مروری بر «نظام جدید هنرها»
اندیشههای سیال در هنر
کتاب «نظام جدید هنرها» همانطور که از عنوانش پیداست به پنج هنر اصلی نقاشی، مجسمهسازی، معماری، موسیقی و شعر میپردازد که گاهی بنا بر شرایط و زمان هنرهایی مثل باغبانی، حکاکی، هنرهای آذینی و ادبیات منثور به آن افزوده میشد. سده هجدهم در تاریخ زیباییشناسی و نقد هنری اهمیت زیادی دارد. اصطلاح «زیباییشناسی» در آن روزگار ساخته شد و در نزد تاریخدانان و پژوهشگران، موضوع «فلسفه هنر» به وجود آمد.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
شرق: کتاب «نظام جدید هنرها» همانطور که از عنوانش پیداست به پنج هنر اصلی نقاشی، مجسمهسازی، معماری، موسیقی و شعر میپردازد که گاهی بنا بر شرایط و زمان هنرهایی مثل باغبانی، حکاکی، هنرهای آذینی و ادبیات منثور به آن افزوده میشد. سده هجدهم در تاریخ زیباییشناسی و نقد هنری اهمیت زیادی دارد. اصطلاح «زیباییشناسی» در آن روزگار ساخته شد و در نزد تاریخدانان و پژوهشگران، موضوع «فلسفه هنر» به وجود آمد. پنج هنر اصلی در آن دوران نقاشی، مجسمهسازی، معماری، موسیقی و شعر بودند. افلاطون و ارسطو موسیقی یا رقص را هنرهای جداگانه نمیدانستند و آنها را عناصر گونههایی از شعر بهویژه شعر غنایی و دراماتیک میشمردند. به گزارش «ایبنا»، این کتاب نشان میدهد اگر بخواهیم در فلسفه کلاسیک پیوندی میان شعر و موسیقی و هنرهای زیبا بیابیم، پیش از هرچیز آن را در مفهوم مُحاکات مییابیم. از نوشتههای افلاطون و ارسطو قطعاتی گرد آوردهاند که از آنها به روشنی برمیآید که شعر و موسیقی و رقص و نقاشی و مجسمهسازی را صورتهای گوناگون محاکات میشمردهاند. پس از روزگار افلاطون و ارسطو، واپسین کوششهایی جهت فهرستبندی هنرها و توجه به ارزشهای زیباییشناسانه آنها به وجود آمد که یکی از آنها مربوط به مارتیانوس کاپلاست. در طرحواره هفت هنر آزاد او دستور، خطابه و جدل، حساب و هندسه و نجوم و موسیقی قرار دارد. در برخی منابع دیگر افزون بر هفت هنر کاپِلا، پزشکی و معماری نیز قرار دارد. در سده هفدهم، رهبری فرهنگی اروپا از ایتالیا به فرانسه رسید و بسیاری از اندیشهها و گرایشهای مربوط به نوزایی در ایتالیا، در اندیشه روشنگرایانه فرانسویها دگرگون شد. در روزگار لویی شانزدهم در فرانسه، شعر و ادبیات و موسیقی و نقاشی مورد حمایت قرار گرفت. آکادمیهای نقاشی، مجسمهسازی، معماری، موسیقی و رقص به وجود آمدند که نقش زیادی در رشد این هنرها داشت. در این سالها علوم طبیعی در حال رشد و گسترش بودند و آکادمیهای علوم نیز کارشان را شروع کرده بودند. دورهای تازه در حال شروع بود و در این دوران فرق میان هنرها و علوم بیشتر مشخص میشد. تا پیش از این در بسیاری از تقسیمبندیها، بعضی از شاخههای علم را در ردیف هنرها قرار میدادند ولی گذشت زمان این مرزبندی را باریکتر و دقیقتر کرد. با این تفاسیر در آستانه سده هجدهم به نظام جدید هنرهای زیبا نزدیکتر هستیم. در نیمه نخست سده هجدهم، دلبستگی نویسندگان و فیلسوفان به هنرهای دیداری و به موسیقی فزونی یافت. رسالههایی نوشته شد که در آنها هنرها را با هم و با شعر مقایسه کرده بودند و سرانجام نظام جدید هنرهای زیبا در حال جایگیرشدن بود. آبه باتو در رساله معروف و اثرگذارش بازگشت هنرهای زیبا به اصلی یگانه در سال ۱۷۴۶، گامی سرنوشتساز در این زمینه برداشت. ظهور رمانتیسیسم در اروپای قرن ۱۹، زمینه را برای تفسیر هنرها و نظریههای هنری مهیا میکرد. نظریههایی که دیگر به بحثهای قرن هجدهم مربوط نبودند و زمینه را برای گرایشهای تازهتر هموار میکردند. این نظام سنتی هنرهای زیبا دگرگونی و فراز و فرود زیادی داشته. از نیمه دوم سده نوزدهم باز شاهد فروپاشی نظام سنتی هنرهای زیبا هستیم و زایشهای تازهای رخ میدهد. سینما به عنوان فنون تازهای از بیان شیوههای هنری انجامید که زیباییشناسان سده هجدهم و نوزدهم در نظامهای خود جایی برایش نداشتند. کتاب در پایان تأکید میکند که تمام این اندیشهها سیال هستند و هیچ بعید نیست در آینده این نظام زیباییشناسی تغییر کند.
آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.