سلاحهای 8 سال جنگ تحمیلی از «تاو» تا «هاگ»
محمدحسن نجمی
سال 1364 بود؛ سالهای میانی جنگ. ایرانیان در حال دفاع برابر متجاوزبهخاکشان بودند؛ دشمن هم با انبارهای پر از سلاح و با خیال راحت ادامه میداد. از فروردینماه همان سال بود که حملات هوایی عراق، شدیدتر شده بود. دشمن قصد داشت با حمله به تأسیسات نفتی ایران، سیستم انتقال نفت را فلج کند. هدف از آن هم معلوم بود؛ اخلال در صادرات نفت و کاهش درآمد نفتی ایران. جزیره خارک، خاک غریب ایران در میان خلیجفارس، چندینبار هدف حملات عراق قرار گرفت. سیاستمداران جنگ مشغول کار بودند تا بلکه راهی برای خروج از این اوضاع پیدا کنند؛ البته بیشتر با تلاش برای یافتن سلاح موردنیاز در بازارهای سیاه؛ سلاحهایی که میتوانست متجاوز را تأدیب کند. سلاحهای موردنیاز، بیشتر که نه، همهشان ساخت کشوری بود که از همان سالهای اول پیروزی انقلاب اسلامی، خرجش با ایران جدا شده بود؛ آمریکا. موشکهای ضدتانک «تاو»، موشکهای ضدهوایی «هاگ»، «لامپ رادار»، موشکهای «هارپون»، «فونیکس» و... .
1365؛ سفری که فاش شد
12 آبانماه 1365 بود؛ روزنامه «الشراع» در بیروت با انتشار خبری کاخ سفید را در واشنگتن لرزاند؛ مشاور امنیت ملی ریگان، رئیسجمهوری آمریکا چند ماه قبل به ایران سفر کرده بود تا در تهران سلاح بفروشد و در ازای آن از ایران برای آزادی گروگانهای در دست گروههای لبنانی کمک بگیرد. براساس روایتی که «نیویورکتایمز» در این مورد منتشر کرده است، سلاحهای مدنظر در هشت نوبت و از مرداد 1364 تا آبان 1365 یعنی چندروز پیش از افشای ماجرای مکفارلین به ایران منتقل شدهاند. این سفر و حواشی آن، دیگر پنهان نبود. هرچند «مکفارلین» و هیأت همراهش برای اولین و آخرینبار در چهارم خرداد ماه 1365 به تهران آمدند، اما ورود سلاحهای آمریکایی موردنیاز ایران، نزدیک یک سال بود که جریان داشت. «هاشمیرفسنجانی» در خاطرات سال 1364 از تحویل سلاحهای آمریکایی به ایران مینویسد. او در روزنوشت پنجشنبه 31 اردیبهشت 1364 مینویسد: «آقازاده (معاون نخستوزیر در امور اجرائی) آمد و گزارشی از رسیدن تعدادی موشک تاو و پیغامی از آمریکا در مورد تحویل بعضی از نیازهای مهم جنگی در مقابل کمکردن فشار انقلابیون لبنان بر آمریکا و آزادی گروگانهای آمریکا ارائه داد».
دوشنبه 18 مرداد همان سال هم در خاطرات هاشمی اینگونه روایت شده: «آقازاده به منزل ما آمد و اطلاع داد که آلمانیها چند عدد لامپ رادار هاگ به ما فروختهاند که فوقالعاده موردنیاز است و قیمت آن حتی از قیمت فروش قبل از انقلاب ارزانتر است... . قرار است موشک رولاند هم بفروشند... . فرداشب هواپیمای حامل 500 موشک تاو وارد میشود».
1382؛ هاشمی از مکفارلین میگوید
سال 1382 بود؛ 17 سال پس از افشای ماجرای مکفارلین. «هاشمیرفسنجانی» در مصاحبه با روزنامه همشهری از نیاز مبرم آن سالهای ایران به آن سلاحها صحبت میکند: «همکاریهای آمریکا با ما در آن مقطع هم بسیار محدود بود. در حدی که اگر ما در لبنان کمک میکردیم و یک گروگان آزاد میشد، آمریکا هم به ما تعدادی موشک تاو میداد که برای ما مفید بود... . در فاو هم گرفتن تعدادی از این موشکها مؤثر بود. موشکهای ضدهوایی هاگ بسیار مهم بودند». او سال 1383 هم در مصاحبه دیگری، در مورد نیازهای ایران در طول جنگ گفته که «F14های ما چیزهایی میخواستند که غیراز آمریکاییها کسی نداشت یا موشکهای ضد زره تاو را در جنگ خیلی نیاز داشتیم. تانکهای عراقی مثل T72 تا آستانه قرارگاههای ما میآمدند و ضدزرههای ما تأثیری روی آنها نداشت. رادارهای ما از کار افتاده بودند. چون چند قطعه مهم مثل لامپها دارند که اگر نباشند، رادارها کور میشوند. موشکهای ضدهوایی هاگ برای ما در تهران، خارک و جبههها حیاتی بود. هروقت عملیات میکردیم، باید فضا را حفظ میکردیم. موشکهای هارپون را در دریا نیاز داشتیم که غیر از آمریکا کسی نداشت».
1364؛ تأثیر بر فاو
در هر شکل ورود اسلحهها، کفه جنگ را به سمت ایران سنگین میکند؛ چراکه اغلب سیستم پدافند آن زمان که از خریدهای رژیم شاه بود، آمریکایی بودند. «هاشمی» در مصاحبهای که سال 1386 انجام داد، اهمیت زیادی برای خرید موشکها و... قائل است. او میگوید: «مدیریت مسئله مکفارلین که نتیجه آن تأمین بخشی از نیازهای بسیار ضروری از قبیل موشکهای تاو و موشکهای هاگ و لامپهای رادارها و... بود که کمبود آنها خیلی از تجهیزات جنگ را از کار انداخته بود و گاهی لامپ رادارهای موشکهای هاگ را برای فعالکردن آن در نقطه حساس از تهران به جبهه یا خارک میبردند و تأثیر زیادی در عملیات والفجر 8 و عبور از اروند داشتند. البته این جریان با همدلی سران قوا و حاج احمد آقا و موافقت امام(ره) انجام شد». عملیات والفجر 8 که نتیجه آن فتح فاو بود، دنیا را به لرزه درآورد؛ چراکه ایران برای تعقیب دشمن و تادیب آن وارد خاک عراق شد. این عملیات در بهمنماه 1364 آغاز شد و 29 فروردین 1365 با پیروزی نهایی ایران خاتمه یافت.
هرچند به قول هاشمی تأمین این سلاحها در پیروزی ایران در «والفجر8» تأثیر زیادی داشت، اما از تبعات فاششدن ماجرای «مکفارلین» میتوان به عملیات کربلای4 اشاره کرد که دیماه 1365 انجام گرفت؛ عملیاتی که سردار «عبدالله عراقی»، جانشین فرمانده نیروی زمینی سپاه در مورد آن میگوید: «کربلای 4 غمبارترین و سختترین عملیات دفاع مقدس بود که رزمندگان اسلام در آن مظلومانه به خاک و خون میافتادند، ولی همین عملیات نیز عملیاتی دیگر (کربلای5) را پایهریزی کرد که در آن پیروزی خوبی نصیب نیروهای سپاه اسلام شد».
این توصیفات از آنجا بر تن این عملیات مینشیند که اطلاعات «کربلای 4» پیش از آغاز لو رفته بود و در شب شروع عملیات، نیروهای دشمن به انتظار رزمندگان ایرانی نشسته بودند. آنجا بود که نقش آواکسهای آمریکایی معلوم شد. افشای سفر مکفارلین و فروش سلاح به ایران باعث شد آمریکاییها از طریق انتقال اطلاعات نظامی ایران به عراق، از ایران انتقامگیری کنند. این اطلاعات توسط پرواز هواپیماهای غولپیکر «آواکس» آمریکا بر فراز مناطق عملیاتی ایران ثبت و ضبط شد و تحرکات نظامیان ایرانی را به طرف عراقی مخابره کرد تا عراقیها برای رویارویی با ایرانیها در آمادگی کامل قرار بگیرند. پس از آن با کمشدن ذخایر موشکهای ضدهوایی «هاگ»، عراق این جرئت را پیدا کرد تا دامنه حملات هوایی خود را گسترش دهد و سه بار تا شهر «نکا» در سواحل دریای خزر برود. متجاوزان در این سه نوبت حمله که دو بار در آذرماه 1365 و یکبار در سال 1367 رخ داد، نیروگاه «نکا» را موردهدف قرار دادند. به هر صورت پس از افشای ماجرای مکفارلین و فروش سلاح به ایران، هر دو کشور طرف معامله متضرر شدند؛ ایران بابت عدم دریافت ملزومات جنگی و آمریکا هم بابت دستبهگریبانشدن با رسوایی
«مکفارلین»؛ رسوایی بابت فاششدن فرستادن پول به شورشیان نیکاراگوئه از محل فروش سلاح به ایران.
سال 1364 بود؛ سالهای میانی جنگ. ایرانیان در حال دفاع برابر متجاوزبهخاکشان بودند؛ دشمن هم با انبارهای پر از سلاح و با خیال راحت ادامه میداد. از فروردینماه همان سال بود که حملات هوایی عراق، شدیدتر شده بود. دشمن قصد داشت با حمله به تأسیسات نفتی ایران، سیستم انتقال نفت را فلج کند. هدف از آن هم معلوم بود؛ اخلال در صادرات نفت و کاهش درآمد نفتی ایران. جزیره خارک، خاک غریب ایران در میان خلیجفارس، چندینبار هدف حملات عراق قرار گرفت. سیاستمداران جنگ مشغول کار بودند تا بلکه راهی برای خروج از این اوضاع پیدا کنند؛ البته بیشتر با تلاش برای یافتن سلاح موردنیاز در بازارهای سیاه؛ سلاحهایی که میتوانست متجاوز را تأدیب کند. سلاحهای موردنیاز، بیشتر که نه، همهشان ساخت کشوری بود که از همان سالهای اول پیروزی انقلاب اسلامی، خرجش با ایران جدا شده بود؛ آمریکا. موشکهای ضدتانک «تاو»، موشکهای ضدهوایی «هاگ»، «لامپ رادار»، موشکهای «هارپون»، «فونیکس» و... .
1365؛ سفری که فاش شد
12 آبانماه 1365 بود؛ روزنامه «الشراع» در بیروت با انتشار خبری کاخ سفید را در واشنگتن لرزاند؛ مشاور امنیت ملی ریگان، رئیسجمهوری آمریکا چند ماه قبل به ایران سفر کرده بود تا در تهران سلاح بفروشد و در ازای آن از ایران برای آزادی گروگانهای در دست گروههای لبنانی کمک بگیرد. براساس روایتی که «نیویورکتایمز» در این مورد منتشر کرده است، سلاحهای مدنظر در هشت نوبت و از مرداد 1364 تا آبان 1365 یعنی چندروز پیش از افشای ماجرای مکفارلین به ایران منتقل شدهاند. این سفر و حواشی آن، دیگر پنهان نبود. هرچند «مکفارلین» و هیأت همراهش برای اولین و آخرینبار در چهارم خرداد ماه 1365 به تهران آمدند، اما ورود سلاحهای آمریکایی موردنیاز ایران، نزدیک یک سال بود که جریان داشت. «هاشمیرفسنجانی» در خاطرات سال 1364 از تحویل سلاحهای آمریکایی به ایران مینویسد. او در روزنوشت پنجشنبه 31 اردیبهشت 1364 مینویسد: «آقازاده (معاون نخستوزیر در امور اجرائی) آمد و گزارشی از رسیدن تعدادی موشک تاو و پیغامی از آمریکا در مورد تحویل بعضی از نیازهای مهم جنگی در مقابل کمکردن فشار انقلابیون لبنان بر آمریکا و آزادی گروگانهای آمریکا ارائه داد».
دوشنبه 18 مرداد همان سال هم در خاطرات هاشمی اینگونه روایت شده: «آقازاده به منزل ما آمد و اطلاع داد که آلمانیها چند عدد لامپ رادار هاگ به ما فروختهاند که فوقالعاده موردنیاز است و قیمت آن حتی از قیمت فروش قبل از انقلاب ارزانتر است... . قرار است موشک رولاند هم بفروشند... . فرداشب هواپیمای حامل 500 موشک تاو وارد میشود».
1382؛ هاشمی از مکفارلین میگوید
سال 1382 بود؛ 17 سال پس از افشای ماجرای مکفارلین. «هاشمیرفسنجانی» در مصاحبه با روزنامه همشهری از نیاز مبرم آن سالهای ایران به آن سلاحها صحبت میکند: «همکاریهای آمریکا با ما در آن مقطع هم بسیار محدود بود. در حدی که اگر ما در لبنان کمک میکردیم و یک گروگان آزاد میشد، آمریکا هم به ما تعدادی موشک تاو میداد که برای ما مفید بود... . در فاو هم گرفتن تعدادی از این موشکها مؤثر بود. موشکهای ضدهوایی هاگ بسیار مهم بودند». او سال 1383 هم در مصاحبه دیگری، در مورد نیازهای ایران در طول جنگ گفته که «F14های ما چیزهایی میخواستند که غیراز آمریکاییها کسی نداشت یا موشکهای ضد زره تاو را در جنگ خیلی نیاز داشتیم. تانکهای عراقی مثل T72 تا آستانه قرارگاههای ما میآمدند و ضدزرههای ما تأثیری روی آنها نداشت. رادارهای ما از کار افتاده بودند. چون چند قطعه مهم مثل لامپها دارند که اگر نباشند، رادارها کور میشوند. موشکهای ضدهوایی هاگ برای ما در تهران، خارک و جبههها حیاتی بود. هروقت عملیات میکردیم، باید فضا را حفظ میکردیم. موشکهای هارپون را در دریا نیاز داشتیم که غیر از آمریکا کسی نداشت».
1364؛ تأثیر بر فاو
در هر شکل ورود اسلحهها، کفه جنگ را به سمت ایران سنگین میکند؛ چراکه اغلب سیستم پدافند آن زمان که از خریدهای رژیم شاه بود، آمریکایی بودند. «هاشمی» در مصاحبهای که سال 1386 انجام داد، اهمیت زیادی برای خرید موشکها و... قائل است. او میگوید: «مدیریت مسئله مکفارلین که نتیجه آن تأمین بخشی از نیازهای بسیار ضروری از قبیل موشکهای تاو و موشکهای هاگ و لامپهای رادارها و... بود که کمبود آنها خیلی از تجهیزات جنگ را از کار انداخته بود و گاهی لامپ رادارهای موشکهای هاگ را برای فعالکردن آن در نقطه حساس از تهران به جبهه یا خارک میبردند و تأثیر زیادی در عملیات والفجر 8 و عبور از اروند داشتند. البته این جریان با همدلی سران قوا و حاج احمد آقا و موافقت امام(ره) انجام شد». عملیات والفجر 8 که نتیجه آن فتح فاو بود، دنیا را به لرزه درآورد؛ چراکه ایران برای تعقیب دشمن و تادیب آن وارد خاک عراق شد. این عملیات در بهمنماه 1364 آغاز شد و 29 فروردین 1365 با پیروزی نهایی ایران خاتمه یافت.
هرچند به قول هاشمی تأمین این سلاحها در پیروزی ایران در «والفجر8» تأثیر زیادی داشت، اما از تبعات فاششدن ماجرای «مکفارلین» میتوان به عملیات کربلای4 اشاره کرد که دیماه 1365 انجام گرفت؛ عملیاتی که سردار «عبدالله عراقی»، جانشین فرمانده نیروی زمینی سپاه در مورد آن میگوید: «کربلای 4 غمبارترین و سختترین عملیات دفاع مقدس بود که رزمندگان اسلام در آن مظلومانه به خاک و خون میافتادند، ولی همین عملیات نیز عملیاتی دیگر (کربلای5) را پایهریزی کرد که در آن پیروزی خوبی نصیب نیروهای سپاه اسلام شد».
این توصیفات از آنجا بر تن این عملیات مینشیند که اطلاعات «کربلای 4» پیش از آغاز لو رفته بود و در شب شروع عملیات، نیروهای دشمن به انتظار رزمندگان ایرانی نشسته بودند. آنجا بود که نقش آواکسهای آمریکایی معلوم شد. افشای سفر مکفارلین و فروش سلاح به ایران باعث شد آمریکاییها از طریق انتقال اطلاعات نظامی ایران به عراق، از ایران انتقامگیری کنند. این اطلاعات توسط پرواز هواپیماهای غولپیکر «آواکس» آمریکا بر فراز مناطق عملیاتی ایران ثبت و ضبط شد و تحرکات نظامیان ایرانی را به طرف عراقی مخابره کرد تا عراقیها برای رویارویی با ایرانیها در آمادگی کامل قرار بگیرند. پس از آن با کمشدن ذخایر موشکهای ضدهوایی «هاگ»، عراق این جرئت را پیدا کرد تا دامنه حملات هوایی خود را گسترش دهد و سه بار تا شهر «نکا» در سواحل دریای خزر برود. متجاوزان در این سه نوبت حمله که دو بار در آذرماه 1365 و یکبار در سال 1367 رخ داد، نیروگاه «نکا» را موردهدف قرار دادند. به هر صورت پس از افشای ماجرای مکفارلین و فروش سلاح به ایران، هر دو کشور طرف معامله متضرر شدند؛ ایران بابت عدم دریافت ملزومات جنگی و آمریکا هم بابت دستبهگریبانشدن با رسوایی
«مکفارلین»؛ رسوایی بابت فاششدن فرستادن پول به شورشیان نیکاراگوئه از محل فروش سلاح به ایران.