رفتار هوشمندانه در تعارضات گرم و سرد
صرفنظر از رویکرد سیاسی و شاید ایدئولوژیکی که ما را امروز به جنگ گرم با آمریکا و رژیم نژادپرست صهیونی کشانده که در جای خود محل بحث است، آنچه پرواضح است، پیروان اسلام علوی امروز در جبهه مقاومت، به جهاد در جبهه حق مشغول هستند و تابعان اسلام اموی در حال سازش با فراعنه و فاصلهگرفتن آشکار از حق هستند و بر طبل باطل میکوبند!
صرفنظر از رویکرد سیاسی و شاید ایدئولوژیکی که ما را امروز به جنگ گرم با آمریکا و رژیم نژادپرست صهیونی کشانده که در جای خود محل بحث است، آنچه پرواضح است، پیروان اسلام علوی امروز در جبهه مقاومت، به جهاد در جبهه حق مشغول هستند و تابعان اسلام اموی در حال سازش با فراعنه و فاصلهگرفتن آشکار از حق هستند و بر طبل باطل میکوبند! میدانیم حق، با طاغوت سر سازش ندارد. طاغوت میخواهد منافع ظالمانه خود را تأمین و اقدام به دوشیدن حداکثری کند؛ مشابه ونزوئلا، عربستان و... . آنچه در قرآن شریف در سوره «عصر» تأکید شده، درک شرایط زمان و مکان است که اگر خوب فهم و به اقتضای آن عمل نشود، خسران خواهیم دید، بنابراین مدیریت اقتضائی در اقتصاد و در جنگ، در سیاست و در حوزههای مختلف سرلوحه مدیران و فرماندهان است و نهتنها این روششناسی به کمک مدیریت سیستمی و سایر روشهای مدیریت علمی مبتنی بر برنامهریزی، سازماندهی، اجرا، نظارت و... میآید، بلکه مشرف بر آنهاست. امروز که جریان مقاومت در حال دفاع و جنگ گرم نامتقارن است، در این جهاد، جمهوری اسلامی ایران توانسته با مدیریت تنگه هرمز، به نوعی اقدام به تحریم اقتصاد غرب کند؛ آرزویی دیرینه که اینک محقق شده است. وقت آن است که این مزیت در راستای مدیریت جنگ سرد استفاده شود و برای شکستن تحریم و محاصره اقتصادی، این مجرا به کار گرفته شود. در شرایط نبود مخاصمه و اتمام جنگ گرم، میتوان لغو تحریم اقتصادی را در پیمانها بر این مبنا منظور کرد. جمهوری اسلامی ایران میتواند در ازای بازگذاشتن این تنگه با توجه به اینکه شرایط عبور کشتیها از این آبراهه در سمت سواحل خاک ما بهتر است و امکان تفاهم با کشور دوست (عمان) نیز فراهم است، از عابران، وفق ضوابط بینالمللی که بهعنوان مثال، برای عبور هواپیما از آسمان کشورها در سفرهای بینالمللی تعرفه وضع میشود، تعرفه برقرار کند. اینگونه حجم درآمد ارزی درخورتوجهی عاید کشور میشود و این منبع درآمدی در اقتصاد ایران نقش مؤثری خواهد داشت. بدیهی است که تنظیم آن براساس حجم محموله باید به گونهای باشد که موجب جایگزینی مسیرهای دیگر نشود، بدیهی است که اعمال سیاست تبعیضی نیز ممکن است. در پایان لازم است بهعنوان یک عنصر انسانی از جامعه و به اعتبار حدیث از معصوم که میفرماید: کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته؛ به دو نکته تکمیلی اشاره شود. اول اینکه: در طول مقابله با دشمن، یا حتی مذاکرات که امری طبیعی و ضروری است، تلاش شود تا اختلافات داخلی و تفاوت نظرات جریانات سیاسی، منجر به طرد و توهین به عناصر یکدیگر نشود و انسجام ملی حفظ شود. شعارها باید حول محور حراست از میهن متمرکز شود تا وجه اشتراک همه منابع انسانی پوشش داده شود و عالمانه به موضوع نگاه شود. نقد افکار که سازنده است، با توهین و برچسبهای ناپسند همراه نباشد، بلکه نسبت به گفتمانهای داخلی علاقهمند و دلسوز به میهن، باید منطقی رفتار کرد. بیدلیل نبود که مقام معظم رهبری (ره) فرمودند: «سرود ای ایران بخوانید!». دوم: دشمنان به مدیریت نتانیاهو و ترامپ که طبق نظر متخصصان روانشناسی هر دو دچار بیماری روانی هستند، گفتمان و بازی نابهنجار و خطرناکی تاکنون داشتهاند. بهتازگی گفتهاند میهن ما را به عصر حجر میبرند! در علم اقتصاد، حوزهای تحت عنوان «نظریه بازیها» وجود دارد؛ فرض مهم در علم اقتصاد متعارف آن است که بازیگران خردورز هستند و در فعل و انفعالات خود، عقلایی عمل میکنند. اگر یک طرف چنین رفتار نکند، آنگاه روش و محتوای بازی، تحت تأثیر قرار میگیرد، بنابراین لازم است تصمیمگیران عالیرتبه سیاسی و نظامی جریان مقاومت، به بدترین گزینههای دشمن توجه داشته باشند و راه گریز، حل معضل و برتریجویی را دریابند.
قطعا فرایند تصمیمسازی و تصمیمگیری در شرایط فعلی، پدیدهای سرنوشتساز است. دشمن در جنگهای قبلی خود با سایر جوامع، روشهای وحشیانه را به کار گرفته است؛ حتی درمورد جامعه ما، به خاطر داریم که هواپیمای مسافربری را به عمد منهدم کرد و به صدام اجازه داد تا یک روستا در نزدیکی هویزه را بمباران شیمیایی کند! جنگ وجوه اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، اعتقادی، نظامی، فنی و... دارد. در این مختصر امکان پرداختن به همه این وجوه و حوزهها نیست. اما به طور کلی، حسب وظیفه تذکر میدهد که باید به سبک بازی طرف مقابل و امکان و احتمال استفاده از روش و ابزار غیرمترقبه و نامتعارف توجه داشت. بصیرت حکم میکند که مدیران، سیاستورزان و فرماندهان عالیرتبه در عرصههای مختلف، بهشدت به این موضوع توجه داشته باشند و با انتخاب و تصمیم صواب، راهبرد و سیاست برتر را بهموقع اجرا کنند و اسباب سرفرازی در جنگ و حتی در مذاکرات را فراهم آورند. همیشه باید با حکمت، نگاه مصلحتاندیشانه و عزتمدارانه داشت، واقعبینانه نگریست و بر فعل دشمن، از پیش اشراف داشت، سیاست و راهبرد ضربتی مؤثر را اجرا کرد و غافلگیر نشد. در صورت امکان از راهبرد غافلگیری در سطح مشروع استفاده کنیم و به هدف مقدس خویش برسیم. نباید منفعل عمل کرد، بلکه باید فعال بود، یعنی فقط متأثر از عمل و بازی دشمن، بازی نکرد؛ بلکه در این بازی حیاتی، با طرح و برنامه مبتنی بر یافتهها و اطلاعات و تواناییها، پویا و مبتکرانه رفتار کرد. پیشاپیش رفتار دشمن را بخوانیم و نهتنها ضد آن عمل شود و جلوی فاجعه فرضی را بگیریم، بلکه فراتر از آن عمل کنیم، آوردههای تأثیرگذار را به میدان برده و پیروز این تعارضات و ماجراجویی در عرصههای مختلف شویم. دشمن مکار شکست را حتیالمقدور نمیپذیرد، بازی برد-باخت را دنبال میکند، جنگ سرد را به گرم و داغ میکشاند، قصد مدیریت زمان و دیگر متغیرها را دارد. نشان دادهاند پایبند به اصول اخلاقی و قوانین بینالمللی نیستند. مهار متغیرها و ابزارهای دشمن، در این شرایط پایداری میآورد و ایجاد تضمین در برقراری امنیت، عنصر تعیینکننده است. آمریکا که شیطان بزرگ است، باید بیشتر متوجه توانایی و قدرت ایران شود و آن را در جغرافیای خود و مآلا در مذاکرات درک کند.