|

همچون یک ملت

یکی از بحث‌های مهم دلوز، بحث «ماده و صورت» است. او باور دارد جامعه (مردم) ماده نیستند که بتوان صورت را از بیرون به آنها تحمیل کرد و به شکل دلخواه درآورد. در بستر جامعه، جریانی از توان‌ها و نیروهای همگرا و متضاد وجود دارد که در ستیز و همنشینی بین آنها صورت جامعه شکل می‌بندد.

احمد غلامی نویسنده و روزنامه‌نگار

یکی از بحث‌های مهم دلوز، بحث «ماده و صورت» است. او باور دارد جامعه (مردم) ماده نیستند که بتوان صورت را از بیرون به آنها تحمیل کرد و به شکل دلخواه درآورد. در بستر جامعه، جریانی از توان‌ها و نیروهای همگرا و متضاد وجود دارد که در ستیز و همنشینی بین آنها صورت جامعه شکل می‌بندد.

این نکته در هنر نیز صادق است. در اثر هنری نیز نیروی بالقوه‌ای وجود دارد که از درون برانگیخته شده و صورت (فرم) خود را پدید می‌آورد. از همین‌رو است که ادبیات و هنر ایدئولوژیک نتوانسته در طول زمان اثرگذاری و ماندگاری داشته باشد. سابقه این رویکرد به هنر و جامعه بیش از هر کشوری به اتحاد جماهیر شوروی بازمی‌گردد که درباره آن ناگفته چندانی باقی نمانده است، اما جالب است کشوری که بر اساس فلسفه «‌ماده‌گرایی» محقق شده بود، به این بینش عمیق و درون‌ماندگار دلوز دست پیدا نکرده بود که به مردم، جامعه و هنر نمی‌توان از بیرون صورت بخشید. نمونه درخشان این دو دیدگاه در مقایسه رمان‌های الکساندر فادایف و فئودور داستایوفسکی آشکار می‌شود. از این‌رو در کشوری که در دامن خود رمان‌نویسان برجسته‌ای همچون تولستوی، داستایوفسکی و ایوان تورگنیف را پرورانده بود، نویسندگانی در این قد و قامت هرگز به خود ندید، با اینکه تبلیغات گسترده‌ای برای چهره‌های فرهنگی و نویسندگان خود در ایام زمامداری لنین و استالین به راه انداخته‌اند. در ایران نیز برخی باور دارند نه‌تنها می‌توان به جامعه صورت بخشید، بلکه می‌توان به جامعه محتوای دلخواه را نیز تزریق کرد. این ‌باور تا زمانی که در سطح نظر باقی بماند، جای هیچ نگرانی ندارد، نگرانی از آن‌جایی آغاز می‌شود که این ایده قرار است به هر قیمتی محقق شود، یعنی جامعه و مردمی ساخته شود که مطلوب جماعتی‌اند. 

در اینکه این ایده محقق نخواهد شد، جای تردیدی وجود ندارد و در طول سالیان گذشته این ایده از سوی مردم با ناکامی روبه‌رو شده است و آنان نشان داده‌اند به شکلی خودانگیخته و بر اساس توان و نیروهای متکثر خود، صورت واقعی‌شان را عیان خواهند کرد. ‌همان مردم برگزیده‌، نشان داده‌اند به‌هنگام ضرورت در کنار همین مردمی قرار خواهند گرفت که آنان برساخته‌اند و برعکس! این مردمِ ساخته‌شده،‌ جدا از مردم نیستند و در بستر جامعه و همنشینی زندگی روزمره و در ستیز جریان‌های اجتماعی در نهایت به شکل آحاد ملت تجلی پیدا خواهند کرد. مردم ساخته نمی‌شوند، مردم خلق می‌شوند. این مرز بین دو ایده است. یکی بر هنر و معنای اصیل آن تأکید دارد و دیگری همچون هنرِ سفارشی به تحمیل صورت بر محتوا باور دارد. مردم در لحظات حساس با هر طرز تفکری کنار یک باور (‌ایده) می‌ایستند. تجربه تاریخی ایران غیر از این نشان نداده است. البته بوده‌اند چهره‌های سیاسی که خود به‌جای یک «ایده» نشسته‌اند. چهره‌هایی همچون مهاتما گاندی، لنین، فیدل کاسترو و آبراهام لینکلن و... چهره‌هایی که خود «ایده» شده‌اند. رهبران انقلاب نیز از این قاعده مستثنی نیستند.

رهبرانی که توانسته‌اند بالقوگی مردم را بالفعل سازند. در واقع چیزی به نام مردم وجود ندارد. ایده‌ها و چهره‌ها وجود دارند که افراد یک جامعه را به شکل مردم عینیت می‌بخشند. بدیهی است بعد از مرگ ایده‌ها و چهره‌ها آن مردم هم ناپدید می‌شوند تا در زمان و مکانی دیگر هویدا شوند. تأکید دلوز بر «مردمی که در راهند» شاید از این منظر باشد؛ همان اقلیتی که در اکثریت ذوب نمی‌شود و اقلیت باقی می‌ماند. اینجا اقلیت به معنای تعداد افراد نیست، کیفیت وجودی مردمی است که در وضعیت موجود مستحیل نمی‌شوند. از این منظر است که حتی اگر بتوان مردمی یا جامعه‌ای ساخت، در لحظات تاریخی این مردم دستکاری‌شده فرو خواهند پاشید. همواره باید به مردمی باور داشت که خودانگیخته تجلی یافته‌اند. با جامعه‌سازی می‌توان به قدرت رسید اما نمی‌توان در قدرت باقی ماند. آنچه حیرت‌انگیز است، با تنوع و تکثری که در مردم ایران وجود دارد، آنان در شرایط حساس کشور قادرند همدل و هم‌رأی شوند.

حتی اگر این اتحاد موقتی باشد، حتی اگر کسانی از آنان نخواسته باشند. شاید این حرف گزافه نباشد که مردم همواره قادرند به شکلی شهودی یکدیگر را پیدا کنند و در کنار یکدیگر برای هدفی مشترک هم‌داستان شوند. این رویه نشان می‌دهد باید مردم را به ‌عنوان آحاد ملت خطاب قرار داد و شکل خودانگیخته آن را پذیرفت و به رسمیت شناخت. با در برابر هم قرار‌دادن مردم کاری از پیش نمی‌رود. این کار جز اتلاف وقت و هزینه ایجاد تفرقه موقتی در بین مردم سودی ندارد. مردم ایران نشان داده‌اند به این تعبیر «آحاد ملت» می‌توان اعتماد کرد. آنان به وقت ضرورت همچون یک ملت چنان پشت ایران ایستادند که کمتر کسی به این ایستادگی باور داشت و آن را انتظار می‌کشید.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.