در نبردی مطمئن
رویارویی غریزه جنگی آمریکا با فرهنگ جنگ نزد ایرانیان
قدرت آمریکا مدیون جنگ است. در هر دو جنگ بزرگ جهان، آمریکا صبر کرد تا جنگ جهان را ویران کند بعد وارد میدان خرابهها و جنازهها شد. تجربه منفعت، جنگ را غریزه آمریکا کرده است. آمریکا به تصور کارسازبودن سالها تحریم، با جنگ ۱۲روزه و ترورها و عملیات مقطعی متعدد، وارد جنگ با تمدن ایران شد. در این جنگ، آمریکا ضمن برآورد نادرست از توان نظامی ایران، بدون شناخت از فرهنگ جنگ در ایران، امنیت جهان را به خطر انداخته است. کشوری که تاریخ دارد انگار مردمانش هزاران سال با هم زندگی کردهاند. اصرار دشمن بر ادامه جنگ با چنین مردمی، جز تحمیل هزینه به همه جهان و رسوایی آمریکا حاصلی ندارد؛ «زیرا که عرض شعیده با اهل راز کرد».
قدرت آمریکا مدیون جنگ است. در هر دو جنگ بزرگ جهان، آمریکا صبر کرد تا جنگ جهان را ویران کند بعد وارد میدان خرابهها و جنازهها شد. تجربه منفعت، جنگ را غریزه آمریکا کرده است. آمریکا به تصور کارسازبودن سالها تحریم، با جنگ ۱۲روزه و ترورها و عملیات مقطعی متعدد، وارد جنگ با تمدن ایران شد. در این جنگ، آمریکا ضمن برآورد نادرست از توان نظامی ایران، بدون شناخت از فرهنگ جنگ در ایران، امنیت جهان را به خطر انداخته است. کشوری که تاریخ دارد انگار مردمانش هزاران سال با هم زندگی کردهاند. اصرار دشمن بر ادامه جنگ با چنین مردمی، جز تحمیل هزینه به همه جهان و رسوایی آمریکا حاصلی ندارد؛ «زیرا که عرض شعیده با اهل راز کرد».
۱. شاهنامه، مثنوی مولانا، کلیله و دمنه و حتی متون عاشقانه و عارفانه، به ایرانیان آگاهی دفاعی بخشیدهاند. مولانا (رومی) گفته: «این جهاد اکبر است آن اصغر است/ هر دو کار رستم است و حیدر است». جنگ در صلاحیت [افرادی همچون] رستم و علی (ع) است. زمینه این صلاحیت، مبارزه با خودخواهی است که مبارزهای سختتر از جنگ با دشمن است. به تعبیر مولانا، «نفس[های] خبیث» پی جنگ هستند. دو شخصیت ملی و مذهبی مذکور، پیش از هر جنگ سعی زیادی در پرهیز از جنگ داشتند. به تعبیر شاهنامه، «درِ بینیازی به شمشیر» جستوجو میکردند و «چاره بِه از جنگ» میخواستند. پایان رستم و علی (ع) نه در نبرد رودررو که با ترور و دسیسه بود.
۲. ایرانیان بهرغم صلحدوستی همیشه آماده جنگ هستند. ایرانیان با دشمنان متعدد جنگیدهاند. زمان فقط ابزار جنگ را عوض کرده است. آنها میدانند با هر دشمن چگونه بجنگند.
۳. فرهنگ عامه ایران تمثیلهای زیادی برای این روزها دارد؛ «بیگدار به آب نمیزنند». همیشه «تیرهایی برای روز مبادا» نگه میدارند. آسیب «دشمن دوستنما» را در نظر دارند. آنها حتی از کارکرد «مو به ریسمان» در بحران غافل نیستند. به فرض محال، «استخوان هم را دور نمیاندازند». اختلافهایشان را به روزگار صلح موکول میکنند.
4. قواعد رجز را میدانند. اما دستشان را در جنگ رو نمیکنند. قابل پیشبینی نیستند.
5. بهرغم ایمان کامل به خداوند، «در منتهای همت خویش» توکل را کلید کامرانی میدانند. ایمان به آنها اطمینان پیروزی میدهد. ایمان آنها بهانه رفع تکلیف نیست. تجویز عنصر پیروزی بخش ایثار است.
6. قرآن از منابع مهم همین فرهنگ، شرایط صلح را هم مشخص کرده است: رفع فتنه و نیت واقعی دشمن برای پایان جنگ.