سرگذشت منطقه ما؛ خاورمیانه (4)
با لباسهای غالبا رنگی و کلاههای جدید، کمکم سبک تازه و جدیدی از پوشش دربار به عموم دیوانیان گسترش یافت و مستخدمان دولت در سراسر امپراتوری عثمانی در اواخر قرن نوزدهم کتوشلوارهای گوناگون میپوشیدند که نشانه تغییر عمدهای در ارزشهای اجتماعی بود. سبک جدید لباس رفتهرفته از دولتیها -که عنصر مهمی در اجتماع هستند- به سایر طبقات راه پیدا کرد و سرانجام، دستکم در شهرها، به مردم عادی رسید. ایران کمی دیرتر به قافله پیوست.
مقداد توانانیا . پژوهشگر خاورمیانه و علوم سیاسی
با لباسهای غالبا رنگی و کلاههای جدید، کمکم سبک تازه و جدیدی از پوشش دربار به عموم دیوانیان گسترش یافت و مستخدمان دولت در سراسر امپراتوری عثمانی در اواخر قرن نوزدهم کتوشلوارهای گوناگون میپوشیدند که نشانه تغییر عمدهای در ارزشهای اجتماعی بود. سبک جدید لباس رفتهرفته از دولتیها -که عنصر مهمی در اجتماع هستند- به سایر طبقات راه پیدا کرد و سرانجام، دستکم در شهرها، به مردم عادی رسید. ایران کمی دیرتر به قافله پیوست. غربگرایی کارگران و روستاییان هر دو کشور (ایران و ترکیه) در لباسپوشیدن بسیار دیرتر آمد و هنوز هم کامل و تمام نیست. در جمهوری اسلامی ایران، پس از انقلاب سال 1357، حتی مأموران دولت هنوز کتوشلوار فرنگی میپوشند، ولی از کروات خبری نیست و این خود نشان نوعی سرپیچی از پذیرش قیدوبندهای غربی است.
متجدد و رنگیکردن لباس نیمه مونث جمعیت با مقاومت بیشتری روبهرو شد و خیلی هم دیرتر آمد و هیچگاه حتی امروزه، شمول و وسعت حوزه مردان را نداشت. احکام اسلامی در باب عفت زنان این مسئله پیوسته بحثبرانگیز را امر حساسی کرده است. حتی آتاتورک که فینه و سایر کلاههای غیراروپایی را برای مردها قدغن کرد، هیچوقت رفع حجاب نکرد. در جمهوری ترکیه، در سطح شهرداریها، مقرراتی محلی به کار بسته میشد، ولی این نقاط انگشتشمار بود. کشف حجاب در ترکیه، برخلاف الغای کلاه قدیمی مردان، بدون به کار انداختن دمودستگاه دولتی بر اثر نوعی فشار و تأثیرپذیری اجتماعی تحقق یافت. در این مورد و نیز در موارد دیگر، تغییر لباس زنان نشانگر واقعیات متفاوتی بوده است. در قهوهخانه یا چایخانه فرضی ما، چنانچه اصلا زنی مشاهده شود، بسیار محدود و سراپا مستور در پوشش سنتی خواهد بود. خانمهای شیکپوش، با البسه فرنگی و خوشبو، در پارهای کشورهای خاورمیانه ممکن است به چشم آیند، ولی در هتلها و کافههای گرانقیمت و لوکس محل تردد طبقات ثروتمند.
تغییر لباس، حتی در کشورهای تندرو ضدغربی، مظهر تغییر بزرگتری است. همانگونه که افراد هنوز دستکم تا اندازهای پوشاک فرنگی در بر دارند، دولتها نیز با حفظ قانون مدون اساسی، مجلس قانونگذاری و انتخابات راه خود را طی میکنند.
مشتری ما در قهوهخانه روی صندلی و پشت میزی نشسته است؛ این دو قلم اثاثیه نیز سوغات نفوذ غرب است. میز و صندلی در قدیمالایام و سپس در زمان رومیها هم در خاورمیانه بود، ولی بعد از فتح اعراب دیگر اثری از آنها نماند. عربها از سرزمینی میآمدند که درخت چندانی نداشت و چوب کمیاب و قیمتی بود؛ در عوض، پشم و چرم فراوان بود و در تجهیز و آراستن خانهها و اماکن عمومی و نیز در تهیه پوشاک، از اینها استفاده میشد. مردم معمولا روی تشکچه مینشستند یا بر پشتیهای زیبا تکیه میدادند و انواع و اقسام صندلی کوتاه (divan) و نیمکت بیپشت (ottoman) مستور با قالی و فرشینه نیز داشتند (این هر دو اسم از خاورمیانه گرفته شده) و اغذیه و اشربه را از سینیهای فلزی مزین و زیبا برگرفته و تناول میکردند. نقاشیهای مینیاتوری از اوایل قرن هجدهم میلادی، میهمانان اروپایی را در ضیافتهای دربار عثمانی نشان میدهد. آنها را بهسادگی میتوان از کتوشلوار چسبان و کلاه و نشستن روی صندلی شناخت. عثمانیها میزبان مؤدبی بودند و برای میهمانان فرنگی صندلی میگذاشتند، ولی خود روی زمین مینشستند.
مرد قهوهخانهنشین احتمالا مشغول سیگارکشیدن است؛ کالایی از غرب، در اصل در واقع از آمریکا. تا آنجا که میدانیم، توتون را ابتدا در آغاز قرن هفدهم تجار انگلیسی به شرق نزدیک آوردند و بهزودی رواج بسیار یافت. قهوه اندکی پیشتر در قرن شانزدهم آمده بود. قهوه که اصلش از حبشه است، ابتدا به جنوب عربستان و از آنجا به مصر، سوریه و ترکیه برده شد. به روایت وقایعنویسان ترک، قهوه در عهد سلطان سلیمان قانونی (1520-1566 میلادی) توسط دو مرد سوری، یکی اهل حلب و دیگری از دمشق، به استانبول برده شد و این دو اولین قهوهخانه را در پایتخت عثمانی دایر کردند. نوشابه جدید سخت باب طبع قرار گرفت و میگویند مرد حلبی پس از فقط سه سال با پنج هزار سکه زر عایدی به شهر خویش بازگشت. پیدایش جماعتی قهوهخانهرو هم موجب نگرانی مقامات سیاسی شد که از تبانی و فتنهانگیزی میترسیدند و هم مقامات مذهبی که از حلالبودن چنین مواد محرکی در شریعت مطمئن نبودند.