کمکاری رسانههای رسمی
همه سازمانهای اجرائی دستورالعملهای مشخصی برای مقابله با شرایط بحرانی و اضطراری تهیه کردهاند و بالطبع یکی از جلوههای این شرایط همانا شیوههای اطلاعرسانی است. در شرایط جنگی نیز بهطور اولی چنین شیوهنامههایی وجود دارد؛ هرچند در این شرایط به دلیل شرایط بسیار خاص و حاد جنگ، اساسا لازم است مقوله اطلاعرسانی بهطور واحد و یکسان از یک مرجع صورت بگیرد. این همان وضعیتی است که در کشورمان و در جریان جنگ اخیر نیز دیده میشود.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
همه سازمانهای اجرائی دستورالعملهای مشخصی برای مقابله با شرایط بحرانی و اضطراری تهیه کردهاند و بالطبع یکی از جلوههای این شرایط همانا شیوههای اطلاعرسانی است. در شرایط جنگی نیز بهطور اولی چنین شیوهنامههایی وجود دارد؛ هرچند در این شرایط به دلیل شرایط بسیار خاص و حاد جنگ، اساسا لازم است مقوله اطلاعرسانی بهطور واحد و یکسان از یک مرجع صورت بگیرد. این همان وضعیتی است که در کشورمان و در جریان جنگ اخیر نیز دیده میشود. معمولا به سایر مراجع خبری توصیه میشود از اطلاعرسانی پرهیز کرده و در هماهنگی کامل با همان مرجع یکه و واحد عمل کنند. در جریان جنگ حاضر نیز اسرائیل حتی برای خبرنگاران بینالمللی ممنوع کرده که هیچ تصویری از خرابیها و اصابتها بدون اطلاع و اجازه مراجع مربوطه در آن کشور مخابره نکنند. مقایسه این شرایط با کشور ما نیز میتواند درسآموز باشد. به محض وقوع حادثه یا اصابت، سیلی از تصاویر و ویدئوها بین مردم و سپس رسانههای ماهوارهای ردوبدل میشود که به لحاظ استانداردهای اطلاعرسانی جنگ، بههیچوجه نمیتواند مورد قبول باشد. کدام ایرانی توانسته یک تصویر یا ویدئو از وضعیت اصابتهای موشکی و پهپادی در اسرائیل را مشاهده کند، مگر همان چیزی که خود مراجع اطلاعرسانی آن کشور تصمیم به انتشارش گرفته باشند یا آن چیزی که توسط رسانههای رسمی ایرانی آن را منتشر شده باشد؟ شاید اکنون تعابیری همچون پشت جبهه و خط مقدم در نبردهای موشکی کنونی چندان مصداق نداشته باشد، اما چهبسا بتوان پشت جبهه را بهمثابه آن چیزی دانست که در اذهان مردم عادی در شهرها و روستاها میگذرد. باید دانست که مردم اسرائیل گوش به فرمان مسئولان خود هستند و از مخابره تصاویر دهشتناک اصابت یا تلفات خودداری میکنند، اما بسیاری از مردم ما بدون توجه به درخواستهای مسئولان کشور، در اولین ثانیههای اصابت و حادثه، اقدام به تولید مستندات صوتی، تصویری و ویدئویی میکنند که این مستندات در نهایت سر از رسانههای ماهوارهای درمیآورد. این به آن معنا نیست که ایرانیان قصد خاصی از جنس مقابله یا تضاد با کشورشان داشته باشند و شاید صرفا از سر کنجکاوی دست به این کار میزنند. این اقدام را باید در نسبت با کاهش مرجعیت رسانهای داخل هم ارزیابی کرد. مردم خوب کشورمان در این روزهای وحشتناک مقاومت کرده و با تمام وجود در صحنه ایستادهاند. شاید این هم از کمکاری رسانههای رسمی است که نتوانستهاند مردم را قانع کنند که این اقدام به نفع خودشان نیست. مردم مقاوم ما با اندکی تأمل میتوانند متوجه شوند که چرا هیچ تصویر و ویدئوی خاصی از خسارات جنگ در طرف اسرائیلی نیست؟ آیا قرار است چنین تلقین شود که اساسا خسارات و تلفاتی در کار نبوده است؟ باید دانست این همان تلقین روانی و ذهنی در «پشت جبهه» است.
آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.