|

زندگی و آثار فیتز جرالد

شرق: اسکات فیتزجرالد از مهم‌ترین نویسندگان آمریکایی قرن بیستم است که اغلب با «گتسبی بزرگ» و نیز رمان «لطیف است شب» شناخته می‌‌شود. فیترجزالد هم به‌واسطه آثارش و هم به‌واسطه زندگی پرفرازونشیبش از مورد توجه‌ترین چهره‌های ادبی قرن بیستم است. «گتسبی بزرگ» از مشهورترین رمان‌های قرن بیستم ادبیات آمریکاست که تا امروز نسخه‌های بسیاری از آن فروش رفته و بارها به زبان‌های مختلف ترجمه شده و در ایران چندین ترجمه از آن در دست است. «گتسبی بزرگ» روایتی است از دهه بیست آمریکا و در ماجرای رمان با مرد ثروتمندی روبه‌روییم که درآمد روزانه خود را از راه تولید و فروش مشروبات الکلی به دست می‌آورد آن‌هم در دوره‌ای که فروش این محصولات در آمریکا منع شده است. «گتسبی بزرگ» داستان عشقی بی‌ثمر است و آمریکای ثروتمند پس از جنگ جهانی اول را به تصویر می‌کشد. گتسبی مردی خودساخته است که مهم‌ترین اشتباهش اصرار بر آرزویی محال است.
اخیرا چاپ دوم کتاب «مقدمه کمبریج بر اف. اسکات فیتز جرالد» از کرک کرنات با ترجمه بشیر سیاح در نشر علمی و فرهنگی منتشر شده است. این کتاب شامل چهار فصل است که به ترتیب به زندگی، زمینه‌های فرهنگی، آثار و بازخوردهای انتقادی فیتزجرالد اختصاص دارد. این کتاب در پی آن است که نشان دهد فیتز جرالد شایسته جایگاهی که در ادبیات به دست آورده هست و نه تنها به دو رمان مشهور او می‌پردازد، بلکه دیگر آثار او را نیز مورد بررسی قرار می‌دهد.
نویسنده کتاب، کرک کرنات، استاد زبان انگلیسی دانشگاه تروی و نایب‌رئیس انجمن بین‌المللی اسکات فیتز جرالد و نیز سردبیر «اف. اسکات فیتز جرالد ریویو» است. نویسنده در دیباچه کتاب نوشته که مخاطبان این اثر هم کسانی هستند که آشنایی اندکی با فیتز جرالد دارند و هم کسانی که به خوبی او را می‌شناسند: «من قویا اعتقاد دارم که فیتز جرالد در حال بازیابی اهمیت خود در میان منتقدان است و ازاین‌رو، نویسندگان هم‌عصر او هم باید مورد تجدیدنظر قرار گیرند. پس از گذشت هفت دهه که بالاخره از فیتز جرالد اعاده حیثیت شد، محققان میل و علاقه بیشتری به او پیدا کرده‌اند. دهه‌های 1990 و 2000 دوران اوج‌گیری شهرت فیتز جرالد بود، آن‌چنان که نام‌بردن از او صرفا به‌مثابه نویسنده‌ای پیشرو کم‌لطفی است». کرک کرنات در این کتاب کوشیده کلیشه‌هایی را که درباره فیتز جرالد شکل گرفته اصلاح کند و نگاهی دوباره به او و آثارش داشته باشد. نویسنده در تحلیل کارهای فیتز جرالد، در فصل میانی با نام آثار، از رویکرد معرفی آنها به ترتیب انتشار اجتناب کرده تا به این ترتیب، با مضمون، شخصیت‌ها و ژانرها فارغ از فرضیه‌های متعصبانه و از پیش شکل گرفته درمورد زمان نوشتن آن اثر و موقعیت حرفه‌ای فیتز جرالد، مواجه شود. او در دیباچه‌اش درباره این رویکرد نوشته: «الگوی پیشرفت در ارزیابی‌های ادبی درک ما از فیتز جرالد را دچار نقصان کرده است. اگرچه بدون حرف و حدیثی، بسیاری رمان گتسبی بزرگ را قله ادبی او می‌دانند، این تفکر ما را از بررسی دیگر تلاش‌های او بازمی‌دارد و این موجب می‌شود در آثار دیگر فیتز جرالد، به دنبال یافتن ضعف‌های حاصل از مشکلات شخصی/ کاری در برهه‌ای از زندگی او برآییم. اما، برعکس، رویکردی که ترتیب زمانی را کنار گذاشته این موقعیت را فراهم می‌کند تا آثار را مجزا از وقایع و فرضیه‌های پیشین بررسی و آنها را بر مبنای معیارهای هر اثر و نه بر اساس شناخته‌شده‌ترین‌ها مرور کنیم. همچنین، ممکن است از خواندن اولین رمان او، این سوی بهشت مأیوس شویم، ازاین‌رو که از قبل تصور می‌کنیم حتما با اثری شگرف روبه‌رو خواهیم شد، به جای آنکه این ادعا در عمل و با خواندن رمان حاصل شود و یا باعث می‌شود که داستانی به نام خانواده در باد را کشف کنیم که به علت داشتن شخصیت‌های معمولی و دوری از قهرمان‌سازی، از آن چشم پوشیده است».
کرک کرنات در کتابش به تاریخچه زندگی فیتز جرالد، پیرنگ‌های داستان‌هایش، سبک و اسلوب او، تأثیراتش بر نسل خود و نیز نسل‌های آینده، جایگاه رفیعش در ادبیات و عوامل افول و شکستش پرداخته است. در بخش پایانی کتاب درباره فیتزجرالد آمده: «با علاقه‌ای که در طول نیم قرن گذشته همیشه درمورد فیتز جرالد برقرار بوده، این اطمینان وجود دارد که نوشته‌های او به خاطر ظرفیت‌های بالای آن و به رغم تغییر ذائقه ادبی، همچنان پابرجا خواهد ماند، مسئله‌ای که متأسفانه اهمیت نویسندگان معاصر کمتر قدر دیده‌ای مثل توماس ولف و جان اشتاین بک را کاهش داده. فیتز جرالد نویسنده‌ای باقی می‌ماند که مطالعات بسیاری درمورد او صورت خواهد پذیرفت و کتاب‌هایش تدریس خواهند شد...».
شرق: اسکات فیتزجرالد از مهم‌ترین نویسندگان آمریکایی قرن بیستم است که اغلب با «گتسبی بزرگ» و نیز رمان «لطیف است شب» شناخته می‌‌شود. فیترجزالد هم به‌واسطه آثارش و هم به‌واسطه زندگی پرفرازونشیبش از مورد توجه‌ترین چهره‌های ادبی قرن بیستم است. «گتسبی بزرگ» از مشهورترین رمان‌های قرن بیستم ادبیات آمریکاست که تا امروز نسخه‌های بسیاری از آن فروش رفته و بارها به زبان‌های مختلف ترجمه شده و در ایران چندین ترجمه از آن در دست است. «گتسبی بزرگ» روایتی است از دهه بیست آمریکا و در ماجرای رمان با مرد ثروتمندی روبه‌روییم که درآمد روزانه خود را از راه تولید و فروش مشروبات الکلی به دست می‌آورد آن‌هم در دوره‌ای که فروش این محصولات در آمریکا منع شده است. «گتسبی بزرگ» داستان عشقی بی‌ثمر است و آمریکای ثروتمند پس از جنگ جهانی اول را به تصویر می‌کشد. گتسبی مردی خودساخته است که مهم‌ترین اشتباهش اصرار بر آرزویی محال است.
اخیرا چاپ دوم کتاب «مقدمه کمبریج بر اف. اسکات فیتز جرالد» از کرک کرنات با ترجمه بشیر سیاح در نشر علمی و فرهنگی منتشر شده است. این کتاب شامل چهار فصل است که به ترتیب به زندگی، زمینه‌های فرهنگی، آثار و بازخوردهای انتقادی فیتزجرالد اختصاص دارد. این کتاب در پی آن است که نشان دهد فیتز جرالد شایسته جایگاهی که در ادبیات به دست آورده هست و نه تنها به دو رمان مشهور او می‌پردازد، بلکه دیگر آثار او را نیز مورد بررسی قرار می‌دهد.
نویسنده کتاب، کرک کرنات، استاد زبان انگلیسی دانشگاه تروی و نایب‌رئیس انجمن بین‌المللی اسکات فیتز جرالد و نیز سردبیر «اف. اسکات فیتز جرالد ریویو» است. نویسنده در دیباچه کتاب نوشته که مخاطبان این اثر هم کسانی هستند که آشنایی اندکی با فیتز جرالد دارند و هم کسانی که به خوبی او را می‌شناسند: «من قویا اعتقاد دارم که فیتز جرالد در حال بازیابی اهمیت خود در میان منتقدان است و ازاین‌رو، نویسندگان هم‌عصر او هم باید مورد تجدیدنظر قرار گیرند. پس از گذشت هفت دهه که بالاخره از فیتز جرالد اعاده حیثیت شد، محققان میل و علاقه بیشتری به او پیدا کرده‌اند. دهه‌های 1990 و 2000 دوران اوج‌گیری شهرت فیتز جرالد بود، آن‌چنان که نام‌بردن از او صرفا به‌مثابه نویسنده‌ای پیشرو کم‌لطفی است». کرک کرنات در این کتاب کوشیده کلیشه‌هایی را که درباره فیتز جرالد شکل گرفته اصلاح کند و نگاهی دوباره به او و آثارش داشته باشد. نویسنده در تحلیل کارهای فیتز جرالد، در فصل میانی با نام آثار، از رویکرد معرفی آنها به ترتیب انتشار اجتناب کرده تا به این ترتیب، با مضمون، شخصیت‌ها و ژانرها فارغ از فرضیه‌های متعصبانه و از پیش شکل گرفته درمورد زمان نوشتن آن اثر و موقعیت حرفه‌ای فیتز جرالد، مواجه شود. او در دیباچه‌اش درباره این رویکرد نوشته: «الگوی پیشرفت در ارزیابی‌های ادبی درک ما از فیتز جرالد را دچار نقصان کرده است. اگرچه بدون حرف و حدیثی، بسیاری رمان گتسبی بزرگ را قله ادبی او می‌دانند، این تفکر ما را از بررسی دیگر تلاش‌های او بازمی‌دارد و این موجب می‌شود در آثار دیگر فیتز جرالد، به دنبال یافتن ضعف‌های حاصل از مشکلات شخصی/ کاری در برهه‌ای از زندگی او برآییم. اما، برعکس، رویکردی که ترتیب زمانی را کنار گذاشته این موقعیت را فراهم می‌کند تا آثار را مجزا از وقایع و فرضیه‌های پیشین بررسی و آنها را بر مبنای معیارهای هر اثر و نه بر اساس شناخته‌شده‌ترین‌ها مرور کنیم. همچنین، ممکن است از خواندن اولین رمان او، این سوی بهشت مأیوس شویم، ازاین‌رو که از قبل تصور می‌کنیم حتما با اثری شگرف روبه‌رو خواهیم شد، به جای آنکه این ادعا در عمل و با خواندن رمان حاصل شود و یا باعث می‌شود که داستانی به نام خانواده در باد را کشف کنیم که به علت داشتن شخصیت‌های معمولی و دوری از قهرمان‌سازی، از آن چشم پوشیده است».
کرک کرنات در کتابش به تاریخچه زندگی فیتز جرالد، پیرنگ‌های داستان‌هایش، سبک و اسلوب او، تأثیراتش بر نسل خود و نیز نسل‌های آینده، جایگاه رفیعش در ادبیات و عوامل افول و شکستش پرداخته است. در بخش پایانی کتاب درباره فیتزجرالد آمده: «با علاقه‌ای که در طول نیم قرن گذشته همیشه درمورد فیتز جرالد برقرار بوده، این اطمینان وجود دارد که نوشته‌های او به خاطر ظرفیت‌های بالای آن و به رغم تغییر ذائقه ادبی، همچنان پابرجا خواهد ماند، مسئله‌ای که متأسفانه اهمیت نویسندگان معاصر کمتر قدر دیده‌ای مثل توماس ولف و جان اشتاین بک را کاهش داده. فیتز جرالد نویسنده‌ای باقی می‌ماند که مطالعات بسیاری درمورد او صورت خواهد پذیرفت و کتاب‌هایش تدریس خواهند شد...».

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.