فارسی، زبان غیرجنسیتزده!
مازیار اکبری : یکی از تلاشهای سخت و پرهزینه جنبشهای برابریخواه در سطح جهان، بهبود جنسیتزدگی زبانی است. ما فارسیزبانان، شاید کمتر به ویژگی غیرجنسیتزدگی زبان دلپذیر فارسی توجه کردهایم. شاید بتوان ریشه این برابری جنسیتی در زبان فارسی را، در الواح کشفشده باستانی ایران جست، که گفته شده در آن کارگران زن و مرد دارای جیره و دستمزد برابر بودهاند.
میتوان ادعا کرد زبان فارسی از لحاظ جنسیت، خنثی است؛ یعنی برخلاف زبانهای پرگویندهای مانند انگلیسی، اسپانیولی، فرانسه، روسی، عربی، ایتالیایی، لاتین و... در فارسی تفاوتی بین زن و مرد نیست. یعنی ضمایر و صرف فعل برای مرد و زن مشابه است. همچنین اسامی و اشیا جنسیت مرد، زن یا خنثی ندارند، بنابراین به پیشوند و پسوندهای جانمایی، زمان، مکان، صرف افعال، حروف تعریف، صفت و موصوف جنسیتمحور احتیاجی نیست و نیز اعداد، ساعت و گاهشماری مانند اغلب زبانهای پرگوینده حاوی جنسیت خاص نیستند. بهعنوان مثال در انگلیسی نامهای مشاغل حاوی پسوند جنسیت man/woman و نظایر آن هستند، در حالی که در فارسی به جای هر دو عبارت postman/postwoman پستچی، businessman /businesswoman بازرگان، steward/stewardess مهماندار، chairman/chairwoman رئیس، fireman/firewoman آتشنشان، fisherman/fisherwoman ماهیگیر، waiter/waitress پیشخدمت، گفته میشود. دیگر اینکه، در فارسی از ضمیر «او» برای اشاره به فرد غایب استفاده میشود. درحالی که استفاده از دو ضمیر متفاوت برای زن و مرد مانند he/she در انگلیسی، il/elle فرانسه، er/sie آلمانی، lui/lei ایتالیایی، el/ella
اسپانیایی، он/она روسی، هو/هی عربی، hij/zij هلندی، han/hun نروژی، han/hon سوئدی، ell/ella کاتالان، הוא/היא عبری، ille/illa لاتین، ער/זי ییدیش، 彼/彼女 ژاپنی، ele/ela پرتغالی، 그/ 그녀 کرهای، گویای تفاوت جنسیتی در زبانهای فوق است. در بعضی زبانها اسامی و اشیا دارای جنسیت زنانه، مردانه و خنثی هستند و صرف افعال، صفتها، حروف تعریف و حتی نحوه شمارش آنها نیز بسته به زبان میتواند متفاوت باشد. مثلا در فرانسه خانه مؤنث است و کامیون مذکر. بنابراین حرف تعریف، ضمیر و نیز صفت بهکاررفته متفاوت است:
Regardez la maison. Elle est grande (خانه را ببین، بزرگ است)
Regardez le camion. Il est grand (کامیون را ببین، بزرگ است)
امثال این ویژگیهای مثبت و روزآمد زبان فارسی، سهوا یا عمدا بر شمرده نمیشوند، در حالی که گاه و بیگاه شاهد حملاتی از این سو و آن سو، با انواع بهانهها به زبان فارسی هستیم. عدهای میگویند زبان فارسی به زور و ضرب رضاخانی حاکم شده! اما بیشترین گسترش زبان فارسی، توسط گورکانیان مغولتبار و سلجوقیان ترکتبار از پکن تا مسکو و از دهلی تا استانبول انجام شده و حدود هزار سال در هند و 700 سال در عثمانی فارسی زبان رسمی بوده، همچنین صدور فرمان مشروطه به فارسی یا اعلام آموزش سراسری زبان فارسی خطاب به ملت ایران، توسط مظفرالدین شاه قاجار آذریتبار صورت گرفته است. دیوان اشعار دو هزار بیتی سلطانی سلیمان قانونی به فارسی، پیش از دوره رضاخانی است. قلیلی حتی زبان فارسی را لهجهای از عربی خواندهاند، اما همانگونه که در بالا میبینیم ضمایر عربی، صرف فعل و نحو و ساختار آنها به کلی متفاوت است. کوتاه سخنی در تاریخچه فارسیستیزی معاصر، برای نسل جدید خالی از فایده نیست. انگلیس به هنگام استعمار هند و برای دفع خطر محور تهران-کابل-دهلی، زبان فارسی را در آنجا، محدود و ممنوع کرد. روسیه کمونیستی نیز هنگام تسلط بر آسیای میانه پروای خطر
فارسی داشت. این هر دو سعی در تغییر، محدودسازی، جایگزینی و ستیز با زبان فارسی به هر نحو ممکن داشتند، انگلیسیها با تفرقهافکنی روشهای زیرکانه، کمونیستها با تئوریسازی و روشهای بیرحمانه. فارسیستیزی همچنان توسط رسانه تلویزیونی استعمار پیر، به طور نرم دنبال میشود، مثلا زبان فارسی با نابرابریهای جنسیتی و یا رنج گره زده میشود.
همچنین گفتمان کمونیستی، در قالب لغاتی مانند اتنیک (قوم)، شوونیسم (افراطیگری)، آسیمیلاسیون (محدودسازی) بازتولید میشود، بدون اینکه اشارهای به مبدع قومسازی بر اساس لهجه، نفرتپراکنی بر اساس زبان و سایر لفظپردازیهای تئوریک کاگب و آکادمیسینهای استالین شود. یادآوری جنایات خونین صورتگرفته کمونیسم تحت این عناوین عوام فریبنده، برای نسلهای جدید، تلخ اما ضروری است. به نام رهایی اقوام از شوونیسم و آسیمیلاسیون (بخوانید برای تغییر خط، زبان و فرهنگ به روسی) کتابسوزی و سفیدشویی بناها و موزهها از فارسی، ممنوعیت صحبت به فارسی حتی در منازل، تبعید سخنوران به سیبری و کشتار مردم بیگناه و سایر جنایات علیه بشریت، توسط کمونیستها صورت گرفته است. اما در کمال شگفتی، همچنان گفتمان استالین بازتولید میشود که شاید علت، بیتفاوتی حاکمیت به خواستههای عدهای از هموطنان یا جذابیت عوامزدگی باشد.
مازیار اکبری : یکی از تلاشهای سخت و پرهزینه جنبشهای برابریخواه در سطح جهان، بهبود جنسیتزدگی زبانی است. ما فارسیزبانان، شاید کمتر به ویژگی غیرجنسیتزدگی زبان دلپذیر فارسی توجه کردهایم. شاید بتوان ریشه این برابری جنسیتی در زبان فارسی را، در الواح کشفشده باستانی ایران جست، که گفته شده در آن کارگران زن و مرد دارای جیره و دستمزد برابر بودهاند.
میتوان ادعا کرد زبان فارسی از لحاظ جنسیت، خنثی است؛ یعنی برخلاف زبانهای پرگویندهای مانند انگلیسی، اسپانیولی، فرانسه، روسی، عربی، ایتالیایی، لاتین و... در فارسی تفاوتی بین زن و مرد نیست. یعنی ضمایر و صرف فعل برای مرد و زن مشابه است. همچنین اسامی و اشیا جنسیت مرد، زن یا خنثی ندارند، بنابراین به پیشوند و پسوندهای جانمایی، زمان، مکان، صرف افعال، حروف تعریف، صفت و موصوف جنسیتمحور احتیاجی نیست و نیز اعداد، ساعت و گاهشماری مانند اغلب زبانهای پرگوینده حاوی جنسیت خاص نیستند. بهعنوان مثال در انگلیسی نامهای مشاغل حاوی پسوند جنسیت man/woman و نظایر آن هستند، در حالی که در فارسی به جای هر دو عبارت postman/postwoman پستچی، businessman /businesswoman بازرگان، steward/stewardess مهماندار، chairman/chairwoman رئیس، fireman/firewoman آتشنشان، fisherman/fisherwoman ماهیگیر، waiter/waitress پیشخدمت، گفته میشود. دیگر اینکه، در فارسی از ضمیر «او» برای اشاره به فرد غایب استفاده میشود. درحالی که استفاده از دو ضمیر متفاوت برای زن و مرد مانند he/she در انگلیسی، il/elle فرانسه، er/sie آلمانی، lui/lei ایتالیایی، el/ella
اسپانیایی، он/она روسی، هو/هی عربی، hij/zij هلندی، han/hun نروژی، han/hon سوئدی، ell/ella کاتالان، הוא/היא عبری، ille/illa لاتین، ער/זי ییدیش، 彼/彼女 ژاپنی، ele/ela پرتغالی، 그/ 그녀 کرهای، گویای تفاوت جنسیتی در زبانهای فوق است. در بعضی زبانها اسامی و اشیا دارای جنسیت زنانه، مردانه و خنثی هستند و صرف افعال، صفتها، حروف تعریف و حتی نحوه شمارش آنها نیز بسته به زبان میتواند متفاوت باشد. مثلا در فرانسه خانه مؤنث است و کامیون مذکر. بنابراین حرف تعریف، ضمیر و نیز صفت بهکاررفته متفاوت است:
Regardez la maison. Elle est grande (خانه را ببین، بزرگ است)
Regardez le camion. Il est grand (کامیون را ببین، بزرگ است)
امثال این ویژگیهای مثبت و روزآمد زبان فارسی، سهوا یا عمدا بر شمرده نمیشوند، در حالی که گاه و بیگاه شاهد حملاتی از این سو و آن سو، با انواع بهانهها به زبان فارسی هستیم. عدهای میگویند زبان فارسی به زور و ضرب رضاخانی حاکم شده! اما بیشترین گسترش زبان فارسی، توسط گورکانیان مغولتبار و سلجوقیان ترکتبار از پکن تا مسکو و از دهلی تا استانبول انجام شده و حدود هزار سال در هند و 700 سال در عثمانی فارسی زبان رسمی بوده، همچنین صدور فرمان مشروطه به فارسی یا اعلام آموزش سراسری زبان فارسی خطاب به ملت ایران، توسط مظفرالدین شاه قاجار آذریتبار صورت گرفته است. دیوان اشعار دو هزار بیتی سلطانی سلیمان قانونی به فارسی، پیش از دوره رضاخانی است. قلیلی حتی زبان فارسی را لهجهای از عربی خواندهاند، اما همانگونه که در بالا میبینیم ضمایر عربی، صرف فعل و نحو و ساختار آنها به کلی متفاوت است. کوتاه سخنی در تاریخچه فارسیستیزی معاصر، برای نسل جدید خالی از فایده نیست. انگلیس به هنگام استعمار هند و برای دفع خطر محور تهران-کابل-دهلی، زبان فارسی را در آنجا، محدود و ممنوع کرد. روسیه کمونیستی نیز هنگام تسلط بر آسیای میانه پروای خطر
فارسی داشت. این هر دو سعی در تغییر، محدودسازی، جایگزینی و ستیز با زبان فارسی به هر نحو ممکن داشتند، انگلیسیها با تفرقهافکنی روشهای زیرکانه، کمونیستها با تئوریسازی و روشهای بیرحمانه. فارسیستیزی همچنان توسط رسانه تلویزیونی استعمار پیر، به طور نرم دنبال میشود، مثلا زبان فارسی با نابرابریهای جنسیتی و یا رنج گره زده میشود.
همچنین گفتمان کمونیستی، در قالب لغاتی مانند اتنیک (قوم)، شوونیسم (افراطیگری)، آسیمیلاسیون (محدودسازی) بازتولید میشود، بدون اینکه اشارهای به مبدع قومسازی بر اساس لهجه، نفرتپراکنی بر اساس زبان و سایر لفظپردازیهای تئوریک کاگب و آکادمیسینهای استالین شود. یادآوری جنایات خونین صورتگرفته کمونیسم تحت این عناوین عوام فریبنده، برای نسلهای جدید، تلخ اما ضروری است. به نام رهایی اقوام از شوونیسم و آسیمیلاسیون (بخوانید برای تغییر خط، زبان و فرهنگ به روسی) کتابسوزی و سفیدشویی بناها و موزهها از فارسی، ممنوعیت صحبت به فارسی حتی در منازل، تبعید سخنوران به سیبری و کشتار مردم بیگناه و سایر جنایات علیه بشریت، توسط کمونیستها صورت گرفته است. اما در کمال شگفتی، همچنان گفتمان استالین بازتولید میشود که شاید علت، بیتفاوتی حاکمیت به خواستههای عدهای از هموطنان یا جذابیت عوامزدگی باشد.