چرا برجام «خسارت» نبود
محمدحسين کبريا . کارشناس سياسي
برجام علاوه بر دشمنان خارجي مانند دولت کنوني آمريکا، رژيم صهيونيستي، رياض و ابوظبي، مخالفان سرسخت داخلي هم داشته و دارد که چه در زمان انجام مذاکرات و چه پس از توافق نهايي، براي ناکامي آن، کمترين استراحتي به خود ندادهاند. به تعبير آنها برجام، «خسارت محض» بوده و به قول بعضي از آنها «برجاميان بايد محاکمه تاريخي سختي شوند». با پذيرش چنين فرضي که برجام خسارت محض بوده است، بايد ديد خسارتهاي برجامي متوجه کجا يا چه کساني بوده است. آيا اين خسارتها عليه منافع ملي، امنيت ملي، يکپارچگي سرزميني و مردم بوده است يا اينکه مراکز و افراد خاصي متحمل خسارت محض شدهاند؟ و برجاميان چه خطا يا خطاهايي مرتکب شدهاند که بايد «محاکمه تاريخي سختي شوند»؟ براي رسيدن به پاسخ اين سؤالات لازم است نقبي به گذشته زد و دانست اوضاع داخلي و بينالمللي ايران چگونه بوده است:
ايران، برخورداري از برنامه هستهاي صلحآميز را حق مسلم خود ميدانست، ولي قدرتهاي جهاني چنين حقي را براي ايران قائل نبودند. آنها در قالب آژانس انرژي اتمي و پس از انتقال پرونده هستهاي ايران به شوراي امنيت سازمان ملل، در قالب اين شورا با صدور ۱۶ قطعنامه، تأکيد بر توقف و نابودي برنامه هستهاي ايران داشتند. بهواسطه همين قطعنامهها اجماع امنيتي جهاني عليه ايران شکل گرفت، تحريمهاي جهاني اقتصادي، تجاري و سياسي بر ايران تحميل شد، ايران ذيل فصل ۷ منشور ملل متحد قرار گرفت (طبق اين فصل، هر کشور يا ائتلافي ميتوانست در هر زماني با بهانه بهخطرافتادن صلح و امنيت جهاني، به ايران حمله نظامي کند. عراق، افغانستان و يمن از جمله کشورهايي بودهاند که بهواسطه قرارگرفتن در ذيل فصل ۷ با تهاجم نظامي ويرانگر بينالمللي مواجه شدند) و... در نتيجه اين اقدامات، صدور نفت ايران بهعنوان اصليترين منبع درآمدي کشور متوقف شد و اگر صادراتي هم صورت ميگرفت، بهدلیل بستهشدن سوييفت، پول آن به کشور بازنگشته و در کشورِ خريدار، بلوکه ميشد و در يک کلام روابط پولي و بانکي ايران با خارج از مرزها تعطيل شد، سقف سفرهاي مقامات خارجي بيشتر
کشورهاي خارجي به مديران کل يا معاونان آنها تقليل يافت، همه شرکتهاي خارجي سرمايهگذار و فعال خارجي از ايران خارج شدند، واردات مايحتاج عمومي از جمله مواد غذايي و دارويي، تقريبا صفر شد، پروازهاي خارجي خطوط هوايي کشور با مشکل جدي مواجه شد (هيچ شرکتي مجاز به سوخترساني به هواپيماهاي مسافري ايران نبود)، اقتصاد کشور در آستانه فروپاشي و ورشکستگي کامل قرار گرفت، نرخ تورم به رکوردهاي جديدي رسيد و بيانضباطي مالي، گريبانگير جامعه ايران شد. در اين بين مراکز، افراد و شرکتهايي به بهانه دورزدن تحريمها وارد گود شده و بهواسطه اختلاس به ثروتهاي افسانهاي رسيدند. اين در حالي بود که فشار روي مردم و رنج آنها روزافزون بود و تقريبا در ميان قاطبه مردم اميدي براي بهبود اوضاع باقي نمانده بود. نامهپراکنيهاي رئيس وقت دولت و درخواستهاي مکرر او براي مذاکره با مقامات خارجي بهويژه آمريکاييها بيپاسخ ميماند و... .
حال بايد ديد برجام چه حاصلي داشته است؟ طبق قطعنامه ۲۲۳۱ شوراي امنيت سازمان ملل، تمامي ۱۶ قطعنامه آژانس انرژي اتمي و شوراي امنيت سازمان ملل لغو شد، حق ايران در پيگيري برنامه صلحآميز هستهاي و غنيسازي ۳.۶۷درصدي به رسميت شناخته شد، ايران بهعنوان اولين کشور در تاريخ معاصر بدون تحمل هيچ جنگ ويرانگري از ذيل فصل ۷ منشور ملل متحد خارج شد، تمامي تحريمهاي اقتصادي، تجاري و سياسي مرتبط با برنامه هستهاي ايران لغو شد، اجماع امنيتي جهاني عليه ايران از بين رفت، پيامدي (پروندهاي که ميگفتند هرگز امکان بستهشدن ندارد) بسته شده و به تاريخ پيوست، شرکتهاي خارجي براي سرمايهگذاري در ايران بهصف شدند، محدوديتهاي مالي و بانکي عليه ايران از بين رفت، سویيفت باز شد و ايران در مدت کوتاهي توانست صادرات خود را مطابق با سهميه تعيينشده در اوپک افزايش دهد، رفتوآمدهاي ديپلماتيک به اوج خود رسيد و شاخصهاي اقتصادي رو بهرشد گذاشت و در ميان قاطبه مردم بارقههاي اميد بهوجود آمد.
بیترديد وضعيتي که قبل از برجام بهوجود آمده بود منافع ملي، امنيت ملي، حاکميت ملي و نهايتا يکپارچگي سرزميني را در معرض خطر قرار داده بود و چنانچه مطابق با فصل ۷ عليه ايران تهاجم نظامي صورت ميگرفت، با وجود توطئههاي گوناگون دشمنان ايران، تضميني براي حفظ يکپارچگي سرزميني نبود و بيشترين خسارت متوجه مردم ميشد. با برجام نهتنها همه اين خطرات از بين رفت، بلکه برخي از محدوديتها که از ابتداي سالهاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي گريبانگير مردم ايران شده بود، از بين رفت. براي نمونه از يك ميليارد و ۷۰۰ ميليون دلار ايران در آمريکا رفع توقيف شده و به ايران پرداخت شد و ايران مجاز به خريد هواپيماهاي مسافربري بويينگ و ايرباس شد. در اين زمينه قراردادهايي براي خريد ۲۰۰ فروند هواپيماي مسافربري با سه شرکت ايرباس، بويينگ و ATR منعقد شد و بر اساس اين قراردادها ايران سه فروند ايرباس و ۱۳ فروند ATR دريافت کرد. چنانچه ترامپ برجام را در ارديبهشت ۱۳۹۷ با کمک دلواپسان داخلي نقض نميکرد، ورود ۲۰۰ فروند هواپيما به ناوگان هوايي کشور، تحول عظيمي را در حملونقل هوايي ايران سبب ميشد؛ ناوگاني که به واسطه تحريمهاي پيش از برجام پير شده و
خسارتهاي مالي و جاني زيادي را بر مردم ايران تحميل کرده است.با توجه به اطلاعات فوقالذکر حال ميتوان دريافت منظور از ادعاي اينکه برجام خسارت محض بوده، متوجه امنيت ملي، منافع ملي، حاکميت ملي و يکپارچگي سرزميني نبوده است، بلکه خسارت محض متوجه مراکز و افرادي بوده است که کاسب تحريم به حساب آمده و تحت لواي دورزدن تحريمها به ثروتهاي افسانهاي رسيدهاند. براي آنها رهايي مردم از رنج و کاهش آلام آنها اهميتي ندارد و اگر اهميت داشت، دست در دست دولت ميدادند تا ايران اسلامي از فوايد کامل برجام برخوردار شود. اين در حالي است که آنها با اقدامات و مواضع خودخواسته يا ناخواسته، بهترين ياري را به ترامپ، رژيم صهيونيستي، رياض و ابوظبي رساندهاند تا برجام را به زمين بزنند.
حال ميتوان بهتر فهميد که چرا بايد برجاميان «محاکمه تاريخي سختي شوند». برجاميان و در رأس آنها رئيسجمهوري و رئيس سياست خارجي کشور جرم نابخشودني را مرتکب شده و در ازاي رهايي مردم از درد و رنج و رفع خطرات عليه امنيت ملي، حاکميت ملي، منافع ملي و يکپارچگي سرزميني، رشتههاي ثروتاندوزي آنها را پاره کردهاند. آنها در دوراني که هر سه قوه را در اختيار داشتند، تقلاي زيادي براي تحميل وضعيت پيش از برجام کرده بودند و با برجام، همه زحمات آنها به باد رفته است.
برجام علاوه بر دشمنان خارجي مانند دولت کنوني آمريکا، رژيم صهيونيستي، رياض و ابوظبي، مخالفان سرسخت داخلي هم داشته و دارد که چه در زمان انجام مذاکرات و چه پس از توافق نهايي، براي ناکامي آن، کمترين استراحتي به خود ندادهاند. به تعبير آنها برجام، «خسارت محض» بوده و به قول بعضي از آنها «برجاميان بايد محاکمه تاريخي سختي شوند». با پذيرش چنين فرضي که برجام خسارت محض بوده است، بايد ديد خسارتهاي برجامي متوجه کجا يا چه کساني بوده است. آيا اين خسارتها عليه منافع ملي، امنيت ملي، يکپارچگي سرزميني و مردم بوده است يا اينکه مراکز و افراد خاصي متحمل خسارت محض شدهاند؟ و برجاميان چه خطا يا خطاهايي مرتکب شدهاند که بايد «محاکمه تاريخي سختي شوند»؟ براي رسيدن به پاسخ اين سؤالات لازم است نقبي به گذشته زد و دانست اوضاع داخلي و بينالمللي ايران چگونه بوده است:
ايران، برخورداري از برنامه هستهاي صلحآميز را حق مسلم خود ميدانست، ولي قدرتهاي جهاني چنين حقي را براي ايران قائل نبودند. آنها در قالب آژانس انرژي اتمي و پس از انتقال پرونده هستهاي ايران به شوراي امنيت سازمان ملل، در قالب اين شورا با صدور ۱۶ قطعنامه، تأکيد بر توقف و نابودي برنامه هستهاي ايران داشتند. بهواسطه همين قطعنامهها اجماع امنيتي جهاني عليه ايران شکل گرفت، تحريمهاي جهاني اقتصادي، تجاري و سياسي بر ايران تحميل شد، ايران ذيل فصل ۷ منشور ملل متحد قرار گرفت (طبق اين فصل، هر کشور يا ائتلافي ميتوانست در هر زماني با بهانه بهخطرافتادن صلح و امنيت جهاني، به ايران حمله نظامي کند. عراق، افغانستان و يمن از جمله کشورهايي بودهاند که بهواسطه قرارگرفتن در ذيل فصل ۷ با تهاجم نظامي ويرانگر بينالمللي مواجه شدند) و... در نتيجه اين اقدامات، صدور نفت ايران بهعنوان اصليترين منبع درآمدي کشور متوقف شد و اگر صادراتي هم صورت ميگرفت، بهدلیل بستهشدن سوييفت، پول آن به کشور بازنگشته و در کشورِ خريدار، بلوکه ميشد و در يک کلام روابط پولي و بانکي ايران با خارج از مرزها تعطيل شد، سقف سفرهاي مقامات خارجي بيشتر
کشورهاي خارجي به مديران کل يا معاونان آنها تقليل يافت، همه شرکتهاي خارجي سرمايهگذار و فعال خارجي از ايران خارج شدند، واردات مايحتاج عمومي از جمله مواد غذايي و دارويي، تقريبا صفر شد، پروازهاي خارجي خطوط هوايي کشور با مشکل جدي مواجه شد (هيچ شرکتي مجاز به سوخترساني به هواپيماهاي مسافري ايران نبود)، اقتصاد کشور در آستانه فروپاشي و ورشکستگي کامل قرار گرفت، نرخ تورم به رکوردهاي جديدي رسيد و بيانضباطي مالي، گريبانگير جامعه ايران شد. در اين بين مراکز، افراد و شرکتهايي به بهانه دورزدن تحريمها وارد گود شده و بهواسطه اختلاس به ثروتهاي افسانهاي رسيدند. اين در حالي بود که فشار روي مردم و رنج آنها روزافزون بود و تقريبا در ميان قاطبه مردم اميدي براي بهبود اوضاع باقي نمانده بود. نامهپراکنيهاي رئيس وقت دولت و درخواستهاي مکرر او براي مذاکره با مقامات خارجي بهويژه آمريکاييها بيپاسخ ميماند و... .
حال بايد ديد برجام چه حاصلي داشته است؟ طبق قطعنامه ۲۲۳۱ شوراي امنيت سازمان ملل، تمامي ۱۶ قطعنامه آژانس انرژي اتمي و شوراي امنيت سازمان ملل لغو شد، حق ايران در پيگيري برنامه صلحآميز هستهاي و غنيسازي ۳.۶۷درصدي به رسميت شناخته شد، ايران بهعنوان اولين کشور در تاريخ معاصر بدون تحمل هيچ جنگ ويرانگري از ذيل فصل ۷ منشور ملل متحد خارج شد، تمامي تحريمهاي اقتصادي، تجاري و سياسي مرتبط با برنامه هستهاي ايران لغو شد، اجماع امنيتي جهاني عليه ايران از بين رفت، پيامدي (پروندهاي که ميگفتند هرگز امکان بستهشدن ندارد) بسته شده و به تاريخ پيوست، شرکتهاي خارجي براي سرمايهگذاري در ايران بهصف شدند، محدوديتهاي مالي و بانکي عليه ايران از بين رفت، سویيفت باز شد و ايران در مدت کوتاهي توانست صادرات خود را مطابق با سهميه تعيينشده در اوپک افزايش دهد، رفتوآمدهاي ديپلماتيک به اوج خود رسيد و شاخصهاي اقتصادي رو بهرشد گذاشت و در ميان قاطبه مردم بارقههاي اميد بهوجود آمد.
بیترديد وضعيتي که قبل از برجام بهوجود آمده بود منافع ملي، امنيت ملي، حاکميت ملي و نهايتا يکپارچگي سرزميني را در معرض خطر قرار داده بود و چنانچه مطابق با فصل ۷ عليه ايران تهاجم نظامي صورت ميگرفت، با وجود توطئههاي گوناگون دشمنان ايران، تضميني براي حفظ يکپارچگي سرزميني نبود و بيشترين خسارت متوجه مردم ميشد. با برجام نهتنها همه اين خطرات از بين رفت، بلکه برخي از محدوديتها که از ابتداي سالهاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي گريبانگير مردم ايران شده بود، از بين رفت. براي نمونه از يك ميليارد و ۷۰۰ ميليون دلار ايران در آمريکا رفع توقيف شده و به ايران پرداخت شد و ايران مجاز به خريد هواپيماهاي مسافربري بويينگ و ايرباس شد. در اين زمينه قراردادهايي براي خريد ۲۰۰ فروند هواپيماي مسافربري با سه شرکت ايرباس، بويينگ و ATR منعقد شد و بر اساس اين قراردادها ايران سه فروند ايرباس و ۱۳ فروند ATR دريافت کرد. چنانچه ترامپ برجام را در ارديبهشت ۱۳۹۷ با کمک دلواپسان داخلي نقض نميکرد، ورود ۲۰۰ فروند هواپيما به ناوگان هوايي کشور، تحول عظيمي را در حملونقل هوايي ايران سبب ميشد؛ ناوگاني که به واسطه تحريمهاي پيش از برجام پير شده و
خسارتهاي مالي و جاني زيادي را بر مردم ايران تحميل کرده است.با توجه به اطلاعات فوقالذکر حال ميتوان دريافت منظور از ادعاي اينکه برجام خسارت محض بوده، متوجه امنيت ملي، منافع ملي، حاکميت ملي و يکپارچگي سرزميني نبوده است، بلکه خسارت محض متوجه مراکز و افرادي بوده است که کاسب تحريم به حساب آمده و تحت لواي دورزدن تحريمها به ثروتهاي افسانهاي رسيدهاند. براي آنها رهايي مردم از رنج و کاهش آلام آنها اهميتي ندارد و اگر اهميت داشت، دست در دست دولت ميدادند تا ايران اسلامي از فوايد کامل برجام برخوردار شود. اين در حالي است که آنها با اقدامات و مواضع خودخواسته يا ناخواسته، بهترين ياري را به ترامپ، رژيم صهيونيستي، رياض و ابوظبي رساندهاند تا برجام را به زمين بزنند.
حال ميتوان بهتر فهميد که چرا بايد برجاميان «محاکمه تاريخي سختي شوند». برجاميان و در رأس آنها رئيسجمهوري و رئيس سياست خارجي کشور جرم نابخشودني را مرتکب شده و در ازاي رهايي مردم از درد و رنج و رفع خطرات عليه امنيت ملي، حاکميت ملي، منافع ملي و يکپارچگي سرزميني، رشتههاي ثروتاندوزي آنها را پاره کردهاند. آنها در دوراني که هر سه قوه را در اختيار داشتند، تقلاي زيادي براي تحميل وضعيت پيش از برجام کرده بودند و با برجام، همه زحمات آنها به باد رفته است.