حالا دیگر نوبت ملک است!
دور باطل افزایش قیمتها و یک هشدار مهم
«حالا دیگر نوبت ملک است!»؛ جملهای که این روزها ورد زبان بسیاری از مشاوران املاک، مالکان و فعالان بازار مسکن شده است. منظورشان این است که پس از جهش قیمتها در بازارهای دیگر، اکنون انتظار دارند نوبت افزایش قیمت به حوزه مسکن برسد.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
علی جمشیدی
«حالا دیگر نوبت ملک است!»؛ جملهای که این روزها ورد زبان بسیاری از مشاوران املاک، مالکان و فعالان بازار مسکن شده است. منظورشان این است که پس از جهش قیمتها در بازارهای دیگر، اکنون انتظار دارند نوبت افزایش قیمت به حوزه مسکن برسد.
نکته مهم اینجاست که این خواسته نه از جانب دولت، بلکه از سوی خود مردم مطرح میشود، که تعدادشان هم کم نیست. دارندگان ملک، سازندگان و مشاوران املاکی که تقریبا سر هر کوچه و خیابان حضور دارند، تلاش میکنند با سناریوهای مختلف قیمت ملک را بالا بکشند. این تلاش که از جانب بخش درخورتوجهی از جامعه مطرح میشود، بینتیجه هم نخواهد بود، و قیمت ملک را حداقل تا سطحی افزایش خواهند داد، کمااینکه در ماههای اخیر قیمت مسکن به طور نسبی افزایش پیدا کرده است.
نوبت بعدی: دستمزد کارگران ساختمانی
و اما با افزایش قیمت مسکن، طبیعتا خواسته جدید کارگران و پیمانکاران ساختمانی فرا میرسد. حالا دیگر نوبت ماست. کارگران ساختمانی نیز کم نیستند و بازیگران مهمی در اقتصاد به شمار میروند، بنابراین آنها نیز این خواسته را عملی خواهند کرد تا از فضای تورمی عقب نمانند. درنتیجه هزینه مصالح ساختمانی، دستمزد کارگران و سایر هزینههای ساخت افزایش مییابد و سازندگان، این موارد را بهانهای برای بالابردن بیشتر قیمت تمامشده مسکن قرار میدهند.
افزایش اجتنابناپذیر اجارهبها
پس از گرانشدن ملک و افزایش هزینههای ساخت، نوبت به مؤجران میرسد. مالکان خانهها که اکنون ارزش ملکشان بیشتر شده، طبیعتا در پی کسب درآمد اجارهای متناسب با این ارزش برمیآیند. در سالهای اخیر نیز دیدهایم که پس از جهش شدید قیمت مسکن و تورم عمومی، تورم اجارهبها به شکل چشمگیری تشدید شده است.
کشاورزان و دامداران: خارج از نوبت!
با افزایش قیمتها در بخش مسکن و اجاره، این سؤال برای کشاورزان و دامداران پیش میآید که ما چرا باید قیمت محصولات خود را به نرخ قبل عرضه کنیم؟ اگر نوبتی هم باشد، نوبت ماست و البته این ماییم که مایحتاج مردم را تأمین میکنیم و بیشترین رنج و زحمت را میکشیم.
ورود نقدینگی به بورس و تاختوتاز سوداگران
پس از مسکن و اجاره و محصولات کشاورزی و... شرکتهای بورسی دست به کار میشوند. البته اینها قواعد بازی را بهتر بلد هستند. نوسانگیری میکنند، شاخصها را افزایش میدهند و استدلالشان هم محکم و قوی است: بورس چرخه اصلی اقتصاد کشور است و حالا دیگر نوبت بورس است.
همه جا به نوبت...
دیگر صنایع و بازارها نیز به نوبت، برای اینکه از قافله عقب نمانند، قیمت را افزایش میدهند، تا جایی که احساس کنند همه چیز عادلانه است. همه چیز مانند یک بازی طراحی شده است و بازیگرانی که ناخواسته وارد این بازی شدهاند و تنور بازی را داغ و داغتر میکنند. و تا زمانی که بازیگرانی خلاق و ماهر وجود دارد، بازی متوقف نخواهد شد. فعالان صنعت ساختمان، کارگران ساختمانی، صنف طلافروشان، کشاورزان، صنعتگران و... درواقع تقریبا همه بخشهای جامعه، به طور ناحواسته و هرکدام در یک مقطعی برای افزایش قیمتها تلاش میکنند. غافل از آنکه سوار بر چرخهای باطل شدهاند و این افزایش قیمتها در نهایت به سود هیچکس نیست. همانند مسافران یک کشتی که هرکسی با اره به جان آن افتاده و میخواهد بخشی از این کشتی را برای خودش ببرد.
پناهبردن به طلا و تکرار دور باطل
در انتهای این چرخه، مردم برای فرار از بیارزشی پول و حفظ باقیمانده قدرت خریدشان، به داراییهای امنی مانند طلا پناه میبرند. افزایش تقاضا برای طلا و سکه، قیمت آنها را نیز بالا میبرد. با افزایش قیمت طلا و سکه چرخه از نو شروع میشود و این چرخه همچنان ادامه خواهد یافت.
تشدید چرخه
مهار این چرخه معیوب در حالت عادی امکانپذیر نیست. ماهیت این چرخه بر تداوم آن است و حتی بعد از مدتی دولت بهناچار با حذف چند صفر از واحد پولی، روغنکاری جدیدی بر این چرخه اعمال میکند. تداوم این چرخه نیز سرعت آن را به صورت تصاعدی افزایش خواهد داد و آسیب پذیری اعتماد عمومی و ساختارهای اجتماعی را به همراه خواهد داشت. توقف این چرخه با سیاستهای کنترلی و سرکوب تقاضا و... امکانپذیر نیست، مگر اینکه گردانندگان بازی، یک تصمیم حیاتی بگیرند یا اینکه همه بازیگران این چرخه در یک لحظه تصمیم بگیرند دیگر بازی را ادامه ندهند و قاعده را بر هم بزنند.
آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.