«شرق» از حملات متقابل ایران و آمریکا، لفاظیهای تازه ترامپ و شکنندهترشدن آتشبس گزارش میدهد
روایت یک شب پرتنش
اگر در گزارشهای پیشین «شرق» از تلاش تهران و واشینگتن برای حفظ رویاروییها زیر «سقف جنگ» سخن گفته میشد، حالا اما تداوم زد و خوردهای مقطعی و بهویژه تحولات شامگاه سهشنبه و بامداد چهارشنبه، نشانههایی متفاوت را مخابره میکند.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
اگر در گزارشهای پیشین «شرق» از تلاش تهران و واشینگتن برای حفظ رویاروییها زیر «سقف جنگ» سخن گفته میشد، حالا اما تداوم زد و خوردهای مقطعی و بهویژه تحولات شامگاه سهشنبه و بامداد چهارشنبه، نشانههایی متفاوت را مخابره میکند.
آنچه در ظاهر با یک حادثه در تنگه هرمز آغاز شد، اکنون به نقطهای رسیده که خطر عبور از مرزهای یک درگیری کنترلشده را بیش از هر زمان دیگری افزایش داده است. سقوط بالگرد آپاچی آمریکا، حملات متقابل به مواضع و اهداف، تهدیدهای تازه دونالد ترامپ برای نزدیکبودن به صدور دستور حملات جدید به زیرساختها و همزمان کاهش امیدها به پیشرفت مذاکرات، همگی مؤلفههای یک معادله جدید هستند؛ معادلهای که در آن دیپلماسی روز به روز ضعیفتر و میدان روز به روز پررنگتر میشود.
آنچه بیش از خود تحولات میدانی اهمیت دارد، دگرگونی تدریجی فضای سیاسی حاکم بر بحران است. دونالد ترامپ که فقط چند ساعت پس از ماجرای سقوط بالگرد آپاچی، این حادثه را موضوعی «نهچندان مهم» توصیف کرده بود، اندکی بعد دستور حملات علیه اهدافی در ایران را صادر کرد و عصر چهارشنبه با طرح تهدیدهایی تازه علیه زیرساختهای حیاتی ازجمله نیروگاهها و پلها، بار دیگر بر طبل تشدید تنش کوبید. این نوسان آشکار در مواضع کاخ سفید، بیش از آنکه بیانگر وجود یک راهبرد منسجم باشد، نشاندهنده وضعیتی است که در آن تصمیمسازی سیاسی از ثبات و پیشبینیپذیری فاصله گرفته و هر رخداد میتواند بهانهای برای عبور از خطوط پیشین و ورود به مرحلهای جدید از رویارویی باشد. در سوی مقابل نیز تهران ضمن رد مسئولیت حادثه آپاچی، تأکید کرده هرگونه حمله را بیپاسخ نخواهد گذاشت. محمدباقر قالیباف، رئیس هیئت مذاکرهکننده ایرانی، شامگاه سهشنبه و ذیل پستی در حساب شخصی خود در شبکه ایکس نوشت: «ما زبان دیپلماسی را ترجیح میدهیم، اما زبانهای دیگر را بسیار روانتر صحبت میکنیم. اگر تعهدات خود را بشکنید، ما به همان زبان که خودمان بهتر بلدیم، روی میآوریم. شما سوار همان اسبی میشوید که زین کردهاید!».
همزمان با افزایش حملات متقابل، کانالهای دیپلماتیک نیز زیر فشار قرار گرفتهاند. مقامهای ایرانی از دشوارشدن ادامه روند گفتوگوها سخن میگویند و میانجیهای منطقهای تلاش میکنند آخرین روزنههای مذاکره را حفظ کنند. اما واقعیت آن است که امروز بیش از هر زمان دیگری شکاف میان میدان و دیپلماسی عمیق شده است. اگرچه هنوز هیچیک از طرفین بهطور رسمی از پایان مسیر سیاسی سخن نمیگویند، اما مجموعه تحولات اخیر نشان میدهد منطقه وارد مرحلهای شده که در آن احتمال خطای محاسباتی، سوءبرداشت و تشدید ناخواسته بحران به شکل نگرانکنندهای افزایش یافته است.
ترامپ روی ریل بلاتکلیفی
پیش و بیش از تحولات میدانی و تبادل آتش میان تهران و واشینگتن، آنچه در روزهای اخیر بیش از همه جلب توجه کرده، مواضع متناقض و لفاظیهای بیوقفه دونالد ترامپ است؛ مواضعی که بیش از آنکه از وجود یک راهبرد منسجم حکایت داشته باشد، تصویرگر نوعی نوسان در تصمیمسازی سیاسی کاخ سفید است. تا پیش از شامگاه سهشنبه، رئیسجمهوری آمریکا همچنان از امکان توافق با تهران سخن میگفت و بار دیگر بر این ادعا تأکید داشت که مسیر دیپلماسی هنوز بسته نشده است. اما با انتشار خبر سقوط یک فروند بالگرد آپاچی آمریکا در نزدیکی تنگه هرمز، لحن او بهسرعت تغییر کرد.
ترامپ در نخستین واکنش، ایران را مسئول این حادثه معرفی کرد و مدعی شد این بالگرد پیشرفته در جریان مأموریت گشتزنی هدف قرار گرفته است. بااینحال، فقط ساعاتی بعد در گفتوگو با والاستریت ژورنال کوشید از اهمیت حادثه بکاهد و آن را موضوعی «نهچندان مهم» توصیف کرد و گفت خلبانان نیز در سلامت کامل به سر میبرند. این موضع اما دیری نپایید و رئیسجمهوری آمریکا بار دیگر لحن تهدیدآمیز خود را از سر گرفت و اعلام کرد واشینگتن ناگزیر به پاسخ خواهد بود. همین تغییرات پیاپی در مواضع ترامپ، بار دیگر پرسشهایی را درباره سازوکار تصمیمگیری در دولت آمریکا مطرح کرده است. بسیاری از ناظران معتقدند رئیسجمهوری آمریکا بارها نشان داده فاصله میان دعوت به مذاکره و تهدید به اقدام نظامی در ادبیات او گاه فقط چند ساعت است. در همین چارچوب، برخی گزارشها حاکی از آن است که ترامپ در ابتدا تمایل چندانی به انجام اقدام تلافیجویانه نداشت، اما پس از جلسه توجیهی پیت هگست، وزیر دفاع و ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا، نظر خود را تغییر داد. گفته میشود همین رایزنیها زمینهساز موافقت نهایی او با حملاتی شد که شامگاه سهشنبه و بامداد چهارشنبه علیه اهدافی در ایران انجام شد؛ رخدادی که بار دیگر نشان داد معادلات سیاسی در واشینگتن تا چه اندازه میتواند تحت تأثیر تحولات لحظهای و ملاحظات امنیتی دستخوش تغییر شود. اما ترامپ برخلاف روزهای گذشته که از توافق سخن میگفت، بعد از حملات صورتگرفته علیه ایران، روی مدار تهدید رفت و در مصاحبه چهارشنبه با فاکسنیوز مدعی شد ایران فرصتهای خود برای توافق را از دست داده و آمریکا به مرحلهای نزدیک شده که ممکن است دستور حملات جدید علیه زیرساختهای ایران صادر شود. اشاره مستقیم او به نیروگاهها، پلها و تأسیسات عمرانی، بیش از هر چیز نگرانیها درباره احتمال گسترش دامنه درگیری را افزایش داد.
همزمان ترامپ در شبکه اجتماعی خود نیز از «موفقترین محاصره دریایی تاریخ» سخن گفت و ادعا کرد هیچ چیز بدون اجازه آمریکا از منطقه عبور نمیکند. البته تناقضگویی ترامپ حد و مرز ندارد و او روز سهشنبه در گفتوگویی دیگر ادعا کرد آمریکا احتمالا در بازسازی خرابیهای جنگ مشارکت کرده و در ازای آن سهمی از نفت ایران دریافت خواهد کرد؛ اظهاراتی که واکنشهای فراوانی را به همراه داشت. در این میان، مواضع دیگر مقامهای آمریکایی نیز تصویر پیچیدهای از وضعیت ارائه میدهد. جیدی ونس، معاون رئیسجمهوری آمریکا، همچنان بر امکان دستیابی به یک توافق هستهای تأکید میکند و معتقد است واشینگتن باید راهحل دیپلماتیک را دنبال کند. در مقابل، گزارشهایی از فشار محافل نزدیک به اسرائیل برای اتخاذ رویکردی سختگیرانهتر منتشر شده است. همین دوگانگی نشان میدهد دولت آمریکا هنوز به جمعبندی روشنی درباره مسیر آینده نرسیده است. از یک سو تهدید به حمله گسترده و از سوی دیگر تأکید بر امکان توافق، دو پیام متناقضی هستند که نهتنها تهران، بلکه متحدان واشینگتن را نیز در وضعیت انتظار و ابهام قرار دادهاند. نتیجه این وضعیت، افزایش بیثباتی و دشوارترشدن پیشبینی رفتار طرف آمریکایی در روزهای آینده است.
2 ماه لفاظی بیامان
لفاظیهای دونالد ترامپ و مواضع متناقض او پدیده تازهای در عرصه سیاست آمریکا نیست و طی سالهای گذشته بارها مورد توجه ناظران، تحلیلگران و رسانههای بینالمللی قرار گرفته است. بااینحال، تحولات اخیر بار دیگر این ویژگی رفتاری رئیسجمهوری آمریکا را به کانون توجه بازگردانده است. فاصله کوتاه میان سخنگفتن از توافق و مذاکره با تهران و سپس تهدید به حملات گستردهتر، برای بسیاری از رسانهها نشانهای از ابهام در راهبرد واشینگتن تلقی شده است. از همین رو، بخش درخور توجهی از تحلیلها نه بر تحولات میدانی، بلکه بر چرایی این نوسانات گفتاری و پیامدهای آن برای مدیریت بحران متمرکز شدهاند؛ نوساناتی که به باور برخی ناظران، بیش از آنکه بازتاب یک راهبرد منسجم باشد، نشانهای از بلاتکلیفی در تصمیمسازی سیاسی آمریکاست. در این زمینه، سیانان با مرور مواضع دونالد ترامپ در بیش از دو ماه گذشته، روایت او درباره «نزدیکبودن توافق با ایران» را زیر سؤال برده و تأکید میکند رئیسجمهور آمریکا بارها از دستیابی قریبالوقوع به توافق سخن گفته است، بیآنکه نشانهای ملموس از تحقق آن دیده شود. به نوشته این شبکه، ترامپ از زمان اعلام آتشبس در اوایل آوریل تاکنون دستکم ۳۷ بار مدعی شده توافق با ایران بسیار نزدیک است یا تهران بهشدت خواهان نهاییشدن آن است. سیانان یادآور میشود ترامپ در هفتم آوریل اعلام کرده بود دو طرف فقط دو هفته با توافق فاصله دارند و حتی از حلشدن یکی از پیچیدهترین بحرانهای منطقه ابراز اطمینان کرده بود. بااینحال، نهتنها توافقی حاصل نشد، بلکه او در هفتهها و ماههای بعد نیز بارها همان ادعا را تکرار کرد. از اواخر مارس تا پایان می، ترامپ در سخنرانیها، مصاحبهها، نشستهای خبری و پیامهای شبکههای اجتماعی بارها گفت ایران «بهشدت»، «با اشتیاق» یا حتی «با التماس» به دنبال توافق است و اختلافات باقیمانده ناچیز هستند. این گزارش تأکید میکند پیشبینیهای مکرر ترامپ درباره نهاییشدن توافق، بارها نادرست از آب درآمده است. او در مقاطع مختلف از توافق در «چند روز آینده»، «هفته آینده» یا «بهزودی» سخن گفته، اما هیچیک از این وعدهها محقق نشدهاند. حتی زمانی که خود اذعان کرد پیشتر نیز تصور میکرده توافق نزدیک است ولی چنین نشده، باز هم همان روایت را ادامه داد. سیانان در نهایت نتیجه میگیرد تکرار مداوم این ادعاها، بدون آنکه پیشرفتی واقعی در روند مذاکرات مشاهده شود، باعث شده اعتبار این اظهارات زیر سؤال برود. به باور این رسانه، مشخص نیست ترامپ از روی خوشبینی، محاسبات سیاسی، تلاش برای آرامکردن بازارها یا این تصور که تکرار یک گزاره میتواند آن را به واقعیت تبدیل کند، چنین مواضعی اتخاذ میکند، اما آنچه روشن است این است که ادعای «نزدیکبودن توافق» دیگر برای بسیاری از ناظران چندان قابل اتکا به نظر نمیرسد.
از سیریک تا جاسک؛ حملات و خسارت آمریکا به زیرساختهای جنوب ایران
بامداد چهارشنبه استان هرمزگان به مهمترین کانون تحولات میدانی تبدیل شد. گزارشهای متعدد از قشم، جاسک، سیریک و بندرعباس حکایت از شنیدهشدن صدای انفجارها و وقوع حملات پراکنده داشت. هرچند در ساعات اولیه اطلاعات ضدونقیض فراوانی منتشر شد، اما بهتدریج ابعاد خسارتها روشنتر شد. مهمترین بخش این حملات به شهرستان سیریک مربوط بود؛ جایی که دو مخزن اصلی ذخیره آب در بخش بمانی هدف قرار گرفتند. براساس اعلام شرکت آب و فاضلاب هرمزگان، یک مخزن ۵۰۰ مترمکعبی و یک مخزن دو هزار مترمکعبی به طور کامل تخریب شدند. این دو مخزن نقش اساسی در تأمین آب شرب شهر کوهستک و ۱۰ روستای منطقه داشتند.
در نتیجه این حمله، بیش از ۲۰ هزار نفر با مشکل جدی تأمین آب مواجه شدند. مقامهای محلی اعلام کردند توزیع آب در بخش وسیعی از منطقه متوقف شده و تیمهای عملیاتی در حال تلاش برای ایجاد مسیرهای جایگزین هستند. برآورد اولیه خسارتها بیش از ۱۴۰ میلیارد تومان اعلام شد؛ رقمی که فقط بخشی از هزینههای مستقیم این حمله را نشان میدهد. همزمان در جاسک و برخی نقاط ساحلی دیگر نیز اصابت پرتابهها تأیید شد. گزارشهایی از انفجار در قشم، بندرعباس و کوه مبارکه منتشر شد، هرچند برخی خبرهای اولیه بعدا تکذیب یا اصلاح شدند. در قشم مقامهای محلی اعلام کردند هیچ بندر تجاری هدف قرار نگرفته است، اما وقوع چند انفجار را تأیید کردند.
ابعاد اقتصادی این تحولات نیز بلافاصله آشکار شد. قیمت نفت به بیش از ۹۲ دلار رسید و بازارهای جهانی نسبت به احتمال اختلال در امنیت انرژی واکنش نشان دادند. برنامه جهانی غذا نیز هشدار داد ادامه بحران میتواند پیامدهای گستردهای برای قیمت مواد غذایی و امنیت معیشتی میلیونها نفر در کشورهای آسیبپذیر داشته باشد. همزمان گزارشهایی از حوادث دریایی در آبهای عمان و نزدیکی بندر صحار منتشر شد. وقوع آتشسوزی در یک کشتی و مفقودشدن برخی خدمه، بر نگرانیها درباره امنیت کشتیرانی افزود. تنگه هرمز که همواره یکی از حساسترین گذرگاههای انرژی جهان بوده، بار دیگر به مرکز نگرانیهای بینالمللی تبدیل شد.
پاسخ ایران؛ از بحرین و کویت تا اردن، گسترش میدان رویارویی
واکنش ایران به حملات آمریکا فقط چند ساعت بعد آغاز شد. ارتش و سپاه پاسداران در بیانیههای جداگانه از اجرای عملیات متقابل علیه مواضع آمریکا در منطقه خبر دادند. براساس این بیانیهها، ناوگان پنجم آمریکا در بحرین و چندین پایگاه منطقهای در فهرست اهداف قرار گرفتند. نخستین گزارشها از حملات پهپادی به ناوگان پنجم آمریکا در بحرین حکایت داشت. سپاه اعلام کرد این اقدام در پاسخ مستقیم به حملات صورتگرفته علیه جنوب ایران انجام شده است. ساعاتی بعد نیز منابع مختلف از شنیدهشدن صدای انفجار در بحرین خبر دادند و وزارت کشور بحرین از به صدا درآمدن آژیرهای هشدار خبر داد.
همزمان کویت نیز از حملات موشکی و پهپادی خبر داد. ارتش کویت اعلام کرد سامانههای پدافندی این کشور برای مقابله با اهداف هوایی فعال شدهاند. در ادامه، گزارشهایی از حملات جدید به پایگاههای آمریکایی در کویت منتشر شد. در محور دیگر، سپاه از هدف قراردادن پایگاه الازرق در اردن خبر داد. به گفته روابط عمومی سپاه، چهار هدف مهم از جمله مراکز فرماندهی و آشیانههای جنگندهها در این پایگاه مورد حمله قرار گرفتهاند. منابع نظامی ایرانی بعدتر مدعی شدند ارزیابیهای اولیه نشان میدهد حدود ۷۰ درصد اهداف تعیینشده با موفقیت مورد اصابت قرار گرفتهاند. در کنار این حملات، نبرد پهپادی نیز ادامه داشت. سپاه از انهدام یک فروند پهپاد MQ-9 در آسمان شهرستان جم خبر داد و پدافند هوایی نیز یک پهپاد دیگر را در خوزستان سرنگون کرد. این تحولات نشان داد رویارویی دو طرف فقط محدود به حملات موشکی نیست و ابعاد گستردهتری پیدا کرده است. اهمیت این پاسخها بیش از آنکه در میزان خسارتها باشد، در پیام سیاسی و نظامی آن نهفته است. تهران تلاش کرده نشان دهد هرگونه اقدام نظامی علیه خاک ایران با واکنش متقابل مواجه خواهد شد و پایگاههای آمریکا در منطقه از این قاعده مستثنا نیستند. این رویکرد در واقع بخشی از راهبرد بازدارندگی ایران به شمار میرود؛ راهبردی که بر گسترش هزینههای هرگونه اقدام نظامی تأکید دارد.
تهران چه میگوید؟
در کنار تحولات نظامی، مقامهای ایرانی تلاش کردند روایت رسمی تهران از بحران را نیز تبیین کنند. مهمترین محور این روایت، رد مسئولیت حادثه بالگرد آپاچی بود. معاون وزیر امور خارجه ایران در گفتوگو با الجزیره تأکید کرد تهران هیچ نقشی در هدف قراردادن عمدی این بالگرد نداشته و اساسا چنین تصمیمی اتخاذ نشده است. این موضع در حالی مطرح شد که برخی مقامهای آمریکایی مدعی بودند شواهد موجود نشان میدهد حادثه عمدی بوده است. حتی برخی رسانههای غربی از احتمال برخورد یک پهپاد شاهد ایرانی به بالگرد سخن گفتند. با این حال مقامهای ایرانی تأکید کردند هیچ عملیات تهاجمی هوایی در تنگه هرمز طی ۲۴ ساعت گذشته انجام نشده است. البته پس از حملات متقابل، عباس عراقچی نیز در مواضع متعدد بر حق دفاع مشروع ایران تأکید کرد. او ضمن محکومکردن حملات آمریکا، اعلام کرد نیروهای مسلح کشور هیچ تهدید یا تجاوزی را بیپاسخ نخواهند گذاشت. عراقچی همچنین در نامهای به اعضای شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی، آمریکا را عامل اصلی بحران دانست و نسبت به سیاسیشدن نهادهای بینالمللی هشدار داد.
آخرین تلاشها برای جلوگیری از انفجار بزرگ
با وجود تبادل آتش و تشدید تنشها، هنوز تلاشهای دیپلماتیک متوقف نشده است. به ادعای فاکسنیوز و نیز ایسنا، سفر هیئت قطری به تهران مهمترین نشانه این تحرکات به شمار میرود. منابع مختلف از رایزنی این هیئت درباره اختلافات باقیمانده میان تهران و واشینگتن خبر دادهاند؛ اقدامی که نشان میدهد میانجیهای منطقهای همچنان به امکان جلوگیری از فروپاشی کامل روند سیاسی امیدوارند. قطر تنها بازیگر فعال نیست؛ ترکیه، عربستان سعودی، پاکستان، چین و روسیه نیز طی ساعات اخیر پیامهای متعددی درباره ضرورت خویشتنداری ارسال کردهاند. تماسهای تلفنی میان وزیر خارجه ایران و همتایان ترکیهای و سعودی او نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی است. روسیه حمله به زیرساختهای غیرنظامی را غیرقابل قبول خوانده و خواستار توقف فوری حملات شده است. چین نیز بر لزوم دستیابی فوری به آتشبس تأکید کرده و از دو طرف خواسته اقدامات ملموسی برای کاهش تنش انجام دهند. پاکستان نیز در شورای امنیت هشدار داده ادامه بحران میتواند منطقه را وارد مرحلهای بسیار خطرناکتر کند. با این حال، واقعیت میدانی چندان امیدوارکننده نیست، چون هر حمله جدید، سطح بیاعتمادی را افزایش میدهد و فضای لازم برای توافق را محدودتر میکند. حتی در آمریکا نیز مواضع متناقض درباره آینده مذاکرات دیده میشود. برخی مقامها از نزدیکبودن توافق سخن میگویند و برخی دیگر از حملات گستردهتر حرف میزنند. در تهران نیز تردیدها رو به افزایش است. مقامهای ایرانی آشکارا اعلام کردهاند ادامه روند دیپلماتیک در شرایط فعلی نیازمند بازنگری است. این موضع نشان میدهد مذاکرات دیگر مانند گذشته از پشتوانه سیاسی لازم برخوردار نیست. در همین باره اسماعیل بقایی، سخنگوی مذاکرات و وزارت امور خارجه، نیز تصریح کرد ادامه روند مذاکرات بعد از حملات آمریکا نیازمند بررسی مجدد شرایط است. او گفت دیپلماسی در خلأ معنا ندارد و هنگامی که حملات نظامی ادامه دارد، پیشبرد گفتوگوها دشوار خواهد بود. بقایی همچنین از پیامهای متناقض واشینگتن و نقض مکرر آتشبس انتقاد کرد. در سطح سیاسی داخلی نیز مسعود پزشکیان بر ضرورت پایاندادن به وضعیت «نه جنگ، نه صلح» تأکید کرد. او با اشاره به دیدگاههای پیشین رهبر فقید انقلاب عنوان کرد باید راهی برای حلوفصل این وضعیت پیدا شود و کشور از بلاتکلیفی راهبردی خارج شود. مجموعه اخبار و گزارشها از شکنندهترشدن بیش از پیش آتشبس دوماهه حکایت میکنند و در چنین فضایی، منطقه در برزخی راهبردی میان جنگ و دیپلماسی قرار گرفته است؛ وضعیتی پیچیده و لغزان که نه امکان بازگشت آسان و کمهزینه به مسیر گفتوگو را فراهم میکند و نه هنوز به نقطه گریزناپذیر یک رویارویی فراگیر رسیده است. این وضعیت تعلیقی، بیش از آنکه نشانه ثبات باشد، بازتاب نوعی بیثباتی پنهان است؛ زیرا در شرایطی که سطح تنشها بهطور مداوم افزایش مییابد و اعتماد میان طرفهای درگیر به پایینترین سطح خود رسیده، هر حادثه پیشبینینشده، هر خطای محاسباتی و حتی هر سوءبرداشت سیاسی یا نظامی میتواند زمینهساز عبور بحران از مرزهای کنونی و ورود آن به مرحلهای پرهزینهتر و غیرقابل کنترلتر شود. در عین حال، اگرچه هنوز همه پلهای ارتباطی فرو نریخته و تلاشهای دیپلماتیک از سوی بازیگران منطقهای و بینالمللی ادامه دارد، اما واقعیتهای میدانی حکایت دیگری را روایت میکنند. میانجیها همچنان در پی یافتن راهی برای مهار بحران هستند، ولی سرعت تحولات نظامی و شتاب چرخه واکنشهای متقابل، از ظرفیت سازوکارهای سیاسی پیشی گرفته است. در نتیجه، دیپلماسی امروز بیش از هر زمان دیگری در سایه سنگین تحولات امنیتی قرار دارد؛ سایهای که با هر دور تازه از تنش گستردهتر میشود و افق دستیابی به تفاهم را دورتر از گذشته نشان میدهد. از همین رو، آنچه اکنون در برابر منطقه قرار گرفته نه صرفا یک بحران مقطعی، بلکه آزمونی تعیینکننده برای توان بازیگران در جلوگیری از لغزش به سوی رویاروییای است که پیامدهای آن میتواند فراتر از مرزهای جغرافیایی و سیاسی خاورمیانه گسترش یابد.
اصرار غرب بر سیاسیکاری در آژانس
قطعنامه ضدایرانی در شورای حکام تصویب شد
قطعنامه پیشنهادی ایالات متحده آمریکا با همراهی سه کشور اروپایی فرانسه، انگلیس و آلمان علیه برنامه صلحآمیز هستهای کشورمان، در نشست شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی به تصویب رسید. در این قطعنامه بدون اشاره به همکاریهای همیشگی ایران با آژانس بینالمللی انرژی اتمی و نیز بیاعتنا به شرایط ناشی از حملات نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه تأسیسات تحت پادمان ایران، نسبت به آنچه تداوم ناکامی ایران در رفع عدم پایبندی خود طی ۱۲ ماه گذشته خوانده شده، ابراز تأسف شده است. در متن قطعنامه ادعا شده است ایران از ارائه اطلاعات و دسترسیهای مورد درخواست آژانس برای راستیآزمایی مواد هستهای اعلامشده قبلی خودداری کرده و آژانس به مدت یک سال قادر به راستیآزمایی این مواد نبوده است. قطعنامه یادشده که با حمایت سه کشور اروپایی انگلیس، فرانسه و آلمان پیش برده شد، در حالی به تصویب رسید که جمهوری اسلامی ایران پیشتر درباره سوءاستفاده غرب از شورای حکام برای مشروعیتبخشی به اقدامات غیرقانونی خود هشدار داده بود.