توجه به کیفیت فضاهای عمومی شهری در دوران بحران
این هفته سعی کردم با مراجعه به مفاهیم پایه مطرحشده از سوی استادان شهرسازی و زندگی شهری، در انطباق آن مفاهیم با الزامات فضایی دوران جنگ در شهرها بکوشم.
این هفته سعی کردم با مراجعه به مفاهیم پایه مطرحشده از سوی استادان شهرسازی و زندگی شهری، در انطباق آن مفاهیم با الزامات فضایی دوران جنگ در شهرها بکوشم. همینجا از ایشان تشکر میکنم. اگر جنگ ادامه یافته و بمبارانها تشدید شوند ممکن است مکانهای میهمانپذیر موجود، بهویژه در شهرهای بزرگ کشورمان، دیگر برای پذیرش خانوادههای آسیبدیده کافی نباشند.
خوشبختانه بهار و تابستان فضاهای باز و سبز شهرها را اسکانپذیرتر میکند و بیشک با همدلی و همیاری بین شهروندان، خسرانهای واردشده تحملپذیرتر خواهند بود. بدون تردید، پیشبینی و توجه مدیریتهای شهری به اینگونه فضاها، زندگی در شهرهای جنگزده را سهولت خواهد بخشید. فضای شهری، بهعنوان یک فضای عمومی، محل ظهور و حیاتبخشی اندیشهها و خواستهای فردی و اجتماعی انسانهاست؛ یعنی مهمترین مرکز ادراکات اشتراکی آدمی است و شاید به همین دلیل در توسعه انسانی جوامع نقش بسیار پراهمیتی دارد (صدری، 1385). طیف گستردهای از کیفیتهای محیطی، اعم از حضورپذیری، سرزندگی، زیستپذیری، انعطافپذیری، اجتماعپذیری، خاطرهانگیزی، دلاندوهی، تداوم، تعلق خاطر و خوانایی، ارتباط مستقیم و سازندهای با زمان دارند؛ اما تنوع، مهمترین کیفیت محیطی نمایانگر آن به شمار میرود؛ منظر، مبین وضعیتی از مکان است که در آن تمامی ابعاد، متغیرها و کیفیتهای محیطی به واسطه حرکت معنیدار میشوند. بُعد کارکرد نیز بر وضعیتی دلالت میکند که از انواع کنشهای ممکن و محتمل برمیآید. در حرفه-دانش مکانسازی، کنشها در قالب کاربری زمین، حملونقل، تأسیسات و تجهیزات و اقتصاد متبلور میشوند.
این شاخصها به چگونگی کارکردن مکانهای شهری و اینکه طراحان چگونه میتوانند بر کارایی مکانها تأثیر بگذارند، میپردازد و دربرگیرنده چگونگی حرکت، دسترسی و عبور پیادهها و سوارهها به حوزههای مختلف شهری، ازجمله مراکز جاذب شهری است. مکانسازی در مدار ارتقای کیفیتهای محیطی به مدیریت شهری بهعنوان شاخصی توجه میکند که عامل و محرک سازندگی اجزا و کلیت «مکان شهری» است. روشن است که هنگام جنگ، با رویدادهایی پیشبینینشده مواجه میشویم که بهتر است خود را برای مدیریت آنها مجهز کنیم. بهعلاوه از آنجاییکه شهر از اجزای فراوانی تشکیل شده است، مدیریت نیز اجزای فراوانی دارد. بنابراین انسجام مدیریتی بهترین کیفیت محیطی این نمایانگر تلقی میشود. انگیزش سازندگی در مردم، مثبتاندیشی، همکاریگرایی و همکاریطلبی، امنیت جمعی، قانونمداری، تسلیم به قواعد و تشویق شهروندمداری و مشارکت شهروندی، ازجمله کیفیتهای محیطی است که مدیریت شهری نقش بسیار مهم و سازندهای در تبادر حسی آنها دارد.
کیفیتهای فضای اجتماعی
چگونگی حضور مردم، رفتارهای مختلف آنان و امکان بروز انواع رفتارها جزء لاینفکی از کیفیت فضای شهری هستند. اجتماع مؤلفهای است که در قالب قرارگاههای رفتاری (اجتماعی) مکان را برتابیده و در همین شرایط با سایر شاخصهای محیطی درمیآمیزد. چگونگی حضور مردم در مکانهای همگانی، نوع رفتاری که از خود بروز میدهند و تنوع گونهشناختی رفتاری، متغیرهای شکلدهنده کیفیتهای اجتماعی هستند. اجتماعپذیری، اجتماعگرایی، سرزندگی، دلبستگی مکانی، تعلقخاطر جمعی، پیادهمداری و حضورپذیری از مهمترین کیفیتهای برآمده از اجتماع محسوب میشوند و در زمان جنگ باید به همه این عناصر توجه شود. آنچه توجه به آن در دوران جنگ از اهمیت ویژه برخوردار است، داشتن فضاهای عمومی مطلوب، یعنی خیابانها، میدانها، میدانچهها و پارکهای کوچک محلی و انواع فضاهای کوچک محلی برای جمعشدن و آرامگرفتن اهالی شهر و محلات شهری است. برای تأمین این فضاها، خوب است ساختمانهای آسیبدیده، از نخاله و هوار، خالی و تمیز شوند و حتیالمقدور از فضای باز و تمیز پیرایششده برای کاربردهای ضروری مثلا زمین بازی بچهها یا پارکینگ موقت استفاده شود. اصولا در نظر گرفتن فعالیتهای مناسب برای فضاهای باز و سبز شهری به هنگام جنگ مستلزم هماهنگیهای قبلی با مسئولان آن فضاهاست. قاعدتا این هماهنگیها از سوی سازمان مدیریت بحران شهرداریهای شهرهای بزرگ با سازمانهای فضای سبز برای استقرار چادرها و دستشوییهای اضطراری در پارکهای شهری انجام میشود. ولی برای پارکهای کوچک محلی ممکن است اینگونه تسهیلات وجود نداشته باشند و در این صورت بهتر است کانکسها و لولهکشیهای مناسب برای این کار پیشبینی شوند. مورد مهم دیگر، علاوه بر انعطافپذیربودن فضاهای شهری هنگام شرایط جنگی، نفوذپذیر بودن، یعنی قابل دسترس بودن این فضاهاست. واضح است که پیادهروها بهتر است باز بمانند و برای زدن چادر یا پهنکردن بساط خوب است از مکانهای کناری و بیرون از پیادهروها استفاده شود.
همچنین، دسترسی به داخل کوچههای تنگ و باریک در قسمتهای قدیمی شهرها و محلات مسکونی تاریخی مشکلتر خواهد بود؛ اما اگر شهرداریها وسایل نقلیه مناسبی با اندازههای کوچکتر برای این محلات در نظر بگیرند، بالطبع کمکرسانی به آن مکانها در زمان آتشسوزی و بمباران با سهولت بیشتری ممکن خواهد بود. روشن است که حضورپذیری و زیستپذیری در محلاتی که آسیب بالا دیدهاند، برای ساکنان مشکلتر است؛ اما در زمان جنگ ممکن است بتوان علاوه بر نظارت امنیتی بر محله، به موضوعاتی از قبیل دعوتکنندگی و مشارکتپذیری برای برخی مکانها نیز فکر کرد و مردم ساکن را راحت گذاشت تا خود از برخی مکانهای عمومی مشترک محله یا گشایشهای جدید برای جمعشدن و عملکردهای جدید استفاده کنند. شاید همین پیرایشهای اجباری، در روزگار صلح نیز هنوز بتوانند در زمره فضای عمومی شهری باقی بمانند و به مکانهای خاطرهانگیز جدید شهری بدل شوند و مردم بگویند: «یادش بخیر دوران جنگ چه خوب از این گوشههای محله استفاده کردیم!». در واقع اختلاط اجتماعی و انعطافپذیر بودن فضاهای عمومی از اصولی است که از دهههای گذشته در واژگان شهرسازی و مدیریت شهری مدنی در جهان جا افتاده است و بارها و بارها به شهرسازان و مردم و البته به مسئولان شهر مدد رسانده تا فضاهای مفید و زیبای مردمی خلق کنند.