«شرق» گزارش میدهد:
اوراق شکست آمریکا
یک ماه پس از آغاز تجاوز به ایران، اینک صحنه نبرد آشکارتر پیش رویمان قرار گرفته است: شدت حملات تروریستی به ایران، به خصوص در روزهای اخیر، احتمالا رکورد بمباران یک کشور در خاورمیانه را در جنگهای معاصر جابهجا کرده است. حالا آمریکا و رژیم صهیوفاشیسم اسرائیل نه فقط مناطق مسکونی و زیرساختهای عمومی بلکه چندین دانشگاه ایران را هم بمباران کردهاند. هدف صیهوفاشیستهای اسرائیلی حتی از بمبارانهای بیهدف نیز روشن است: جنگ مدام و بیپایان در خاورمیانه.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
یک ماه پس از آغاز تجاوز به ایران، اینک صحنه نبرد آشکارتر پیش رویمان قرار گرفته است: شدت حملات تروریستی به ایران، به خصوص در روزهای اخیر، احتمالا رکورد بمباران یک کشور در خاورمیانه را در جنگهای معاصر جابهجا کرده است. حالا آمریکا و رژیم صهیوفاشیسم اسرائیل نه فقط مناطق مسکونی و زیرساختهای عمومی بلکه چندین دانشگاه ایران را هم بمباران کردهاند. هدف صیهوفاشیستهای اسرائیلی حتی از بمبارانهای بیهدف نیز روشن است: جنگ مدام و بیپایان در خاورمیانه. پایان جنگ میتواند به معنای پایان دولت مستقر در اسرائیل باشد. جنگ، وضعیت استثنایی را تا اطلاع ثانوی تمدید میکند و بقای دولتی که مهمترین چهرهاش به عنوان جنایتکار جنگی شناخته میشود در بقای وضعیت استثنایی است.
اما مسئله برای آمریکا متفاوت است. برنی سندرز، سناتور سوسیالیست آمریکایی، در تظاهرات بزرگ ضدترامپ، در یکی از صریحترین موضعگیریهایش علیه جنگ این پرسش را مطرح کرده که اصلا چرا ما باید در ایران باشیم و چندبار دیگر باید توان هستهای کشوری را که ادعای نابودیاش را کردهایم نابود کنیم؟ او ترامپ را خوشیفتهای فاسد نامیده که دیوانهوار دروغ میگوید. یک ماه پس از آغاز جنگ، میتوان دید که آمریکا به نبردی وارد شده که در نهایت پیروز از آن بیرون نخواهد آمد گرچه در اینسو هم زندگیهای بسیاری تا همین جا در ایران از دست رفته است. با این حال اما سرانجام جنگ به هر کجا که برسد، آمریکا پیروز این جنگ نخواهد بود و الگوی تکرارشونده شکست دامن یکی از بلاهتبارترین دولتهای آمریکا را هم خواهد گرفت.
بر خلاف این تصور سادهلوحانه که میگوید وضعیت ایران متفاوت از وضعیت مردم غزه و افغانستان و عراق و... است، امروز آشکارتر میتوانیم ببینیم که سرنوشت همه ما در این منطقه عمیقا به یکدیگر گره خورده و آنچه در کشورهای پیرامونمان اتفاق افتاده میتواند در اینجا هم رخ دهد چنانچه همین امروز هم رخ داده است. هیچ بمبی در هیچ کدام از کشورهای خاورمیانه رهایی به همراه نداشته و تنها به پیچیدگیهای مسئله در هر یک از این کشورها افزوده است. اما در چند دهه اخیر آمریکا نیز به اهداف جنگافروزیهایش دست نیافته است و پس از چند سال با مقاومت و شکست روبهرو شده است.
نمونه افغانستان از واضحترین نمونههای شکست آمریکا است. کابل در مقابل چشمان بهتزده جهان در ۱۵ اوت ۲۰۲۱ سقوط کرد و این یکی از بزرگترین شکستهای سیاسی و ایدئولوژیک آمریکا در دهههای اخیر به شمار میرود. طارق علی، نویسنده چپگرای بریتانیایی-پاکستانی، پس از بازگشت طالبان به قدرت، در مقالهای با عنوان «شکست در افغانستان» که در «نیولفت ریویو» منتشر شد و ترجمه فارسیاش در سایت نقد اقتصاد سیاسی در دسترس است، میگوید بیستمین سالگرد «جنگ علیه ترور» همراه با شکست پیشبینیپذیر و پیشبینی شده آمریکا و ناتو از راه رسید. آمریکا در سپتامبر ۲۰۲۱ در حالی از افغانستان خارج شد که حتی یکی از اهداف به اصطلاح «آزادیخواهانه»اش محقق نشد: نه آزادی و دموکراسی به دست آمد و نه حقوق برابر برای زنان و نه حتی نابودی طالبان. واضح است که آمریکا در افغانستان شکست نظامی نخورد اما پس از دو دهه هیچ دستاوردی هم به دست نیاورد و تنها به مسایل افغانستان اضافه کرد: «واقعیت این است که ایالات متحده با گذشت بیست سال نتوانست چیزی بسازد که با تکیه بر آن ماموریت خود را تمدید کند. منطقه سبز نورانی را همیشه تاریکی احاطه کرده بود و ساکنان آن منطقه نمیتوانستند عمق آن را درک کنند. در یکی از فقیرترین کشورهای جهان، سالانه میلیاردها دلار خرج تهویه مطبوع پادگانهایی میشد که محل استقرار سربازان و افسران امریکایی بود، در حالی که غذا و پوشاک به طور مرتب از پایگاههای قطر و عربستان سعودی و کویت به آنجا میرسید. نباید تعجب کرد که زاغه بزرگی در حومه کابل پدیدار شد، چرا که فقرا جمع میشدند تا سطلهای زباله را جستوجو کنند. دستمزد کمی که به سرویسهای امنیتی افغانستان پرداخت میشد نمیتوانست قانعشان کند که علیه هموطنان خود بجنگند. در ارتشی که طی دو دهه گذشته ساخته شده بود از همان ابتدا طرفداران طالبان نفوذ کرده بودند و استفاده از تجهیزات نظامی مدرن را به رایگان آموختند و برای مقاومت افغانستان جاسوسی کردند.»
تبعات مداخله بشردوستانه آمریکا در افغانستان همچنان ادامه دارد و امروز هیچ توهمی درباره دستاوردهای جنگ در افغانستان وجود ندارد. جنگ آمریکا در افغانستان نه جنگ رهایی بلکه به بیان طارق علی جنگ تریاک بود. او به این موضوع اشاره کرده که پس از حمله آمریکا به افغانستان تولید تریاک افزایش قابل توجهی داست تا جایی که این کشور پس از دو دهه نود درصد بازار جهانی هرویین را تشکیل میداد: «هزاران میلیارد سود به دست آورده و بین بخشهای افغان که در خدمت اشغالگران بودند تقسیم میشد. ماموران غربی پولهای هنگفتی دریافت کردند تا این تجارت انجام شود. از هر ده جوان افغانستانی یک نفر اکنون معتاد به تریاک است. آمار مربوط به اعتیاد نیروهای ناتو در دسترس نیست.»
وضعیت زنان نیز با جنگ تغییری نکرد در حالی که زنان افغانستانی در سالهایی نه چندان دور زندگی به مراتب بهتری داشتند. در زمان حمله آمریکا و اشغال افغانستان صنعت کار جنسی برای خدمترسانی به نیروهای اشغالگر رشد کرد و اشغالگران یکی از دشمنان زنان افغانستانی به شمار میرفتند.
حدودا دو سال پیش از خروج نیروهای آمریکا از افغانستان، واشنگتنپست یک گزارش داخلی مفصل ذیل عنوان «اوراق افغانستان» به سفارش دولت فدرال منتشر کرد و در آن شرحی مفصل از طولانیترین جنگ دولت آمریکا به دست داد. طارق علی در مقالهاش به این گزارش که مبتنی بر سلسله مصاحبههایی با ژنرالهای بازنشسته یا در حال خدمت آمریکایی، مشاوران سیاسی، دیپلماتها، امدادگران و غیره نوشته شده اشاره کرده است. در بخشی از این گزارش، ژنرال داگلاس لوت که به «تزار جنگ افغانستان» مشهور است، میگوید که «ما درک جامعی از افغانستان نداشتیم- نمیدانستیم چه کار میکنیم... بدون این که مردم آمریکا حجم این خرابکاری را بدانند.» در نبود چنین درکی، این پرسش خیلی زود مطرح شد که در افغانستان دشمن کیست و باید با چه کسی جنگید؟ با طالبان، پاکستان یا همه افغانها؟ یکی از فرماندهان سربازان آمریکایی در ۲۰۱۷ به مسئلهای بزرگ برای سربازانش اشاره کرده: «آنان تصور کردند قرار است من نقشهای بهشان بدهم که نشان دهد آدم خوبها و آدم بدها کجا زندگی میکنند... چندبار با آنها گفتوگو کردم تا بفهمند من چنین اطلاعاتی ندارم. در ابتدا، فقط مدام میپرسیدند آدم بدها چه کسانیاند و کجا هستند؟»
آمریکا در سالهایی که در افغانستان حضور داشت بارها اعلام کرد که طالبان از بین رفته و دیگر توانایی ظهور و بازگشت به قدرت ندارد. اما تمام این ادعاها بر پایهای سست و فریبکارانه سوار شده بودند و در نهایت واقعیت خود را تحمیل کرد. آمریکا و ناتو در افغانستان گرفتار وضعیتی بحرانی شدند و سرانجام این کشور را با بحرانهای عمیقتری ترک کردند و به دست همان کسانی سپردند که ادعای نابودیشان را داشتند. شکست آمریکا در افغانستان نه استثنا بلکه قاعده جنگهایی است که تنها چیزی که به همراه ندارد رهایی برای مردم است.