نقاش واژهها
پل هاردینگ، نویسنده فرمگرای آمریکایی، روایت آن بهشت ازدسترفته را از دید درونی شخصیتها و خاطرهها در بستر تاریخ و سیاست بازآفرینی میکند. هاردینگ نقاش واژههاست و نثرش یادآور رنگگذاریهای امپرسیونیستی کلود مونه است. او رستگاری انسان را در ماندگاری از طریق هنر میداند و تجربهای ادراکی و احساسی از هنر در رمانش میسازد.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
سارا شمسی: پل هاردینگ، نویسنده فرمگرای آمریکایی، روایت آن بهشت ازدسترفته را از دید درونی شخصیتها و خاطرهها در بستر تاریخ و سیاست بازآفرینی میکند. هاردینگ نقاش واژههاست و نثرش یادآور رنگگذاریهای امپرسیونیستی کلود مونه است. او رستگاری انسان را در ماندگاری از طریق هنر میداند و تجربهای ادراکی و احساسی از هنر در رمانش میسازد. «آن بهشت دیگر» حتی در عنوان رمان نیز بهصورت پارادوکسیکال نشان میدهد که چگونه نظریه اصلاح نژادی به فاجعهای تمامعیار بدل میشود. بهشتی که دیگر نیست. اگرچه ساکنان جزیره شش نسل است که در جزیره زندگی میکنند، تصمیم شورا برای اخراج آنها براساس این دلیل که از نظر جسمی و ذهنی توانمند نیستند تغییر نمیکند، زیرا آنها شناسنامه ندارند. هرگز مالیات پرداخت نکردهاند. حساب بانکی و گواهی ازدواج ندارند. اما در نهایت دلیل اصلی اخراج آنها این است که از نژاد مختلط هستند و خون آلوده دارند. عیتان رنگ پوست روشن و چشم آبی دارد و میتواند وانمود کند از اهالی جزیره نیست و از دید متیو دایموند استحقاق این را دارد که پیش از حذف فرهنگی و فیزیکی مردم جزیره به دنیای بیرون برود، اما حتی او نیز جز رنج عقوبتی ندارد. هاردینگ به دور از شعارزدگی، واقعیت پیچیده زندگی منزوی اهالی جزیره را روایت میکند و نشان میدهد که چطور جامعه سفیدپوست آمریکایی ساکنان جزیره را غیرخودی و ناهنجار میبینند، دولت و استبداد حکومتی، سرزمین، بدن و تاریخ مردم جزیره را تسخیر میکنند. قدرت حاکم با ابزار همیشگیاش، با کولیس فلزیای که از کیف پزشکی خارج میشود تا ابعاد جمجمهها را اندازه بزند، کنگرههای اصلاح نژاد که پشت سر هم برگزار میشوند و سخنان سرگرد داروین که آن روی تاریک مدرنیته را نمایندگی میکند، برای همیشه اهالی جزیره را از بهشت میراند.
هنر هاردینگ در خلق رمان چندصداییاش با نثری خلسهوار در خلق صحنههایی بسیار زنده و با کمترین مقدار گفتوگوی شخصیتها با هم است. بهگونهای که مرز بین درون و بیرون، میان صدای راوی و ذهن شخصیتها در هم میپیچد. هاردینگ با اتخاذ روایت غیرخطی، گفتوگوهای بسیار اندک و نثر فوقالعاده انعطافپذیرش، مرزهای روایت سنتی را درهم میشکند، بهگونهای که روایت، درست همانند جریان حافظه به جلو حرکت میکند. هاردینگ با این کار که بهویژه با تم اصلی رمان نیز هماهنگ است رؤیایی جمعی میسازد که در آن همه صداها یکی میشوند. نثر شاعرانه، جملات طولانی و آوایی هاردینگ در واقع نوعی اکت هنری علیه سکوت تاریخی هستند. سکوت در برابر آنچه بر چند نسل از مردمانی گذشت که در گوشهای از جهان برای داشتن خانه، هویت و کرامت انسانی جنگیدند اما در عاقبت حتی استخوانهای مردههایشان را از گور بیرون آوردند.
از تکتک شخصیتها در طول داستان گرفته تا اشیا، نمادیناند. برای مثال پتویی که از تکهتکهکردن لحافی صد ساله، به جا مانده از اجداد یخزده، دوخته شده است. این پتو بهعنوان ابزار محافظت میان نسلها در رمان مطرح میشود. نسلهایی که در شرایط سخت جزیره زندگی کردهاند و نیازمند محافظتی از دنیای بیرون جزیره بودهاند. حفاظت و امنیتی که جامعه یا نهاد دولت میتوانسته برای آنها فراهم کند. پتوی تکهتکه بههم دوختهشده نمادی از آمریکاست. با اجتماعی متشکل از نژادها، نسلها، طبقات مختلف و بومیانی که برای گرفتن امنیت و محافظت به آنجا مهاجرت کردهاند، کشوری که وعده خانه و امنیت داده اما برای برخی گروهها این وعده برآورده نمیشود. پتویی که مادربزرگ استر هانی به خود میپیچد نمادی است از آن وعده ناتمام و نیاز به احساس امنیتی که هرگز برآورده نمیشود. زاخاری هند توگاد پراوربز، پیرمردی که درون درخت زندگی میکند و رنج حکاکی صحنه به صحنه تاریخ را در نور شمع به جان میخرد تا رسالتی را که احساس میکرد به عهده دارد به انجام برساند، در واقع نماینده خود هاردینگ در رمان است. وقتی نظم بیرونی (نهاد دولت) به جزیره حمله میکند، زاخاری آخرین یادگار دست خدا است. او پیشوای لب به سکوت فروبستۀ جزیره است. زاخاری و عیتان تنها نجار و نقاش جزیره هستند که میتوانند اثری از جامعه محذوف خود را برای آیندگان بگذارند. جامعه فیزیکی اگرچه ممکن است پراکنده یا حذف شود، میراث جزیره سیب در خاطرات، داستانها و نقاشیهای کسانی که آن را خانه خود میدانستند، زنده میماند.
آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.