حکایت همیشگی فوتبال ایران در جامهای جهانی
استادان بهانه
این حرفهایی که میخواهیم بزنیم، خدای نکرده «اقدام علیه امنیت ملی» محسوب نشود؟! دو خط نقد میخواهیم بکنیم، ایرادی که ندارد؟! متهم نشویم به جاخالیتر از جاخالی؟! خب پس با این حساب، تقریبا از همان اولین توپ بعد از سوت آغاز همه چیز واضح بود؛ اینکه تیم امیر قلعهنویی برنامه منسجمی برای رسیدن به دروازه نیوزیلند ندارد. دفعههای قبل البته یک مقدار بهتر بود. تیم کیروش با نگاه فوتبال بسته خودش، برنامهاش چیدن اتوبوس در یکسوم دفاعی زمین خودی بود و دادن توپ به حریف، بلکه بشود از ضدحملهها استفاده کرد.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
علیرضا مجمع: این حرفهایی که میخواهیم بزنیم، خدای نکرده «اقدام علیه امنیت ملی» محسوب نشود؟! دو خط نقد میخواهیم بکنیم، ایرادی که ندارد؟! متهم نشویم به جاخالیتر از جاخالی؟! خب پس با این حساب، تقریبا از همان اولین توپ بعد از سوت آغاز همه چیز واضح بود؛ اینکه تیم امیر قلعهنویی برنامه منسجمی برای رسیدن به دروازه نیوزیلند ندارد. دفعههای قبل البته یک مقدار بهتر بود. تیم کیروش با نگاه فوتبال بسته خودش، برنامهاش چیدن اتوبوس در یکسوم دفاعی زمین خودی بود و دادن توپ به حریف، بلکه بشود از ضدحملهها استفاده کرد. چند بار شد، چند بار هم نشد. در بازی با آرژانتین در جام 2014 که یکی از معدود بازیهای خوب تیم ایران در ادوار جامهای جهانی است، این روش بهشدت درست اجرا شد و اگر مسی نبود که آن توپ دقیقه 92 را روانه دروازه علیرضا حقیقی کند، احتمالا آن بازی را مساوی بیرون میآمدیم. هرچه هست، بازی دیروز ایران و نیوزیلند اولین عیار جدی تیم قلعهنویی در دو سال اخیر بعد از بازی نیمهنهایی جام ملتهای آسیا با قطر است که با افتضاح تمام شد. این ماجرا متأسفانه با جوی منفی علیه تیم ایران از مدتها قبل آغاز شد تا اردوی مکزیک ادامه داشت و هنوز هم در بازی اول و احتمالا بازیهای دوم و سوم ادامه خواهد داشت. شاید ایران اولین تیم تاریخ جامهای جهانی باشد که تماشاگرانش روی سکوها، پای تلویزیون یا در شهر محل برگزاری، در جدال با یکدیگر برای دوستداشتن یا دوستنداشتن تیمی هستند که از این خاک به دورترین نقطه نسبت به کشورش سفر کرده است. از دیروز سیل ویدئوهایی که روی شبکههای اجتماعی از داخل استادیوم رسیده، این ماجرا را تأیید میکند که انشقاق عجیبی بین هواداران ایرانی نسبت به تیم داخل زمین رخ داده است. نیاز به بازگویی نیست که این اختلاف از کجا نشئت میگیرد! هرچه هست، التهاب سکوها روایتی است پر آب چشم که نباید به اینجا میکشید، که کشید. حکایتش حکایت دیروز و امروز هم نیست؛ تقریبا از جام جهانی قبل در قطر شدت گرفت تا امروز که رسیده به لسآنجلس. گذر کنیم و امید داشته باشیم که این تیم که نام ایران دارد، بتواند جماعت ایرانی را سوای هر عقیدهای دور هم جمع کند.
اما از اینها که بگذریم، از عمق فاجعه نتیجهای که تیم امیر گرفته، اپسیلونی کم نمیشود. نکته اصلی اما اینجاست که انگار سرمربی و بازیکنان حرفهایشان را از قبل آماده کرده بودند که بهانههای ریز و درشت را عامل نتیجه بدانند، نه توان و بار فنی خودشان را. در همه حرفهای بعد از بازی -بهخصوص جوک درخشان سرمربی: «این بهترین بازی دور اول بود!»- اثری از یک عذرخواهی ساده دیده نشد. این را مقایسه کنید با حرفهای سرمربی تیم ساموراییها که بعد از تساوی با هلندِ مدعی، از شدت ناراحتی در کنفرانس بعد از بازی نزدیک بود بغضش بشکند. اما امیر نهتنها نمیپذیرد تیمش بد بازی کرده است و هیچ برنامهای برای بردن نیوزیلند نداشته و بابت این موضوع وظیفه دارد عذرخواهی کند، بلکه حتی اعتقاد دارد این بازی یکی از بهترین بازیهای این دور از بازیهاست و نیوزیلند شانس آورد که به ما نباخت. اینکه تیم دوم اقیانوسیه شانس آورد یا نیاورد، اصلا باید کسر شأن مربی تیم ایران باشد برای اینکه حتی به زبان بیاورد. نیوزیلند تیم 85 رنکینگ فیفاست و مساوی با این تیم در حکم باخت است. حالا بیایی به خودت افتخار کنی که تیمت باید برنده میشد و نشد، پس هیچ ایرادی ندارد، قطعا بدان قافیه را در دو بازی بعد هم باختهای. از این نکته بدتر اینکه جلوی رئیس فیفا، جیانی اینفانتینو، سرمربی ما دهان به سخن میگشاید و هر بهانهای که به ذهنش میرسد به او میگوید برای اینکه مساوی شبهباختش را توجیه کند؛ از دیرآمدن به مکزیک بگیرید تا ندادن ویزای آمریکا به خیلیها و اجبار برای برگشت تیم از خاک آمریکا به کمپ تیم ملی در تیخوانا. این همه آمریکا به بالا تا پایین ایران و تیم ما بیاحترامی کرده است، یک بار این آقا نگفته عطای جام جهانی را به لقایش میبخشیم و شخصیت خودمان را حفظ میکنیم، الان که آنها هرچه گفتهاند مو به مو عمل کردهاند، یادش افتاده مظلومترین تیم تاریخ جام جهانی است. چرا؟! چون میخواسته خودش و رفقایش به هر ضرب و زوری شده به آمریکا بروند و در رزومهشان مربیگری در جام جهانی بیاید. این قصه در دو بازی آینده سر دراز دارد.