|

ارمنستان در مسیر فرصت یا ریسک

در فضای خالی از معادلات سنتی قفقاز که مسکو در آن عقب‌ نشسته و تهران فاقد طرحی ساختاری است، واشینگتن با یک محاسبه زمانی دقیق و امضای معاهده‌ای راهبردی، ارمنستان را در آستانه یک دوگانگی تاریخی میان وابستگی به روسیه و ورود به معماری غرب قرار داده است.

در فضای خالی از معادلات سنتی قفقاز که مسکو در آن عقب‌ نشسته و تهران فاقد طرحی ساختاری است، واشینگتن با یک محاسبه زمانی دقیق و امضای معاهده‌ای راهبردی، ارمنستان را در آستانه یک دوگانگی تاریخی میان وابستگی به روسیه و ورود به معماری غرب قرار داده است.

روسیه پس از جنگ ۲۰۲۰ و ناکامى در کریدور لاچین، حضورى کم‌رنگ‌تر از هر زمان در جنوب قفقاز دارد و ایران هنوز چارچوبى براى حضور ساختارى ارائه نکرده است. در این خلأ، واشینگتن دقیقا ۱۲ روز پیش از انتخابات پارلمانى ارمنستان با امضاى مارکو روبیو معاهده مشارکت راهبردى را ثبت کرد تا وزن معادله را به نفع خود تغییر دهد. این زمان‌بندى، ارمنستان را در آستانه یک انتخاب تاریخى قرار مى‌دهد. ارمنستان پیش از این، قانون الحاق به‌ اتحادیه اروپا را تصویب کرده و مشارکت در چارچوب امنیت جمعی به‌ رهبری روسیه را متوقف ساخته، اما همچنان به‌ گاز یارانه‌ای روسیه با قیمت ۱۷۷.۵ دلار وابسته است. این سند، ایروان را میان دو مسیر معلق می‌گذارد؛ تداوم وابستگی به ‌روسیه یا ورود به ‌معماری غربی. فاصله کوتاه امضا تا رأی‌گیری، وزن سیاسی تصمیم را دوچندان کرده است.

امضای روبیو، ارمنستان را به‌ نقطه اتصال در شبکه جدید آمریکا در جنوب قفقاز تبدیل می‌کند. واشینگتن با این سند، قفقاز را به ‌زنجیره‌ای از مدیترانه تا شمال ایران پیوند می‌زند که در دوره جدید «مسیر ترامپ» نام گرفته، مسیری برای کاهش نقش انحصاری بازیگران سنتی. بنابراین قفقاز برای تهران فقط یک مرز نیست؛ حلقه کلیدی ترانزیت، انرژی و ارتباطات است که می‌تواند فشار را کاهش داده یا تشدید کند. دامنه همکاری‌ها فراتر از امنیت معمول است، از انرژی هسته‌ای و رآکتورهای مدولار تا مواد معدنی حیاتی، فناوری‌های پیشرفته، هوش مصنوعی و فضا. مشارکت در مأموریت‌های آرتمیس و پایگاه ماه ناسا، نشان می‌دهد که این سند، ورود ارمنستان به ‌زنجیره فناوری غربی و اقتصاد دانش‌بنیان است.

نقطه حساس، کریدور «مسیر ترامپ» است. مسیری ۴۲ کیلومتری در سیونیک که آذربایجان را به‌ نخجوان و ترکیه متصل می‌کند. ستون اتصال اروپا به‌ آسیا بدون عبور از ایران و روسیه. شرکت توسعه با سهام ۷۴ درصد آمریکا و ۲۶ درصد ارمنستان برای ۴۹ سال (قابل تمدید ۵۰ ساله و افزایش سهم ارمنستان به ۴۹ درصد) تأسیس شده است. فعال‌شدن این مسیر، کریدور باکو-نخجوان از خاک ایران را با کاهش ترافیک مواجه و وزن ترانزیتی تهران را کم‌رنگ می‌کند. هم‌زمان، مسیرهای زنگزور-گرجستان-اروپا و باکو-نخجوان-ترکیه تقویت می‌شوند. اما ارمنستان هم‌زمان به ‌دنبال سرمایه‌گذارانی از قزاقستان و خلیج فارس برای کاهش وابستگی به هریک از شرکای بزرگ است، عاملیتی که در روایت‌های تقابلی نادیده گرفته می‌شود. آیا ایروان هزینه این تغییر را سنجیده است؟ برای ایران، این معاهده با منافع راهبردی تعارض مستقیم ندارد، اما ساختار موازنه را تغییر می‌دهد و نیازمند بازتعریف رویکرد تهران است. پشت‌گرمی آمریکا، نیاز امنیتی ارمنستان به ایران را کاهش می‌دهد، اما وابستگی به گاز و برق ایران و کریدور شمال-جنوب، همچنان مهارکننده‌های جغرافیایی باقی می‌مانند. وزن ایران کمتر می‌شود، اما به صفر نمی‌رسد. ایران سند جامعی در دست ندارد، آمریکا دارد. این تفاوت در بحران، می‌تواند مسیر ارمنستان را به‌ سمت واشینگتن متمایل کند، اما ایروان می‌داند که وابستگی صرف به یک قدرت، خلاف استراتژی بقای چندمحوری آن است. برای روسیه، این معاهده ادامه فاصله‌گیری تدریجی از حوزه نفوذ مسکو است. واکنش روسیه (تهدید افزایش قیمت گاز، ممنوعیت واردات گل و آب معدنی) نشان‌دهنده نگرانی است، اما ارمنستان همچنان به روسیه متصل است، از حواله‌های کارگران تا کنترل صنایع کلیدی توسط تجار روس و اتحادیه اوراسیا.

جدایی لفظی یک چیز است، جدایی عملی چیز دیگر. این معاهده، فاصله‌گیری را از سطح سیاسی به ساختاری می‌برد، اما تا زمانی که وابستگی گازی و تجاری پابرجاست، مسکو اهرم‌هایی برای مهار سرعت دارد. برای آمریکا، این معاهده نقطه‌ای روشن در شرایطی است که روابط با گرجستان رو به وخامت و آذربایجان متمایل به‌ سمت روسیه است و گروه مینسک غیرفعال شده و چین در حال نفوذ است. ارمنستان، تنها نقطه قابل‌اتکا برای واشینگتن است که می‌تواند وزن آمریکا را در جنوب قفقاز تثبیت کند. اما آمریکا می‌داند که ارمنستان به‌ دنبال موازنه است، نه جانشینی کامل روسیه، از این رو با احتیاط گام برمی‌دارد. روند الحاق به اتحادیه اروپا نیز متغیری تعیین‌کننده است، مسیری هویتی برای خروج از انحصار ژئوپلیتیکی، اما با چالش‌های وابستگی به روسیه و الزامات سخت بروکسل. تجربه گرجستان هشدار است، ساآکاشویلی به غرب امید بست اما با عدم مداخله، ۲۰ درصد خاک از دست رفت. ارمنستان می‌داند که فاصله‌گیری از روسیه بدون پشت‌گرمی ساختاری، پرریسک است. معاهده با آمریکا تلاش برای کاهش ریسک است، اما آن را حذف نمی‌کند به‌ویژه که ترکیه به‌عنوان متحد استراتژیک آذربایجان، نقش کلیدی دارد. قفقاز در این لحظه، از مسیر ترامپ عبور می‌کند مسیری که وزن تصمیم را از بازیگران سنتی می‌گیرد و به واشینگتن می‌برد. ایران با خلأ ساختاری و روسیه با محدودیت میدانی روبه‌روست، خلأیی که آمریکا در تلاش برای پرکردن آن است. اما به‌نظر می‌رسد مهم‌ترین عامل خود ارمنستان است، کشوری که با آگاهی از ریسک‌ها، گام‌های محاسبه‌شده برمی‌دارد و به‌ دنبال بیشینه‌سازی منافع خود در میان رقابت قدرت‌هاست. قفقاز در آستانه انتخاب‌های ساختاری قرار دارد و ارمنستان در مرکز این انتخاب ایستاده است.

 

 

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.