|

ایران و توافق مکه دیپلماسی و راهبرد عبور از انزوا

روز جمعه، پایتخت عربستان سعودی میزبان رویدادی بود که می‌تواند معادلات امنیتی منطقه را تحت تأثیر قرار دهد. بن سلمان، اردوغان و شهباز شریف توافق‌نامه‌ دفاعی سه‌جانبه‌ای را امضا کردند که سه قدرت منطقه را در یک چارچوب امنیتی مشترک موسوم به «توافق دفاعی مشترک مکه» گرد هم آورد.

روز جمعه، پایتخت عربستان سعودی میزبان رویدادی بود که می‌تواند معادلات امنیتی منطقه را تحت تأثیر قرار دهد. بن سلمان، اردوغان و شهباز شریف توافق‌نامه‌ دفاعی سه‌جانبه‌ای را امضا کردند که سه قدرت منطقه را در یک چارچوب امنیتی مشترک موسوم به «توافق دفاعی مشترک مکه» گرد هم آورد. این ائتلاف، تلاقی سه نیروی استراتژیک است: عربستان سعودی به‌عنوان بزرگ‌ترین تأمین‌کننده انرژی جهان، پاکستان به‌عنوان تنها قدرت هسته‌ای جهان اسلام و ترکیه با در اختیار داشتن دومین ارتش بزرگ ناتو و صنعتی رو به رشد در حوزه دفاعی. در پیش‌نویس منتشرشده توافق مکه، بارها تأکید شده که این توافق، ماهیتی تدافعی دارد، هیچ کشور خاصی را هدف قرار نمی‌دهد، جبهه‌ای تهاجمی نیست و راه‌های گفت‌وگو را نمی‌بندد؛ اما واکاوی روان‌شناختی و دیپلماتیک این متون، پیام متفاوتی را مخابره می‌کند. بیانیه وزارت خارجه پاکستان که به صراحت از «بازدارندگی جمعی» سخن می‌گوید، رویکردی مبتنی بر مدل ماده ۵ پیمان ناتو را که در آن حمله به یک عضو، به مثابه حمله به تمامی اعضا تلقی خواهد شد، گوشزد می‌کند. تکرار گزاره‌های «سلبی» و اطمینان‌بخش در متن این توافق، در واقع پاسخی است به «معمای امنیت» در منطقه، پس از رویارویی‌های اخیر ایالات متحده و اسرائیل با ایران. ایران با نمایش قدرت خود در این آوردگاه، نشان داد که از ظرفیت تغییر توازن قوا برخوردار است و توانسته از یک جنگ تمام‌عیار با دست پر بیرون بیاید. همین امر، زنگ خطر را برای کشورهای همسایه به صدا درآورده است. در واقع، این ائتلاف یک موازنه پیشگیرانه (Preemptive balancing) از سوی کشورهایی است که تلاش می‌کنند سپری امنیتی برای خود دست‌وپا کنند، برای روزی که احتمالا سطح تخاصم واشنگتن با تهران کاهش یابد و ایران به هژمون بلامنازع منطقه تبدیل شود. در ایران، این رویداد با واکنش‌هایی عموما محتاطانه همراه بوده است. جریان‌های هیجان‌زده و شعارمحور، این اقدام را «گدایی امنیت» یا «آویزان‌شدن به متحدان آمریکا» تفسیر کرده‌اند؛ اما مواردی هم دیده می‌شود که با ادبیاتی حرفه‌ای به موضوع پرداخته‌اند. حسام‌الدین آشنا با نگاهی ساختاری در شبکه اجتماعی ایکس اشاره می‌کند که این توافق، قواعد پیرامونی جنگ را تغییر می‌دهد. به باور او، اثر فوری این پیمان «کاهش کارایی تهدید علیه کشورهای خلیج فارس و افزایش احتمال ورود ترکیه و پاکستان به منازعه در صورت حمله به عربستان است» و اثر ساختاری آن، «ایجاد هسته‌ای برای یک نظم امنیتی جدید با محوریت ریاض، آنکارا و اسلام‌آباد» خواهد بود. در سطح منطقه‌ای نیز، این ائتلاف با مواضع تندی روبه‌رو شده است. رئیس شورای عالی سیاسی یمن به کشورهای عضو هشدار داده: «هر طرفی که بخواهد در تجاوز و محاصره ۱۲ساله عربستان علیه یمن مشارکت کند، متجاوز محسوب می‌شود». این موضع‌گیری‌ها نشان از حساسیت بالای این ائتلاف در تغییر معادلات نظامی منطقه دارد. اکنون پرسش اساسی این است: ایران چگونه باید در برابر این بلوک‌بندی جدید که پتانسیل تبدیل‌شدن به یک اهرم فشار را دارد، کنشگری کند؟ علم روابط بین‌الملل و رئالیسم سیاسی به ما می‌آموزد که عرصه سیاست خارجی، جایگاه اخلاقیات محض، عرفان و شعر نیست؛ بلکه میدان تأمین منافع ملی و حفظ امنیت کشور است. یکی از مؤثرترین راهبردهای دیپلماتیک برای خنثی‌سازی یک ائتلاف بالقوه تهدیدآمیز، «عضویت در آن» و تغییر مسیر آن از درون است. مقامات ترکیه اعلام کرده‌اند که «عضویت در این توافق برای سایر کشورهای منطقه نیز باز است». این همان پنجره فرصتی است که می‌تواند باطل‌السحر این اتحاد سه‌گانه باشد. درخواست پیوستن ایران به این تفاهم‌نامه، ابتکار عمل را در دست تهران قرار می‌دهد. با این اقدام جسورانه، ایران خود را نه به عنوان «دشمنی در برابر یک ائتلاف»، بلکه به عنوان «ستون ثبات‌ساز و حافظ امنیت منطقه» تعریف می‌کند و به طور عملی، توجیه وجودی این پیمان علیه خود را از بین می‌برد. خوشبختانه به نظر می‌رسد زعمای سیاست خارجی کشور نیز با این نگاه عمل‌گرایانه همسو هستند. توییت اخیر سید عباس عراقچی به زبان انگلیسی، هرچند بدون نام‌بردن مستقیم از این توافق، حاوی کدهایی دیپلماتیک و هوشمندانه است. عراقچی با تأکید بر اینکه «نیروهای مسلح ایران اقتدار خود را در برابر پیشرفته‌ترین نیروی نظامی جهان ثابت کرده‌اند»، جایگاه بازدارنده ایران را تثبیت می‌کند، اما در ادامه می‌افزاید: «هنگامی که مسلمانان در کنار یکدیگر متحد باشند، می‌توانند در برابر هر چالشی بایستند. زمان آن فرا رسیده است که برادری واقعی را در پیش گیریم». این پیام، دعوت‌نامه‌ای آشکار برای ترتیبات امنیتی درون‌زا و مشترک با همسایگان است. در روال پرآشوب خاورمیانه، انسجام ملی در داخل و دیپلماسی پیش‌دستانه در خارج، بقا و توسعه هر کشوری را تضمین می‌کند. ائتلاف «ریاض، آنکارا و اسلام‌آباد» نباید در تهران صرفا به عنوان یک تهدید نگریسته شود، بلکه باید آن را بستری برای آزمون انعطاف‌پذیری دیپلماتیک ایران دانست. اگر جریان‌های ضد دیپلماسی اجازه دهند عقلانیت و خردورزی در مسیر درست خود حرکت کند، ایران می‌تواند با ورود سیاست‌مدارانه به این‌گونه توافقات، نه‌تنها سایه هرگونه تهدیدی را دور کند، بلکه معماری نظم جدید خاورمیانه را با مشارکت مستقیم خود رقم بزند.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.