کلام مردم
مردم چگونه باید با حاکمیت سخن بگویند؟ در شیوههای حکمرانی پارلمانی با وجود حاکمیت اکثریت، فرض بر آن است که اکثریت که حکمرانی را به دست دارد، مطابق نظر و سخن مردم عمل میکند و اقلیت نیز از طرف نمایندگانش در پارلمان سخن خود را به گوش حکمرانی میرسانند و البته این جدا از رسانههاست؛ زیرا رسانهها نیز به هر حال میتوانند سخنان مردم یا بخشی از مردم یا احدی از آنان را مطرح کنند.
مردم چگونه باید با حاکمیت سخن بگویند؟ در شیوههای حکمرانی پارلمانی با وجود حاکمیت اکثریت، فرض بر آن است که اکثریت که حکمرانی را به دست دارد، مطابق نظر و سخن مردم عمل میکند و اقلیت نیز از طرف نمایندگانش در پارلمان سخن خود را به گوش حکمرانی میرسانند و البته این جدا از رسانههاست؛ زیرا رسانهها نیز به هر حال میتوانند سخنان مردم یا بخشی از مردم یا احدی از آنان را مطرح کنند.
اینکه آیا این امر بهدرستی اجرا میشود یا خیر، حرف جداگانهای است، اما به هر حال راهکاری است برای توجیه امکان بیان نظرات مردم و البته چهبسا آنچه مردم یا بخشی از آنان میخواهند، در لابهلای تصمیمگیریهای حکمرانی مغفول بماند. البته سخن مردم در کشورهایی که میگویند پرولتاریا حکومت میکند یا آنجا که حاکم وقت از قدرت پایین نمیآید، کلا مطرح نیست و مصلحت و نیاز مردم از طرف حاکمیت تشخیص داده میشود . به هر حال هر یک از اینان خوب یا بد روش خود را دارند، اما کار آنجا نامطلوب جلوه میکند که هر فرد مسئول یا غیرمسئول بیاید و بگوید من از زبان مردم سخن میگویم. به خاطر دارم گویندهای پس از مراسم سیزدهم آبان در خیابان طالقانی گفت مردم همینهایی هستند که به خیابان طالقانی آمدهاند. حتی اگر گوینده مقصودش وفاداران به نظام جمهوری اسلامی و مخالف با آمریکا بود، تکلیف آن بخش از اینان که به دلایل مختلف مثل بیماری و دوری راه و وظایف خانهداری و اشتغال برای سد جوع به خیابان طالقانی نیامدند، چه میشود؟
کلمه مردم همیشه دستاویزی بوده برای مردمفریبی و به کرسی نشاندن نظرات یک گروه با سوءاستفاده از این کلمه.
بهتازگی یکی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی که با رأی بسیار قلیلی صاحب کرسی در مجلس شده، گفته است که مردم تقاضا دارند هرچه زودتر جمهوری اسلامی ایران به آمریکا و اسرائیل حمله کند. ایشان که نه تاکنون در صف مبارزات بوده و نه جنگ را تجربه کرده و احتمالا حتی درد یک نوک تیزی را در بدن احساس نکرده، خود را زبان مردم میداند و در پی منویات فرقهای است که اینک را آخرالزمان میخوانند و چنین سخنانی را به نام مردم بهعنوان نماینده مجلس شورای اسلامی بر زبان میآورد.
هدف از این سخن هرچه باشد، محتوای آن نادرست و نامطلوب است؛ چه از لحاظ شکلی و چه از لحاظ محتوا. قانون اساسی میگوید در مسائل مهم میتوان به رفراندوم روی آورد. چگونه بدون اجرای رفراندوم ایشان از نیت مردم آگاه است و به خود حق میدهد سرنوشت کشور را در گرو نظرات فرقهای خود قرار دهد. اما از نظر محتوایی حتما ایشان فکر میکند که براساس آنچه در فوتبال رایج بوده و میگویند بهترین دفاع حمله است، با حمله پیشدستانه لزوما پیروزی حاصل میشود، درحالیکه در همان فوتبال چه بسیار تیمهایی که سراپا حملهاند اما با یک ضدحمله شکست خوردهاند.
از سویی معلوم میشود ایشان شاید یک صفحه تاریخ نخوانده است. اگر کمی تاریخ خوانده بود، میتوانست بداند که ناپلئون با 800 هزار سرباز فدایی به روسیه حمله کرد و تنها با 20 نفر و با لباس مبدل به کاخ الیزه بازگشت یا هیتلر پس از امضای قرارداد صلح با استالین در سال 1939 به روسیه حمله کرد ولی با تلفات یکمیلیوننفره در خاک روسیه شکست خورد و ژاپن در بندر پرلهاربر چهار هزار ملوان آمریکایی را با کشتیهایشان به زیر آبهای اقیانوس فرستاد، اما در پس آن امپراتور ژاپن سند تسلیم ژاپن را در یک کشتی به ژنرال آمریکایی تسلیم کرد. اگر هم تاریخ نخوانده ولی در ایران بوده باشد، دیده است که حمله اسرائیل در جنگ 12روزه به ایران با پاسخ مقتدرانه نیروی هوافضای جمهوری اسلامی روبهرو شد و در رویارویی با ویرانی چارهای جز تقاضای پایان جنگ نیافت.
معلوم نیست این فرد یا افرادی شبیه به او، چگونه به خود حق میدهند با زبان مردم سخن بگویند و با وجود فرمانده کل قوا، شورای ملی امنیت ملی و شورای دفاع، اختیار همه را از آنِ خود کنند و معلوم نیست ریاست محترم مجلس با نمایندهای که مردم را وجهالمصالحه نظرات فرقهای خویش میکند، چگونه مماشات میکند. البته چنین سخنانی در راستای آخرالزمانی خواندن «اینک» که فرقهای آن را دنبال میکنند، بعید نیست، هرچند از آموزههای تشیع بسیار دور است. مگر نمیدانند که توقیت یعنی تعیینکردن وقت برای ظهور حضرت حجت(عج) ممنوع است و چگونه عبارت «عجلالله تعالی» را که تقاضا از خداوند است، با قراردادن خود در جایگاه خداوند تعبیر میکنند. تفسیر به رأیهای اینچنینی، خود باعث انحرافات از اصل دین میشود و مگر نمیبینند که با همین انحرافات «ظهور مهدی» در تاریخ اسلام چند بار اتفاق افتاده و استکبار جهانی چه بهرههایی از آن برده است. اگر کارها با تعقل و تدبیر و حسب آموزههای قرآنی و سنت ائمه طاهرین انجام میشد، نه گزافهگویی، نه با توهمات ایجاد میشد و نه آنکه استعمارگران و نفوذیها با تمسک به ابزار دین جایگاه خود را تثبیت میکردند. هوشیاری در وحدت و پرهیز از گفتار و رفتار سلیقهای میتواند در هر شرایطی ایران را حفظ کند.
آخرین مقالات منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.