|
کدخبر: 305091

جهانی خطرناک‌تر از همیشه

حملات 11 سپتامبر آغازگر دوران جدیدی برای ایالات متحده و جهان بود؛ دوران جاه‌طلبانه «جنگ علیه ترور» به بهای میلیاردها دلار و درگیری‌های نظامی تقریبا دائمی برای ریشه‌کن‌کردن شبکه جهادی القاعده و گروه‌های تروریستی در تمام مناطق تحت سلطه آنان. رئیس‌جمهور اسبق آمریکا، جورج دبلیو بوش، اظهار کرده بود: «نتیجه این مبارزه قطعی است». آیا او تصور می‌کرد 20 سال بعد نتایج تا این حد فاجعه‌آمیز باشد؟ فرار نیروهای آمریکایی از افغانستان در مواجهه با فتح مجدد طالبان که در سال 2001 از قدرت برکنار شده بودند، به خوبی نشانگر بیهودگی این جنگ جهانی است که میلیون‌ها انسان قربانی آن بوده‌اند (بالغ بر چندین برابر تعداد قربانیان حادثه 11 سپتامبر). منابع مالی عظیم و پراکنده سبب بی‌ثباتی کل مناطق در جهان شد و به ازبین‌بردن تهدیدات تروریستی نیز کمکی نکرد. جهانی که امروز ما در آن زندگی می‌کنیم، به مراتب خطرناک‌تر و ناپایدارتر از جهان سال 2001 است و این خود گواهی بر اثبات شکست استراتژی آمریکاست. هفت روز پس از حملات 11 سپتامبر 2001 کنگره آمریکا با تصویب قانونی به رئیس‌جمهور وقت و همه جانشینان وی مجوز استفاده از قدرت نامحدود مداخله نظامی در سراسر جهان را داد، یک جعبه پاندورا به معنای واقعی که با باز‌کردن آن فلاکتی بی‌علاج به بار آمد. در ابتدا قرار بود فقط مسببین حملات 11 سپتامبر مورد حمله قرار گیرند، اما به مرور زمان بهانه‌ای شد برای مداخلات فراتر از رویدادهای 2001 که تا امروز به قوت خود باقی است. هزینه‌های مالی تصاعدی جنگ قریب به شش تریلیون دلار برای بودجه آمریکا برآورد شده که مبلغی نجومی و بسیار بالاتر از 40میلیارددلاری است که پس از سپتامبر 2001 توسط کنگره به تصویب رسید. در 20 سال گذشته این قانون رسما برای توجیه عملیات ضد تروریسم (شامل نبرد زمینی، حملات هوایی، بازداشت و همکاری نظامی با کشورهای متحد) در قریب به 22 کشور از جمله افغانستان، عراق، سوریه، گرجستان و کوزوو مورد استناد قرار گرفته است. بنا بر اظهارت وزارت امور خارجه آمریکا، تعداد گروه‌های تروریستی که منافع آمریکا را در سراسر جهان و حتی در داخل کشور تهدید می‌کنند بیش از دو برابر شده است. قریب به یک سال است که دولت بایدن در تلاش است تا این استراتژی نظامی را منطقی جلوه دهد و حتی درباره کاربرد آن ارزیابی ارائه می‌دهد. حتی با کاهش تعداد حملات هوایی از آغاز دوره ریاست‌جمهوری دموکرات‌ها، مداخلات در قریب به 12 کشور ادامه داشته است‌ که در این بین می‌توان به عملیات بازداشت در زندان بدنام گوانتانامو در جنوب شرقی کوبا، مأموریت‌های زمینی یا هوایی در افغانستان، عراق، لیبی، پاکستان و سوریه و عملیات ضد تروریسم در جیبوتی در حمایت از حملات به سومالی و یمن اشاره کرد.

با وجود این به نظر نمی‌رسد درسی که از ماجرای کابل گرفته شد، دخالت‌های نظامی آمریکا در سراسر جهان را با وجود پیامدهای زیان‌بار آن زیر سؤال ببرد. درحالی‌که صحنه خاورمیانه مرتبا مورد توجه رسانه‌ها بوده است، آفریقا نیز بهای مداخله‌گری آمریکا را تحت عنوان «مشارکت نظامی» با کشورهای ساحل یا شاخ آفریقا می‌پردازد. در این راستا، نیروهای آمریکایی بدون استناد رسمی به قانون مجوز استفاده از نیروی نظامی مصوبه 2001 برای انجام مأموریت‌های ضد تروریسم خود در سراسر قاره به کماندوهای محلی متکی هستند. این روند در نیجر، مالی و کنیا علیه شبه‌نظامیان الشباب مشاهده می‌شود که منجر به تلفات انسانی از جمله در طرف آمریکایی شده است و همانند استفاده از شکنجه در یک پایگاه نظامی در کامرون توسط ارتش ایالات متحده آمریکا نادیده گرفته می‌شود. دولت اوباما حملات هوایی سال 2011 در لیبی در حمایت از عملیات ناتو را با این بهانه که این حملات را نمی‌توان مظهر خصومت تلقی کرد، مستند به قانون «مجوز استفاده از نیروی نظامی» در نظر نگرفت. 20 سال پیش، در جریان رأی‌گیری کنگره درباره قانون «مجوز استفاده از نیروی نظامی»، تنها صدای باربارا لی منتخب دموکرات کالیفرنیا بلند شد که همکارانش را به خویشتن‌داری و به ویژه تأمل درباره پیامدهای بلندمدت این استراتژی بالقوه غیرقابل کنترل فرامی‌خواند. ایالات متحده آمریکا با ایفای نقش آتش‌نشان، عملا امنیت جهان را کاهش داده است و به نظر نمی‌رسد قصد تجدید نظر در استراتژی ضد تروریسم خود را داشته باشد.
ماه گذشته جو بایدن کنگره را از قصد خود برای حفظ همکاری آمریکا با کشورهای ثالث در آفریقا، خاورمیانه و فیلیپین برای انجام عملیات‌های آتی آگاه کرد. به همین منوال، به نظر می‌رسد که بازداشت‌ها در گوانتانامو و همچنین مداخلات مختلف در کشورهای فوق‌الذکر به‌منظور مبارزه با گسترش داعش در خاورمیانه و تضمین امنیت متحدان ایالات متحده از قبیل اردن یا عربستان سعودی ادامه داشته باشد. چند روز پس از انتشار اطلاعیه ریاست‌جمهوری، آنتونی بلینکن، وزیر امور خارجه از انتشار گزارش سالانه‌ای خبر داد که در آن ارزیابی تاریکی از 20 سال مبارزه علیه تروریسم ارائه شده است. بنا بر این گزارش‌ها، میزان نفوذ و خطرات مهلک شبکه‌های القاعده، داعش و گروه‌های وابسته به‌ویژه در غرب آفریقا، ناحیه ساحل، حوضه دریاچه چاد و شمال موزامبیک افزایش یافته است. از لحاظ پراکندگی جغرافیایی، تهدیدات تروریستی در سراسر جهان وجود دارد و تخمین تعداد گروه‌های تروریستی گویای این است که در سال 2021 تعداد 69 سازمان تروریستی وجود داشته در‌حالی‌که 20 سال پیش این تعداد به 32 سازمان محدود می‌شده است. درک پایبندی به چنین استراتژی ناسازگاری بسیار دشوار است، با‌این‌حال، این روندی است که ایالات متحده در پیش گرفته است. 20 سال جنگ مملو از ابهامات تحت عنوان مبارزه با تروریسم ادامه داشته است که نتیجه آن برخلاف اهداف مورد نظر بوده و نه‌تنها باعث تضعیف ثبات دموکراسی آمریکایی شده‌ بلکه برای سراسر جهان حاصلی جز ناامنی دربر نداشته است. وضعیت جنگ دائمی به‌شدت به ظهور قدرت سفیدپوستان و جنبش‌های مختلف راست افراطی در ایالات متحده دامن زده است، چنانچه در ششم ژانویه 2021 در کاخ کنگره آمریکا شاهد آن بودیم. سازمان امنیت داخلی آمریکا و اف‌بی‌آی در سال 2021 گزارشی منتشر کردند که بر اساس آن خشونت افراطی جدی‌ترین تهدید تروریستی برای ایالات متحده معرفی می‌شود. برای پایان‌دادن به این چرخه خشونت، لغو چک سفید «مجوز استفاده از نیروی نظامی» که از سال 2001 برای همه رؤسای‌جمهور آمریکا صادر شد و نیز لزوم تجدید‌نظر در سیاست جهانی مبارزه با تروریسم آمریکا به‌منظور القای شفافیت و کنترل توسط کنگره آمریکا، بیش از هر زمان دیگری ضروری است. در این میان، آثار فاجعه‌آمیز و محسوس آن هنوز به پایان نرسیده است.

حملات 11 سپتامبر آغازگر دوران جدیدی برای ایالات متحده و جهان بود؛ دوران جاه‌طلبانه «جنگ علیه ترور» به بهای میلیاردها دلار و درگیری‌های نظامی تقریبا دائمی برای ریشه‌کن‌کردن شبکه جهادی القاعده و گروه‌های تروریستی در تمام مناطق تحت سلطه آنان. رئیس‌جمهور اسبق آمریکا، جورج دبلیو بوش، اظهار کرده بود: «نتیجه این مبارزه قطعی است». آیا او تصور می‌کرد 20 سال بعد نتایج تا این حد فاجعه‌آمیز باشد؟ فرار نیروهای آمریکایی از افغانستان در مواجهه با فتح مجدد طالبان که در سال 2001 از قدرت برکنار شده بودند، به خوبی نشانگر بیهودگی این جنگ جهانی است که میلیون‌ها انسان قربانی آن بوده‌اند (بالغ بر چندین برابر تعداد قربانیان حادثه 11 سپتامبر). منابع مالی عظیم و پراکنده سبب بی‌ثباتی کل مناطق در جهان شد و به ازبین‌بردن تهدیدات تروریستی نیز کمکی نکرد. جهانی که امروز ما در آن زندگی می‌کنیم، به مراتب خطرناک‌تر و ناپایدارتر از جهان سال 2001 است و این خود گواهی بر اثبات شکست استراتژی آمریکاست. هفت روز پس از حملات 11 سپتامبر 2001 کنگره آمریکا با تصویب قانونی به رئیس‌جمهور وقت و همه جانشینان وی مجوز استفاده از قدرت نامحدود مداخله نظامی در سراسر جهان را داد، یک جعبه پاندورا به معنای واقعی که با باز‌کردن آن فلاکتی بی‌علاج به بار آمد. در ابتدا قرار بود فقط مسببین حملات 11 سپتامبر مورد حمله قرار گیرند، اما به مرور زمان بهانه‌ای شد برای مداخلات فراتر از رویدادهای 2001 که تا امروز به قوت خود باقی است. هزینه‌های مالی تصاعدی جنگ قریب به شش تریلیون دلار برای بودجه آمریکا برآورد شده که مبلغی نجومی و بسیار بالاتر از 40میلیارددلاری است که پس از سپتامبر 2001 توسط کنگره به تصویب رسید. در 20 سال گذشته این قانون رسما برای توجیه عملیات ضد تروریسم (شامل نبرد زمینی، حملات هوایی، بازداشت و همکاری نظامی با کشورهای متحد) در قریب به 22 کشور از جمله افغانستان، عراق، سوریه، گرجستان و کوزوو مورد استناد قرار گرفته است. بنا بر اظهارت وزارت امور خارجه آمریکا، تعداد گروه‌های تروریستی که منافع آمریکا را در سراسر جهان و حتی در داخل کشور تهدید می‌کنند بیش از دو برابر شده است. قریب به یک سال است که دولت بایدن در تلاش است تا این استراتژی نظامی را منطقی جلوه دهد و حتی درباره کاربرد آن ارزیابی ارائه می‌دهد. حتی با کاهش تعداد حملات هوایی از آغاز دوره ریاست‌جمهوری دموکرات‌ها، مداخلات در قریب به 12 کشور ادامه داشته است‌ که در این بین می‌توان به عملیات بازداشت در زندان بدنام گوانتانامو در جنوب شرقی کوبا، مأموریت‌های زمینی یا هوایی در افغانستان، عراق، لیبی، پاکستان و سوریه و عملیات ضد تروریسم در جیبوتی در حمایت از حملات به سومالی و یمن اشاره کرد.

با وجود این به نظر نمی‌رسد درسی که از ماجرای کابل گرفته شد، دخالت‌های نظامی آمریکا در سراسر جهان را با وجود پیامدهای زیان‌بار آن زیر سؤال ببرد. درحالی‌که صحنه خاورمیانه مرتبا مورد توجه رسانه‌ها بوده است، آفریقا نیز بهای مداخله‌گری آمریکا را تحت عنوان «مشارکت نظامی» با کشورهای ساحل یا شاخ آفریقا می‌پردازد. در این راستا، نیروهای آمریکایی بدون استناد رسمی به قانون مجوز استفاده از نیروی نظامی مصوبه 2001 برای انجام مأموریت‌های ضد تروریسم خود در سراسر قاره به کماندوهای محلی متکی هستند. این روند در نیجر، مالی و کنیا علیه شبه‌نظامیان الشباب مشاهده می‌شود که منجر به تلفات انسانی از جمله در طرف آمریکایی شده است و همانند استفاده از شکنجه در یک پایگاه نظامی در کامرون توسط ارتش ایالات متحده آمریکا نادیده گرفته می‌شود. دولت اوباما حملات هوایی سال 2011 در لیبی در حمایت از عملیات ناتو را با این بهانه که این حملات را نمی‌توان مظهر خصومت تلقی کرد، مستند به قانون «مجوز استفاده از نیروی نظامی» در نظر نگرفت. 20 سال پیش، در جریان رأی‌گیری کنگره درباره قانون «مجوز استفاده از نیروی نظامی»، تنها صدای باربارا لی منتخب دموکرات کالیفرنیا بلند شد که همکارانش را به خویشتن‌داری و به ویژه تأمل درباره پیامدهای بلندمدت این استراتژی بالقوه غیرقابل کنترل فرامی‌خواند. ایالات متحده آمریکا با ایفای نقش آتش‌نشان، عملا امنیت جهان را کاهش داده است و به نظر نمی‌رسد قصد تجدید نظر در استراتژی ضد تروریسم خود را داشته باشد.
ماه گذشته جو بایدن کنگره را از قصد خود برای حفظ همکاری آمریکا با کشورهای ثالث در آفریقا، خاورمیانه و فیلیپین برای انجام عملیات‌های آتی آگاه کرد. به همین منوال، به نظر می‌رسد که بازداشت‌ها در گوانتانامو و همچنین مداخلات مختلف در کشورهای فوق‌الذکر به‌منظور مبارزه با گسترش داعش در خاورمیانه و تضمین امنیت متحدان ایالات متحده از قبیل اردن یا عربستان سعودی ادامه داشته باشد. چند روز پس از انتشار اطلاعیه ریاست‌جمهوری، آنتونی بلینکن، وزیر امور خارجه از انتشار گزارش سالانه‌ای خبر داد که در آن ارزیابی تاریکی از 20 سال مبارزه علیه تروریسم ارائه شده است. بنا بر این گزارش‌ها، میزان نفوذ و خطرات مهلک شبکه‌های القاعده، داعش و گروه‌های وابسته به‌ویژه در غرب آفریقا، ناحیه ساحل، حوضه دریاچه چاد و شمال موزامبیک افزایش یافته است. از لحاظ پراکندگی جغرافیایی، تهدیدات تروریستی در سراسر جهان وجود دارد و تخمین تعداد گروه‌های تروریستی گویای این است که در سال 2021 تعداد 69 سازمان تروریستی وجود داشته در‌حالی‌که 20 سال پیش این تعداد به 32 سازمان محدود می‌شده است. درک پایبندی به چنین استراتژی ناسازگاری بسیار دشوار است، با‌این‌حال، این روندی است که ایالات متحده در پیش گرفته است. 20 سال جنگ مملو از ابهامات تحت عنوان مبارزه با تروریسم ادامه داشته است که نتیجه آن برخلاف اهداف مورد نظر بوده و نه‌تنها باعث تضعیف ثبات دموکراسی آمریکایی شده‌ بلکه برای سراسر جهان حاصلی جز ناامنی دربر نداشته است. وضعیت جنگ دائمی به‌شدت به ظهور قدرت سفیدپوستان و جنبش‌های مختلف راست افراطی در ایالات متحده دامن زده است، چنانچه در ششم ژانویه 2021 در کاخ کنگره آمریکا شاهد آن بودیم. سازمان امنیت داخلی آمریکا و اف‌بی‌آی در سال 2021 گزارشی منتشر کردند که بر اساس آن خشونت افراطی جدی‌ترین تهدید تروریستی برای ایالات متحده معرفی می‌شود. برای پایان‌دادن به این چرخه خشونت، لغو چک سفید «مجوز استفاده از نیروی نظامی» که از سال 2001 برای همه رؤسای‌جمهور آمریکا صادر شد و نیز لزوم تجدید‌نظر در سیاست جهانی مبارزه با تروریسم آمریکا به‌منظور القای شفافیت و کنترل توسط کنگره آمریکا، بیش از هر زمان دیگری ضروری است. در این میان، آثار فاجعه‌آمیز و محسوس آن هنوز به پایان نرسیده است.