یک کتاب، یک نویسنده: گفتوگوی احمد غلامی با حمید علیدوستی
ترانه رنج
در کافه نشر ثالث حمید علیدوستی را دیدم، درست روبروی من نشسته بود. عشق دوران جوانی من. تنها فوتبالیستی که عکس قدیاش را از وسط مجله «دنیای ورزش» کنده و به دیوار چسبانده بودم. چنان ذوقزده به طرفش رفتم که با حالوروز و سنوسال من قرابتی نداشت. تعجب کرده بود، اما با گرمی برخورد کرد و کنارش نشستم. از او خواستم کتابی را که بهتازگی منتشر کرده است، برایم امضا کند و این کار را کرد. بهواسطه آقای جعفریه، مدیر نشر ثالث بیشتر با هم آشنا شدیم، آشناییای که سببساز این گفتوگو شد.