خوانشی آماری از سه سخنرانی مسعود پزشکیان در مجمع عمومی سازمان ملل متحد از ۱۴۰۳ تا ۱۴۰۵
از وفاق تا بازدارندگی؛ سیر تحول گفتمان پزشکیان در سازمان ملل
در عرصه سیاست بینالملل، تریبون سازمان ملل متحد فقط جایگاه اعلام مواضع رسمی نیست؛ میدانی است برای رقابت روایتها و مهندسی افکار عمومی جهانی. هر واژهای که از این تریبون بر زبان رهبران سیاسی جاری میشود، بازتابی از اولویتها، دغدغهها و راهبردهای آنان در قبال مسائل جهانی است. در این میان، سخنرانیهای رئیسجمهور مسعود پزشکیان در سه دوره متوالی مجمع عمومی سازمان ملل (۱۴۰۳ تا ۱۴۰۵) از منظر تحلیل گفتمان، تصویری شفاف از تحولات سیاسی و راهبردی ایران در یکی از پرتنشترین دورههای تاریخ معاصر منطقه ارائه میدهد.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
در عرصه سیاست بینالملل، تریبون سازمان ملل متحد فقط جایگاه اعلام مواضع رسمی نیست؛ میدانی است برای رقابت روایتها و مهندسی افکار عمومی جهانی. هر واژهای که از این تریبون بر زبان رهبران سیاسی جاری میشود، بازتابی از اولویتها، دغدغهها و راهبردهای آنان در قبال مسائل جهانی است. در این میان، سخنرانیهای رئیسجمهور مسعود پزشکیان در سه دوره متوالی مجمع عمومی سازمان ملل (۱۴۰۳ تا ۱۴۰۵) از منظر تحلیل گفتمان، تصویری شفاف از تحولات سیاسی و راهبردی ایران در یکی از پرتنشترین دورههای تاریخ معاصر منطقه ارائه میدهد.
آنچه این سه سخنرانی را به موضوعی شایسته برای واکاوی دقیق تبدیل میکند، تغییر محسوس در فراوانی و برجستگی واژگان است؛ تغییری که از حرکت گفتمانی از «صلح، عدالت و توسعه» به سمت «قدرت، دفاع و بازدارندگی» حکایت دارد. گزارش پیشرو، با تکیه بر دادههای کمی حاصل از فراوانی ۳۰ کلیدواژه برتر هر سال، ماتریسهای همبستگی و شاخصهای آماری، همراه با تحلیل کیفی محتوای سخنرانیها، میکوشد این مسیر تحول گفتمانی را در بستری از رویدادهای میدانی و بینالمللی بازخوانی کند. پرسش اصلی این است که واژهها چگونه تغییر کردهاند، چه چیزهایی ثابت ماندهاند و این تغییرات چه نسبتی با واقعیتهای سیاسی سه سال گذشته دارد.
دادهها، فهرست 30 کلیدواژه پرتکرار هر سخنرانی به همراه تعداد تکرار آنهاست. تحلیل بسامد چنین فهرستهایی روش شناختهشدهای در بررسی کمّی متون سیاسی است، اما یک محدودیت مهم دارد: نبودِ یک واژه در فهرست 30تایی به معنای صفربودن تکرار آن در متن اصلی نیست و بدون در دست داشتن طول و تعداد دقیق سخنرانیها، یافتهها را نباید به کل گفتار پزشکیان در آن سال تعمیم داد. با این احتیاط، برویم سراغ خود اعداد.
محور ثابت: «ایران»
در هر سه سخنرانی، یک واژه بدون رقیب صدرنشین بوده: «ایران». نهفقط از نظر رتبه، که از نظر شمار تکرار هم پیوسته رشد کرده است؛ از ۲۲ بار در ۱۴۰۳ به ۲۸ بار در ۱۴۰۴ و ۳۲ بار در ۱۴۰۵. سهم این یک واژه از کل تکرارهای فهرست 30تایی هم هر سال کمی بالاتر رفته: از حدود ۱۱ درصد به بیش از ۱۳ درصد. به بیان ساده، هر سال بخش بزرگتری از سخنرانی، حول محور صریح «ایران» چرخیده است؛ مورد ثابتی که تغییر نمیکند، شیوه پرداختن به آن است.
دو مسیر متقابل: افول «صلح»، صعود «قدرت»
اگر یک نمودار بخواهد کل تحول این سه سال را در خود خلاصه کند، همین است: خط «صلح» رو به پایین میرود و خط «قدرت» رو به بالا؛ دقیقا از همان نقطهای که این دو در سال ۱۴۰۴ به هم نزدیک شده بودند. «صلح» با ۱۶ بار در ۱۴۰۳ آغاز میکند، در ۱۴۰۴ به ۱۸ بار میرسد -بیشترین مقدار خود در این سه سال- و سپس در ۱۴۰۵ یکباره به ۹ بار سقوط میکند. «قدرت» مسیر معکوس را طی میکند: فقط سه بار در ۱۴۰۳، سپس ۱۲ بار و سرانجام ۱۸ بار در ۱۴۰۵.
نسبت میان این دو واژه گویاتر از خودشان است: در ۱۴۰۳، «صلح» حدود پنج برابر «قدرت» تکرار شده بود؛ در ۱۴۰۵، «قدرت» دو برابر «صلح» تکرار شده است. دو واژه دیگر هم در همین مسیر به میدان آمدهاند: «دفاع» و «تروریست»، هیچکدام در فهرست ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ دیده نمیشوند، اما در ۱۴۰۵ با ۱۵ و ۱۴ بار تکرار، بهناگاه در میان پرتکرارترین واژههای سخنرانی جای میگیرند.
«تروریست» با جهشی از سه بار در ۱۴۰۳ (بدون حضور در فهرست ۱۴۰۴) به ۱۴ بار در ۱۴۰۵ رسیده و در واکنش مستقیم به اتهام رئیسجمهور آمریکا در همان روزها قابل فهم است: پزشکیان این برچسب را در سخنرانی خود وارونه کرد و آن را متوجه طرف مقابل دانست.
سه خوشه واژگانی
برای فراتررفتن از تکواژهها، میتوان واژههای همخانواده را در سه دسته شفاف و بدون همپوشانی گروهبندی کرد: نخست «قدرت، امنیت و درگیری»، شامل قدرت، دفاع، امنیت، جنگ، تجاوز، تروریست، سلاح، حمله، مقاومت و مانند آنها؛ دوم «صلح و حلوفصل اختلاف»، صلح، دیپلماسی، مذاکره، گفتوگو، آتشبس، برجام؛ و سوم «مردم، عدالت و توسعه»، مردم، عدالت، توسعه، حقوق، کرامت، زنان و مشابه. این دستهبندی البته پیشنهادی است و همه واژههای فهرست را پوشش نمیدهد.
وزن نسبی هر خوشه از مجموع تکرارهای فهرست، تصویر روشنی از جابهجایی میدهد. خوشه «قدرت و درگیری» از ۱۰ درصد در ۱۴۰۳ به ۲۳ درصد در ۱۴۰۴ و سپس ۳۸ درصد در ۱۴۰۵ رسیده؛ رشدی نزدیک به چهار برابر در سه سال. در مقابل، خوشه «مردم، عدالت و توسعه» که در ۱۴۰۳ با ۲۸ درصد بزرگترین خوشه بود، در ۱۴۰۴ به کمتر از یکچهارم خود سقوط کرد و در ۱۴۰۵ فقط اندکی بازگشت. خوشه «صلح» روندی آرامتر اما پیوسته رو به کاهش دارد.
همبستگی سالها: شبیهاند یا متفاوت؟
یک پرسش دیگر هم قابل بررسی است: آیا الگوی واژگانی هر سال به سال دیگر شبیه است؟ برای پاسخ، از «ضریب همبستگی پیرسون» استفاده میشود؛ عددی بین منفی یک و مثبت یک که نشان میدهد وقتی یک واژه در یک سال پرتکرار بوده، در سال دیگر هم پرتکرار بوده یا نه. نزدیک به مثبت یک یعنی دو سال از نظر الگوی واژگانی شبیه هم هستند؛ نزدیک به صفر یا منفی یعنی الگوها بهکلی متفاوتاند.
برای اینکه غیبت یک واژه از فهرست بهاشتباه «صفر» شمرده نشود، این ضریب فقط روی 9 واژهای محاسبه شده که در هر سه سال حضور داشتهاند: ایران، صلح، مردم، منطقه، قدرت، غزه، امنیت، تحریم و کودکان. نتیجه؟
همبستگی سالهای پیاپی -۱۴۰۳ با ۱۴۰۴، و ۱۴۰۴ با ۱۴۰۵- بالا و نزدیک به هم است؛ یعنی گذار میان هر دو سال همسایه، تدریجی بوده. اما همبستگی میان دورترین دو سال، ۱۴۰۳ و ۱۴۰۵، بهروشنی پایینتر میافتد: ۰٫۵۵. این افت، همان چیزی است که در نمودارهای پیشین هم دیدیم -فاصله گفتمانی سال نخست تا سال سوم، بیش از فاصله هر دو سال همسایه از هم است.
یک نکته مهم درباره خودِ روش: وقتی «ایران»، پرتکرارترین واژه در هر سه سال از این محاسبه کنار گذاشته شود، همبستگی ۱۴۰۳ و ۱۴۰۵ از ۰٫۵۵ به منفی ۰٫۲۷ سقوط میکند. یعنی بخش قابل توجهی از «شباهت» ظاهریِ دو سال، صرفا محصول حضور مشترک یک واژه بسیار پرتکرار بوده، نه شباهت واقعی در بقیه واژگان. این آزمایش ساده یادآوری خوبی است که هیچ عدد آماری، بهویژه در نمونههای کوچک، نباید بیبررسی و بهتنهایی مدرک قطعی باشد. افزون بر این، همبستگی الگوی بسامد سالهاست، نه همنشینی واژهها در یک جمله؛ برای دیدن ارتباط واقعی میان مفاهیم، باید سراغ خود متن سخنرانیها رفت.
گفتمان هر سال، از نگاه محتوا
نخست: 1403، صلحمحوری و تعامل سازنده
سخنرانی هفتادونهمین اجلاس در نخستین ماههای ریاستجمهوری پزشکیان ایراد شد، در فضایی که شعارهای انتخاباتی او -اصلاحات، وفاق ملی و تعامل با جهان- هنوز تازه بود. «صلح» با ۱۶ بار تکرار، دومین واژه پرتکرار فهرست است؛ در کنار آن، «مردم»، «عدالت»، «توسعه»، «حقوق» و «کرامت» ترکیبی از دغدغههای انسانی و توسعهای را میسازند. بااینهمه، واژههایی مثل «اسرائیل» و «غزه» هم از همان سال نخست حضوری برجسته دارند؛ پس نمیتوان این سال را صرفا یک گفتمان آرام و بدون تقابل سیاسی خواند. «من با برنامهای مبتنی بر اصلاحات، وفاق ملی، تعامل سازنده با جهان و توسعه اقتصادی، وارد کارزار انتخابات شدم» (از سخنرانی ۱۴۰۳).
دوم: 1404، مرحله ترکیبی: صلح در کنار قدرت
سخنرانی هشتادمین اجلاس در سایه جنگ 12روزه با آمریکا و اسرائیل ایراد شد. جالب اینجاست که «صلح» عقب ننشست -با ۱۸ بار تکرار حتی کمی از سال قبل هم پیشی گرفت- اما «قدرت»، «تجاوز»، «هستهای» و «امنیت» هم برای نخستینبار وزن قابل توجهی گرفتند. این سال بیشتر به یک مرحله گذار شبیه است تا یک نقطه چرخش: همزمان با تداوم زبان دیپلماتیک، لحن مشروعیت و حاکمیت هم پررنگتر شده است. پزشکیان در این سخنرانی، حمله هوایی آمریکا و اسرائیل به ایران را «خیانتی بزرگ به دیپلماسی» توصیف کرد و تأکید داشت این حمله دقیقا در بحبوحه مذاکرات دیپلماتیک رخ داده است.
سوم: 1405، قدرت و دفاع، در کنار طرح مذاکره
سخنرانی هشتادویکمین اجلاس، اوج این گذار است. «قدرت» و «دفاع» به ۱۸ و ۱۵ بار میرسند، «تروریست» با ۱۴ بار به رتبههای بالای فهرست صعود میکند و «آمریکا» از فقط سه بار در سال قبل، به ۱۲ بار میرسد. پزشکیان سخنرانی را با پاسخ مستقیم به اتهام تروریسم آغاز و روایت «قربانی تروریسم بودن ایران» را جایگزین اتهام واردشده کرد.
«ما ثابت کردیم برای دفاع از خود، از جنگ نمیترسیم و برای صلح، از مذاکره نمیگریزیم» (از سخنرانی ۱۴۰۵).
با این حال، این سال هم بهکلی از زبان صلح خالی نیست: «مذاکره» با هفت بار و «گفتوگو» با چهار بار، همچنان در فهرست حضور دارند و «صلح» با ۹ بار، هرچند در جایگاهی پایینتر از دو سال قبل، هنوز شنیده میشود.
مخلص کلام اینکه سه سخنرانی، یک مسیر نسبتا روشن را ترسیم میکنند: از برجستگی «صلح، عدالت و توسعه» در ۱۴۰۳، عبور از یک سال ترکیبی در ۱۴۰۴، تا برجستگی «قدرت، دفاع و بازدارندگی» در ۱۴۰۵. آنچه ثابت مانده، محوریت مطلق واژه «ایران» است؛ آنچه تغییر کرده، شیوه صورتبندی مسائل پیرامون همین محور است.
اما تعبیر دقیق این دادهها باید محتاطانه باشد. آنچه اعداد نشان میدهند، تغییر در برجستگی و اولویتبندی موضوعات در متن یک سخنرانی رسمی است؛ نه لزوما اثبات تغییر باور شخصی، نیت واقعی یا سیاست عملی. غیبت یک واژه از فهرست 30تایی بهمعنای حذف آن از سخنرانی نیست و همانطور که آزمون حذف «ایران» نشان داد، هر رقم آماری در نمونههای کوچک باید با احتیاط خوانده شود. تعبیر دقیقتر این نیست که «صلح، مذاکره یا دغدغههای انسانی کنار گذاشته شدهاند»، بلکه این است که وزن مضامین دفاعی و امنیتی در کنار آنها، بهطور محسوسی افزایش یافته است.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیلها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.