|

اضلاع تاریک سریال «بالارد»

پلیس، فساد و مردانگی

سریال بالارد (Ballard) که در ژانر جنایی و پلیسی ساخته شده، فقط یک‌ مجموعه پلیسی و‌ معمایی نیست، بلکه آینه‌ای است که تصویری تلخ از نهادی را نشان می‌دهد که به‌جای پناه مردم، در فساد و سوءاستفاده غوطه‌ور است.

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

فرزانه متین

 

سریال بالارد (Ballard) که در ژانر جنایی و پلیسی ساخته شده، فقط یک‌ مجموعه پلیسی و‌ معمایی نیست، بلکه آینه‌ای است که تصویری تلخ از نهادی را نشان می‌دهد که به‌جای پناه مردم، در فساد و سوءاستفاده غوطه‌ور است. سریال در ۹ جولای ۲۰۲۵ بر روی سرویس آنلاین آمازون‌پرایم هم‌زمان ۱۰ اپیزود را منتشر کرد که بلافاصله مورد تحسین‌ منتقدان قرار گرفت. این سریال آمریکایی، اسپین‌آفی بر سریال «باش: میراث» (Bosch: Legancy) بود که‌ طی سال‌های ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۵ پخش می‌شود. «باش: میراث» خودش یک اسپین‌آفی از سریال موفق «باش» (Bosch) است. این دنباله، قهرمان کهنه‌کار، هری باش، را در یک مسیر تازه نشان می‌دهد که پس از ترک اداره پلیس لس‌آنجلس، به عنوان کارآگاه خصوصی فعالیت می‌کند. این دو‌ مجموعه یکی از پرطرفدارترین و‌ محبوب‌ترین سریال‌های آمریکایی با محوریت کارآگاهی است. جهان سریال «باش: میراث» درباره، هری باش، یک کارآگاه بازنشسته باهوش است.

سریال بالارد نیز اقتباسی از رمان محبوب «کارآگاه هری باش» اثر مایکل کانلی محسوب می‌شود که توسط مایکل الایمو و کندال شروود به نمایش در‌آمده است. مگی کیو، کورتنی تیلور، مایکل موزلی، ربکا فیلد، ویکتوریا مورولس، امی هیل، جان کارول لینچ و تاتیتوس ولیور در نقش هری باش در این سریال به ایفای نقش می‌پردازند. داستان سریال درباره کارآگاه رنه بالارد با بازی مگی کیو، یکی از افسران مصمم پلیس لس‌آنجلس می‌چرخد که به‌تازگی ریاست بخش تازه‌تأسیس‌شده پرونده‌های بایگانی‌شده (Cold Case Division) را بر عهده گرفته است. این واحد که به شکل نیمه‌داوطلبانه و با کمترین امکانات و‌ بودجه اداره می‌شود، مأموریت دارد قتل‌های قدیمی و فراموش‌شده را دوباره بررسی و حقیقت را پس از سال‌ها آشکار کند.

بالارد در آغاز اپیزود اول، شروع هیجان‌انگیزی داشت. داستان با تعقیب‌و‌گریز مسلحانه آغاز می‌شود و زنی با اسلحه‌ای در دست در خیابانی تاریک می‌دود ‌‌که پس از تعقیب‌و‌گریز سرانجام‌ مظنون را تا داخل خشکشویی به دام می‌اندازد و اولین پرونده قتل خود را حل می‌کند و این زن کسی نیست جز کارآگاه بالارد. پس از اتمام این پلان، سریال رسما شروع می‌شود و داستان دو خط موازی را دنبال می‌کند؛ یکی قتل مردی ناشناس است که سال‌ها پیش با یک نوزاد در ایستگاه دیده شده و اثری از نوزاد نیست و‌ مورد بعدی قتل خواهر ۱۶‌ساله یک سیاست‌مدار معروف است.

سریال بالارد با دنبال‌کردن این دو قصه و حل یک پرونده فرعی در هر اپیزود باعث می‌شود‌ داستان انسجام خود را از دست دهد. خرده‌پیرنگ‌های متعدد و تنوع شخصیت‌ها نیز مزید بر این علت شده است؛ از این‌رو در بیشتر اپیزودها داستان از نفس می‌افتد و ضرباهنگ فیلم کند می‌شود. با این حال، تلفیق فضای کلاسیک معماهای پلیسی با موضوعات اجتماعی به عنوان بن‌مایه اصلی فیلم تا انتها مخاطب را تشنه نگه می‌دارد. مجموعه بالارد بعد از سریال د‌‌‌پارتمان کیو با بازی درخشان متیو‌ گود محصول امسال و تولید بریتانیا از خیلی جهات به یکدیگر شباهت دارند؛ اینکه هر دو‌ کارآگاه این دو سریال در قسمت پرونده‌های حل‌نشده کار می‌کنند که با بودجه محدود، افراد داوطلب با آنها همکاری می‌کنند و هر دو شخصیت اصلی دارای عقبه‌ای تاریک هستند با این حال پیگیر و‌ مصمم حل‌کردن پرونده‌های‌شان با همه موانع هستند.

اما در سریال دپارتمان کیو، شخصیت‌پردازی‌ها قوی و ساختاری منسجم‌تر دارند و از منظر ر‌وان‌شناختی، ارزش بسزایی دارد؛ به طوری که علاقه‌مندان این نوع ژانرها، از تماشای سریال بریتانیایی لذت بیشتری می‌برند، ولی سوژه در سریال بالارد تقریبا کلیشه‌ای است؛ هر‌چند قابل پیش‌بینی نیست. آنچه‌ این سریال را از سایر آثار هالیوودی در این نوع ژانر متمایز می‌کند، شخصیت‌پردازی جان‌دار و عمیق رنه بالارد است. مگی کیو که بیشتر به عنوان بازیگر سریال‌های تلویزیونی در نقش‌های اکشن شناخته شده است، در این سریال به‌خوبی توانسته ویژگی‌های یک کارآگاه زن کاریزماتیک، زیرک، محتاط و همدل را به نمایش درآورد. او در مورد سریال می‌گوید: «این داستان، تلاش‌های بی‌وقفه مردان و زنانی است که در راه عدالت خدمت می‌کنند و آن را به تصویر کشانده است‌». از سوی دیگر، سریال با اینکه اسپین‌آف مجموعه معروف و شناخته‌شده‌ای است‌، اما کاملا هویتی مستقل دارد و حضور هری باش در چندین سکانس برای حمایت از رنه بالارد است که برای مخاطبان هری باش، این بخش‌ها جذاب محسوب می‌شود.

مهم‌ترین موضوع سریال، نقد اجتماعی است که به‌ وضوح در تمامی اپیزودها به ساختار مردسالارانه سیستم پلیس آمریکا اشاره شده است‌. پلیس در این روایت غیر‌خطی، نه به عنوان نماد قانون، بلکه به عنوان بازوی قدرت مردسالارانه عمل می‌کند و زنان نیز در دو‌ جایگاه تعریف می‌شوند: قربانیان خاموش که‌ نگاه‌های تحقیر‌آمیز به آنان یادآور ساختار سنتی و کهنه‌ای است که هنوز در این‌گونه سیستم‌ها بازتولید می‌شود و زنانی که برای برابری و برقراری عدالت می‌جنگند هر‌چند‌ محکوم به شکستند. بخش دیگری از این تعاملات که در اداره پلیس دیده می‌شود، زدوبندهای درون‌سازمانی است‌. در واقع سریال، پلیس‌هایی را به تصویر می‌کشاند که بیش از آنکه دغدغه اجرای قانون داشته باشند، گرفتار معاملات پنهانی با کارتل‌ها، رانت و سوء‌استفاده از قدرت هستند. در اینجا فساد یک خطای فردی محسوب نمی‌شود، بلکه سیستمی است.

مهم‌ترین درگیری ذهنی که مخاطب پس از اتمام سریال با آن مواجهه می‌شود، این است که وقتی پلیس در تاریکی فساد و مردسالاری گم شده است، چه کسی امنیت را تضمین می‌کند؟ مخاطب در انتهای اپیزود آخر با یک غافلگیری شوکه‌کننده و پایانی غیر‌منتظره روبه‌رو می‌شود که می‌توان گفت آن را باید مهم‌ترین نقطه قوت سریال دانست که با توجه به آمار بالای بینندگان، خبر تولید فصل دوم این سریال رسما اعلام شد و به‌زودی فیلم‌برداری آن در شهر نیویورک آغاز خواهد شد.

سریال در وب‌سایت راتن‌تومیتوز امتیاز ۱۰۰‌ و نمره 7.6 را از سایت IMDb دریافت کرده است.

 

آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.