|

زمین همیشه در سمت بازنده‌هاست

جنگ را اگر فقط در سطح انفجار و تخریب ببینیم، بخش اصلی ماجرا را از دست داده‌ایم. مسئله فقط نابودی لحظه‌ای نیست، بلکه از بین رفتن تدریجی توان زمین برای ادامه‌دادن به چرخه‌‌های طبیعی خود است. زمین پس از جنگ، همچنان باقی می‌ماند، اما توانایی‌‌اش برای تولید، ترمیم و تداوم حیات کاهش پیدا می‌کند. گویی یک سیستم زنده دچار کاهش کارایی در سطح درونی شده باشد.

زمین همیشه در سمت بازنده‌هاست

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

سعید نبی - مستندساز

 

جنگ را اگر فقط در سطح انفجار و تخریب ببینیم، بخش اصلی ماجرا را از دست داده‌ایم. مسئله فقط نابودی لحظه‌ای نیست، بلکه از بین رفتن تدریجی توان زمین برای ادامه‌دادن به چرخه‌‌های طبیعی خود است. زمین پس از جنگ، همچنان باقی می‌ماند، اما توانایی‌‌اش برای تولید، ترمیم و تداوم حیات کاهش پیدا می‌کند. گویی یک سیستم زنده دچار کاهش کارایی در سطح درونی شده باشد.

در جنگ اخیر آنچه اهمیت دارد فقط نقاط برخورد نیست، بلکه تغییرات گسترده‌ای است که در رفتار عناصر طبیعی رخ می‌‌دهد. خاک، آب و هوا در چنین شرایطی از حالت تعادل خارج و وارد وضعیتی می‌‌شوند که در آن روندهای طبیعی کند، ناپایدار و غیرقابل پیش‌‌بینی می‌شود.

خاک در این وضعیت دیگر فقط بستر فیزیکی نیست، بلکه به محیطی با کاهش توان نگهداری مواد آلی و کاهش کارکردهای زیستی تبدیل می‌شود. این تغییر باعث می‌شود زمین توان قبلی خود را در حمایت از پوشش گیاهی و تولید طبیعی از دست بدهد. به‌‌تدریج، چرخه‌‌های طبیعی که معمولا بدون دخالت انسانی کار می‌کنند، دچار وقفه یا اختلال می‌شوند.

در منابع آبی نیز تغییرات ایجادشده فقط به آلودگی قابل مشاهده محدود نمی‌شود. ساختار طبیعی جریان و ترکیب آب دچار تغییر می‌شود و این موضوع بر تمام موجوداتی که به این منابع وابسته‌اند اثر می‌گذارد. آب که باید عنصر پیونددهنده حیات باشد، در چنین شرایطی بخشی از یک سیستم ناپایدار می‌شود که کارکرد گذشته خود را ندارد. در لایه هوا، مسئله صرفا حضور ذرات نیست، بلکه تغییر در کیفیت کلی محیط تنفسی است. هوا در مناطق درگیر، از یک عنصر طبیعی پایدار به محیطی با نوسان‌‌های شدید در کیفیت تبدیل می‌شود. این نوسان‌‌ها به‌صورت مستقیم بر الگوهای زندگی موجودات زنده اثر می‌گذارد و شرایط سازگاری با محیط را دشوارتر می‌کند.

پوشش گیاهی نیز در این میان دچار کاهش توان رشد و بازسازی می‌شود. گیاهان که پایه اصلی بسیاری از چرخه‌‌های طبیعی هستند، در چنین شرایطی توان قبلی خود را برای تثبیت خاک و تنظیم شرایط محیطی از دست می‌دهند. این موضوع باعث می‌شود کل ساختار طبیعی منطقه دچار ضعف تدریجی شود.

در سطح کلان‌‌تر، جنگ باعث تغییر در توازن میان عناصر طبیعی می‌شود. این تغییر توازن به‌ صورت تدریجی خود را در کاهش پایداری محیط، افزایش نوسان‌‌های طبیعی و کاهش توان بازگشت سیستم به حالت اولیه نشان می‌دهد. در واقع زمین پس از جنگ وارد مرحله‌ای می‌شود که در آن بازسازی کامل دیگر به‌‌سادگی ممکن نیست.

از سوی دیگر، تجربه انسانی از محیط نیز تغییر می‌کند. محیطی که پیش‌تر قابل پیش‌‌بینی و پایدار تلقی می‌شد، به فضایی تبدیل می‌شود که در آن عدم قطعیت افزایش یافته است. این تغییر در ادراک، بخشی از پیامدهای غیرمستقیم جنگ است که در هیاهوی برنده‌شدن در آن کمتر دیده می‌شود، اما اثر آن در رفتار جمعی و فردی قابل مشاهده است. در نهایت، جنگ را باید نه‌فقط به‌ عنوان یک رویداد نظامی، بلکه به‌ عنوان یک عامل تغییر در توان زیستی زمین دید. تغییراتی که ایجاد می‌کند، محدود به زمان وقوع نیستند و در قالب کاهش تدریجی ظرفیت‌‌های طبیعی ادامه پیدا می‌کنند. زمین پس از جنگ همان زمین قبل نیست؛ حتی اگر ظاهر آن تغییر نکرده باشد، عملکرد درونی آن دچار دگرگونی شده است.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.