|

بوی آبادی در ابوزیدآباد

فاروق مظلومی

اغلب وقتی از جاذبه‌های گردشگری یک منطقه سخن می‌گوییم به آثار دیدنی طبیعی یا انسان‌ساخت آنجا توجه می‌کنیم و نهایت توجهمان جاذبه‌های چشیدنی مثل غذا و نوشیدنی‌های آنجاست. هرگز نشنیدیم کسی بگوید جاذبه‌های شنیدنی فلان روستا یا شهر خیلی جالب بود. این موضوع در کشوری با شش یا هفت زبان که در گویش‌های مختلف بر زبان می‌آید، عجیب است. یکی از گویش‌های متنوع ایران «گویش‌های مرکزی» است که بالغ بر 30 نوع گویش هست. یکی از رازآلودترین آنها گویش ابوزیدآباد یا بیذوی - Bizvoy - است. ابوزیدآباد با نام باستانی ابروز و نام محلی بیذوی در 30کیلومتری جنوب شرقی کاشان در منطقه‌ای بیابانی شامل جاذبه‌های زیبای برخان‌ها - تپه‌های هلالی ماسه‌ای - قرار دارد. مردم کاشان و بعضی از شهرهای همین منطقه ابوزیدآباد را بوزآباد تلفظ می‌کنند. بوز در زبان دری زرتشتیان یزد به معنی «بوی» است و این‌چنین است که ابوزیدآباد، بوی‌آباد خوانده می‌شود و الحق بوی آبادی می‌دهد. به ابوزیدآباد که رسیدید بازدید از قلعه کرشاهی، قلعه سردار، قلعه و کاروان‌سرای سفیدآب و گرماب را فراموش نکنید.

اما آنچه در گویش بیذوی اهمیت پیدا می‌کند، در امان‌ماندن این گویش از تحولات آوایی است. دکتر سیدطیب رزاقی در کتاب گویش ابوزیدآبادی اشاره می‌کند که بسیاری از گویش‌های ایرانی یا از بین رفته‌اند یا جایشان را به فارسی معیار داده‌اند. این گویش فاخر هنوز جنس دستوری مذکر و مؤنث دارد و با آواهای متنوع به کودک و بزرگ‌سال اجازه می‌دهد برای بعضی بیان‌ها زبان خودشان را داشته باشند. مصیب صدری، راهنمای گردشگری در ابوزیدآباد، می‌گوید: «نازواژه‌ها واژه‌هایی هستند که بزرگ‌ترها با کودکانی که به‌خوبی سخن‌گفتن هنوز نیاموخته‌اند، می‌گویند و در زبان راژی تا آنجا که تحقیق کردم و در مجموعه در حال نهایی‌شدن خود آورده‌ام، بسیار بیشتر از فارسی است، هم شامل اسم‌ها می‌شود و هم افعال. در فارسی بیشتر اسم‌ها را دربر می‌گیرد. نمونه‌های زیر: منَامنَا: خوردن غذا، دَادَا: خوردنی، بوجِه: آب، بوجی: بزغاله، ما: گاو، چیُه چیُه: الاغ، بوبو: سگ، اِشدی: ایستادن و... این یکی از نشانه‌هایی است که نیاکان ما به کودکان اهمیت می‌داده‌اند و سخن‌گفتن با آنها را با زبان قابل فهم‌تر برای آنها مهم می‌دانسته‌اند». نیما در «حرف‌های همسایه» می‌گوید: «جست‌و‌جو در کلمات دهاتی‌ها، اسم چیزها (درخت‌ها، گیاهان، حیوانات) هر کدام نعمتی ا‌ست. از استعمال آنها نترسید. خیال نکنید قواعد مسلم زبان در زبان رسمی پایتخت است. زور استعمال این قواعد را به‌جود آورده است». به ابوزیدآباد برویم هم ببینیم هم بشنویم. زبانی با این همه کاراکتراسیون، حیف است شنیده نشود.

اغلب وقتی از جاذبه‌های گردشگری یک منطقه سخن می‌گوییم به آثار دیدنی طبیعی یا انسان‌ساخت آنجا توجه می‌کنیم و نهایت توجهمان جاذبه‌های چشیدنی مثل غذا و نوشیدنی‌های آنجاست. هرگز نشنیدیم کسی بگوید جاذبه‌های شنیدنی فلان روستا یا شهر خیلی جالب بود. این موضوع در کشوری با شش یا هفت زبان که در گویش‌های مختلف بر زبان می‌آید، عجیب است. یکی از گویش‌های متنوع ایران «گویش‌های مرکزی» است که بالغ بر 30 نوع گویش هست. یکی از رازآلودترین آنها گویش ابوزیدآباد یا بیذوی - Bizvoy - است. ابوزیدآباد با نام باستانی ابروز و نام محلی بیذوی در 30کیلومتری جنوب شرقی کاشان در منطقه‌ای بیابانی شامل جاذبه‌های زیبای برخان‌ها - تپه‌های هلالی ماسه‌ای - قرار دارد. مردم کاشان و بعضی از شهرهای همین منطقه ابوزیدآباد را بوزآباد تلفظ می‌کنند. بوز در زبان دری زرتشتیان یزد به معنی «بوی» است و این‌چنین است که ابوزیدآباد، بوی‌آباد خوانده می‌شود و الحق بوی آبادی می‌دهد. به ابوزیدآباد که رسیدید بازدید از قلعه کرشاهی، قلعه سردار، قلعه و کاروان‌سرای سفیدآب و گرماب را فراموش نکنید.

اما آنچه در گویش بیذوی اهمیت پیدا می‌کند، در امان‌ماندن این گویش از تحولات آوایی است. دکتر سیدطیب رزاقی در کتاب گویش ابوزیدآبادی اشاره می‌کند که بسیاری از گویش‌های ایرانی یا از بین رفته‌اند یا جایشان را به فارسی معیار داده‌اند. این گویش فاخر هنوز جنس دستوری مذکر و مؤنث دارد و با آواهای متنوع به کودک و بزرگ‌سال اجازه می‌دهد برای بعضی بیان‌ها زبان خودشان را داشته باشند. مصیب صدری، راهنمای گردشگری در ابوزیدآباد، می‌گوید: «نازواژه‌ها واژه‌هایی هستند که بزرگ‌ترها با کودکانی که به‌خوبی سخن‌گفتن هنوز نیاموخته‌اند، می‌گویند و در زبان راژی تا آنجا که تحقیق کردم و در مجموعه در حال نهایی‌شدن خود آورده‌ام، بسیار بیشتر از فارسی است، هم شامل اسم‌ها می‌شود و هم افعال. در فارسی بیشتر اسم‌ها را دربر می‌گیرد. نمونه‌های زیر: منَامنَا: خوردن غذا، دَادَا: خوردنی، بوجِه: آب، بوجی: بزغاله، ما: گاو، چیُه چیُه: الاغ، بوبو: سگ، اِشدی: ایستادن و... این یکی از نشانه‌هایی است که نیاکان ما به کودکان اهمیت می‌داده‌اند و سخن‌گفتن با آنها را با زبان قابل فهم‌تر برای آنها مهم می‌دانسته‌اند». نیما در «حرف‌های همسایه» می‌گوید: «جست‌و‌جو در کلمات دهاتی‌ها، اسم چیزها (درخت‌ها، گیاهان، حیوانات) هر کدام نعمتی ا‌ست. از استعمال آنها نترسید. خیال نکنید قواعد مسلم زبان در زبان رسمی پایتخت است. زور استعمال این قواعد را به‌جود آورده است». به ابوزیدآباد برویم هم ببینیم هم بشنویم. زبانی با این همه کاراکتراسیون، حیف است شنیده نشود.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.