|

نگاهی به واکنش سینماگران در روزهای پرالتهاب جنگ

هنرمندانی که از وطن گفتند

در این روزها، هنرمندان ایرانی بیش از هر وقت دیگری پای وطن‌شان ایستاده‌اند. از آغاز جنگ تحمیلی هنرمندان ایرانی به هر طریق تجاوز به خاک کشورمان را محکوم کرده‌اند و در گفته‌های و نوشته‌های آنها عشق به این آب و خاک موج می‌زند.

هنرمندانی که از وطن گفتند

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

در این روزها، هنرمندان ایرانی بیش از هر وقت دیگری پای وطن‌شان ایستاده‌اند. از آغاز جنگ تحمیلی هنرمندان ایرانی به هر طریق تجاوز به خاک کشورمان را محکوم کرده‌اند و در گفته‌های و نوشته‌های آنها عشق به این آب و خاک موج می‌زند.

کیانوش عیاری، کارگردان نام‌آشنا و مطرح کشورمان گفت: «ایران وطن من، به خاطر گستردگی و اقوام مختلفش همیشه اهمیت زیادی برایم داشته است. من در خوزستان به دنیا آمده‌ام و کاملا عِرق خوزستانی دارم و بوی نفت و رودخانه کارون مرا همیشه احساساتی می‌کرد. یکی از غم‌انگیزترین اتفاق‌ها برای من تجزیه ایران است و باید به هر شکل ممکن ایران حفظ شود».

‎حسین پاکدل، بازیگر سینما و تلویزیون هم در یادداشتی حملات آمریکا و اسرائیل به ایران را محکوم کرد و نوشت:

‎«دشمنان این سرزمین کلید آغاز این جنگ و تجاوزِ اکنون بالفعل‌شده را به شکل بالقوه از سالیان پیش می‌زدند. از همان هنگام که پشت هم شبکه‌های رنگارنگ با سرمایه‌های کلان غول‌های حریص، با پخش برنامه‌های مفرح، آن‌هم به فارسی با کمک و همراهی چند پشت‌کرده به میهن، فضای کشور را آلوده مرام خود کردند. بعد کم‌کم لابه‌لای زنگ تفریحات، با شگردهای پیچیده، با تحقیق از هرچه و هرکه بود و هست، برچسب‌زنی، تحریف تاریخ و رواج کذب، انگ و تهمت و ایجاد افتراق و توزیع ناسزا به روح و روان و ذهن جامعه به‌خصوص جوانان ناامید رخنه کردند».

‎ادامه واکنش‌ها

‎ایرج طهماسب، بازیگر سینما و تلویزیون در ادامه واکنش‌های خود به جنگ در استوری اینستاگرامش نوشت:

‎«اندوه چونان عظیم

‎که گریه در برابرش حقیر

‎به تحیر مانده‌ام».

‎پرویز پرستویی نیز که از آغاز جنگ حضور مؤثر و چشمگیری در اتحاد و‌ همدلی مردم داشته است، در واکنش به شادی برخی ایرانیان خارج از کشور برای حمله آمریکا به ایران نوشت:

‎«تاریخ در مورد شما جاده‌صاف‌کن‌های بمباران و کشتار کودکان با بیرحمی قضاوت خواهد کرد. این فقط دوتا قاب نیست. یک طرف جماعتی ایستاده‌اند که از دور کنار پرچم و لبخند و ژست برای بمباران و ویرانی کشور می‌رقصند. طرف دیگر مردمی میان خاک و آهن و دود راه می‌روند مردمی که خانه‌شان روی سرشان خراب شده، خیابان‌شان بوی مرگ گرفته و زندگی‌شان زیر آوار مانده. این را نباید به حساب لغزش اخلاقی گذاشت. این‌طور نیست که ناگهان چیزی در آنها شکسته باشد؛ نه، همین است که هستند.

‎برای این جنس سیاست رنج مردم از اول هم مسئله نبوده فقط ماده بوده.

‎آوار اگر به کار بیاید می‌شود فرصت، جنازه اگر به کار بیاید می‌شود نشانه، خون اگر به کار بیاید می‌شود نردبان.

‎اینها از ویرانی بیزار نیستند، فقط می‌خواهند ویرانی مال خودشان نباشد.

‎برای مردم زیر بمب انفجار یعنی گوشت و استخوان و گرد و غبار و اسم‌هایی که از زیر آوار بیرون نمی‌آید.

‎برای اینها همان انفجار یک تصویر است، یک هیجان است، یک صحنه است برای تکان‌دادن پرچم و کوبیدن پا به زمین.

‎آنچه اینجا فاجعه است، آنجا نمایش است. آنچه اینجا مرگ است، آنجا شور است.

‎و همین است کثیف‌ترین بخش ماجرا، نه اینکه درد را نمی‌فهمند، بلکه از نفهمیدن آن نان می‌خورند.

‎این فقط یک تناقض نیست. این فقط بی‌حسی هم نیست. این منطق خود کارشان است.

‎وقتی انسان حذف شد، کنار آوار هم می‌شود رقصید. وقتی رنج مردم فقط خرج پروژه سیاسی شد، دیگر شادی کنار ویرانی رسوایی نیست؛ قاعده است.

‎یک طرف مردم از میان خاکستر رد می‌شوند، طرف دیگر عده‌ای از دور روی همان خاکستر پایکوبی می‌کنند. این دو تصویر بی‌ربط نیستند. دو روی یک سیاهی مطلق‌اند».

‎حامد بهداد در فضای مجازی واکنشی جدید به جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران داشت.

‎حامد بهداد نیز در صفحه شخصی‌اش نوشت: «به مهدی جوادی (تهیه‌کننده) پرسیدی کدام مردم؟ می‌گویم همه مردم. از دیدن رنج هم‌وطنانم می‌رنجم. هرکس که باشد. از گریه مادری که جوانش به‌تازگی کشته شده گریه‌ام می‌گیرد. از مسخره‌کردن رزمنده‌ای که دست و پایش را پای لانچر از دست داده، قلبم مچاله می‌شود. از بمب‌خوردن بیمارستان‌های شهرم و جابه‌جاکردن نوزادهای سرزمین آتش می‌گیرم. من از این جنگ که به میهنم وارد شده بیزارم. مهدی جان نوشته‌هایم را تضعیف هیچ‌کس برداشت نکن. ایران خط قرمز من و از همه چیز مهم‌تر است».

‎جواد عزتی نیز در صفحه مجازی خود بخشی از فیلم باشو غریبه کوچک بهرام بیضایی را منتشر کرد و نوشت:

‎«ایران سرزمین‌ ماست، ما از یک آب و خاک هستیم، ما فرزندان ایران هستیم».

‎هادی حجازی‌فر، بازیگر و کارگردان برای این روزهای ایران نوشت: «من در وحشتِ چشم‌های معصوم کودکان میناب قفل شده‌ام؛ در نجات و بازماندگی حلمایِ کوچک تبریز و صد‌البته تنهایی ابدی و آوارآلودش؛ یا آن کودک هفت‌ساله کرجی نجات‌یافته از انفجار که بی‌تاب و ترسیده است و سراغ مادرش را می‌گیرد و امدادگر چاره‌ای جز دروغ‌گفتن به او ندارد. من در ترس‌های ابدی کودکان ایران از این‌همه انفجار و بمب قفل شده‌ام. من در اندوهِ خیس و انتظارِ دریایی پدرها، مادرها، همسران و فرزندان دنانشین‌هایِ غریب و سفیدپوش قفل شده‌ام... من به اندازه هزار سال در این چند روز اندوه تلنبار کرده‌ام... مگر این همه بی‌رحمی و جنایت از این پلیدترین و فاسدترین آدم‌های جزیره‌نشین! چیز عجیبی است؟ من پر از مرثیه‌ام برای تمام آن جان‌های پاک و شجاعی که برای دفاع از ذره ذره ایرانم تکه‌تکه شده‌اند... این روزها «موقعیت مهدی»، مجنون و خیبر را بسیار مرور می‌کنم. اندوهِ باکری در جزیره مجنون را... آن تجسم بلامنازعِ تنها‌ماندن ولی تا آخر ایستادن... من پر از گریه‌ام... اما این همه پرچم که در اهتزازِ حماسه‌اند فریاد می‌زنند که اکنون زمان سوگ نیست... هرچند شاید خیلی‌ها «خسرو» باشند نه باکری! اما یقین دارم و به گواهِ تاریخ و به چشم می‌بینم باکری‌های پیر و جوان را که در هیاهوی آتش و خون، مردانه، مومن و سلحشورانه ایستاده‌اند و برای اقامه یک نماز پیروزی دیگر در «خرمشهرها» بی‌تابند».

‎رامبد جوان نیز درباره روزهایی که تجربه می‌کنیم نوشت: «سلام سلام به ایران سلام به جان‌های نازنین این سرزمین سلام به کودکان زیبای میناب و مادران و پدران مهربان و صبورشان سلام به فرزندان دی‌ماه ایران سلام به همه دل‌هایی که در این روزها سنگین‌اند و همچنان ایستاده‌اند سلام به آنهایی که دیگر میان ما نیستند اما حضورشان در این خاک جاری‌ است سلام به بهارِ پر از زندگی سلام به مردمی لبریز از قدرت و تاب و مهربانی و غیرت سلام به مردان و زنان و هر ایرانی‌ای که کوچک‌ترین قدمی برای این سرزمین بزرگ برداشته است، سرزمینی که هیچ‌گاه ذره‌ای از خاکش را به پلیدی تسلیم نکرده است و خوب می‌داند که نام‌ها و قدرت‌ها می‌آیند و می‌روند و این خاک، همچنان استوار، می‌ماند و یادمان باشد که زورِ زندگی و نفس‌کشیدن همیشه بیشتر است و لعنت به جنگ و جنگ‌طلبان و لعنت به ظلم و ظالمان سلام به ایران سلام به زندگی سلام به بهار نوروز پیروز».

‎علیرضا داودنژاد، کارگردان سینما نیز نوشت: «حقیقتِ جاری در تحولات جهان، پیامی روشن برای بشریت دارد: پیروزی از آنِ کسی نخواهد بود که انبار بزرگ‌تری از غول‌های آهنین دارد. در واقع امروز برای ابنای بشر آشکار می‌شود که «هویت» نه مشکل که راه‌حل است.

‎برخلافِ پندارِ سالیان دراز که هویتِ ملت‌ها را سدی در برابر جهانی‌سازی یا عاملی برای تنش معرفی می‌کردند، اکنون ثابت شده است که هویت، تنها پناهگاهِ استراتژیکی است که مانع از فروپاشیِ یک ملت در زیر حجم سنگینِ آتش و فشار می‌شود.

‎نهایتا ورق برگشته است: امروز دوران قدرت‌نمایی با تجهیزات عظیم‌الجثه به پایان رسیده و موفقیت از آنِ جانبی است که بتواند «اراده ملی» را به «دقت تکنولوژیک» گره بزند. این همان فرمولِ فاتحی است که در آن، تکنولوژی -چه در قالب یک دوربینِ کوچکِ فیلم‌سازی و چه در قالب یک پهپادِ نقطه‌زن- دیگر نه ابزاری برای ویرانی، بلکه نگهبانی برای صیانت از اصالت، خانه و هویتِ یک ملت است. ایران با تکیه بر همین پیوند، افق‌های جدیدی را در راهبردهای نظامی و انسانیِ جهان گشوده است».

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.