نیچه در متن آثارش
کیت انسل پیرسون یکی از تأثیرگذارترین شارحان زنده نیچه است. او خواننده را با سبک متمایز فلسفی نیچه و سیر تکوین اندیشه او آشنا میکند. پیرسون بهواسطه خوانشهایی دقیق از گزینگویههای نیچه، بخشهایی از بهترین ایدههای نیچه را توضیح میدهد که بیشتر از دیگر ایدههای او دچار بدفهمی شدهاند: از جمله بازگشت ادبی و ابرانسان. او شهرت خود را مدیون تفاسیری است که از آرای نیچه، برگسون و دلوز ارائه کرده و آرای آنها را در بستر بیوفلسفه یا فلسفه زیستشناختی (biophilosophy) خوانده است. او هماکنون استاد فلسفه و مدیر تحقیقات تکمیلی در دانشگاه وریک انگلستان و ویراستار مجموعه مقالات درباره نیچه است. مهمترین اثر او را «مقدمهای بر نیچه بهمثابه متفکری سیاسی: هیچانگار تمامعیار و نیچه علیه روسو» میدانند. کتاب دیگر او، «چگونه نیچه بخوانیم» از مجموعه «چگونه بخوانیم»های سایمون کریچلی، سرشت مبارزهجویانه تفکر نیچه را درباره عناوین کلیدیای همچون زیبایی، حقیقت و حافظه روشن میکند. نقلقولهای کتاب حاضر از مهمترین آثار نیچه آورده شدهاند، از جمله: انسانی زیاده انسانی، دانش شاد، چنین گفت زرتشت و تبارشناسی اخلاق. هدف پیرسون در
انتخاب گزینگویهها و قطعهها ارائه معنایی از مسائل بنیادین مورد توجه نیچه در فلسفه است. «چگونه بخوانیم» مجموعه کتابهایی است شناختهشده درباره آرا و زندگی برخی از مهمترین متفکران و فیلسوفان دوره مدرن که پیشتر از سوی نشر رخداد نو منتشر میشد و بهتازگی نشر نی اقدام به بازنشر آنها کرده است.
پیرسون بر این پرسش نیچه دست میگذارد: «آیا به قدر کافی برای شناختن خود جدی هستیم و آیا میتوانیم زمانی کافی برای این کار بیابیم». پیرسون به یک معنای بنیادین این پرسش را چیزی میداند که در آموختن هنر چگونه خواندن نیچه وجود دارد: یعنی یافتن زمانی برای خواندن او و حصول اطمینان از خوبخواندنش. ازاینرو، در این کتاب میکوشد به این سؤال پاسخ دهد که چرا باید همچنان به خواندن آثار نیچه ادامه داد؟ او دو دلیل برای این کار میآورد: یکی اینکه نیچه نویسنده پارهای از زیباترین متنهایی است که در تاریخ فلسفه میتوان یافت. او نیچه را نمونه الهامبخشی از یک روح فلسفی مستقل و اصیل میداند که نوشتههایش همواره در حال ترغیب خواننده به یک پیکار است. دلیل دوم اینکه نیچه از بزرگترین آموزگاران فلسفه دوران معاصر است. در نظر نویسنده، نیچه به روشی بسیار آموزنده مخاطرات بنیادی خردورزی فلسفی مدرن را در معرض دید قرار میدهد و تفکرش معطوف به آنها میماند. در نظر او تفکر نیچه حول محور مفهومی تازه و شگفتانگیز از بشریت میگردد، بشریتی که با مرگ الههها کنار آمده و هنر و علم خوبزیستن را رهای از نیاز به قطعیتهای متافیزیکی و مطلقهای
اخلاقی بهکار میبندد. او نشان میدهد که تقریبا هیچ مفسر جدیای را نمیتوان یافت که با نیچه رابطهای انتقادی نداشته باشد و جنبههای تفکر او را مسئلهدار و مشکلآفرین نیافته باشد. ازاینرو، پیرسون میکوشد تا در کتاب حاضر با نیمنگاهی به این کارها و فهم آنها راهنمای کوتاهی برای خواندن نیچه ارائه دهد. معمولا نوشتههای نیچه را به سه دوره تقسیم میکنند: دوره اول که با انتشار تولد تراژدی در ١٨٧٢ آغاز میشود. چهار «تأمل نابهنگام» (درباره بیذوقی فرهنگی، درباره سودمندی و عدم سودمندی تاریخ برای زندگی، شوپنهاور به مثابه آموزگار و واگنر در بایروت) که بین سالهای ١٨٧٥-١٨٧٣ نوشته شدند در این دوره قرار دارند. در این سالها کارهای نیچه بر «متافیزیک هنرمند» و ضرورت تجدید فرهنگی متمرکز است. دوره دوم دربرگیرنده «سهگانه جانهای آزاده» یعنی انسانی زیاده انسانی، سپیدهدم و دانش شاد است. کارهای نیچه در این دوره متمرکز بر چیرگی بر متافیزیک و رسیدن به یک بلوغ فلسفی تازه است. «چنین گفت زرتشت» در کار پلزدن میان دورههای میانه و پسین است و در این متن است که نیچه اعلام میکند اکنون ابرانسان معنای زمین است. تعدادی از متنهای
کلاسیک نیچه همچون فراسوی نیک و بد، تبارشناسی اخلاق، غروب بتها، دجال و اینک انسان در دوره پسین نوشته شدهاند. این آثار در برابر «آریگویی»ای که سهگانه جانهای آزاده را متمایز میکند به نیچهای میپردازد که آن را کار «نهگویی» خود مینامد و شامل ارزشیابیهای دوباره ارزشها و تصفیهحساب مهلک با اخلاقیات مسیحی هستند. در همین متنهاست که شاهد مجادلهانگیزترین جنبههای تفکر نیچه هستیم. نویسنده در کتاب حاضر ویژگیهای مهم تفکر نیچه را معرفی میکند که مشخصکننده تکامل ذهنی او در هر سه این دورههاست.
معمولا خوانندگان نیچه نسبت به ایدههای اصلی او و جزئیات زندگیاش و تکامل فکری او و چیزهایی از این دست کنجکاوند. پیرسون در ده فصل این کتاب میکوشد به این نیازهای خواننده پاسخ دهد و درعینحال به پرسشها و مسائلی وفادار بماند که تحتتأثیر ایدههای نیچه شکلدهنده توجهات خود او به فلسفه بودهاند. دو فصل اول کتاب تلاشی است برای درکی از آغاز و پیشرویهای بعدی فلسفه نیچه. این فصول بیشتر به «زایش تراژدی» و«انسانی زیاده انسانی» میپردازد. فصل سوم به موضوع مهم مرگ الههها میپردازد و بینشی از خصلت سرور فلسفی نیچه به دست میدهد. فصل چهارم به کوشش نیچه برای طرح سؤالات تازه درباره حقیقت و شناخت اختصاص دارد. فصل پنجم به نحوه پرداخت نوشتههای نیچه به حافظه و فراموشی میپردازد. فصول ششم و هفتم خوانش دقیقی از گزینگویه از کتاب چهارم «دانش شاد» ارائه میکنند. یکی از این گزینگویهها از دیگری شناختهشدهتر است و تاکنون بیشتر مورد بحث قرار گرفته است. اولی تلقی بسیار رازآمیز او از «Vita Femina» (زندگی زن است) است و دومی درباره اندیشه عجیب بازگشت ابدی. فصل هشتم به مفهوم ابرانسان در کتاب «چنین گفت زرتشت» میپردازد. فصل نهم از
برداشت نیچه درباره خواست نیچه و مسئله نیستانگاری اروپایی سخن میگوید و فصل نهایی به آخرین متن نیچه یعنی «اینک انسان» نگاه میکند و پیرسون در آن بر میراث پیچیده او در مقام یک فیلسوف متمرکز است.
کیت انسل پیرسون یکی از تأثیرگذارترین شارحان زنده نیچه است. او خواننده را با سبک متمایز فلسفی نیچه و سیر تکوین اندیشه او آشنا میکند. پیرسون بهواسطه خوانشهایی دقیق از گزینگویههای نیچه، بخشهایی از بهترین ایدههای نیچه را توضیح میدهد که بیشتر از دیگر ایدههای او دچار بدفهمی شدهاند: از جمله بازگشت ادبی و ابرانسان. او شهرت خود را مدیون تفاسیری است که از آرای نیچه، برگسون و دلوز ارائه کرده و آرای آنها را در بستر بیوفلسفه یا فلسفه زیستشناختی (biophilosophy) خوانده است. او هماکنون استاد فلسفه و مدیر تحقیقات تکمیلی در دانشگاه وریک انگلستان و ویراستار مجموعه مقالات درباره نیچه است. مهمترین اثر او را «مقدمهای بر نیچه بهمثابه متفکری سیاسی: هیچانگار تمامعیار و نیچه علیه روسو» میدانند. کتاب دیگر او، «چگونه نیچه بخوانیم» از مجموعه «چگونه بخوانیم»های سایمون کریچلی، سرشت مبارزهجویانه تفکر نیچه را درباره عناوین کلیدیای همچون زیبایی، حقیقت و حافظه روشن میکند. نقلقولهای کتاب حاضر از مهمترین آثار نیچه آورده شدهاند، از جمله: انسانی زیاده انسانی، دانش شاد، چنین گفت زرتشت و تبارشناسی اخلاق. هدف پیرسون در
انتخاب گزینگویهها و قطعهها ارائه معنایی از مسائل بنیادین مورد توجه نیچه در فلسفه است. «چگونه بخوانیم» مجموعه کتابهایی است شناختهشده درباره آرا و زندگی برخی از مهمترین متفکران و فیلسوفان دوره مدرن که پیشتر از سوی نشر رخداد نو منتشر میشد و بهتازگی نشر نی اقدام به بازنشر آنها کرده است.
پیرسون بر این پرسش نیچه دست میگذارد: «آیا به قدر کافی برای شناختن خود جدی هستیم و آیا میتوانیم زمانی کافی برای این کار بیابیم». پیرسون به یک معنای بنیادین این پرسش را چیزی میداند که در آموختن هنر چگونه خواندن نیچه وجود دارد: یعنی یافتن زمانی برای خواندن او و حصول اطمینان از خوبخواندنش. ازاینرو، در این کتاب میکوشد به این سؤال پاسخ دهد که چرا باید همچنان به خواندن آثار نیچه ادامه داد؟ او دو دلیل برای این کار میآورد: یکی اینکه نیچه نویسنده پارهای از زیباترین متنهایی است که در تاریخ فلسفه میتوان یافت. او نیچه را نمونه الهامبخشی از یک روح فلسفی مستقل و اصیل میداند که نوشتههایش همواره در حال ترغیب خواننده به یک پیکار است. دلیل دوم اینکه نیچه از بزرگترین آموزگاران فلسفه دوران معاصر است. در نظر نویسنده، نیچه به روشی بسیار آموزنده مخاطرات بنیادی خردورزی فلسفی مدرن را در معرض دید قرار میدهد و تفکرش معطوف به آنها میماند. در نظر او تفکر نیچه حول محور مفهومی تازه و شگفتانگیز از بشریت میگردد، بشریتی که با مرگ الههها کنار آمده و هنر و علم خوبزیستن را رهای از نیاز به قطعیتهای متافیزیکی و مطلقهای
اخلاقی بهکار میبندد. او نشان میدهد که تقریبا هیچ مفسر جدیای را نمیتوان یافت که با نیچه رابطهای انتقادی نداشته باشد و جنبههای تفکر او را مسئلهدار و مشکلآفرین نیافته باشد. ازاینرو، پیرسون میکوشد تا در کتاب حاضر با نیمنگاهی به این کارها و فهم آنها راهنمای کوتاهی برای خواندن نیچه ارائه دهد. معمولا نوشتههای نیچه را به سه دوره تقسیم میکنند: دوره اول که با انتشار تولد تراژدی در ١٨٧٢ آغاز میشود. چهار «تأمل نابهنگام» (درباره بیذوقی فرهنگی، درباره سودمندی و عدم سودمندی تاریخ برای زندگی، شوپنهاور به مثابه آموزگار و واگنر در بایروت) که بین سالهای ١٨٧٥-١٨٧٣ نوشته شدند در این دوره قرار دارند. در این سالها کارهای نیچه بر «متافیزیک هنرمند» و ضرورت تجدید فرهنگی متمرکز است. دوره دوم دربرگیرنده «سهگانه جانهای آزاده» یعنی انسانی زیاده انسانی، سپیدهدم و دانش شاد است. کارهای نیچه در این دوره متمرکز بر چیرگی بر متافیزیک و رسیدن به یک بلوغ فلسفی تازه است. «چنین گفت زرتشت» در کار پلزدن میان دورههای میانه و پسین است و در این متن است که نیچه اعلام میکند اکنون ابرانسان معنای زمین است. تعدادی از متنهای
کلاسیک نیچه همچون فراسوی نیک و بد، تبارشناسی اخلاق، غروب بتها، دجال و اینک انسان در دوره پسین نوشته شدهاند. این آثار در برابر «آریگویی»ای که سهگانه جانهای آزاده را متمایز میکند به نیچهای میپردازد که آن را کار «نهگویی» خود مینامد و شامل ارزشیابیهای دوباره ارزشها و تصفیهحساب مهلک با اخلاقیات مسیحی هستند. در همین متنهاست که شاهد مجادلهانگیزترین جنبههای تفکر نیچه هستیم. نویسنده در کتاب حاضر ویژگیهای مهم تفکر نیچه را معرفی میکند که مشخصکننده تکامل ذهنی او در هر سه این دورههاست.
معمولا خوانندگان نیچه نسبت به ایدههای اصلی او و جزئیات زندگیاش و تکامل فکری او و چیزهایی از این دست کنجکاوند. پیرسون در ده فصل این کتاب میکوشد به این نیازهای خواننده پاسخ دهد و درعینحال به پرسشها و مسائلی وفادار بماند که تحتتأثیر ایدههای نیچه شکلدهنده توجهات خود او به فلسفه بودهاند. دو فصل اول کتاب تلاشی است برای درکی از آغاز و پیشرویهای بعدی فلسفه نیچه. این فصول بیشتر به «زایش تراژدی» و«انسانی زیاده انسانی» میپردازد. فصل سوم به موضوع مهم مرگ الههها میپردازد و بینشی از خصلت سرور فلسفی نیچه به دست میدهد. فصل چهارم به کوشش نیچه برای طرح سؤالات تازه درباره حقیقت و شناخت اختصاص دارد. فصل پنجم به نحوه پرداخت نوشتههای نیچه به حافظه و فراموشی میپردازد. فصول ششم و هفتم خوانش دقیقی از گزینگویه از کتاب چهارم «دانش شاد» ارائه میکنند. یکی از این گزینگویهها از دیگری شناختهشدهتر است و تاکنون بیشتر مورد بحث قرار گرفته است. اولی تلقی بسیار رازآمیز او از «Vita Femina» (زندگی زن است) است و دومی درباره اندیشه عجیب بازگشت ابدی. فصل هشتم به مفهوم ابرانسان در کتاب «چنین گفت زرتشت» میپردازد. فصل نهم از
برداشت نیچه درباره خواست نیچه و مسئله نیستانگاری اروپایی سخن میگوید و فصل نهایی به آخرین متن نیچه یعنی «اینک انسان» نگاه میکند و پیرسون در آن بر میراث پیچیده او در مقام یک فیلسوف متمرکز است.