آینده احزاب و سیاست جامعهمحور
مروری بر کتاب «آینده دموکراسی»
بهراد بهشتی: حزب سیاسی مدرن به معنای «سازمانی متشکل از شهروندان جامعه با اهداف و آرمانهای مشترک و برنامه مشخص و مدون که تلاش میکند با بهدستگرفتن قدرت سیاسی از طریق انتخابات، برنامههای خود را محقق سازد و به اهداف تعیینشده دست یابد»، در ایران پیشینهای چندان دراز ندارد و نخستین تلاشها برای شکلگیری احزاب به کوتاهزمانی قبل از انقلاب مشروطه بازمیگردد.
با بیداری ایرانیان و برآمدن آفتاب مشروطه، توجه برخی کنشگران سیاسی و اجتماعی آن روزگار که درسخوانده اروپا یا کمابیش آشنا با اندیشه مدرن بودند، به نقش پراهمیت انجمنها و احزاب سیاسی به عنوان رکن اساسی دموکراسی و سیاستورزی در جوامع مدرن، جلب و رفتهرفته زمینه فکری و فرهنگی شکلگیری احزاب جدی و فراگیر در سپهر سیاسی و اجتماعی ایران پدیدار شد. هرچند در دوران سلطنت قاجار و پهلوی، تسلط فرهنگ خودکامگی و خودکامگی فرهنگی نهادینهشده در میان ایرانیان بهجز مواردی انگشتشمار و اندک، فرصت ظهور و بروز به احزاب جدی را نداد.
پس از انقلاب اسلامی در سال 57 نیز اگرچه در قانون اساسی نظام جدید فعالیت احزاب با شرایطی به رسمیت شناخته شد اما بهجز تجربه تلخ و ناکام حزب جمهوری اسلامی و برخی فعالیتهای زودگذر، موسمی و کمفروغ برخی احزاب و تشكلهای محدود سیاسی و صنفی، تا دوم خرداد 76 و برآمدن دولت اصلاحات، فعالیت حزبی جدی و پایداری در عرصه سیاست ایران به چشم نمیخورد.
اکبر هاشمیرفسنجانی که خود از گردانندگان و چهرههای اصلی حزب جمهوری اسلامی و جامعه روحانیت مبارز تهران به شمار میرفت و بعدها در آستانه انتخابات مجلس پنجم در شکلگیری حزب کارگزاران سازندگی نقشی کلیدی بازی کرد، در خاطرات
16 تیرماه 1375 خود درباره فعالیت حزبی در نظام جمهوری اسلامی چنین مینویسد:
«آقاى [محمد محمدی] رىشهرى، [تولیت آستان حضرت عبدالعظیم(س)] آمد و براى تكمیل بناهاى اطراف حرم استمداد كرد و براى فعالكردن حزب خود [جمعیت دفاع از ارزشهای انقلاب اسلامی] مشورت كرد. گفت آیتالله خامنهاى نظر صریحى ندادهاند. من هم ضمن تذكر این مطلب كه در نظام ولایت فقیه، حزبها نمىتوانند قدرتمند بشوند، اصل حزب را تأیید كردم».
با طلوع آفتاب اصلاحات و تأکید جدی رئیسجمهور خاتمی بر شعار توسعه سیاسی و جامعه مدنی، سپهر حزبی ایران، دوران جدید و نسبتا پرباری را تجربه کرد و احزابی پیشرو و فراگیر کمابیش منطبق بر منطق و ساختارهای مدرن در افق سیاست ایرانی پدیدار شدند و به فعالیت پرداختند؛ شاید بتوان تأسیس و شکلگیری جبهه مشارکت ایران اسلامی را نقطه عطفی مهم در تاریخ تحزب و سیاستورزی حزبی پس از انقلاب اسلامی به شمار آورد که تا زمان تعطیلی و بهمحاقرفتنش، واجد کارکردها و ویژگیهایی بود که نمونه بارز و شاخص آن را میتوان در احزاب مدرن جوامع دموکراتیک و توسعهیافته سراغ گرفت. احزابی که پس از دوم خرداد تا امروز با فرازونشیبهایی در سپهر سیاستورزی ایران شکل گرفتهاند، البته گامهایی رو به جلو و مثبت در راستای ژرفابخشی به دموکراسی و آگاهسازی افکار عمومی برداشتهاند اما انکار نمیتوان کرد که برخی ساختارهای حقیقی و حقوقی سیاست و فرهنگ در ایران چندان با تحزب و سیاستورزی حزبی بر سر مهر نیست و احزاب هنوز راهی دراز تا رسیدن به کارکردهای واقعی خود چنان که در جوامع پیشرفته و مدرن انتظار میرود، پیشرو دارند و همچنان باید از احزاب پیشرو و توانمند
جهان بسیار بیاموزند و از تجارب موفق آنان برای راهگشایی در سپهر سیاست ایران توشه برگیرند.
کتاب تازه انتشاریافته آینده دموکراسی با عنوان فرعی احزاب سیاسی، جامعه مدنی و جنبشهای شهروندی در اروپا و آسیا، ویراسته یسام و اندِر استاک و رائول کوردنیلو که با ترجمه مهدی مقدری راهی پیشخوان کتابفروشیها شده است، از دسته دانشنامههایی به شمار میرود که متحزِّبان را به کار میآید و سیاستپیشگان را آگاهی میافزاید و تجربه میآموزد. مهدی مقدری که خود از جمله دانشآموختگان علوم سیاسی و تجربهاندوختگان عرصه سیاست عملی بوده و سالها دبیرکلی سازمان عدالت و آزادی ایران اسلامی را بر عهده داشته است، با شناسایی دقیق و ارزیابی درست نیاز احزاب و کنشگران سیاسی و مدنی به دانشافزایی حزبی، ترجمه این کتاب مهم را وجهه همت خویش ساخته و متنی درخور و دستیاب را به فعالان و دوستداران این حوزه پیشکش کرده است.
مترجم در مقدمه کوتاه خود، ضرورت ترجمه این کتاب را چنین باز مینماید:
«سپهر سیاسی و اجتماعی امروز ایران که نشانههای دموکراسیخواهی و مشارکتجویی در آن آشکار است، بیش از هر زمانی به تازهترین یافتههای علمی و عملی دنیا نیاز دارد تا چارچوبهای نوین کنشهای سیاسی و اجتماعی در آن نهادینه شوند. در این میان، رهبران احزاب و جناحهای سیاسی، نهادهای جامعه مدنی و جنبشهای پویا در جامعه، باید بهترین درکِ ممکن از کنشهای موجود در دنیا و راهحلهای به کار گرفتهشده در هر کدام را بدانند و به عنوان گروههای مرجع، به جای انفعال، روزمرگی و سناریوهای کلیشهای، به دنبال راههای نوینِ ارتباط با صاحبان قدرت، تودههای جامعه و بدنه تشکیلاتی و نهادی خود باشند. در این حالت، جامعه به جای احساس بنبست و ناامیدی، همواره با عقلانیت و منطق حاکم بر تصمیمسازان و تصمیمگیران مواجه میشود و به نهادهای حلوفصلکننده مشکلات جامعه امیدوار خواهد شد».
کتاب در یک مقدمه و 9 فصل تدوین یافته و نویسندگان هر فصل که از متخصصان علوم سیاسی و تحلیلگر شرایط اجتماعی کشور مورد بحث هستند، با بررسی تجارب سیاسی و اجتماعی احزاب، تشكلهای مدنی و جنبشهای شهروندی در کشورهای گوناگون جهان، به ارائه جمعبندیها، راهکارها و توصیههایی پرداختهاند که دانستن آنها برای فعالیت کنشگران سیاسی و یاریدهندگان دموکراسی و جامعه مدنی مفید و کارآمد است.
ویراستاران در مقدمه خود، موضوع و دغدغه اصلی این کتاب را چنین توضیح میدهند:
«در اثر پیشرو، تحلیلگران و نویسندگان بهدنبال تجزیه و تحلیل پیرامون ارتباط بین احزاب سیاسی، سازمانهای جامعه مدنی و جنبشهای شهروندی و بهویژه برای پاسخ به دو پرسش بنیادین زیر هستند:
1. چرا شهروندان امروزه به جای پیوستن به احزاب سیاسی، به جنبشهای شهروندی علاقهمندند؟
2. چگونه احزاب سیاسی میتوانند به نیازهای شهروندان پاسخ دهند؟
احزاب سیاسی با سازمانهای جامعه مدنی و جنبشهای شهروندی تفاوت دارند؛ زیرا آنها در انتخابات در صحنه هستند، قوانین و سیاستها را به کار میبندند، سیاستها را هماهنگ کرده و در کشورهای پارلمانی، دولتها را تشکیل میدهند. سازمانهای جامعه مدنی و جنبشهای شهروندی فاقد قدرت حاکمه هستند و بهجای آن تلاش میکنند تا تصمیمگیران را از طریق رایزنی، گفت و شنود، مبارزات تبلیغاتی و اعتراضات تحت تأثیر قرار دهند... .
از سوی دیگر، جنبشهای شهروندی شبکههایی از تعاملات غیررسمی بین تعدادی از افراد، گروهها یا سازمانهایی هستند که درگیر جدال سیاسی یا فرهنگی بر پایه یک هویت جمعی مشترک میباشند. جنبشهای شهروندی نه بهمثابه یک حزب سیاسی نهادینهشده و یا گروههای ذینفعان و بدون ساختارند؛ بلکه جایی در میانه این چارچوبها هستند».
نخستین فصل کتاب رابطه بین اعتراضهای شهروندان و احزاب سیاسی را در حوزههای با اهمیتِ ویژه در سیاستهای امروز آلمان، یعنی مخالفت با پروژههای زیربنایی را بررسی میکند. زیرساختهای چالشبرانگیزی که میتواند بخشی از تولید انرژی (مزارع باد، انرژی خورشیدی، نیروگاه و...) و همچنین ایستگاههای راهآهن، فرودگاهها یا پارکهای ملی باشد.
احزاب سیاسی از دهه 1960 چنین سبک اعتراضاتی را پذیرفتهاند و آنچه پیشتر بهعنوان شیوههای غیرمتعارف مشارکت در نظر گرفته میشد، اکنون مشروعیت دارد. در آلمان، رشد شدید چنین جنبشهایی با درخواستهای پرشمار و همهپرسیهایی صورتگرفته که از سال 2007 تا سال 2013 دوبرابر شده است. جنبشهای نوینِ اجتماعی که عمدتا در سطح محلی و منطقهای رخ داده، از زمینهها و ریشههای تشکیل حزب جدیدِ «سبزها» به شمار میرود که اکنون حزب سیاسی ریشهداری در نظام سیاسی آلمان است... .
دومین فصل کتاب به بررسی جنبش کنشگرِ معترض هندی آنه هزاره و شکلگیری «حزب مردم عام» در هند بهعنوان یکی از بزرگترین دموکراسیهای جهان و افزایش محبوبیت این حزب در میان شهروندان میپردازد. این حزب بهعنوان یک جنبش مبارزه با فسادِ اداری شکل گرفت، اما بعدها برای بهحداکثررساندن نفوذ سیاسیاش به حزبی سیاسی تبدیل شد. در میانه این فصل، معضلات پیشروی یک جنبش شهروندی هنگام تصمیمگیری برای تبدیلشدن به یک حزب سیاسی بررسی و تحلیل میشود.
فصل سوم کتابِ آینده دموکراسی، داستان دو جنبش شهروندی در لهستان را شرح میدهد: تظاهرات ضد توافقنامه تجاری مبارزه با تقلب در سال 2012 و جنبش کارزار خشم در 2013. آشکارا میتوان نشان داد که جامعه مدنی و احزاب سیاسی در لهستان نسبتا ضعیف هستند. عضویت در حزب، میزان مشارکت در انتخابات و از همه مهمتر، اعتماد به احزاب سیاسی در لهستان پایینترین سطح در کشورهای اروپایی است. بهطور مشابه، عضویت در سازمانهای غیردولتی یا نهادهای جامعه مدنی و همچنین آگاهی و احساس اجتماعی لهستان حتی در مقایسه با کشورهای دیگر در اروپای مرکزی نیز کم است. با وجود روند کلی احزاب سیاسی که موفق به پیوند مؤثر بین جامعه مدنی و دولت نبودند و عدم تمایل یا ناتوانی جامعه مدنی برای سازماندهی خود، اخیرا شاهد نمونههایی از کنشهای برجسته توسط جنبشهای شهروندی در لهستان بودهایم، برخی از آنها سیاستهای حاکمیتی احزاب را تغییر دادند و احزاب سیاسی را درگیر گفتوگو با شهروندان کرد.
چهارمین فصل این کتاب روند تشکیل حزب «آکبایان» در فیلیپین را بررسی میکند. تشکیلدهندگان این حزب ابتدا ائتلافی از سازمانهای جامعه مدنی و جنبشهای شهروندی بودند که سپس تصمیم گرفتند برای دستیابی به اصلاحات سیاسی، حزب تشکیل دهند. اعتماد این جریان به قانون جدید انتخابات، نشاندهنده فرصتشناسی بازیگران این جنبش بود که در نهایت موفق شدند بلوک اقلیت دولت را در اختیار بگیرند. حزب توانست حضور خود را در سیاست ملی حفظ کند و ارتباطهایی فعالانه با شهروندان و رهبران در سطح محلی برقرار كند.
فصل پنجم کتاب آینده دموکراسی، به بررسی تجربه حزب لیبرالدموکرات بهعنوان یک حزب سیاسی کوچک در اسپانیا، در همراهی با اعتراضهای بزرگ خیابانی 15 می 2011 میپردازد که توسط جنبش شهروندی «برآشوبید» سامان داده شد. این حزب قصد داشت در محیط سیاسیای که در آن سیاست و رسانهها توسط دو حزب سیاسی بزرگ به انحصار در آمده بود، توجه بیشتری را جلب کند. آنها با بودجه اندکی که برای کارزارهای انتخاباتی و کسب رأی لازم داشتند، تصمیم گرفتند برای جلب نظر انبوه شهروندان روی سازمانهای جامعه مدنی سرمایهگذاری کنند.
تفاوت بین سازمانهای جامعه مدنی و جنبشهای شهروندی در فصل ششم کتاب بررسی شده است. در این فصل، نقش دو سازمان حقوق زنان در جریان اعتراضهای گسترده ضد دولتی در رومانی طی سال 2012 تحلیل میشود و نشان میدهد که سازمانهای جامعه مدنی نسبتا کوچک نیز میتوانند نقش مهمی در پیشبرد جنبشهای شهروندی اعتراضی گسترده و متنوع داشته باشند.
فصل هفتم این کتاب که به ویتنام پرداخته، متمایز از سایر فصلهاست. به گفته جاناتان لندن، استاد دانشگاه هنگکنگ و پژوهشگر باتجربه ویتنام، پیشبینی سیاست در رژیمهای اقتدارگرا عموما بیاحتیاطی است. با این حال، تنها دو سناریوی ممکن برای حزب کمونیست ویتنام وجود دارد: یا رژیم استبدادی را تقویت کند و مانند کره شمالی درهای خود را به روی دنیای خارج ببندد یا برنامه اصلاحات را ادامه دهد و روند دموکراتیزاسیون را عمیقتر کند. حزب کمونیست بهطورکامل آگاه است که گزینه اول بهسختی ممکن است، زیرا مردم ویتنام و جامعه بینالمللی اجازه نمیدهند که این کار انجام شود. به این ترتیب، آنها گزینه انتخابی دیگری ندارند و باید گزینه دوم را انتخاب کنند.
فصل هشتم به بررسی احزاب چپگرای نروژ و سوئد و نحوه تعامل سنتی آن با شهروندان میپردازد. در این دو کشور از اوایل قرن بیستم همکاری نزدیکی میان احزاب سوسیالدموکرات و اتحادیههای کارگری وجود داشته است؛ این پیوند تاریخی شاملِ نمایندگی قانونی اتحادیههای کارگری در کمیتههای اجرائی احزاب، همکاریهای مشترک آنها در کمیتههای حزب و تأمین مالی منظم حزب توسط اتحادیههای کارگری میشود. این فصل با بررسی رابطه متقابل احزاب و اتحادیههای کارگری نشان میدهد که چگونه احزاب سوسیالدموکرات ازسوی اتحادیههای کارگری تأسیس شده و چگونه اتحادیههای صنفی توسط احزاب سیاسی پیکربندی شدهاند.
نهمین و آخرین فصل کتاب که بهدست ویراستاران ارشد مجموعه، تدوین یافته است به جمعبندی مطالعات پیشین پرداخته که همه آنها نشان میدهد شکاف میان خواستههای شهروندان و آنچه ازسوی نمایندگان سیاسی خود دریافت میکنند، رو به رشد است و همچنین توضیح میدهد که چگونه احزاب سیاسی در حل این شکاف به روشهای مختلف تلاش کردهاند، اما مشکلات همچنان پا برجاست.
در این بخش نویسندگان همچنین در تلاش برای یافتن پاسخی به این پرسش کلیدی که «چرا شهروندان به جای پیوستن به احزاب، به جنبشهای شهروندی روی آوردهاند؟» مینویسند:
«پژوهشها و بررسیهای علمی تقریبا نشان میدهد که شهروندان اعتمادشان را به احزاب از دست دادهاند. سه عامل در شکلگیری این اعتراضها و موضوعات مرتبط با جنبشهای شهروندی دیده میشود:
1. توزیع نابرابر اقتصادی و ناتوانی احزاب در تحقق وعدههایشان؛ مانند لهستان
2. فساد و عدم صداقت احزاب سیاسی؛ مانند هند و فیلیپین
3. فقدان آزادیهای دموکراتیک؛ مانند ویتنام.
به نظر میرسد اغلب جنبشهای شهروندی ترکیبی از نارضایتیهای بالاست؛ برای مثال، شاهدیم چگونه اعتراضات بهطورچشمگیری ازطریق مردم آلمان و حتی احزاب سیاسی مشروعیت پیدا کرده است. آنها میتوانند با همدیگر احساسات ضدسیاسی تثبیتشده را همگرا کنند.
با وجود روند رو به رشد پیوستن شهروندان به جنبشهای شهروندی، مطالعات این کتاب نشان داده که کماکان ارزش و نیاز به احزاب سیاسی در هر دموکراسی نمایندگی وجود دارد. برخی کارکردهای نمایندگی احزاب سیاسی مثل وظایف مربوط به سازماندهی مجلس و دولت، از جمله مزیتهایی است که احزاب بهتر از سایر بازیگران از عهده آن برمیآیند».
در پایان نیز ویراستاران یافتههای کلی فصلها و همچنین توصیههایی را برای احزاب و سیاستمداران، سازمانهای جامعه مدنی، جنبشهای شهروندی و یاریگران دموکراسی ارائه میدهند که خلاصه آن از این قرار است:
*توصیه به احزاب:
- با تمام شهروندان در طول دوره انتخابات، با استفاده از تمامی روشهای ممکن ارتباطاتی، تعامل داشته باشید.
-درپی همکاری با جامعه مدنی و جنبشهای شهروندی باشید.
- شفافیت مالی و دموکراسی درونحزبی را بهبود دهید.
-از رسانههای اجتماعی برای تعامل با شهروندان استفاده کنید.
*توصیه به شهروندان و جنبشهای شهروندی:
-سیاسی باشید و از بیتفاوتی سیاسی پرهیز کنید؛ جنبشهای شهروندی باید تأثیر سیاسی خود را به حداکثر برسانند و بتوانند برنامههای خود را به قانون تبدیل کنند. آنان نباید گزینه گفتوگو با احزاب سیاسی را کنار بگذارند.
- به شعارهای ضددموکراتیک میدان ندهید. احزاب سیاسی برای روندهای دموکراتیک ضروری هستند؛ آنها باید اصلاح شوند، نه اینکه کنار گذاشته شوند.
-در درون خود دموکراتیک باشید. شما باید تمرین دموکراسی کرده و در درون جنبش از نگرش استبدادی بپرهیزید.
- برای مؤثربودن خود را بر روی یک پیام قوی در موارد اندکی از موضوعات جامعه متمرکز کنید.
-نقش جنبشها با احزاب متفاوت است. نباید همه جنبشهای شهروندی به احزاب سیاسی تبدیل شوند.
*توصیه به نهادهای جامعه مدنی:
-با احزاب سیاسی همکاری کنید. برای مؤثربودن در سطح قانونگذاری، تعامل با احزاب سیاسی در مورد موضوعات مهم و مشترک که در کشور تأثیر میگذارد، لازم است.
-نقش خود را بدانید و استقلال خود را حفظ کنید.
-برای نهادینهکردن سازوکارهای دموکراتیک و تقویت ساختار در تشکیلات داخلی خود سرمایهگذاری کنید.
- «صدای قوی» را با «دانش سیاسی» ترکیب کنید.
- به موضوعاتی توجه کنید که به روند اصلاحات در زندگی روزمره شهروندان، یاری میرساند و نه صرفا به مسائل سیاسی.
-از رسانههای اجتماعی استفاده کنید. سرمایهگذاری در رسانههای اجتماعی برای شرکت در گفتوگو با شهروندان و احزاب سیاسی ضروری است.
کتاب «آینده دموکراسی» را که پنجمین کتاب به ترجمه مهدی مقدری به شمار میرود، انتشارات نگاه معاصر در 264 صفحه و با قیمت 47 هزار تومان روانه بازار کرده و در دسترس علاقهمندان علوم سیاسی و کنشگران حزبی و مدنی قرار داده است.
بهراد بهشتی: حزب سیاسی مدرن به معنای «سازمانی متشکل از شهروندان جامعه با اهداف و آرمانهای مشترک و برنامه مشخص و مدون که تلاش میکند با بهدستگرفتن قدرت سیاسی از طریق انتخابات، برنامههای خود را محقق سازد و به اهداف تعیینشده دست یابد»، در ایران پیشینهای چندان دراز ندارد و نخستین تلاشها برای شکلگیری احزاب به کوتاهزمانی قبل از انقلاب مشروطه بازمیگردد.
با بیداری ایرانیان و برآمدن آفتاب مشروطه، توجه برخی کنشگران سیاسی و اجتماعی آن روزگار که درسخوانده اروپا یا کمابیش آشنا با اندیشه مدرن بودند، به نقش پراهمیت انجمنها و احزاب سیاسی به عنوان رکن اساسی دموکراسی و سیاستورزی در جوامع مدرن، جلب و رفتهرفته زمینه فکری و فرهنگی شکلگیری احزاب جدی و فراگیر در سپهر سیاسی و اجتماعی ایران پدیدار شد. هرچند در دوران سلطنت قاجار و پهلوی، تسلط فرهنگ خودکامگی و خودکامگی فرهنگی نهادینهشده در میان ایرانیان بهجز مواردی انگشتشمار و اندک، فرصت ظهور و بروز به احزاب جدی را نداد.
پس از انقلاب اسلامی در سال 57 نیز اگرچه در قانون اساسی نظام جدید فعالیت احزاب با شرایطی به رسمیت شناخته شد اما بهجز تجربه تلخ و ناکام حزب جمهوری اسلامی و برخی فعالیتهای زودگذر، موسمی و کمفروغ برخی احزاب و تشكلهای محدود سیاسی و صنفی، تا دوم خرداد 76 و برآمدن دولت اصلاحات، فعالیت حزبی جدی و پایداری در عرصه سیاست ایران به چشم نمیخورد.
اکبر هاشمیرفسنجانی که خود از گردانندگان و چهرههای اصلی حزب جمهوری اسلامی و جامعه روحانیت مبارز تهران به شمار میرفت و بعدها در آستانه انتخابات مجلس پنجم در شکلگیری حزب کارگزاران سازندگی نقشی کلیدی بازی کرد، در خاطرات
16 تیرماه 1375 خود درباره فعالیت حزبی در نظام جمهوری اسلامی چنین مینویسد:
«آقاى [محمد محمدی] رىشهرى، [تولیت آستان حضرت عبدالعظیم(س)] آمد و براى تكمیل بناهاى اطراف حرم استمداد كرد و براى فعالكردن حزب خود [جمعیت دفاع از ارزشهای انقلاب اسلامی] مشورت كرد. گفت آیتالله خامنهاى نظر صریحى ندادهاند. من هم ضمن تذكر این مطلب كه در نظام ولایت فقیه، حزبها نمىتوانند قدرتمند بشوند، اصل حزب را تأیید كردم».
با طلوع آفتاب اصلاحات و تأکید جدی رئیسجمهور خاتمی بر شعار توسعه سیاسی و جامعه مدنی، سپهر حزبی ایران، دوران جدید و نسبتا پرباری را تجربه کرد و احزابی پیشرو و فراگیر کمابیش منطبق بر منطق و ساختارهای مدرن در افق سیاست ایرانی پدیدار شدند و به فعالیت پرداختند؛ شاید بتوان تأسیس و شکلگیری جبهه مشارکت ایران اسلامی را نقطه عطفی مهم در تاریخ تحزب و سیاستورزی حزبی پس از انقلاب اسلامی به شمار آورد که تا زمان تعطیلی و بهمحاقرفتنش، واجد کارکردها و ویژگیهایی بود که نمونه بارز و شاخص آن را میتوان در احزاب مدرن جوامع دموکراتیک و توسعهیافته سراغ گرفت. احزابی که پس از دوم خرداد تا امروز با فرازونشیبهایی در سپهر سیاستورزی ایران شکل گرفتهاند، البته گامهایی رو به جلو و مثبت در راستای ژرفابخشی به دموکراسی و آگاهسازی افکار عمومی برداشتهاند اما انکار نمیتوان کرد که برخی ساختارهای حقیقی و حقوقی سیاست و فرهنگ در ایران چندان با تحزب و سیاستورزی حزبی بر سر مهر نیست و احزاب هنوز راهی دراز تا رسیدن به کارکردهای واقعی خود چنان که در جوامع پیشرفته و مدرن انتظار میرود، پیشرو دارند و همچنان باید از احزاب پیشرو و توانمند
جهان بسیار بیاموزند و از تجارب موفق آنان برای راهگشایی در سپهر سیاست ایران توشه برگیرند.
کتاب تازه انتشاریافته آینده دموکراسی با عنوان فرعی احزاب سیاسی، جامعه مدنی و جنبشهای شهروندی در اروپا و آسیا، ویراسته یسام و اندِر استاک و رائول کوردنیلو که با ترجمه مهدی مقدری راهی پیشخوان کتابفروشیها شده است، از دسته دانشنامههایی به شمار میرود که متحزِّبان را به کار میآید و سیاستپیشگان را آگاهی میافزاید و تجربه میآموزد. مهدی مقدری که خود از جمله دانشآموختگان علوم سیاسی و تجربهاندوختگان عرصه سیاست عملی بوده و سالها دبیرکلی سازمان عدالت و آزادی ایران اسلامی را بر عهده داشته است، با شناسایی دقیق و ارزیابی درست نیاز احزاب و کنشگران سیاسی و مدنی به دانشافزایی حزبی، ترجمه این کتاب مهم را وجهه همت خویش ساخته و متنی درخور و دستیاب را به فعالان و دوستداران این حوزه پیشکش کرده است.
مترجم در مقدمه کوتاه خود، ضرورت ترجمه این کتاب را چنین باز مینماید:
«سپهر سیاسی و اجتماعی امروز ایران که نشانههای دموکراسیخواهی و مشارکتجویی در آن آشکار است، بیش از هر زمانی به تازهترین یافتههای علمی و عملی دنیا نیاز دارد تا چارچوبهای نوین کنشهای سیاسی و اجتماعی در آن نهادینه شوند. در این میان، رهبران احزاب و جناحهای سیاسی، نهادهای جامعه مدنی و جنبشهای پویا در جامعه، باید بهترین درکِ ممکن از کنشهای موجود در دنیا و راهحلهای به کار گرفتهشده در هر کدام را بدانند و به عنوان گروههای مرجع، به جای انفعال، روزمرگی و سناریوهای کلیشهای، به دنبال راههای نوینِ ارتباط با صاحبان قدرت، تودههای جامعه و بدنه تشکیلاتی و نهادی خود باشند. در این حالت، جامعه به جای احساس بنبست و ناامیدی، همواره با عقلانیت و منطق حاکم بر تصمیمسازان و تصمیمگیران مواجه میشود و به نهادهای حلوفصلکننده مشکلات جامعه امیدوار خواهد شد».
کتاب در یک مقدمه و 9 فصل تدوین یافته و نویسندگان هر فصل که از متخصصان علوم سیاسی و تحلیلگر شرایط اجتماعی کشور مورد بحث هستند، با بررسی تجارب سیاسی و اجتماعی احزاب، تشكلهای مدنی و جنبشهای شهروندی در کشورهای گوناگون جهان، به ارائه جمعبندیها، راهکارها و توصیههایی پرداختهاند که دانستن آنها برای فعالیت کنشگران سیاسی و یاریدهندگان دموکراسی و جامعه مدنی مفید و کارآمد است.
ویراستاران در مقدمه خود، موضوع و دغدغه اصلی این کتاب را چنین توضیح میدهند:
«در اثر پیشرو، تحلیلگران و نویسندگان بهدنبال تجزیه و تحلیل پیرامون ارتباط بین احزاب سیاسی، سازمانهای جامعه مدنی و جنبشهای شهروندی و بهویژه برای پاسخ به دو پرسش بنیادین زیر هستند:
1. چرا شهروندان امروزه به جای پیوستن به احزاب سیاسی، به جنبشهای شهروندی علاقهمندند؟
2. چگونه احزاب سیاسی میتوانند به نیازهای شهروندان پاسخ دهند؟
احزاب سیاسی با سازمانهای جامعه مدنی و جنبشهای شهروندی تفاوت دارند؛ زیرا آنها در انتخابات در صحنه هستند، قوانین و سیاستها را به کار میبندند، سیاستها را هماهنگ کرده و در کشورهای پارلمانی، دولتها را تشکیل میدهند. سازمانهای جامعه مدنی و جنبشهای شهروندی فاقد قدرت حاکمه هستند و بهجای آن تلاش میکنند تا تصمیمگیران را از طریق رایزنی، گفت و شنود، مبارزات تبلیغاتی و اعتراضات تحت تأثیر قرار دهند... .
از سوی دیگر، جنبشهای شهروندی شبکههایی از تعاملات غیررسمی بین تعدادی از افراد، گروهها یا سازمانهایی هستند که درگیر جدال سیاسی یا فرهنگی بر پایه یک هویت جمعی مشترک میباشند. جنبشهای شهروندی نه بهمثابه یک حزب سیاسی نهادینهشده و یا گروههای ذینفعان و بدون ساختارند؛ بلکه جایی در میانه این چارچوبها هستند».
نخستین فصل کتاب رابطه بین اعتراضهای شهروندان و احزاب سیاسی را در حوزههای با اهمیتِ ویژه در سیاستهای امروز آلمان، یعنی مخالفت با پروژههای زیربنایی را بررسی میکند. زیرساختهای چالشبرانگیزی که میتواند بخشی از تولید انرژی (مزارع باد، انرژی خورشیدی، نیروگاه و...) و همچنین ایستگاههای راهآهن، فرودگاهها یا پارکهای ملی باشد.
احزاب سیاسی از دهه 1960 چنین سبک اعتراضاتی را پذیرفتهاند و آنچه پیشتر بهعنوان شیوههای غیرمتعارف مشارکت در نظر گرفته میشد، اکنون مشروعیت دارد. در آلمان، رشد شدید چنین جنبشهایی با درخواستهای پرشمار و همهپرسیهایی صورتگرفته که از سال 2007 تا سال 2013 دوبرابر شده است. جنبشهای نوینِ اجتماعی که عمدتا در سطح محلی و منطقهای رخ داده، از زمینهها و ریشههای تشکیل حزب جدیدِ «سبزها» به شمار میرود که اکنون حزب سیاسی ریشهداری در نظام سیاسی آلمان است... .
دومین فصل کتاب به بررسی جنبش کنشگرِ معترض هندی آنه هزاره و شکلگیری «حزب مردم عام» در هند بهعنوان یکی از بزرگترین دموکراسیهای جهان و افزایش محبوبیت این حزب در میان شهروندان میپردازد. این حزب بهعنوان یک جنبش مبارزه با فسادِ اداری شکل گرفت، اما بعدها برای بهحداکثررساندن نفوذ سیاسیاش به حزبی سیاسی تبدیل شد. در میانه این فصل، معضلات پیشروی یک جنبش شهروندی هنگام تصمیمگیری برای تبدیلشدن به یک حزب سیاسی بررسی و تحلیل میشود.
فصل سوم کتابِ آینده دموکراسی، داستان دو جنبش شهروندی در لهستان را شرح میدهد: تظاهرات ضد توافقنامه تجاری مبارزه با تقلب در سال 2012 و جنبش کارزار خشم در 2013. آشکارا میتوان نشان داد که جامعه مدنی و احزاب سیاسی در لهستان نسبتا ضعیف هستند. عضویت در حزب، میزان مشارکت در انتخابات و از همه مهمتر، اعتماد به احزاب سیاسی در لهستان پایینترین سطح در کشورهای اروپایی است. بهطور مشابه، عضویت در سازمانهای غیردولتی یا نهادهای جامعه مدنی و همچنین آگاهی و احساس اجتماعی لهستان حتی در مقایسه با کشورهای دیگر در اروپای مرکزی نیز کم است. با وجود روند کلی احزاب سیاسی که موفق به پیوند مؤثر بین جامعه مدنی و دولت نبودند و عدم تمایل یا ناتوانی جامعه مدنی برای سازماندهی خود، اخیرا شاهد نمونههایی از کنشهای برجسته توسط جنبشهای شهروندی در لهستان بودهایم، برخی از آنها سیاستهای حاکمیتی احزاب را تغییر دادند و احزاب سیاسی را درگیر گفتوگو با شهروندان کرد.
چهارمین فصل این کتاب روند تشکیل حزب «آکبایان» در فیلیپین را بررسی میکند. تشکیلدهندگان این حزب ابتدا ائتلافی از سازمانهای جامعه مدنی و جنبشهای شهروندی بودند که سپس تصمیم گرفتند برای دستیابی به اصلاحات سیاسی، حزب تشکیل دهند. اعتماد این جریان به قانون جدید انتخابات، نشاندهنده فرصتشناسی بازیگران این جنبش بود که در نهایت موفق شدند بلوک اقلیت دولت را در اختیار بگیرند. حزب توانست حضور خود را در سیاست ملی حفظ کند و ارتباطهایی فعالانه با شهروندان و رهبران در سطح محلی برقرار كند.
فصل پنجم کتاب آینده دموکراسی، به بررسی تجربه حزب لیبرالدموکرات بهعنوان یک حزب سیاسی کوچک در اسپانیا، در همراهی با اعتراضهای بزرگ خیابانی 15 می 2011 میپردازد که توسط جنبش شهروندی «برآشوبید» سامان داده شد. این حزب قصد داشت در محیط سیاسیای که در آن سیاست و رسانهها توسط دو حزب سیاسی بزرگ به انحصار در آمده بود، توجه بیشتری را جلب کند. آنها با بودجه اندکی که برای کارزارهای انتخاباتی و کسب رأی لازم داشتند، تصمیم گرفتند برای جلب نظر انبوه شهروندان روی سازمانهای جامعه مدنی سرمایهگذاری کنند.
تفاوت بین سازمانهای جامعه مدنی و جنبشهای شهروندی در فصل ششم کتاب بررسی شده است. در این فصل، نقش دو سازمان حقوق زنان در جریان اعتراضهای گسترده ضد دولتی در رومانی طی سال 2012 تحلیل میشود و نشان میدهد که سازمانهای جامعه مدنی نسبتا کوچک نیز میتوانند نقش مهمی در پیشبرد جنبشهای شهروندی اعتراضی گسترده و متنوع داشته باشند.
فصل هفتم این کتاب که به ویتنام پرداخته، متمایز از سایر فصلهاست. به گفته جاناتان لندن، استاد دانشگاه هنگکنگ و پژوهشگر باتجربه ویتنام، پیشبینی سیاست در رژیمهای اقتدارگرا عموما بیاحتیاطی است. با این حال، تنها دو سناریوی ممکن برای حزب کمونیست ویتنام وجود دارد: یا رژیم استبدادی را تقویت کند و مانند کره شمالی درهای خود را به روی دنیای خارج ببندد یا برنامه اصلاحات را ادامه دهد و روند دموکراتیزاسیون را عمیقتر کند. حزب کمونیست بهطورکامل آگاه است که گزینه اول بهسختی ممکن است، زیرا مردم ویتنام و جامعه بینالمللی اجازه نمیدهند که این کار انجام شود. به این ترتیب، آنها گزینه انتخابی دیگری ندارند و باید گزینه دوم را انتخاب کنند.
فصل هشتم به بررسی احزاب چپگرای نروژ و سوئد و نحوه تعامل سنتی آن با شهروندان میپردازد. در این دو کشور از اوایل قرن بیستم همکاری نزدیکی میان احزاب سوسیالدموکرات و اتحادیههای کارگری وجود داشته است؛ این پیوند تاریخی شاملِ نمایندگی قانونی اتحادیههای کارگری در کمیتههای اجرائی احزاب، همکاریهای مشترک آنها در کمیتههای حزب و تأمین مالی منظم حزب توسط اتحادیههای کارگری میشود. این فصل با بررسی رابطه متقابل احزاب و اتحادیههای کارگری نشان میدهد که چگونه احزاب سوسیالدموکرات ازسوی اتحادیههای کارگری تأسیس شده و چگونه اتحادیههای صنفی توسط احزاب سیاسی پیکربندی شدهاند.
نهمین و آخرین فصل کتاب که بهدست ویراستاران ارشد مجموعه، تدوین یافته است به جمعبندی مطالعات پیشین پرداخته که همه آنها نشان میدهد شکاف میان خواستههای شهروندان و آنچه ازسوی نمایندگان سیاسی خود دریافت میکنند، رو به رشد است و همچنین توضیح میدهد که چگونه احزاب سیاسی در حل این شکاف به روشهای مختلف تلاش کردهاند، اما مشکلات همچنان پا برجاست.
در این بخش نویسندگان همچنین در تلاش برای یافتن پاسخی به این پرسش کلیدی که «چرا شهروندان به جای پیوستن به احزاب، به جنبشهای شهروندی روی آوردهاند؟» مینویسند:
«پژوهشها و بررسیهای علمی تقریبا نشان میدهد که شهروندان اعتمادشان را به احزاب از دست دادهاند. سه عامل در شکلگیری این اعتراضها و موضوعات مرتبط با جنبشهای شهروندی دیده میشود:
1. توزیع نابرابر اقتصادی و ناتوانی احزاب در تحقق وعدههایشان؛ مانند لهستان
2. فساد و عدم صداقت احزاب سیاسی؛ مانند هند و فیلیپین
3. فقدان آزادیهای دموکراتیک؛ مانند ویتنام.
به نظر میرسد اغلب جنبشهای شهروندی ترکیبی از نارضایتیهای بالاست؛ برای مثال، شاهدیم چگونه اعتراضات بهطورچشمگیری ازطریق مردم آلمان و حتی احزاب سیاسی مشروعیت پیدا کرده است. آنها میتوانند با همدیگر احساسات ضدسیاسی تثبیتشده را همگرا کنند.
با وجود روند رو به رشد پیوستن شهروندان به جنبشهای شهروندی، مطالعات این کتاب نشان داده که کماکان ارزش و نیاز به احزاب سیاسی در هر دموکراسی نمایندگی وجود دارد. برخی کارکردهای نمایندگی احزاب سیاسی مثل وظایف مربوط به سازماندهی مجلس و دولت، از جمله مزیتهایی است که احزاب بهتر از سایر بازیگران از عهده آن برمیآیند».
در پایان نیز ویراستاران یافتههای کلی فصلها و همچنین توصیههایی را برای احزاب و سیاستمداران، سازمانهای جامعه مدنی، جنبشهای شهروندی و یاریگران دموکراسی ارائه میدهند که خلاصه آن از این قرار است:
*توصیه به احزاب:
- با تمام شهروندان در طول دوره انتخابات، با استفاده از تمامی روشهای ممکن ارتباطاتی، تعامل داشته باشید.
-درپی همکاری با جامعه مدنی و جنبشهای شهروندی باشید.
- شفافیت مالی و دموکراسی درونحزبی را بهبود دهید.
-از رسانههای اجتماعی برای تعامل با شهروندان استفاده کنید.
*توصیه به شهروندان و جنبشهای شهروندی:
-سیاسی باشید و از بیتفاوتی سیاسی پرهیز کنید؛ جنبشهای شهروندی باید تأثیر سیاسی خود را به حداکثر برسانند و بتوانند برنامههای خود را به قانون تبدیل کنند. آنان نباید گزینه گفتوگو با احزاب سیاسی را کنار بگذارند.
- به شعارهای ضددموکراتیک میدان ندهید. احزاب سیاسی برای روندهای دموکراتیک ضروری هستند؛ آنها باید اصلاح شوند، نه اینکه کنار گذاشته شوند.
-در درون خود دموکراتیک باشید. شما باید تمرین دموکراسی کرده و در درون جنبش از نگرش استبدادی بپرهیزید.
- برای مؤثربودن خود را بر روی یک پیام قوی در موارد اندکی از موضوعات جامعه متمرکز کنید.
-نقش جنبشها با احزاب متفاوت است. نباید همه جنبشهای شهروندی به احزاب سیاسی تبدیل شوند.
*توصیه به نهادهای جامعه مدنی:
-با احزاب سیاسی همکاری کنید. برای مؤثربودن در سطح قانونگذاری، تعامل با احزاب سیاسی در مورد موضوعات مهم و مشترک که در کشور تأثیر میگذارد، لازم است.
-نقش خود را بدانید و استقلال خود را حفظ کنید.
-برای نهادینهکردن سازوکارهای دموکراتیک و تقویت ساختار در تشکیلات داخلی خود سرمایهگذاری کنید.
- «صدای قوی» را با «دانش سیاسی» ترکیب کنید.
- به موضوعاتی توجه کنید که به روند اصلاحات در زندگی روزمره شهروندان، یاری میرساند و نه صرفا به مسائل سیاسی.
-از رسانههای اجتماعی استفاده کنید. سرمایهگذاری در رسانههای اجتماعی برای شرکت در گفتوگو با شهروندان و احزاب سیاسی ضروری است.
کتاب «آینده دموکراسی» را که پنجمین کتاب به ترجمه مهدی مقدری به شمار میرود، انتشارات نگاه معاصر در 264 صفحه و با قیمت 47 هزار تومان روانه بازار کرده و در دسترس علاقهمندان علوم سیاسی و کنشگران حزبی و مدنی قرار داده است.