تیم ملی ژاپن و رؤیای قهرمانی جهان
معجزه گانبارو
ژاپنیها ملت خوشنامی نبودند، خاصه تا حوالی جنگ جهانی دوم و مدتی پس از آن، چیزی شبیه به آلمانیهای نازی. روایت خشونت و بیاخلاقی و حس برتریجویی و سلطهطلبی ژاپنیها را بیش از هر ملتی، چینیها از حفظ هستند. اما آنها از یک جایی تصمیم گرفتند مسیرشان را تغییر دهند؛
به گزارش گروه رسانهای شرق،
ژاپنیها ملت خوشنامی نبودند، خاصه تا حوالی جنگ جهانی دوم و مدتی پس از آن، چیزی شبیه به آلمانیهای نازی. روایت خشونت و بیاخلاقی و حس برتریجویی و سلطهطلبی ژاپنیها را بیش از هر ملتی، چینیها از حفظ هستند. اما آنها از یک جایی تصمیم گرفتند مسیرشان را تغییر دهند؛ در ارزشها و استانداردهایشان تجدیدنظر کنند، آنها را از نو بنویسند، حتی خودشان را تنبیه کنند و در نهایت بشوند ژاپن و ژاپنی امروز؛ نماد اخلاق و ادب و جنس خوب در جهان. حالا هم البته تام و تمام نیستند و برخی ضعفها و مشکلاتشان پابرجاست، برای مثال در حوزه زنان، اما خب با ژاپن آن روزها تفاوت دارند؛ از زمین تا آسمان.
ژاپنیها اسطوره پشتکار و نماد خواستن، توانستن است، هستند. آنها طبیعت هولناک را شکست دادهاند. شکستدادن طبیعت به این راحتی نیست؛ اما ژاپنیها از پس تجربه زلزلههای مرگبار، خانههایی ساختهاند که زلزله را دست میاندازد و در نهایت رامش میکند. پس شاید قهرمانی جام جهانی فوتبال رؤیای دستنیافتنی آنها نباشد. بیخود نیست روی کاغذ نوشتهاند ما میخواهیم تا سال ۲۰۹۲ قهرمان جام جهانی فوتبال شویم. کارشناسانشان میگویند آنها از زمان تحقق این رؤیا جلوتر هستند و تا ۲۰۵۰ به آرزویشان میرسند. این ادعا بیراه هم نیست. شوت کایشو سانو را در بازی با برزیل ببینید که چگونه به قلب دروازه پرافتخارترین تیم فوتبال جهان نشست. آنها برای رسیدن به اعتمادبهنفس بازی مقابل برزیل و گلزدن به این تیم، فقط مانگا نساختند، فقط رؤیاپردازی نکردند، فقط پول خرج نکردند؛ آنها برنامه هم نوشتند؛ یک برنامه با عنوان چشمانداز صدساله فوتبال. ژاپنیها از سال ۱۹۹۲ شروع کردند و به خودشان قول دادند تا صد سال دیگر دستکم ۱۰ میلیون آدم را درگیر فوتبال کنند. شعارشان این است: با فوتبال شادترین کشور دنیا میشویم! در واقع آنها تصمیم گرفتند فوتبال را به ورزش عمومی خود تبدیل کنند. بله، همه ما ژاپن را با کاراته میشناسیم. کاراته سر جای خودش، اما حالا که فوتبال بیش از هر لعبتکی دلها را میبرد، چرا دستبهدامن آن نشویم؟ ژاپنیها این را فهمیدند و دست به کار شدند. ژاپنیها تا امروز پنج بار به مرحله حذفی جام جهانی رسیدهاند و این تعداد تنها از پس هشت بار حضور در جام جهانی است. آنها رکورددار این عنوان در آسیا هستند، ولی هرگز نتوانستهاند غول مرحله حذفی را شکست دهند و راهی دور بعدی شوند. اولین صعودشان برمیگردد به سال ۲۰۰۲ و آخرین آن همین چند روز پیش در جام جهانی ۲۰۲۶ بود که رفتند به دور حذفی، خوردند به برزیل، حذف شدند و البته مرهمی به دل مجریهای تلویزیونی ما که بیش از این نمیخواستند و نمیتوانستند بزرگیکردن ژاپن را در میدان جام جهانی تحمل کنند. فکر کنید ژاپن، برزیل را حذف میکرد و میرفت به دور بعد، آنوقت میشد از کسب سه مساوی در یکی از خستهترین گروههای جام، برای فوتبال ایران دستاورد ساخت و روایت جعلی ارائه داد؟ ژاپنیها برخلاف ما ناکامیهایشان را دستاورد جا نزدند. مثل همیشه و به وقت شکست صف کشیدند مقابل تماشاگران، عذرخواهی کردند و قول دادند این باگ را رفع میکنند و دوره بعدی مجهزتر و قدرتمند برمیگردند. با همه این حرفها آیا رؤیای ژاپنیها تعبیر میشود و بالاخره قهرمان جهان میشوند؟ من میگویم بله! با اینکه یکی از رقبایشان، کره جنوبی، یک بار در سال ۲۰۰۲ به مقام چهارمی پرحرفوحدیث جام جهانی رسیده و البته کره شمالی هم در سال ۱۹۶۶ و با توجه به مدل خاص برگزاری آن دوره از مسابقات، در جمع هشت تیم برتر جهان حضور داشته است، اما ژاپن به اعتبار برنامه چشمانداز صدساله فوتبال، اعتقاد به اصل گانبارو در فرهنگ ژاپنی (تلاش بیوقفه برای انجام درست کار) و حضور باثباتش در مرحله حذفی، شاید از هر تیم آسیایی به این هدف نزدیکتر و در نهایت برای کسب قهرمانی شایستهتر باشد. البته فراموش نکنیم ژاپنیها در این مسیر رقبایی دارند که از قضا آنها هم فهمیدهاند برای تحقق رؤیای ایستادن بر بام فوتبال جهان چه باید کرد. رقبایی همچون کره جنوبی، عربستان و حتی ازبکستان؛ کشورهایی که به معجزه فوتبال برای شادی یک ملت باور دارند و برای درک این معجزه گامی بلند برداشتهاند.