«شرق» به بررسی تأثیر تنگههای مهم بر اقتصاد جهانی میپردازد
نبض آبراههها
یک پژوهش اقتصادی جدید، آسیبپذیری اقتصاد جهانی را در برابر انسداد یا گشایش پنج شاهراه دریایی جهان به تصویر کشیده است و نشان میدهد که تضعیف تجارت بینالمللی ناشی از بستهشدن تنگهها و کانالها، برخلاف تصور عمومی، اثرات درخور توجهی دارد و نگرانیها باید بیش از هر چیز بر کانال پاناما و سوئز متمرکز شود.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
امیررضا انگجی: یک پژوهش اقتصادی جدید، آسیبپذیری اقتصاد جهانی را در برابر انسداد یا گشایش پنج شاهراه دریایی جهان به تصویر کشیده است و نشان میدهد که تضعیف تجارت بینالمللی ناشی از بستهشدن تنگهها و کانالها، برخلاف تصور عمومی، اثرات درخور توجهی دارد و نگرانیها باید بیش از هر چیز بر کانال پاناما و سوئز متمرکز شود. یافتههای این پژوهش ثابت میکند مسدودشدن کانال پاناما به دلیل خشکسالی یا تنشهای سیاسی، با کاهش سهدرصدی تجارت جهانی، مخربترین شوک دریایی خواهد بود و پس از آن کانال سوئز با ۲.۵ درصد و تنگه مالاکا با ۱.۷ درصد در رتبههای بعدی قرار دارند؛ درحالیکه گشایشهای پرهیاهویی مانند مسیر قطبی شمال غربی یا کانال کرا در تایلند، تنهایی رونقی ناچیز (حدود ۰.۶ تا ۰.۷ درصد) به همراه خواهند داشت. این پژوهش ژئواکونومیک زنگ خطر جدی را برای زنجیرههای تأمین جهانی به صدا درمیآورد و آشکار میکند که تا چه حد رفاه کشورهای جهان، از افت ۴۵درصدی تجارت پاناما گرفته تا خسارتهای سنگین مصر و مالزی، به ثبات این گلوگاههای استراتژیک گره خورده است.
جایگاه تنگهها در اقتصاد جهانی
سیستم تجارت بینالملل و دریانوردی جهانی بهعنوان شریان اصلی اقتصاد شناخته میشود که بیش از ۹۰ درصد حجم تجارت کالاها در سراسر جهان را به دوش میکشد. ثبات و تابآوری این شبکه گسترده از مسیرهای کشتیرانی، عاملی حیاتی در تضمین جریان مداوم کالاهای واسطهای، مواد اولیه و محصولات نهایی میان کشورهای تولیدکننده و مصرفکننده است. با این وجود، تمرکز بخش عمدهای از جریان تجارت دریایی در چندین آبراه استراتژیک یا بهاصطلاح «تنگههای حیاتی»، سیستم اقتصادی جهان را در برابر شوکهای ژئوپلیتیکی، بحرانهای اقلیمی، جنگها و حوادث ناگهانی بسیار آسیبپذیر کرده است.
حادثه بهگلنشستن کشتی کانتینربر «اور گیون» در مارس ۲۰۲۱ در کانال سوئز که تنها به مدت شش روز این آبراه را مسدود کرد و براساس گزارش سازمان تجارت جهانی، میلیاردها دلار از حجم تجارت جهانی را کاهش داد، نمونهای از این شکنندگی ساختاری است. در پژوهشی جدید و جامع که در می ۲۰۲۶ منتشر شده، با استفاده از یک چارچوب ژئواکونومیک منسجم و دادههای دقیق جغرافیایی، تأثیرات کوتاهمدت پنج شوک بالقوه شامل مسدودشدن کانال پاناما، کانال سوئز و تنگه مالاکا و همچنین گشایشهای احتمالی گذرگاه شمال غربی و کانال کرا در تایلند بر حجم تجارت، تولید ناخالص داخلی و رفاه جهانی شبیهسازی و تحلیل شده است. برای درک عمیق میزان شکنندگی این سیستم، باید ابعاد ترافیک دریایی در این تنگهها را مدنظر قرار داد؛ بهطوری که حدود ۱۲ تا ۱۵ درصد کل تجارت دریایی جهان در سال ۲۰۲۳ از کانال سوئز و حدود شش درصد آن از کانال پاناما عبور کرده است. نویسندگان این مقاله علمی با اتکا بر مدلهای آماری، ماتریسهای مسافت بینالمللی را بر مبنای موقعیت دقیق بنادر در سیستم اطلاعات جغرافیایی بازسازی کردهاند. این مدل به آنها اجازه میدهد تا با ثابت نگهداشتن تمامی متغیرهای اقتصادی و ترجیحات تجاری، تنها تغییر در «هزینه مسافت دریایی» ناشی از بازشدن یا بستهشدن این آبراهها را بسنجند و به تصویری یکپارچه و قابل مقایسه از این پنج سناریو دست یابند. رویکرد منسجم این تحقیق، اگرچه از مدلسازی تغییرات بلندمدت مانند تغییر ساختار بنادر یا مهاجرتهای جمعیتی صرفنظر میکند، اما ارزیابی معتبرتر و بدون فرضیات پیچیدهای از اثرات فوری این شوکها ارائه میدهد.
کانال پاناما مهمترین آبراهه جهان
براساس یافتههای محوری این شبیهسازی، انسداد کانال پاناما بهعنوان مخربترین شوک منفی در میان تمام سناریوها شناسایی شده است که کل تجارت جهانی را نزدیک به سه درصد کاهش میدهد. کانال پاناما همواره در معرض خطرات شدید اقلیمی مانند خشکسالی، توفانهای استوایی و همچنین رخدادهای زمینشناختی نظیر رانش زمین و زلزله قرار دارد. بروز خشکسالی شدید در سال ۲۰۲۳ که منجر به کاهش چشمگیر ظرفیت تردد روزانه کشتیها و تشکیل صفهای طولانی در این آبراه شد، نشان داد این تهدیدها کاملا واقعی هستند. نقشههای تحلیل جغرافیایی نشان میدهند آسیبهای ناشی از بستهشدن این کانال، بهطور عمده بر کشورهای حوزه قاره آمریکا، بهویژه سواحل اقیانوس آرام و منطقه کارائیب، متمرکز خواهد بود؛ بهطوری که کشور پاناما با ۴۵ درصد و پرو با ۳۱ درصد افت در حجم تجارت خود، بزرگترین بازندگان این رویداد خواهند بود. همچنین کشورهایی مانند استرالیا و نیوزیلند نیز آسیبهای شدیدی را متحمل میشوند.
کانال سوئز در جایگاه دوم قرار دارد و در صورت انسداد، تجارت جهانی را 2.5 درصد کاهش میدهد. این کانال یکی از حیاتیترین شریانهای سیستم کشتیرانی بینالمللی است که سالانه حدود ۱۲ تا ۱۵ درصد از کل تجارت دریایی جهان از آن عبور میکند. مسدودشدن احتمالی این آبراه، با افزایش چشمگیر مسافتهای دریایی و هزینههای حملونقل، بیشترین آسیب را به کشورهای منطقه وارد خواهد کرد؛ بهطوری که برآورد میشود حجم تجارت کشور مصر بیش از ۴۰ درصد و کشورهایی مانند سودان و یمن بالای ۲۰ درصد کاهش یابد.
تنگه مالاکا بهعنوان سومین آبراه کلیدی، در صورت مسدودشدن، افتی ۱.۷درصدی در حجم تجارت جهان ایجاد خواهد کرد. این تنگه که قلب تجارت میان شرق آسیا، شبهقاره هند و خاورمیانه است، حتی با وجود مسیرهای جایگزین در مجمعالجزایر اندونزی نظیر تنگه سوندا و دریای تیمور، همچنان شوک بزرگی به اقتصادهای بومی وارد میکند. در این سناریو، کشورهایی نظیر مالزی، سنگاپور، اندونزی، بنگلادش، هند و سریلانکا همگی با خسارتهای تجاری بالای پنج درصد مواجه میشوند. تأثیر این انسداد نهتنها در جنوب شرق آسیا، بلکه به صورت موجهای ثانویه افزایش هزینه، تا سواحل خاورمیانه و شرق مدیترانه نیز کشیده میشود که نشاندهنده درهمتنیدگی عمیق مسیرهای کشتیرانی معاصر است.
اثر تنگهها بر اقتصاد جهان
در سمت دیگر این شبیهسازی اقتصادی، ارزیابی شوکهای مثبت یا همان فرصتهای گشایش مسیرهای جدید قرار دارد. ایده حفر کانال «کرا» در باریکه خاکی جنوب تایلند که خلیج تایلند را به دریای آندامان متصل میکند، پروژهای تاریخی بوده که از زمان فردیناند د لیسپس (سازنده کانالهای سوئز و پاناما) تا به امروز در محافل آکادمیک و پارلمانی تایلند مورد بحث بوده است. گشایش این کانال فرضی با ایجاد یک مسیر میانبر و جایگزین برای تنگه مالاکا، مسافتهای حملونقل دریایی میان آسیای شرقی (مانند چین و ژاپن) و قاره اروپا را بهشدت کاهش میدهد. مدل تحقیق پیشبینی میکند گشایش کانال کرا میتواند رونقی ۰.۷درصدی در تجارت جهانی ایجاد کند. اگرچه تایلند میزبان این کانال و از ذینفعان اصلی آن خواهد بود، اما بیشترین سود تجاری نسبی به دلیل موقعیت جغرافیایی و ساختار بازرگانی، نصیب کشور بنگلادش خواهد شد. سناریوی مثبت دوم، گشایش کامل و بدون مانع «گذرگاه شمال غربی» در میان جزایر قطبی کانادا و سواحل شمالی آمریکای شمالی است. شبیهسازی این گشایش قطبی نشاندهنده افزایش ۰.۶درصدی در حجم تجارت بینالملل است. کشورهای شمال اقیانوس اطلس مانند ایالات متحده آمریکا، کانادا و ایسلند سود سرشاری از این مسیر خواهند برد و در عین حال، اقتصادهای بزرگ شرق آسیا شامل چین، ژاپن، تایوان، هنگکنگ و کره جنوبی شاهد رشد تجاری بیش از یک درصد خواهند بود؛ چراکه مسافت حمل کالا میان این بلوکهای اقتصادی به طرز چشمگیری کوتاهتر میشود. نویسندگان مقاله همچنین اثر انسداد کانالها و تنگهها را بر شاخصهای کلان اقتصادی یعنی تولید ناخالص داخلی (GDP) و رفاه اجتماعی بررسی کردهاند. مسدودشدن پاناما منجر به کاهش ۰.۵۸درصدی در کل تولید ناخالص جهانی میشود و کشورهای متعددی خسارتهای فراتر از دو درصد را در تولید ناخالص داخلی خود ثبت میکنند. انسداد کانال سوئز و تنگه مالاکا نیز به ترتیب کاهشهای شدیدی در تولید ناخالص داخلی جهانی بر جای میگذارد؛ درحالیکه گشایش کانال کرا رونق میانمدت ۰.۱۳درصدی در GDP جهانی ایجاد خواهد کرد که سهم تایلند و بنگلادش از این رشد بیشتر از سایرین خواهد بود.
نتیجه نهایی این پژوهش نشان میدهد که ثبات اقتصاد و رفاه جهان به شکل نگرانکنندهای به امنیت و کارکرد مداوم دو گلوگاه استراتژیک یعنی کانال پاناما و کانال سوئز وابسته است؛ چراکه انسداد آنها میتواند به ترتیب با کاهش سه و دوونیم درصدی تجارت بینالملل، مخربترین ضربهها را به زنجیره تأمین وارد کند. در مقابل، این مطالعه ثابت میکند که گشایش مسیرهای جدیدی مانند گذرگاه قطبی شمال غربی، برخلاف تصور عمومی، تأثیر شگرفی بر ساختار تجارت جهانی نخواهد داشت.
منبع:
The fragility of the global trading system, Stephan Maurer and Ferdinand Rauch, 2026.