گفتوگو با آناهید آباد، مسئول ستاد همیاری خانه سینما
هنرمند نمیتواند در برابر موضوعات اجتماعی بیتفاوت باشد
مدتی است ستاد همیاری خانه سینما با حضور سینماگران آغاز به کار کرده است. در ابتدای تشکیل این ستاد هیئترئیسه و مدیرعامل خانه سینما از همه اعضای خانواده بزرگ فرهنگ و هنر و رؤسای صنوف دعوت کرد برای همکاری با «ستاد همیاری خانه سینما» اعلام آمادگی کنند و در متن بیانیه خانه سینما آمده است: «باور ما این است که در روزگار سخت، دستهای همدل میتوانند باری از دوش کسانی بردارند که جانانه در میدان نجات حضور دارند.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
مدتی است ستاد همیاری خانه سینما با حضور سینماگران آغاز به کار کرده است. در ابتدای تشکیل این ستاد هیئترئیسه و مدیرعامل خانه سینما از همه اعضای خانواده بزرگ فرهنگ و هنر و رؤسای صنوف دعوت کرد برای همکاری با «ستاد همیاری خانه سینما» اعلام آمادگی کنند و در متن بیانیه خانه سینما آمده است: «باور ما این است که در روزگار سخت، دستهای همدل میتوانند باری از دوش کسانی بردارند که جانانه در میدان نجات حضور دارند. ستاد همیاری با هدف کمک به آسیبدیدگان جنگ آمریکا و اسرائیل به ایران و حمایت از امدادگران از طریق خانه سینما و با هماهنگی هلالاحمر تشکیل شده است». در همین فرصت کوتاه بسیاری از سینماگران در کنار هم به یاری آسیبدیدگان جنگ رفتند و قدمهای مثبتی در این مسیر برداشتند. آناهید آباد مسئول ستاد همیاری خانه سینما است که تجربههای جذاب و در عین حال تلخی را در این مدت داشته است که در گفتوگو با «شرق» از چرایی تشکیل این ستاد و تجربههای روزهای اخیر با ما صحبت کرد.
ایده حضور سینماگران در کنار نیروهای امداد در این بزنگاه تاریخی کشورمان قطعا اتفاق تأثیرگذاری است. تا به امروز چه تعداد هنرمند با این پویش همگام شدهاند؟
از روز اول، دوم جنگ هنرمندان واکنشهای زیادی به جنگ داشتند. آنها نمیتوانند در برابر این موضوع بیتفاوت باشند. هنرمندان در برابر اطرافیان یا اتفاقات، در حد توانشان اقدامات شخصی انجام میدادند و بعد این ایده شکل گرفت که جمع شویم و سعی کنیم همه با هم کاری گروهی انجام دهیم و اگر بخواهم از همبستگی سینماگران در این طرح صحبت کنم، باید بگویم دهها نفر در این مسیر همراه شدند. چیزی حدود صد هنرمند روزهاست کنار هم هستیم و هر روز این تعداد بیشتر میشود و چون در زمان بمبارانها هم پای کار بودیم، شیفتبندی میکردیم. ما در حد توانمان سعی میکردیم کمک کنیم.
از ابتدای تشکیل این ستاد به چه مناطق و اماکنی سر زدید و چه روندی از طرف شما طی شد؟
ما با هلالاحمر همکاری میکنیم و جلساتی در ساختمان مرکزی هلالاحمر داشتیم و با آقایان کولیوند و درویشی مرتبط شدیم و خوشبختانه داوطلب برای کمک در ایام جنگ اینقدر زیاد بود که جلیقههای نجات کم میآمد و این جای خوشحالی داشت که در جامعه ما آنقدر روحیه کمک به همنوع زیاد است که حتی این جلیقهها هم کمبودش احساس میشود. در ستاد بحران هلالاحمر براساس مقرراتی که وجود دارد، مسائل امنیتی مهمترین آن است، ولی ما هرجا اتفاقی میافتاد، براساس محل اقامت بچههای هنرمند به آنها اطلاع میدادیم و به کمک شهروندان میرفتیم. در آن لحظه ابتدایی فاجعه خیلی طبیعی است که ما نتوانیم کمکهای تخصصی انجام بدهیم، ولی مدیریت روانی و مدیریت فضا و کمک به مردمی که در آن لحظه بهشدت هراسان و مضطرب، غمگین و نگران هستند، بسیار مهم است. این حداقل کمکی بود که میتوانستیم انجام بدهیم.
واکنش مردم بعد از دیدن سینماگران در کنارشان چیست؟
این از مواردی است که شاید سالها بعد در آثاری که هنرمندان ما خلق میکنند، نمود پیدا کند و بهتر متبلور خواهد شد. تجربه شخصی من این است که در آن لحظه اول فقط انسان به انسان کمک میکند و برای کسی که کودکش گم شده و زیر آوار است و نیاز دارد کسی بغلش کند و به او بگوید صبر کن و دعا کن، حتما بچه پیدا میشود، از زبان چه کسی این جملات جاری میشود. او در آن لحظه غم بزرگی را تجربه میکند. او در آن لحظه فقط انسانی را میبیند که با او همدردی میکند و سعی میکند او را آرام کند. آن لحظه ما یک چهره هنرمند یا یک چهره مشهور نیستیم. کمی که میگذرد، فرد آسیبدیده میبیند کسی که او را بغل کرده و دلداری داده، هنرمندی است که مثلا او را در سینما دیده یا حتی در تلویزیون آثارش را دیده است و آن لحظه معمولا اشکها بهشدت جاری میشد و این مردم غیور و شریف و مهربان و بزرگدل از ما تشکر میکردند و درواقع ما از آنها سپاسگزاریم که اجازه دادند کنارشان باشیم. این موارد تجربههای عجیبی بود و قطعا تجربههای بیشتری هم هست که امید و انرژی و گاه عزت و افتخار به همراه دارد و همه این موارد را تجربه کردیم.
در این مدت کدام صحنه، تصویر یا واکنش مردم برای شما تکاندهنده بوده است؟
تجربههای زیادی بوده. وقتی به لحظهای میرسی که خانهای روی سر خانوادهای آوار شده است، حس عجیبی را تجربه میکنی. حس بهت عجیبی به سراغت میآید که چقدر نفسها قطع شده و دیگر جانی نیست و در دل این ویرانی آیا هنوز انسانی هست؟ نفسی وجود دارد؟ دم و بازدمی هست؟ این لحظات بهتآور است و میتوانم بگویم هیچکدام از این تجربهها عادی نمیشود و آن بهت و شوکی که از لحظه اول به انسان دست میدهد، عجیب است. اما پس از این بهت بلافاصله قدرتی به انسان میگوید حالا چه کار میتوانم انجام بدهم؟ بعد در آن لحظه شروع میکنی به این فکر میکنی که حالا باید کاری بکنم. خاطرهای از روزهایی دارم که پشت سر گذاشتیم. یکی از این روزها رسیدیم به میدانی که خانهای در آن آوار شده بود و پدری سراسیمه به دنبال بچهاش میگشت که اصلا پسربچه پنجسالهاش زنده است یا نه؟ همسرش فوت کرده بود و وقتی از دور دید که نیروهای امدادگر بچهاش را از زیر آوار بیرون کشیدند، این مرد لباسش را کثیف کرد. من در آن لحظه به مردی که نزدیک ایستاده بود، گفتم خانهات کجاست؟ گفت: همین نزدیکی. گفتم: این آقا را ببر به خانهات که لباسش را عوض کند و همین اتفاق افتاد. شاید من در آن لحظه هیچ کار عجیبی انجام ندادم اما به این فکر کردم اگر بچهای که زیر آوار گرفتار شده بود و حالا بیمادر هم شده، به محض اینکه چشم باز کند و پدرش را ببیند، قطعا بودن مرد در آن وضعیت برای بچه خوشایند نیست. بچهای که با چشمهای هراسان به دنبال آغوش پدر بود. در آن لحظه فقط به ذهنم رسید که میتوان چنین کمکی کرد. قطعا کاری نکردم ولی فکر میکنم این کار لازم بود.
اقدامات این ستاد در ادامه چه خواهد بود؟
جنگ اتفاق افتاد و تجربههای عجیبی را از سر گذراندیم. جانهای عزیزی از دست رفت ولی قطعا پیامد این جنگ طولانیمدت است. به این دلیل که قطعا ویرانیها باید ساخته شود. همین الان دنبال این موضوع هستیم که آدمهایی را که در هتلها اسکان داده شدهاند، ببینیم و با آنها ساعتهایی را بگذرانیم و کمک روحی و روانی برای آنها باشیم یا خانههایی را که تخریب شده و ساکنان آنها روزهای سختی را تجربه کردند، به سراغشان برویم؛ کسانی که اضطراب بینهایتی را تجربه کردهاند. اینکه باید باور کنیم بخشی از تروما و احساس بد آدمهایی که با چنین غمهای بزرگی زندگی میکنند، با حرفزدن در مورد آن حس بهتری پیدا میکنند. ما دستکم میتوانیم حرفهای آنها را بشنویم. بار روانی آنها با حرفزدن تخلیه شود و این وحشت را با خودشان حمل نکنند. این قطعا نقش مثبتی خواهد داشت، به اضافه اینکه در کارهایی که نقش روانی و اعتباری هنرمندان در پیشبرد آن مؤثر است، حضور خواهیم داشت. ما به بازسازی کشورمان فکر میکنیم. طرحی را آماده کردهایم که نقش هنرمندان در کوتاهمدت و بلندمدت در این شرایط بحرانی چه میتواند باشد؟ امیدواریم این طرح هرچه سریعتر در مسیر خودش مصوب شود و به مرحله اجرا برسد. واقعیت این است که خود ما هم الان در بحران هستیم و به نوعی بحرانزدهایم، خودمان هم سعی میکنیم با همفکری و همنظری ایدههایی را به مرحله اجرا برسانیم، فکر کنیم و راهحلهای مناسبی پیدا کنیم.