالج بینالمللی پاریس مدیر گروه بوده است.
آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.