|

ال‌نینو: پنج گزاره‌ برای دولتمردان

طی پنج دهه گذشته، اقلیم حدود یک‌چهارم از شهرهای کشور حداقل به یک طبقه اقلیمی خشک‌تر تنزل پیدا کرده است؛ کرمانشاه، سنندج، خرم‌آباد، گرگان، بجنورد و بیرجند، برخی از این شهرها هستند. در صورت ادامه وضع موجود انتشار گازهای گلخانه‌ای، این مقدار به نیمی از شهرهای کشور در میانه قرن حاضر و تمام شهرها در انتهای قرن حاضر تسری پیدا می‌کند؛ به عبارت دیگر در انتهای قرن حاضر، اقلیم تمامی شهرهای کشور حداقل به یک طبقه اقلیمی خشک‌تر تنزل می‌کند و این شرایط تا دو قرن آینده نیز ماندگار خواهد بود.

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

ایمان بابائیان-دانشیار اقلیم‌شناسی پژوهشکده اقلیم‌شناسی مشهد : 1. طی پنج دهه گذشته، اقلیم حدود یک‌چهارم از شهرهای کشور حداقل به یک طبقه اقلیمی خشک‌تر تنزل پیدا کرده است؛ کرمانشاه، سنندج، خرم‌آباد، گرگان، بجنورد و بیرجند، برخی از این شهرها هستند. در صورت ادامه وضع موجود انتشار گازهای گلخانه‌ای، این مقدار به نیمی از شهرهای کشور در میانه قرن حاضر و تمام شهرها در انتهای قرن حاضر تسری پیدا می‌کند؛ به عبارت دیگر در انتهای قرن حاضر، اقلیم تمامی شهرهای کشور حداقل به یک طبقه اقلیمی خشک‌تر تنزل می‌کند و این شرایط تا دو قرن آینده نیز ماندگار خواهد بود. حتی عمل همه کشورها به تعهدات توافق‌نامه اقلیمی پاریس درخصوص کاهش گازهای گلخانه‌ای، تنها موجب تأخیر یک دهه‌ای در خشکیدگی اقلیم کشور خواهد شد.

2. از دهه 50 خورشیدی تا دهه اخیر تعداد، مدت و شدت امواج گرمایی در سطح کشور به ترتیب سه‌ونیم برابر، یک روز و نیم‌ درجه افزوده شده است. اما فاجعه اصلی در پیش‌بینی‌های آینده نهفته است: جایی که تحت سناریوی مشابه وضع موجود انتشار گازهای گلخانه‌ای، میانگین مدت امواج گرمایی از کمتر از یک هفته در اقلیم کنونی به حدود یک ماه در میانه و یک فصل در انتهای قرن حاضر و فراتر از یک فصل در دو قرن آینده خواهد رسید. این وضعیت به معنی غیرقابل سکونت شدن بخش زیادی از مناطق مسکونی و فروپاشی ظرفیت‌های اقلیمی کشور در بخش‌های حیاتی مانند کشاورزی، محیط زیست و منابع آب خواهد شد.

3. اما فاجعه واقعی زمانی رخ می‌دهد که سامانه اقلیم از «آستانه‌های بی‌بازگشت» عبور کند؛ یعنی نقاط عطفی که عبور از آنها موجب فروپاشی یا شکست در سامانه اقلیم در مقیاس جهانی یا منطقه‌ای می‌شود. نمونه مقیاس جهانی آن، پیش‌بینی فروپاشی جریان‌های اقیانوسی اطلس شمالی (AMOC) به عنوان موتور اصلی جو در تولید جریان‌های آب و هوایی بزرگ‌مقیاس باران‌زا، از جمله برای حوضه مدیترانه، غرب آسیا و ایران است. سامانه اقلیم در خاورمیانه و ایران در حال نزدیک‌شدن به این نقاط شکست هستند؛ از آن جمله: نخست، جابه‌جایی شمال‌سوی آرام سیستم‌های کم‌فشار مدیترانه‌ای که کاهش بارش در شرق حوزه مدیترانه و ایران را در پی دارد؛ دوم، گسترش شمال‌سوی پرفشار جنب‌ حاره‌ که مانعی برای ورود بهنگام سامانه‌های کم‌فشار در فصل پاییز و تأخیر در آغاز بارش‌های پاییزه کشور خواهد بود؛ سوم، تضعیف پرفشارهای مهاجر دریای سیاه و خزر در فصول سرد سال ناشی از گرمایش جهانی که پیامد آن ازبین‌رفتن یکی از منابع اصلی بارش‌های خزری و فروپاشی تدریجی جنگل‌های هیرکانی است؛ و چهارم، تضعیف کم‌فشارهای تلفیقی سودانی-مدیترانه‌ای که یکی از مهم‌ترین عوامل بارش‌های فراگیر در کشور است.

4. عصر تغییر اقلیم در ایران، با آینده‌ای خشک‌تر ولی با بارش‌های سنگین‌تر و ناپدیدشدن تدریجی برف در اغلب مناطق مشخص می‌شود. از طرفی افزایش دمای سطح آب شمال اقیانوس هند و دیگر پهنه‌های آبی در جنوب کشور، افزایش توفان‌های حاره‌ای در کشورهای حاشیه اقیانوس هند- از جمله مناطق ساحلی و فراساحلی در جنوب شرق و شرق کشور -را به دنبال دارد، هرچند چنین افزایشی مانع خشک‌سالی در این مناطق نیست. در چنین شرایطی، «آبخیزداری» به‌عنوان مؤثرین جایگزین برای مهار بارش‌های سنگین و نفوذ تدریجی آنها برای تغذیه سفره‌های آب زیرزمینی و جلوگیری از فرونشست زمین است. در اقلیم آینده «آبخیزداری» نه یک اقدام محلی، بلکه یک راهبرد ملی برای تبدیل یک تهدید اقلیمی (بارش‌های سیل‌آسا) به یک فرصت (تغذیه سفره‌های زیرزمینی) است.

5. ال‌نینو یک رخداد اقلیمی گذرا در مقیاس فصل است، اما تغییر اقلیم بحرانی ماندگار در مقیاس قرن. عملکرد دولتمردان در چند ماه گذشته، نشان‌ از تفکر کوتاه‌مدت آنان دارد. اگر امروز، تغییر اقلیم به عنوان یک اولویت ملی و ستون اصلی برنامه‌ریزی بلندمدت برای سازگاری با آن در نظر گرفته نشود، فردا تمدن ایران را نشانه خواهد رفت.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.