|

کودکی جامانده در دود

مشغول خواندن رمان «در جست‌وجوی زمان از دست رفته» اثر مارسل پروست بودم که حین تخیل در عصر هوش مصنوعی و انقلاب پنجم صنعتی شهری را دیدم که برخی مردمانش عناصر طبیعت را سد راه توسعه می‌دانند اما همچنان چشم‌‌انتظار طبیعت‌‌اند؛ باد، باران و خورشید که ناگهان پیام مهدکودک فرزندم آمد: «امروز هم از باد خبری نیست، به دلیل آلودگی هوا تعطیلیم».

کودکی جامانده  در  دود

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

سعید نبی

 

مشغول خواندن رمان «در جست‌وجوی زمان از دست رفته» اثر مارسل پروست بودم که حین تخیل در عصر هوش مصنوعی و انقلاب پنجم صنعتی شهری را دیدم که برخی مردمانش عناصر طبیعت را سد راه توسعه می‌دانند اما همچنان چشم‌‌انتظار طبیعت‌‌اند؛ باد، باران و خورشید که ناگهان پیام مهدکودک فرزندم آمد: «امروز هم از باد خبری نیست، به دلیل آلودگی هوا تعطیلیم». تهران ۱۴۰۴ شبیه پیرمردی شده که با سرفه‌‌های پی‌درپی دست‌‌و‌پنجه نرم می‌کند. شهری که طبق مطالعات منتشر‌شده، کودکانش در برخی روزها در هر نفس، ذرات معلق کمتر از ۲.۵ میکرون، دی‌اکسید نیتروژن، دی‌اکسید گوگرد و ازون را دو تا سه برابر حد مجاز سازمان جهانی بهداشت وارد ریه‌های در حال رشد خود می‌کنند. ریه‌هایی کوچک‌‌تر از آنکه حتی وزن گزارش رسمی کمیسیون اصل 90 را تاب بیاورند.

این گزارش رسمی در ۱۴۰۳ آشکارا نشان می‌دهد که از ۲۲۸ تکلیف قانونی «قانون هوای پاک»، تنها ۲۸ تکلیف اجرا شده، ۱۳۸ مورد ناقص مانده و ۶۲ مورد اصلا اجرا نشده است و برای چرایی این منظور و در غیاب یک نهاد تنظیم‌گر مستقل کلان، از سازمان محیط زیست به‌عنوان یک سازمان حاکمیتی ناظر باید پرسید آیا به محلی برای وفاق تبدیل شده است؟

خوداظهاری سه تا چهار سال گذشته دستگاه‌ها تصویر دیگری هم ارائه می‌کند: وزارتخانه‌های کشور ۳۲ درصد، نیرو ۲۵ درصد، نفت ۸۵ درصد، راه و شهرسازی ۷۲ درصد تحقق را اعلام کرده‌اند. چنین شکاف معنادار میان ارزیابی رسمی و خوداظهاری دستگاه‌ها نشان می‌دهد که کشور نه‌فقط با ترک‌ فعل، بلکه با «قفل نهادی» مواجه است؛ وضعیتی که در آن مسئولیت‌ها میان نهادها پراکنده شده و هیچ‌کس اختیار و پاسخ‌گویی کامل ندارد و همین، تصمیم‌گیری را فلج می‌کند. این بحران با «شکاف داده» و «تضاد منافع ساختاری» تکمیل می‌شود. برخلاف بسیاری از کشورها، ایران هنوز اطلاعات منظم و قابل اتکای سلامت‌‌محور منتشر نمی‌کند، داده‌های بستری تنفسی کودکان علنی نیست، ایستگاه‌های سنجش آلودگی در تهران، اصفهان، مشهد و اراک به ‌طور پایدار کار نمی‌کنند، پایش اطراف مدارس انجام نمی‌شود و داده‌های صنایع، وزارت نیرو، نفت و نیروگاه‌ها آنچه شایسته است، در دسترس عموم قرار نمی‌گیرد. و حال باید پرسید کشوری که داده دقیق و هوشمند ندارد، آیا «فاصله حکمرانی» را می‌تواند مدیریت کند؟ در‌این‌میان آسیب‌پذیرترین گروه کودکان‌اند. مطالعات معتبر جهانی تصویر انکارناپذیری ارائه می‌دهند: در چین، پژوهش گسترده‌ای روی بیش از 10 هزار زوج نشان داد افزایش 10 میکروگرم ذرات معلق کمتر از ۲.۵ میکرون موجب 11 درصد کاهش باروری می‌شود.

در آمریکا و کانادا، تحقیقات بیش از 15 سال نشان داده آلودگی هوا احتمال نقایص مادر زادی قلب و دیواره شکمی جنین را افزایش می‌دهد و مطالعه دانشگاه کینگز کالج لندن نیز از افزایش بستری‌های روان‌‌پزشکی کودکان و نوجوانان در شرایط بحرانی هوا می‌گوید. کارشناسان عقیده دارند تنها هزینه درمان آسم کودکان در سال ۱۴۰۴ در تهران بیش از هفت‌هزارو 500 میلیارد تومان تخمین زده شده است و اگر روند فعلی ادامه یابد، ایران احتمالا پیش از سالمندی جمعیت دچار «سالمندی شناختی» می‌شود. تناقض بزرگ دیگر اجرای سیاست «افزایش جمعیت» با چگونگی اجرای «قانون هوای پاک» است و پاسخ به این سؤال را دشوار کرده، آیا افزایش جمعیت بدون تضمین «محیط سالم» امکان‌پذیر است؟ تجربه‌‌های جهانی نشان می‌دهد چین طی برنامه پنج‌ساله «جنگ با آلودگی» با ارتقای استاندارد سوخت، تعطیلی موقت و مرحله‌ای صنایع آلاینده، انتقال واحدهای صنعتی و نصب فیلترهای آنلاین توانست در کمتر از پنج سال میانگین ذرات معلق کمتر از ۲.۵ میکرون پکن را 43 درصد کاهش دهد. کره جنوبی تنها در 18 ماه، با استاندارد‌سازی سوخت کم‌گوگرد و نوسازی ناوگان حمل‌ونقل عمومی، تمرکز بر مناطق مدرسه‌‌محور و پایش آنلاین، آلودگی گاز نیتروژن را حدود 30 درصد کاهش داد و شیلی با پذیرش صورت مسئله با اجرای برنامه‌های مشابه، آلودگی فصلی را 40 درصد کاهش داد. اما در ایران روایت رسمی همچنان سرشار از تناقض‌گویی‌هاست و به جای اصلاح سوخت، خروج صنایع آلاینده از حریم شهری و نوسازی نیروگاه‌‌ها سعی می‌کند بار آلودگی را عمدتا بر دوش خودروهای مردم بگذارد، د‌رحالی‌که مطالعات ۲۰۲۴ نشان می‌دهد سهم صنایع و نیروگاه‌‌ها در برخی روزهای سرد زمستان در تهران، اصفهان و اراک به 25 تا 30 درصد می‌رسد. اکنون زمان تغییر رویکرد است. دولت می‌تواند با استناد به شاخص‌های بین‌ المللی سلامت کودکان در برابر آلودگی هوا (WHO) و بار بیماری ناشی از آلودگی هوا در کودکان (GBD)، میزان آسیب‌‌پذیری واقعی کودکان را اندازه‌گیری کرده و بر‌اساس‌آن، مداخلات فوری و هدفمند را طراحی کند.

در کنار این شاخص‌ها، اجرای یک «بسته 90‌روزه تنفس» برای کودکان ضروری است: تشکیل ستاد ملی هوای پاک زیر نظر رئیس‌جمهور، انتشار ماهانه گزارش اجرای قانون، تعریف یک مرجع واحد پاسخ‌گو، اتصال برخط تمام دودکش‌‌های صنعتی چهار کلان‌شهر اصلی به سامانه پایش و انتشار عمومی نمودارهای ساعتی، الزام صددرصدی معاینه فنی خودروهای دولتی و نیمه‌دولتی، اجرای طرح نصب تصفیه‌کننده‌های مرکزی در مدارس پرترافیک، نوسازی اضطراری 50 ایستگاه سنجش هوا، آغاز آزمایشی سامانه هشدار آلودگی با پیامک هدفمند برای خانواده‌‌های کودکان مبتلا به آسم و مهم‌تر از همه، راه‌اندازی «پویش» «هوای پاک برای کودکان» با مشارکت خیرین مدرسه‌ساز برای تجهیز سه هزار مدرسه و مهدکودک در مکان‌های پرخطر به فیلتر هوا HEPA و پایش داخلی آنلاین.

مسئله آلودگی هوا یک مسئله‌ حکمرانی، سلامت عمومی و امنیت اقتصادی است. هزینه درمان آلودگی چندین برابر هزینه پیشگیری است. هر روز تعلل در حذف تضاد منافع دستگاه‌ها به معنای کاهش بهره‌وری و آینده‌‌ای تیره‌تر برای کودکانی است که سهم‌شان از زندگی تنها یک ریه سالم است. اکنون زمان آن است که قانون هوای پاک با تخصیص بودجه‌ای پایدار از یک متن روی کاغذ به یک اراده حکمرانی تبدیل شود، تا کودکان این سرزمین صف‌ها را شکسته و نه چشم‌انتظار باد و باران، بلکه چشم‌‌انتظار آینده‌ای سالم و روشن باشند.

 

آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.