۲۵ هزار رأی، آینده سیاسی بریتانیا را نوشت
ما شاهد پدیدهای هستیم که در دهههای اخیر در سیاست مدرن بریتانیا سابقه نداشته است. از زمان «تد هیث» در دهه ۷۰ به این سو، هیچ نخستوزیری نبوده که با انتخابات سراسری و پیروزی حزبش بیاید و با انتخابات سراسری و شکست حزبی برود.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
علیرضا سرفرازی: ما شاهد پدیدهای هستیم که در دهههای اخیر در سیاست مدرن بریتانیا سابقه نداشته است. از زمان «تد هیث» در دهه ۷۰ به این سو، هیچ نخستوزیری نبوده که با انتخابات سراسری و پیروزی حزبش بیاید و با انتخابات سراسری و شکست حزبی برود. در عوض، بریتانیا وارد عصر «کودتا در راهروهای مجلس عوام» شده است؛ دورانی که در آن نخستوزیران توسط ماشین حزبی داخلی ساخته، پرداخته و تعویض میشوند و کاملا بدنه رأیدهندگان را دور میزنند. در ۱۸ ژوئن ۲۰۲۶ این روند تغییر نکرد و جدیتر شد. زیر پای استارمر خالی شده بود و مدتها بود نمایندگان حزبش برای کنارزدنش مصمم بودند. این بار اهرم تغییر را از یک حوزه انتخابیه واحد در شمال غربی بریتانیا وارد بازی کردند. فقط کمتر از ۲۵ هزار رأی در میکرفیلد کافی بود تا اقتدار یک نخستوزیر مستقر کاملا فرو بپاشد، دروازهها برای ورود «پادشاه شمال» باز و ساکن بعدی شماره ۱۰ داونینگاستریت تعیین شود.
مردم هم مصمم به خداحافظیکردن استارمر بودند
انتخابات میاندورهای میکرفیلد بسیار پرسروصدا بود، اما نتیجه نهایی آن، بهویژه برای کسانی که فکر میکردند موج ضدمهاجرتی حزب رفورم (Reform UK) غیرقابل توقف است، تمام پیشبینیها را در هم شکست. میزان مشارکت برخلاف بیتفاوتی معمول در انتخابات میاندورهای، به 58.7 درصد افزایش یافت (که از 52.4 درصد در انتخابات سراسری ۲۰۲۴ بالاتر بود). اگر این رویداد صرفا به عنوان یک رأی اعتماد بزرگ به بدنه اصلی حزب کارگر تفسیر شود، به معنای درکنکردن مطلق فضای حاکم بر رأیدهندگان است. این یک تأیید منفعلانه برای وضعیت موجود حزب یا صرفا ناشی از محبوبیت محلی اندی برنم نبود. بخش خاصی از رأیدهندگان میکرفیلد نه برای حمایت از برنم و نه برای نهگفتن به نایجل فاراژ و حزب رفورم، بلکه با یک هدف تاکتیکی بسیار دقیق و آگاهانه پای صندوقهای رأی رفتند: استفاده از اندی برنم به عنوان یک پتک سیاسی برای برکناری کییر استارمر. رأیدهندگان دریافتند فرستادن مجدد اندی برنم به پارلمان، همان کاتالیزور نهایی است که برای ایجاد بحران رهبری در حزب کارگر نیاز بود. نظرسنجیهای عمومی پیش از انتخابات نیز این موضوع را تأیید میکرد؛ نزدیک به دوسوم مردم بریتانیا و 65 درصد از کسانی که در سال ۲۰۲۴ به حزب کارگر رأی داده بودند، معتقد بودند استارمر نباید رهبری حزب را در انتخابات بعدی بر عهده داشته باشد.
تغییرات دهههای اخیر: نخستوزیرانی که بدون انتخابات عمومی کارشان تمام شد
مارگارت تاچر (۱۹۹۰): توسط نمایندگان مجلس خودی بر سر مسئله اروپا و مالیات سرانه برکنار شد.
تونی بلر (۲۰۰۷): توافق با گردون براون وجود داشت تا نوبت نخستوزیری به او برسد و بلر در میانه دوره کار مجلس عوام خداحافظی کرد.
ترزا می (۲۰۱۹): به دلیل بنبستهای برگزیت از سوی حزب خود سرنگون شد.
بوریس جانسون (۲۰۲۲): استعفای دستهجمعی وزرا در پی رسواییهای بیپایانش او را مجبور به ترک پست کرد.
لیز تراس (۲۰۲۲): پس از فروپاشی بازار با سیاستهای مخرب و حیراتانگیزش، فقط هفت هفته دوام آورد و توسط نمایندگان حزب کنار گذاشته شد.
کییر استارمر (۲۰۲۶): توسط نمایندگان حزب پارلمانی خود که از شکست سنگین در انتخابات پس از نتایج میکرفیلد وحشتزده بودند، به چالش کشیده شد و کنار رفت.
نیمه پر لیوان: یک پیروزی پارادوکسیکال برای دموکراسی
یک روند نگرانکننده و آشکار در اینجا وجود دارد: تضعیف مداوم ارتباط مستقیم بین انتخابات سراسری و شخص نخستوزیر. وقتی نمایندگان مجلس بارها و بارها علیه رهبران خود کودتا میکنند -همانطور که با می، جانسون، تراس و اکنون استارمر کردند- اعتبار رأی مستقیم مردم کمرنگ میشود. قدرت بهجای صندوق رأی، بیشتر در راهروهای پارلمان معامله میشود.
گزارش کامل را در سایت شرق بخوانید