|
کدخبر: 302714

لازم و ملزوم راهبرد منطقه‌ای و مناسبات بین‌المللی کشور

تل‌آویو در حال کارشکنی برای توافق در وین

در شرایطی که سمینار سفرا و رؤسای نمایندگی‌های جمهوری اسلامی ایران در کشورهای همسایه به منظور بررسی‌ راه‌های چگونگی تحول‌بخشی و تعمیق روابط دوجانبه با همسایگان و به‌ویژه کشورهای عربی حوزه خلیج فارس در تهران در حال برگزاری است، تحولات منطقه ناظر بر یکی از بی‌سابقه‌ترین دوران‌های مناسبات منطقه‌‌ای در خاورمیانه و به‌خصوص خلیج فارس پس از جنگ تحمیلی صدام علیه جمهوری اسلامی ایران است.‌به دنبال سفر هفته گذشته امانوئل مکرون رئیس‌جمهور فرانسه به سه کشور امارات متحده عربی، قطر و عربستان سعودی و وقوع تحولات اساسی در مناسبات پاریس با این سه کشور و به‌خصوص عقد قراردادهای چندده میلیارددلاری فروش جنگ‌افزار و هواپیماهای جنگنده نظامی فرانسوی به این کشورها، نفتالی بنت نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی نیز برای اولین بار پس از برقراری روابط ابوظبی- تل‌آویو به منطقه خلیج فارس سفر کرد. روز دوشنبه نیز با مقامات امارات به بحث و گفت‌وگو درخصوص مناسبات منطقه‌‌ای رژیم‌ صهیونیستی با یکی از اصلی‌‌ترین طرف‌های این رژیم در چارچوب قرارداد موسوم به «آبراهام» که برقراری روابط عادی دیپلماتیک بین کشورهای عربی و رژیم صهیونیستی را در دستور کار دارد، پرداخت.‌اینکه حدود یک هفته پس از سفر پرسروصدای مشاور امنیت ملی امارات متحده عربی به تهران و دیدارهای وی با مقامات جمهوری اسلامی ایران با پیام آغاز فصل جدیدی در مناسبات ابوظبی - تهران و ابتکارات امارات برای خروج از روابط نه چندان حسنه دوجانبه دو کشور مورد استقبال جمهوری اسلامی ایران قرار گرفت، شاهد سفر نخست‌وزیر فعلی رژیم صهیونیستی در اولین حضور رسمی خود در خاک یکی از کشورهای عربی حوزه خلیج فارس هستیم، نشانه‌ای است از اهداف پیچیده و ناسالمی که در منطقه در حال شکل‌گیری است. در این شرایط دیپلماسی منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران علی‌رغم همه خط و نشان‌هایی که در مرحله ابتدایی اعلام تمایلات امارات و برخی دیگر از کشورهای منطقه برای برقراری مناسبات با رژیم صهیونیستی و فراهم‌سازی امکانات برای تل‌آویو جهت حضور در همسایگی جمهوری اسلامی ایران کشیده شده بود، در وضعیتی قابل تأمل در قبال این سلسله تحولات و ماجراجویی‌هایی که در چنین فضای غبارآلود سیاسی در حال گذار است، درصدد فراهم‌سازی زمینه‌های فعال‌سازی مناسبات منطقه‌ای خود است.

سفر نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی در شرایطی به ابوظبی انجام شد که ائتلاف شکننده و جدید حاکم در تل‌‌آویو طی چند ماه اخیر با تمامی توان و ابزارهای در اختیارش درصدد کارشکنی و جلوگیری از تحقق‌یافتن اهداف ازسرگیری مجدد مذاکرات هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران با جامعه بین‌المللی و شکست حصار ظالمانه تحریم علیه مردم ایران بوده و در این راه از هیچ گونه اقدام و تحرکی که در زمره آن ضربه به تأسیسات هسته‌ای تا انجام مانور نظامی مشترک با ایالات متحده جهت آماده‌سازی سناریوی حمله نظامی به جمهوری اسلامی ایران برنامه‌ریزی شده، فروگذار نکرده است.
قطعا مناسبات در حال تحول امارات و تلاش در تأثیرگذاری و تغییر ژئوپلیتیکی منطقه و تعریف مجددی از نظم موردنظر این امیرنشین حوزه جنوبی خلیج فارس، با کسب امتیازاتی همچون تعیین رئیس جدید اماراتی اینترپل و عقد قرارداد ۲۰میلیارددلاری خرید تسلیحات فرانسوی و سایر حمایت‌‌های منطقه‌ای، نشان از دستور کار طراحی‌شده منطقه‌ای با بازیگری شیوخ ثروتمند آن سوی خلیج فارس، اهداف فراتر از تأثیرگذاری بر تمایلات و راهبرد جمهوری اسلامی ایران را مد نظر داشته که با نگاه به بخشی از تحولات سفر هفته گذشته مکرون به منطقه مخصوصا تحولات مناسبات ریاض - پاریس - بیروت، جنبه‌های مختلف آن آشکارتر می‌شود.‌رئیس‌جمهور فرانسه که در فرصت ایجادشده ناشی از خلأ تمایل واشنگتن برای ترک منطقه خاورمیانه و توجه حداکثری به تحولات منطقه هند و پاسیفیک و به موازات آن تحقق‌بخشی هرچه بیشتر به اهداف کلان طرح موسوم به «آبراهام» برای عادی‌سازی روابط اعراب و رژیم صهیونیستی و نیز در جهت برآورده‌كردن آمال محمد بن سلمان ولیعهد سعودی در کم‌رنگ‌کردن نفوذ حزب‌الله و جمهوری اسلامی ایران در لبنان، سفر به عربستان سعودی و ملاقات با ولیعهد منزوی‌شده آن کشور در صحنه بین‌‌المللی و منطقه‌ای، پس از قتل خاشقجی ناراضی سعودی در استانبول ترکیه را علی‌رغم تمامی مخالفت‌های افکار عمومی و جناح‌های داخلی در فرانسه با انجام این سفر که با دیدگاه‌های حقوق‌بشری ادعایی پاریس ناسازگاری داشت، انجام داد.‌آقای مکرون که در اهداف سفر منطقه‌ای خود علاوه بر بهره‌‌برداری از خلأ حضور ایالات متحده، به دنبال فرصت‌سازی برای دوران پیش از انتخابات ریاست‌جمهوری سال آینده آن کشور، احیای ناتوانی‌های فرانسه در سامان‌بخشی به اوضاع نابسامان لبنان را نیز دنبال می‌کرد، با سیاست آشتی‌جویی در قبال پرونده حقوق‌بشری محمد بن سلمان، رسمیت‌دادن مجدد به موجودیت ولیعهد سعودی که به زعم آقای مکرون در حال حاضر در معادلات منطقه‌ای تأثیرگذار است، تلطیف روابط ریاض - بیروت را به اجرا درآورد.
بر پایه منابع رسانه‌ای لبنان رئیس‌جمهور فرانسه در یک هماهنگی منطقه‌ای و انجام مشورت‌های مورد نظر با طرف‌های اماراتی، اردنی، مصری، ایرانی و عوامل ذی‌نفع در اوضاع لبنان، من‌جمله حزب‌الله و سلیمان فرنجیه رئیس‌جمهور سابق این کشور، طرح کاهش تنش در روابط ریاض- بیروت با محور تحصیل حداکثری مطالبات بن سلمان از لبنان را در دستور کار قرار داده بود.‌آقای مکرون قبل از سفر به منطقه طی یک مکالمه تلفنی با رئیس‌جمهور ایران به بهانه پیگیری روند مذاکرات هسته‌ای در وین، موضوع مساعدت جمهوری اسلامی ایران در کاهش تنش‌ها در لبنان را مطرح و به نوشته منابع رسانه‌ای لبنان پاسخ احتمالی جناب آقای رئیسی محول‌کردن هر نوع تصمیم‌گیری در این خصوص بر عهده حزب‌الله لبنان بوده است.‌با این مقدمه و اطلاع حزب‌الله از نظر ایران در مورد ابتکارات آقای مکرون، موضوع استعفای وزیر ارتباطات لبنان که به دلیل اظهاراتش در مورد یمن مورد غضب بن سلمان قرار گرفته و استعفای وی مطالبه شده بود، قبل از ورود آقای مکرون به جده و ملاقات با ولیعهد سعودی، هماهنگ و «جورج کرداحی» علی‌رغم مقاومت چندماهه در مقابل خواسته مداخله‌گرانه سعودی در امور داخلی لبنان و حمایت حزب‌‌الله لبنان و انصارالله یمن از وی از کابینه لبنان خارج شد.‌اگرچه به گمان همگانی استعفای آقای «کرداحی» می‌باید روابط بیروت ریاض را به سمت عادی‌‌سازی سوق می‌داد، در یک سناریو طراحی‌شده از سوی فرانسوی‌ها و انجام مکالمه تلفنی مکرون - محمد بن سلمان و میقاتی نخست‌وزیر لبنان و عدم حضور میشل عون رئیس‌جمهور لبنان در این طراحی که آقای حسین خلیل از اعضای بلندپایه حزب‌الله و دستیار سید حسن ‌نصرالله نیز درگیر آن بوده است، موضوعاتی همچون بازگشت لبنان به توافقات طائف، موضوع قطع‌نامه‌های ۱۵۵۹ سازمان ملل متحد (خلع سلاح شبه‌نظامیان از جمله حزب‌الله در لبنان) و قطع‌نامه ۱۶۸۰ (در خصوص مرزهای سوریه لبنان) و نیز قطع‌نامه ۱۷۰۱ (در مورد برقراری آتش‌بس بین لبنان و اسرائیل) و نیز انتخاب سیاست‌هایی از سوی لبنان که برای منافع عربی مفید بوده باشد و مقابله با قاچاق مواد مخدر به سعودی که محمد بن سلمان معتقد است حزب‌الله مسئول آن است و بسیاری مطالبات گوناگون دیگر مورد نظر سعودی مطرح بوده که هدف غایی آن حذف حزب‌الله به عنوان عنصر تأثیرگذار در تحولات لبنان از صحنه سیاسی آن کشور و کاستن از نفوذ ایران در لبنان بوده است.‌به هر صورت و با اذعان به طراحی‌ها، تدابیر و ابتکارات قابل‌ توجهی که در منطقه حوزه جغرافیای سیاسی جمهوری اسلامی ایران در حال شکل‌گیری و اجرا بوده و با وجود تأکید فراوان و بعضا غیرضرور بر تمایلات قطعی جمهوری اسلامی ایران برای بهبود روابط همسایگی و منطقه‌ای که گاه به مثابه تلاشی از منشأ ضعف و ناچاری قلمداد می‌شود، مذاکرات هسته‌ای وین در هاله‌ای از ابهامات و تناقضات ادعایی طرفین مذاکره‌کننده قرار داشته و با وجود گذشت دو هفته از آغاز این مذاکرات هنوز به نقطه روشن قابل‌اتکایی برای همه اطراف ذی‌نفع از این مذاکرات از جمله کشورهای منطقه عربی خلیج فارس بروز نکرده تا بتواند تأثیرات مورد انتظار را در قوام‌بخشی به حرکت پرسروصدای دیپلماسی جاری دولت و وزارت امور خارجه داشته باشد. لذا تحرکات فراوان منطقه‌ای و انعکاسات بیرونی اجلاس اخیر وزرای خارجه کشورهای گروه هفت در لیورپول انگلیس و هشدارهای برخی از وزرای خارجه حاضر در آن نشست پیرامون مواضع و راهبرد ایران در مذاکرات هسته‌ای، شرایطی است که کاهش نگرانی‌های داخلی و تأثیرگذاری بر اوضاع معیشتی مردم در این روزگار سخت را نوید نمی‌دهد.

در شرایطی که سمینار سفرا و رؤسای نمایندگی‌های جمهوری اسلامی ایران در کشورهای همسایه به منظور بررسی‌ راه‌های چگونگی تحول‌بخشی و تعمیق روابط دوجانبه با همسایگان و به‌ویژه کشورهای عربی حوزه خلیج فارس در تهران در حال برگزاری است، تحولات منطقه ناظر بر یکی از بی‌سابقه‌ترین دوران‌های مناسبات منطقه‌‌ای در خاورمیانه و به‌خصوص خلیج فارس پس از جنگ تحمیلی صدام علیه جمهوری اسلامی ایران است.‌به دنبال سفر هفته گذشته امانوئل مکرون رئیس‌جمهور فرانسه به سه کشور امارات متحده عربی، قطر و عربستان سعودی و وقوع تحولات اساسی در مناسبات پاریس با این سه کشور و به‌خصوص عقد قراردادهای چندده میلیارددلاری فروش جنگ‌افزار و هواپیماهای جنگنده نظامی فرانسوی به این کشورها، نفتالی بنت نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی نیز برای اولین بار پس از برقراری روابط ابوظبی- تل‌آویو به منطقه خلیج فارس سفر کرد. روز دوشنبه نیز با مقامات امارات به بحث و گفت‌وگو درخصوص مناسبات منطقه‌‌ای رژیم‌ صهیونیستی با یکی از اصلی‌‌ترین طرف‌های این رژیم در چارچوب قرارداد موسوم به «آبراهام» که برقراری روابط عادی دیپلماتیک بین کشورهای عربی و رژیم صهیونیستی را در دستور کار دارد، پرداخت.‌اینکه حدود یک هفته پس از سفر پرسروصدای مشاور امنیت ملی امارات متحده عربی به تهران و دیدارهای وی با مقامات جمهوری اسلامی ایران با پیام آغاز فصل جدیدی در مناسبات ابوظبی - تهران و ابتکارات امارات برای خروج از روابط نه چندان حسنه دوجانبه دو کشور مورد استقبال جمهوری اسلامی ایران قرار گرفت، شاهد سفر نخست‌وزیر فعلی رژیم صهیونیستی در اولین حضور رسمی خود در خاک یکی از کشورهای عربی حوزه خلیج فارس هستیم، نشانه‌ای است از اهداف پیچیده و ناسالمی که در منطقه در حال شکل‌گیری است. در این شرایط دیپلماسی منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران علی‌رغم همه خط و نشان‌هایی که در مرحله ابتدایی اعلام تمایلات امارات و برخی دیگر از کشورهای منطقه برای برقراری مناسبات با رژیم صهیونیستی و فراهم‌سازی امکانات برای تل‌آویو جهت حضور در همسایگی جمهوری اسلامی ایران کشیده شده بود، در وضعیتی قابل تأمل در قبال این سلسله تحولات و ماجراجویی‌هایی که در چنین فضای غبارآلود سیاسی در حال گذار است، درصدد فراهم‌سازی زمینه‌های فعال‌سازی مناسبات منطقه‌ای خود است.

سفر نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی در شرایطی به ابوظبی انجام شد که ائتلاف شکننده و جدید حاکم در تل‌‌آویو طی چند ماه اخیر با تمامی توان و ابزارهای در اختیارش درصدد کارشکنی و جلوگیری از تحقق‌یافتن اهداف ازسرگیری مجدد مذاکرات هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران با جامعه بین‌المللی و شکست حصار ظالمانه تحریم علیه مردم ایران بوده و در این راه از هیچ گونه اقدام و تحرکی که در زمره آن ضربه به تأسیسات هسته‌ای تا انجام مانور نظامی مشترک با ایالات متحده جهت آماده‌سازی سناریوی حمله نظامی به جمهوری اسلامی ایران برنامه‌ریزی شده، فروگذار نکرده است.
قطعا مناسبات در حال تحول امارات و تلاش در تأثیرگذاری و تغییر ژئوپلیتیکی منطقه و تعریف مجددی از نظم موردنظر این امیرنشین حوزه جنوبی خلیج فارس، با کسب امتیازاتی همچون تعیین رئیس جدید اماراتی اینترپل و عقد قرارداد ۲۰میلیارددلاری خرید تسلیحات فرانسوی و سایر حمایت‌‌های منطقه‌ای، نشان از دستور کار طراحی‌شده منطقه‌ای با بازیگری شیوخ ثروتمند آن سوی خلیج فارس، اهداف فراتر از تأثیرگذاری بر تمایلات و راهبرد جمهوری اسلامی ایران را مد نظر داشته که با نگاه به بخشی از تحولات سفر هفته گذشته مکرون به منطقه مخصوصا تحولات مناسبات ریاض - پاریس - بیروت، جنبه‌های مختلف آن آشکارتر می‌شود.‌رئیس‌جمهور فرانسه که در فرصت ایجادشده ناشی از خلأ تمایل واشنگتن برای ترک منطقه خاورمیانه و توجه حداکثری به تحولات منطقه هند و پاسیفیک و به موازات آن تحقق‌بخشی هرچه بیشتر به اهداف کلان طرح موسوم به «آبراهام» برای عادی‌سازی روابط اعراب و رژیم صهیونیستی و نیز در جهت برآورده‌كردن آمال محمد بن سلمان ولیعهد سعودی در کم‌رنگ‌کردن نفوذ حزب‌الله و جمهوری اسلامی ایران در لبنان، سفر به عربستان سعودی و ملاقات با ولیعهد منزوی‌شده آن کشور در صحنه بین‌‌المللی و منطقه‌ای، پس از قتل خاشقجی ناراضی سعودی در استانبول ترکیه را علی‌رغم تمامی مخالفت‌های افکار عمومی و جناح‌های داخلی در فرانسه با انجام این سفر که با دیدگاه‌های حقوق‌بشری ادعایی پاریس ناسازگاری داشت، انجام داد.‌آقای مکرون که در اهداف سفر منطقه‌ای خود علاوه بر بهره‌‌برداری از خلأ حضور ایالات متحده، به دنبال فرصت‌سازی برای دوران پیش از انتخابات ریاست‌جمهوری سال آینده آن کشور، احیای ناتوانی‌های فرانسه در سامان‌بخشی به اوضاع نابسامان لبنان را نیز دنبال می‌کرد، با سیاست آشتی‌جویی در قبال پرونده حقوق‌بشری محمد بن سلمان، رسمیت‌دادن مجدد به موجودیت ولیعهد سعودی که به زعم آقای مکرون در حال حاضر در معادلات منطقه‌ای تأثیرگذار است، تلطیف روابط ریاض - بیروت را به اجرا درآورد.
بر پایه منابع رسانه‌ای لبنان رئیس‌جمهور فرانسه در یک هماهنگی منطقه‌ای و انجام مشورت‌های مورد نظر با طرف‌های اماراتی، اردنی، مصری، ایرانی و عوامل ذی‌نفع در اوضاع لبنان، من‌جمله حزب‌الله و سلیمان فرنجیه رئیس‌جمهور سابق این کشور، طرح کاهش تنش در روابط ریاض- بیروت با محور تحصیل حداکثری مطالبات بن سلمان از لبنان را در دستور کار قرار داده بود.‌آقای مکرون قبل از سفر به منطقه طی یک مکالمه تلفنی با رئیس‌جمهور ایران به بهانه پیگیری روند مذاکرات هسته‌ای در وین، موضوع مساعدت جمهوری اسلامی ایران در کاهش تنش‌ها در لبنان را مطرح و به نوشته منابع رسانه‌ای لبنان پاسخ احتمالی جناب آقای رئیسی محول‌کردن هر نوع تصمیم‌گیری در این خصوص بر عهده حزب‌الله لبنان بوده است.‌با این مقدمه و اطلاع حزب‌الله از نظر ایران در مورد ابتکارات آقای مکرون، موضوع استعفای وزیر ارتباطات لبنان که به دلیل اظهاراتش در مورد یمن مورد غضب بن سلمان قرار گرفته و استعفای وی مطالبه شده بود، قبل از ورود آقای مکرون به جده و ملاقات با ولیعهد سعودی، هماهنگ و «جورج کرداحی» علی‌رغم مقاومت چندماهه در مقابل خواسته مداخله‌گرانه سعودی در امور داخلی لبنان و حمایت حزب‌‌الله لبنان و انصارالله یمن از وی از کابینه لبنان خارج شد.‌اگرچه به گمان همگانی استعفای آقای «کرداحی» می‌باید روابط بیروت ریاض را به سمت عادی‌‌سازی سوق می‌داد، در یک سناریو طراحی‌شده از سوی فرانسوی‌ها و انجام مکالمه تلفنی مکرون - محمد بن سلمان و میقاتی نخست‌وزیر لبنان و عدم حضور میشل عون رئیس‌جمهور لبنان در این طراحی که آقای حسین خلیل از اعضای بلندپایه حزب‌الله و دستیار سید حسن ‌نصرالله نیز درگیر آن بوده است، موضوعاتی همچون بازگشت لبنان به توافقات طائف، موضوع قطع‌نامه‌های ۱۵۵۹ سازمان ملل متحد (خلع سلاح شبه‌نظامیان از جمله حزب‌الله در لبنان) و قطع‌نامه ۱۶۸۰ (در خصوص مرزهای سوریه لبنان) و نیز قطع‌نامه ۱۷۰۱ (در مورد برقراری آتش‌بس بین لبنان و اسرائیل) و نیز انتخاب سیاست‌هایی از سوی لبنان که برای منافع عربی مفید بوده باشد و مقابله با قاچاق مواد مخدر به سعودی که محمد بن سلمان معتقد است حزب‌الله مسئول آن است و بسیاری مطالبات گوناگون دیگر مورد نظر سعودی مطرح بوده که هدف غایی آن حذف حزب‌الله به عنوان عنصر تأثیرگذار در تحولات لبنان از صحنه سیاسی آن کشور و کاستن از نفوذ ایران در لبنان بوده است.‌به هر صورت و با اذعان به طراحی‌ها، تدابیر و ابتکارات قابل‌ توجهی که در منطقه حوزه جغرافیای سیاسی جمهوری اسلامی ایران در حال شکل‌گیری و اجرا بوده و با وجود تأکید فراوان و بعضا غیرضرور بر تمایلات قطعی جمهوری اسلامی ایران برای بهبود روابط همسایگی و منطقه‌ای که گاه به مثابه تلاشی از منشأ ضعف و ناچاری قلمداد می‌شود، مذاکرات هسته‌ای وین در هاله‌ای از ابهامات و تناقضات ادعایی طرفین مذاکره‌کننده قرار داشته و با وجود گذشت دو هفته از آغاز این مذاکرات هنوز به نقطه روشن قابل‌اتکایی برای همه اطراف ذی‌نفع از این مذاکرات از جمله کشورهای منطقه عربی خلیج فارس بروز نکرده تا بتواند تأثیرات مورد انتظار را در قوام‌بخشی به حرکت پرسروصدای دیپلماسی جاری دولت و وزارت امور خارجه داشته باشد. لذا تحرکات فراوان منطقه‌ای و انعکاسات بیرونی اجلاس اخیر وزرای خارجه کشورهای گروه هفت در لیورپول انگلیس و هشدارهای برخی از وزرای خارجه حاضر در آن نشست پیرامون مواضع و راهبرد ایران در مذاکرات هسته‌ای، شرایطی است که کاهش نگرانی‌های داخلی و تأثیرگذاری بر اوضاع معیشتی مردم در این روزگار سخت را نوید نمی‌دهد.