وطن در آغوش انسانیت
در روزهایی که واقعیت جنگ بخشی از زندگی مردم را تحت تأثیر قرار داده است، جامعه ایرانی بار دیگر یکی از عمیقترین ویژگیهای خود را آشکار کرده است: ایستادن در کنار یکدیگر. این ایستادگی الزاماً پرهیاهو نیست؛ گاهی در سکوتی نجیب شکل میگیرد، در دلهایی که برای هم میتپند و در دستهایی که برای کمک پیش میآیند.
سعید خادمی*
شهر هنوز از صدای انفجارهای شب گذشته فاصله نگرفته بود که تلفن ۱۴۸۰ به صدا درآمد. آن سوی خط، مادری با صدایی لرزان میگفت: «فقط میخواستم کسی باشد که گوش بدهد تا بچههایم کمتر بترسند.» همان لحظه روشن میشود که دفاع از وطن همیشه در میدانهای نبرد شکل نمیگیرد؛ گاهی در همین لحظههای انسانی اتفاق میافتد، جایی که یک صدا، یک همراهی و یک دست یاری اجازه نمیدهد ترس بر زندگی غلبه کند.
در روزهایی که واقعیت جنگ بخشی از زندگی مردم را تحت تأثیر قرار داده است، جامعه ایرانی بار دیگر یکی از عمیقترین ویژگیهای خود را آشکار کرده است: ایستادن در کنار یکدیگر. این ایستادگی الزاماً پرهیاهو نیست؛ گاهی در سکوتی نجیب شکل میگیرد، در دلهایی که برای هم میتپند و در دستهایی که برای کمک پیش میآیند.
در چنین روزهایی، سازمان بهزیستی کشور یکی از سنگرهای آرام اما حیاتی این پایداری انسانی است؛ سنگری که در آن، دفاع از وطن با مراقبت از انسانها معنا پیدا میکند. مددکارانی که در دل بحرانها کنار خانوادهها میایستند، روانشناسانی که اضطراب کودکان را آرام میکنند، پرستارانی که در مراکز نگهداری سالمندان شب را به صبح میرسانند و نیروهای اورژانس اجتماعی که در هر ساعت از شبانهروز آماده مداخلهاند، همه در خط مقدم همین جبهه انسانی قرار دارند.
خط ۱۴۸۰ در این روزها تنها یک شماره تلفن نیست؛ پلی است میان دلهای نگران و صدایی که آرامش میآورد. اورژانس اجتماعی ۱۲۳ نیز همچنان در صحنه حضور دارد تا در سختترین لحظهها کنار خانوادههایی بایستد که زیر فشار بحران ممکن است فروبریزند. تیمهای تخصصی حمایت روانی ـ اجتماعی با حضور میدانی تلاش میکنند از سنگینی اضطرابها بکاهند و جامعه را در برابر فشارهای روانی بحران مقاومتر سازند.
در مراکز توانبخشی، چراغ خدمت خاموش نشده است. افراد دارای معلولیت همچنان خدمات تخصصی خود را دریافت میکنند و مراقبت از آنان با همان دقت و تعهد ادامه دارد. در خانههای کودک و مراکز نگهداری سالمندان نیز امنیت و آرامش با حساسیتی دوچندان حفظ میشود؛ زیرا در روزهای بحران، احساس حمایت برای این عزیزان حیاتیتر از همیشه است.
در کنار این تلاشها، جلوههای روشنی از همبستگی اجتماعی نیز در سراسر کشور دیده میشود؛ از همراهی داوطلبان و خیرین گرفته تا همدلیهای ساده مردم در محلهها و شهرها. اینها نشانههای زنده سرمایه اجتماعی جامعهای است که در سختترین روزها نیز رشتههای پیوند خود را از هم نمیگسلد.
دفاع از وطن همیشه در مرزها تعریف نمیشود. گاهی در دل شهرها و در سکوت خدمت شکل میگیرد؛ جایی که یک مددکار مانع فروپاشی یک خانواده میشود، روانشناسی به ترس یک کودک گوش میدهد یا پرستاری دست سالمندی را میفشارد تا احساس تنهایی نکند. همانجا نیز بخشی از دفاع از وطن در حال رخ دادن است.
سرزمین تنها با خاکش وطن نمیشود؛ با انسانهایش وطن میشود. و وقتی انسانها مراقب یکدیگر باشند، امید به نیرویی تبدیل میشود که هیچ بحرانی توان خاموش کردن آن را ندارد.
وطن، بیش از هر زمان دیگری، در آغوش همین انسانیت زنده میماند.
* مشاور رئیس سازمان بهزیستی کشور و راهبر روابط عمومی و امور بینالملل