|

اثر انگشت هنرمندان ایرانی در روزهای بلند تحریم

سارا راد

واژه تحریم یکی از مهم‌ترین واژگان 35 ساله ادبیات سیاسی و اقتصادی ایران است. تحریم، سوای تبعات مختلف سیاسی‌اش، شالوده‌ای فرهنگی و بلاواسطه را بین مردم ایران و مردم دیگر کشورهای جهان بنیان گذاشته است و سرشار از قصه‌ها و سرنوشت‌هایی است که می‌تواند برای هر اندیشمندی دستمایه آثار هنری و سینمایی در هرکجای جهان باشد. اما سهم هنرمندان ایرانی در خلق و بسط در این زمینه چه بوده است؟ باور غالب این است که سایه سیاست، هنرمندان و اندیشمندان ایرانی را از خلق و تولید هنری بازداشته است. پرسش این است که آیا این سکوت به معنی بی‌تفاوتی است یا عدم حضور تحریم و مخصوصا تحریم دارویی در آثار هنری ما دلیل دیگری دارد؟ بسیاری از هنرمندان در این چندسال در صحبت‌هایشان به این واژه و تأثیراتش اشاره کرده‌اند؛ اصغر فرهادی از جمله این هنرمندان است. او در گفت‌وگویی که با نشریه «لوموند» داشت، در پاسخ به این پرسش که به‌عنوان یک ایرانی و هنرمند تحت‌تأثیر این تحریم‌ها قرار گرفته است یا خیر؟ گفت: «همه فشار تحریم‌ها را حس می‌کنند و زندگی روزانه هم دچار تغییرات شده است. بسیاری از بیماران خاص دیگر نمی‌توانند داروهای خود را دریافت کنند. اصلا درست نیست که بگوییم این تنها دولت است که فشار تحریم‌ها را حس می‌کند و تنها دولت هدف تحریم‌ها قرار گرفته است. این مردم هستند که در درجه‌اول عواقب تحریم‌ها را باید تاب بیاورند. تحریم‌ها نشان‌دهنده ترسوبودن قدرت‌های بزرگ است. تحریم روش درستی برای تحت‌فشارقراردادن دیگر دولت‌ها نیست». این سخنان در جشنواره کن دو سال قبل آغازی بود که هنرمندان دیگر نیز قدم پیش بگذارند و برخی فعالیت‌ها را در زمینه‌های جهانی انجام دهند. اما این سؤال مطرح است که تحریم در کدام آثار سینمایی ایران مطرح شده و چگونه این روند ممکن است و ابزار پرداختن به آن چیست؟
تحقیقات دقیق
خسرو سینایی، کارگردان و فیلم‌نامه‌نویس ایرانی، در گفت‌وگو با «شرق» در پاسخ به این پرسش که از نظر او به چه دلیل هنرمندان ایرانی خصوصا سینماگران در آثارشان به سراغ این موضوع نرفته‌اند؟ گفت: «اگر فیلم‌ساز یا هنرمندی در کارش خلاقیت داشته باشد، می‌تواند هر کار هنری‌ای را خلق کند. به‌نظر من این موضوع نیازمند تحقیق دقیق است و بدون تحقیق طولانی و دقیق، اثری که در این‌باره خلق شود، سطحی خواهد بود. طبعا با درنظرگرفتن همین تحقیقات طولانی و دقیق می‌توان اثری خلق کرد که برای مخاطب ایرانی و خارجی قابل‌درک و ملموس باشد».
خلاقیت ذاتی ایرانی
مهدی نادری، دیگر فیلم‌ساز ایرانی، نیز معتقد است: «اینکه آثار هنری ما از موضوع تحریم خالی است را می‌توانم با خلاقیت ذاتی و ساختاری ایرانی در مقابل کمبود و فقدان پیوند بزنم، انسان امروز ایرانی همچون اجداد خود، همواره در تحریم چیزی بوده است. امروزه فقدان بعضی کالاها یا نوسان و تفاوت فاحش قیمت‌ها کاملا عادی است؛ وضعیتی که برای شهروندان کشورهای طرف معامله و مجادله سیاسی با سیاست‌مداران و حاکمان ما غیرقابل‌پذیرش و غیرقابل‌تحمل است». کارگردان فیلم سینمایی «بدرود بغداد» ادامه داد: «در صنعت گردشگری بارها شده که جهانگردان دچار تبعات سخت تحریم توسط حاکمان خود علیه ایران شده و توسط ایرانیان نجات یافته باشند. تحریم فرصتی شده تا گردشگران به زندگی عادی ایرانیان وارد شوند و بلندی طبع و غریب‌دوستی و میهمان‌نوازی ایرانیان را از فقیر و غنی درک کنند. این موارد شیرینی‌ها و خوشی‌های موضوع توریسم و تحریم است، اما تاریخ جنایتی که علیه بیماران ایرانی در حال انجام است را هیچ‌گاه فراموش نخواهد کرد. این روند غیرانسانی و غیراخلاقی باید متوقف شود و بیش از این از مفهوم حقوق‌بشر و دهکده جهانی فروکاسته نشود».او در بخش دیگری از صحبت‌هایش تأکید کرد: «هنوز روشنفکران غربی از دخالت تندروهایشان در تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران شرمگین هستند. تحریم دارویی و نایاب‌شدن داروهای ضروری، بسیاری را هر روزه از ما می‌گیرد. تحریم‌کنندگان و احتکار‌کنندگان دوکسوروپیسین، ابر لبین، برستیکتیم و داروهای شیمیایی ضدسرطان، ‌ام‌اس و هپاتیت و... اجل را در ربودن بسیاری کودک و زن و مرد معصوم و بی‌پناه یاری کردند. تحریم دارویی، تحریم مبادلات تجاری، گردشگری، فرهنگی و اغفال افکارعمومی دنیا با اتهامات سیاسی، ساده‌کردن مسئله است. مثلا گناه انسان‌های بزرگی همچون بهرام ریحانی، مجید بهرامی، استادمحمد، مصطفی عبداللهی، سینا نادری و ‌هزاران و ده‌ها انسان نازنین در این مناقشات و نگرانی غرب از دستیابی ایران به بمب اتمی چیست؟ شش‌میلیون بیمار سرطانی و قطع و نایابی داروهایشان، آیا برای اثبات فانتزی تعمد سیاست‌مداران غرب برای کشتار مردم ایران کافی نیست؟ با این فانتزی حرفم را تمام می‌کنم که: اگر بالعکس جان ده‌ها هنرمند و اندیشمند بزرگ غربی از فقدان چیزی در تهران گرفته می‌شد، مسئله چگونه حل و در تاریخ ثبت می‌شد؟
هزینه‌بر
حسن برزیده، کارگردان نیز معتقد است که اساسا ساخت فیلمی درباره موضوعی سیاسی در ایران کمی سخت است. خصوصا در چندسالی که دیدن فیلم جدی خیلی در سلیقه مردم نیست. او در بخش دیگری از صحبت‌هایش گفت: «از سوی دیگر ساخت و تولید فیلم‌هایی که نیاز به تحقیق و نگارش طولانی‌مدت دارد، هزینه‌بر است و پرداختن به چنین موضوعاتی که عمومی و ملی است نیاز به حمایت دولت دارد. هرچند پرداختن به بحث تحریم‌های دارویی که با سلامت مردم در ارتباط است، موضوع مهمی است».
‌به نظر می‌رسد پرداختن به این موضوع نیاز به زمان و گذر از آن ایام دارد؛ زمانی که به سلامت از این وادی گذر کردیم.

واژه تحریم یکی از مهم‌ترین واژگان 35 ساله ادبیات سیاسی و اقتصادی ایران است. تحریم، سوای تبعات مختلف سیاسی‌اش، شالوده‌ای فرهنگی و بلاواسطه را بین مردم ایران و مردم دیگر کشورهای جهان بنیان گذاشته است و سرشار از قصه‌ها و سرنوشت‌هایی است که می‌تواند برای هر اندیشمندی دستمایه آثار هنری و سینمایی در هرکجای جهان باشد. اما سهم هنرمندان ایرانی در خلق و بسط در این زمینه چه بوده است؟ باور غالب این است که سایه سیاست، هنرمندان و اندیشمندان ایرانی را از خلق و تولید هنری بازداشته است. پرسش این است که آیا این سکوت به معنی بی‌تفاوتی است یا عدم حضور تحریم و مخصوصا تحریم دارویی در آثار هنری ما دلیل دیگری دارد؟ بسیاری از هنرمندان در این چندسال در صحبت‌هایشان به این واژه و تأثیراتش اشاره کرده‌اند؛ اصغر فرهادی از جمله این هنرمندان است. او در گفت‌وگویی که با نشریه «لوموند» داشت، در پاسخ به این پرسش که به‌عنوان یک ایرانی و هنرمند تحت‌تأثیر این تحریم‌ها قرار گرفته است یا خیر؟ گفت: «همه فشار تحریم‌ها را حس می‌کنند و زندگی روزانه هم دچار تغییرات شده است. بسیاری از بیماران خاص دیگر نمی‌توانند داروهای خود را دریافت کنند. اصلا درست نیست که بگوییم این تنها دولت است که فشار تحریم‌ها را حس می‌کند و تنها دولت هدف تحریم‌ها قرار گرفته است. این مردم هستند که در درجه‌اول عواقب تحریم‌ها را باید تاب بیاورند. تحریم‌ها نشان‌دهنده ترسوبودن قدرت‌های بزرگ است. تحریم روش درستی برای تحت‌فشارقراردادن دیگر دولت‌ها نیست». این سخنان در جشنواره کن دو سال قبل آغازی بود که هنرمندان دیگر نیز قدم پیش بگذارند و برخی فعالیت‌ها را در زمینه‌های جهانی انجام دهند. اما این سؤال مطرح است که تحریم در کدام آثار سینمایی ایران مطرح شده و چگونه این روند ممکن است و ابزار پرداختن به آن چیست؟
تحقیقات دقیق
خسرو سینایی، کارگردان و فیلم‌نامه‌نویس ایرانی، در گفت‌وگو با «شرق» در پاسخ به این پرسش که از نظر او به چه دلیل هنرمندان ایرانی خصوصا سینماگران در آثارشان به سراغ این موضوع نرفته‌اند؟ گفت: «اگر فیلم‌ساز یا هنرمندی در کارش خلاقیت داشته باشد، می‌تواند هر کار هنری‌ای را خلق کند. به‌نظر من این موضوع نیازمند تحقیق دقیق است و بدون تحقیق طولانی و دقیق، اثری که در این‌باره خلق شود، سطحی خواهد بود. طبعا با درنظرگرفتن همین تحقیقات طولانی و دقیق می‌توان اثری خلق کرد که برای مخاطب ایرانی و خارجی قابل‌درک و ملموس باشد».
خلاقیت ذاتی ایرانی
مهدی نادری، دیگر فیلم‌ساز ایرانی، نیز معتقد است: «اینکه آثار هنری ما از موضوع تحریم خالی است را می‌توانم با خلاقیت ذاتی و ساختاری ایرانی در مقابل کمبود و فقدان پیوند بزنم، انسان امروز ایرانی همچون اجداد خود، همواره در تحریم چیزی بوده است. امروزه فقدان بعضی کالاها یا نوسان و تفاوت فاحش قیمت‌ها کاملا عادی است؛ وضعیتی که برای شهروندان کشورهای طرف معامله و مجادله سیاسی با سیاست‌مداران و حاکمان ما غیرقابل‌پذیرش و غیرقابل‌تحمل است». کارگردان فیلم سینمایی «بدرود بغداد» ادامه داد: «در صنعت گردشگری بارها شده که جهانگردان دچار تبعات سخت تحریم توسط حاکمان خود علیه ایران شده و توسط ایرانیان نجات یافته باشند. تحریم فرصتی شده تا گردشگران به زندگی عادی ایرانیان وارد شوند و بلندی طبع و غریب‌دوستی و میهمان‌نوازی ایرانیان را از فقیر و غنی درک کنند. این موارد شیرینی‌ها و خوشی‌های موضوع توریسم و تحریم است، اما تاریخ جنایتی که علیه بیماران ایرانی در حال انجام است را هیچ‌گاه فراموش نخواهد کرد. این روند غیرانسانی و غیراخلاقی باید متوقف شود و بیش از این از مفهوم حقوق‌بشر و دهکده جهانی فروکاسته نشود».او در بخش دیگری از صحبت‌هایش تأکید کرد: «هنوز روشنفکران غربی از دخالت تندروهایشان در تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران شرمگین هستند. تحریم دارویی و نایاب‌شدن داروهای ضروری، بسیاری را هر روزه از ما می‌گیرد. تحریم‌کنندگان و احتکار‌کنندگان دوکسوروپیسین، ابر لبین، برستیکتیم و داروهای شیمیایی ضدسرطان، ‌ام‌اس و هپاتیت و... اجل را در ربودن بسیاری کودک و زن و مرد معصوم و بی‌پناه یاری کردند. تحریم دارویی، تحریم مبادلات تجاری، گردشگری، فرهنگی و اغفال افکارعمومی دنیا با اتهامات سیاسی، ساده‌کردن مسئله است. مثلا گناه انسان‌های بزرگی همچون بهرام ریحانی، مجید بهرامی، استادمحمد، مصطفی عبداللهی، سینا نادری و ‌هزاران و ده‌ها انسان نازنین در این مناقشات و نگرانی غرب از دستیابی ایران به بمب اتمی چیست؟ شش‌میلیون بیمار سرطانی و قطع و نایابی داروهایشان، آیا برای اثبات فانتزی تعمد سیاست‌مداران غرب برای کشتار مردم ایران کافی نیست؟ با این فانتزی حرفم را تمام می‌کنم که: اگر بالعکس جان ده‌ها هنرمند و اندیشمند بزرگ غربی از فقدان چیزی در تهران گرفته می‌شد، مسئله چگونه حل و در تاریخ ثبت می‌شد؟
هزینه‌بر
حسن برزیده، کارگردان نیز معتقد است که اساسا ساخت فیلمی درباره موضوعی سیاسی در ایران کمی سخت است. خصوصا در چندسالی که دیدن فیلم جدی خیلی در سلیقه مردم نیست. او در بخش دیگری از صحبت‌هایش گفت: «از سوی دیگر ساخت و تولید فیلم‌هایی که نیاز به تحقیق و نگارش طولانی‌مدت دارد، هزینه‌بر است و پرداختن به چنین موضوعاتی که عمومی و ملی است نیاز به حمایت دولت دارد. هرچند پرداختن به بحث تحریم‌های دارویی که با سلامت مردم در ارتباط است، موضوع مهمی است».
‌به نظر می‌رسد پرداختن به این موضوع نیاز به زمان و گذر از آن ایام دارد؛ زمانی که به سلامت از این وادی گذر کردیم.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.