|

زلزله‌های پردیس با آتشفشان دماوند ارتباط دارند؟

توالی زلزله‌های پردیس تا آخر خرداد ۱۴۰۵ و رابطه با آتشفشان دماوند

چنانچه بازگشت زمین‌لرزه‌های با بزرگای هفت در این پهنه حدود ۲۰۰ سال در نظر گرفته شود، می‌توان نشان داد که منطقه برای رخ‌دادن یک زمین‌لرزه بزرگ آماده است. مجموعه‌ای از رویدادهای با بزرگای بیش از چهار می‌تواند نشان‌دهنده «پیش‌لغزش» یا یک توالی پیش‌لرزه‌ای باشد. از سوی دیگر این زلزله‌های کوچک به انتقال تنش و بارگذاری روی گسل شمال تهران ‌کمک می‌کنند.

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

 

توالی لرزه‌ای پردیس که از ۲۸ فروردین ۱۴۰۵ با بزرگای ۴.۲ آغاز شد در ۲۲ اردیبهشت با بزرگای ۴.۶ و ۱۸ خرداد دو رخداد با بزرگای ۲.۵ و بامداد جمعه ۲۲ خرداد ۱۴۰۵ با بزرگای ۳.۱ ادامه یافت. تقسیم‌بندی تنش در جنوب پهنه گله مشا و در راستای گسل‌های آراکوه، کاجان و پردیس و ‌فعالیت سامانه آتشفشانی دماوند در لرزه‌خیزی این پهنه شرق تهران مؤثر است. این زلزله‌ها از آنجا که اکثر در محدوده شهری رخ داده‌اند، با وجود کوچک‌بودن، در داخل شهرستان پردیس همگی از سوی بسیاری از شهروندان حس شده‌اند.

در شمال این ناحیه محفظه مذاب آتشفشانی جوان دماوند به سمت جنوب و صفحه گسل مشا ادامه دارد. گرمای حاصل از این سامانه، فشار سیال منفذی را افزایش می‌دهد که باعث کاهش تنش نرمال مؤثر می‌شود. دماوند مانند یک «فیوز» عمل می‌کند. گرما، در اتاق ماگمایی به‌ویژه در ژرفای ۸ تا ۱۴ کیلومتری با لرزه‌خیزی صفحه گسل مشا مرتبط است و آزادسازی مکرر و متوسط تنش لرزه‌ای و رخدادهای زلزله‌های کوچک بهار ۱۴۰۵ پردیس را تسهیل می‌کند، بدان معنی که گسل در اینجا کمتر از جاهای دیگر «قفل» شده و چنانچه جریان آزادشدن تنش به همین ترتیب باشد، به‌طور بالقوه از تجمع تنش عظیم مورد نیاز برای یک رویداد با بزرگای بیش از ۷.۰ در این بخش خاص جلوگیری می‌کند. از سوی دیگر در رویداد زلزله ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۹ با بزرگای ۵.۰ و گسیختگی در گسل مشا در محدوده دماوند و مقایسه با زلزله‌های ۱۴۰۵ به نظر می‌رسد تمایل به انتشار گسیختگی از شرق -دماوند- به سمت غرب- پردیس- و در نهایت تهران وجود دارد.

خوشه زلزله به‌عنوان پس نشانگر یک زلزله بزرگ هم قابل بررسی است. این موضوع نگران‌کننده‌ترین تفسیر است و نمی‌توان آن را رد کرد. بخش شرقی گسل مشا در محدوده تلاقی با گسل شمال تهران آخرین بار در سال ۱۸۳۰ با یک رویداد بزرگ با بزرگای تخمینی ۷.۱ گسیخته شد. صد سال بعد زمین‌لرزه ۱۹۳۰ آه- مبارک‌آباد در دهم مهرماه ۱۳۰۹ در گستره آبعلى- مبارک‌آباد با بزرگاى ۵.۲ رخ داد. در روستاى آه بالاکوشکى ۲۸ خانه ویران، یک نفر کشته و پنج نفر زخمى شدند. در قابوس محله پنج خانه خراب شد. در سر پورک بیشتر خانه‌ها ویران شد و دو نفر کشته شدند. در مبارک‌آباد هشت خانه ویران شد و بقیه آسیب دیدند. چند رشته قنات نیز فروریخت. مشا، امیرآباد و دماوند آسیب کمى دیدند.

در دشت مزار و دماوند جنوب مشا، ۱۰ و ۱۲ کیلومترى جنوب شرق مبارک‌آباد برخى از خانه‌ها ترک برداشتند.

چنانچه بازگشت زمین‌لرزه‌های با بزرگای هفت در این پهنه حدود ۲۰۰ سال در نظر گرفته شود، می‌توان نشان داد که منطقه برای رخ‌دادن یک زمین‌لرزه بزرگ آماده است. مجموعه‌ای از رویدادهای با بزرگای بیش از چهار می‌تواند نشان‌دهنده «پیش‌لغزش» یا یک توالی پیش‌لرزه‌ای باشد. از سوی دیگر این زلزله‌های کوچک به انتقال تنش و بارگذاری روی گسل شمال تهران ‌کمک می‌کنند.

آزادسازی منظم تنش در تلاقی گسل‌های مشا و شمال تهران در شمال منطقه پردیس طبیعی است. این پهنه جایی است که گسل فشاری و چپگرد مشا با گسل فشاری شمال تهران تلاقی می‌کند. این امر یک «ساختار گلی یا نخلی» و یک پهنه به‌شدت خردشده در پهنه روستای کلان لواسان ایجاد کرده است.

ترکیب اثر گرمای مذاب دماوند و فشار منفذی احتمالا رفتار زلزله‌های بهار ۱۴۰۵ را توضیح می‌کند. این زمین‌لرزه‌ها نشان می‌دهد که «تلاقی زمین‌ساختی» در محدوده شمال پردیس در حال حاضر در وضعیت تنش بحرانی بالا قرار دارد. تغییرات در سطح آب‌های زیرزمینی یا انتشار گاز در نزدیکی دماوند؛ می‌تواند سطح بعدی داده‌های «پیش‌هشدار» برای هر رخداد زمین‌لرزه بعدی باشد.

با حرکت جبهه گسیختگی به سمت غرب -پردیس، فشار بر راستای گسل شمال تهران بیشتر خواهد کرد. هجوم سیالات ماگمایی تحت فشار یا مسیریابی هیدروترمال عمیق به درون «ساختار گلی» شکسته در نزدیکی پردیس، فشار سیال منفذی را به شدت افزایش می‌دهد. با افزایش فشار منفذی، تنش مؤثر بر گسل‌های رده دوم از پیش موجود -مانند گسل‌های پهنه پردیس- به‌شدت کم می‌شود. این امر به گسل‌های کوچک اجازه لغزش می‌دهد و زلزله‌های کوچک پردیس به این ترتیب رخ می‌دهند. محل برخورد زمین‌ساختی مشا-شمال تهران در حال تجربه حالت افت تنش بحرانی بالا و ناهمگنی بالاست. هنگامی که یک منطقه گسلی نزدیک به شکست است، میدان تنش به تغییرات کوچک بسیار حساس می‌شود و به ساختارهای کوچک منفرد اجازه می‌دهد تا انرژی را در جهات مختلف آزاد کنند. این امر به‌شدت این ایده را تقویت می‌کند که تنش به‌طور فعال در حال تقسیم‌بندی و انتقال از سامانه گسله مشا -قطعه شرقی- به انتهای شرقی گسل‌ شمال تهران است.

در زلزله ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ با بزرگای ۴.۶ افت تنش روی قطعه گسله کم بود و با این زلزله حوزه تغییر شکل بسیار کوچکی ایجاد شد؛ بنابراین تنشی که مستقیم از رویداد ۲۲ اردیبهشت به گسل شمال تهران منتقل‌ شده، بسیار پایین‌تر از آستانه مورد نیاز برای ایجاد یک گسیختگی بزرگ بوده است. البته مهاجرت سیالات مذاب دماوند را که می‌تواند فشارهای منفذی بالاتر ایجاد کند، نباید فراموش کرد که مستقیم در محل اتصال ساختاری مشا- شمال تهران متمرکز می‌شود و نیز در این فرایند مؤثر است. تمامی این فرایند از نظر ایمنی و مدیریت ریسک سانحه زلزله در استان تهران و شهر تهران باید با دقت بالا پایش شود.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.