|

سیری در تاریخچه ژانر جنگی در سینمای جهان

واقعیت عریان

جایگاه و اهمیت ژانر در سینمای ایران، یکی از مسائل مناقشه‌آمیز میان فیلم‌سازان و منتقدان است. تقریبا ژانرهای سینمایی ایران با سایر کشورهای جهان متفاوت بوده است. ژانر مفهومی است که به یکباره متولد نمی‌شود و در گذر زمان شکل می‌گیرد.

واقعیت عریان

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

فرزانه متین: جایگاه و اهمیت ژانر در سینمای ایران، یکی از مسائل مناقشه‌آمیز میان فیلم‌سازان و منتقدان است. تقریبا ژانرهای سینمایی ایران با سایر کشورهای جهان متفاوت بوده است. ژانر مفهومی است که به یکباره متولد نمی‌شود و در گذر زمان شکل می‌گیرد. ناگفته نماند که واژه «ژانر» در اصل یک کلمه فرانسوی است که ابتدا در علم زیست‌شناسی برای طبقه‌بندی گروه‌های گیاهان و جانوران کاربرد داشت. برای سینماگران، ژانر راهی است برای پیداکردن فیلمی که می‌خواهند ببینند. یکی از مهم‌ترین ژانرهای سینمایی جهان، ژانر جنگی است؛ هرچند کارشناسان بر این باورند که هیچ ژانری را نمی‌شود به صورت مطلق تعریف کرد و ژانر جنگی از این قاعده مستثنا نیست. برخی معتقدند ژانر جنگی فاقد پیچیدگی‌های لازم مانند سایر ژانرهاست و حتی می‌توان گفت زیرژانر برای آن معنا ندارد.

چالش‌های ژانر جنگی

یحیی نطنزی، منتقد و نویسنده سینما، بر این باور است که نوشتن درباره ژانری که کمترین محبوبیت را در میان ژانرهای سینمایی دارد، کار چندان راحتی نیست؛ ژانری که خشونت، قتل‌عام، کشت‌وکشتار و تکه‌پاره‌شدن بدن انسان‌ها در آن امری طبیعی محسوب می‌شود. قاعدتا تماشای این صحنه‌ها به مذاق هر مخاطبی خوش نمی‌آید و حتی ممکن است او را از فیلم زده کند. به دلیل ناخوشایندی ذاتی هر نوع جنگی، فیلم‌سازان درون‌مایه‌های دیگری به این ژانر اضافه می‌کنند؛ مانند مضامین سیاسی، خانوادگی، رمانتیک، بیوگرافی و... تا فیلم جذاب‌تر به نظر برسد.

جنگ در هنرهای مختلف

نمایش جنگ محدود به سینما نمی‌شود. در سایر هنرها مانند ادبیات، نقاشی، تئاتر و... همیشه جنگ نقش مهمی داشته است. ما پیش از تولد سینما، جنگ‌های صلیبی، جنگ‌های اروپایی و... داشته‌ایم، اما اکثر آنها در ژانر حماسی و تاریخی قرار می‌گیرند. جنگ‌هایی که در قرن بیستم و بیست‌ویکم رخ داد و به نمایش درآمدن آنها در سینما، به طور قطع در ژانر جنگی محسوب می‌شود؛ مانند جنگ جهانی اول، جنگ جهانی دوم، جنگ کره، ویتنام و... . از مهم‌ترین نکات ژانر جنگی این است که بر اساس داستان‌های واقعی ساخته می‌شوند. به تدریج بعد از جنگ ویتنام، ژانر ضدجنگی در آثار سینمایی متولد شد که پیامدهای ناشی از جنگ را به نمایش می‌گذاشت.

اولین فیلم جنگی

چند سال بعد از تولد سینما، جی. استوارت بلکتون با ساخت «پاره‌کردن پرچم اسپانیا» اولین نقطه عطف را در تاریخ فیلم‌های جنگی رقم زد. این فیلم 90ثانیه‌ای که در واقع چند ساعت بعد از اعلان جنگ آمریکا علیه اسپانیا فیلم‌برداری شده بود، عنوان اولین فیلم جنگی کوتاه را از آن خود کرده است. اما نخستین فیلم جنگی با نام «شعار صلح» در سال ۱۹۱۵ به صورت صامت به نمایش درآمد. این فیلم که یک سال بعد از آغاز جنگ جهانی اول ساخته شده بود، ایده‌اش نابودی آمریکا و حمله به نیویورک بود. به تدریج فیلم‌های جنگی حالت پروپاگاندا و تبلیغاتی به خود گرفت. در این دوران، فیلم نیمه‌مستند «چهار سال من در آلمان» اولین تلاش برادران وارنر بود که نماهای آرشیوی از صحنه‌های جنگ در جای‌جای فیلم دیده می‌شد. هم‌زمان با پیدایش سینمای ناطق در نیمه دوم دهه 20، فیلم‌های جنگی پشت سر هم ساخته می‌شد. «پسر چرمی» و «دختری که به جنگ می‌رود» از مهم‌ترین فیلم‌های این دوره محسوب می‌شوند. اما فیلم «فرشتگان دوزخ» با قابلیت صوتی جدید و با هزینه‌ای سرسام‌آور ساخته شد که از تصاویر مبارزه در ناوگان هوایی استفاده کرده بود. فیلم جنگی بعدی که سروصدا کرد، «هیوز» نام داشت که داستان دو برادر انگلیسی را تعریف می‌کرد که در جنگ جهانی اول خلبان بودند و مضمونی عاشقانه در کنار آن گنجانده شده بود.

در جبهه غرب خبری نیست: شاهکار ضدجنگ سینما

یکی از بهترین و مهم‌ترین آثار جنگی، فیلم ماندگار «در جبهه غرب خبری نیست» است که در سه نسخه صامت (۱۹۳۰)، تلویزیونی (۱۹۷۹) و ناطق (۲۰۲۲) ساخته شد. این اثر با اقتباس از رمانی به همین نام نوشته اریش ماریا رمارک، نگاه آلمانی به مسائل مربوط به جنگ جهانی اول داشت. نسخه اصلی سال ۱۹۳۰ به کارگردانی لوئیس مایلستون، نخستین فیلم ضدجنگ عصر صدا بود که توانست دو جایزه اسکار بهترین فیلم و بهترین کارگردانی را از آن خود کند. این فیلم با بودجه ۱.۲ میلیون دلاری ساخته شد و بیش از هزارو 500 سیاهی‌لشکر در آن به کار گرفته شدند که بسیاری از آنان کهنه‌سربازان ارتش آلمان در جنگ جهانی اول بودند. داستان فیلم حول محور پل بومر، دانشجوی جوان آلمانی می‌چرخد که به همراه هم‌کلاسی‌هایش با انگیزه میهن‌پرستی 

enlist می‌کنند، اما خیلی زود با واقعیت هولناک جنگ سنگری مواجه می‌شوند. فیلم ۱۹۳۰ به دلیل پیام صریح ضدجنگی‌اش در بسیاری از کشورها از جمله آلمان نازی، فرانسه و ایتالیا ممنوع شد. نازی‌ها این فیلم را «دروغ یهودی» و «فیلم نفرت‌پراکن علیه سرباز آلمانی» خواندند و رمان رمارک را سوزاندند. جالب اینکه یکی از نسخه‌های استفاده‌شده برای بازسازی این فیلم، از مجموعه شخصی یوزف گوبلز، وزیر تبلیغات رایش سوم بود؛ کسی که دشمن سرسخت این اثر محسوب می‌شد. در سال ۱۹۷۹، نسخه تلویزیونی این اثر با بازی ریچارد توماس ساخته شد که توانست جایزه گلدن گلوب بهترین فیلم تلویزیونی را کسب کند. این نسخه وفادارتر به رمان اصلی بود و جنبه‌های انسانی شخصیت پل را بیشتر به نمایش می‌گذاشت.

بازسازی ۲۰۲۲: نگاه مدرن به فاجعه جنگ

اما در اکتبر ۲۰۲۲، نسخه آلمانی‌زبان این فیلم به کارگردانی ادوارد برگر از طریق نتفلیکس اکران جهانی شد. این نخستین اقتباس آلمانی‌زبان از رمان رمارک بود که با بودجه ۲۰ میلیون دلاری ساخته شد و توانست ۹ نامزدی اسکار از جمله بهترین فیلم بین‌المللی را کسب کند و در نهایت چهار جایزه اسکار (بهترین فیلم بین‌المللی، بهترین فیلم‌برداری، بهترین موسیقی متن و بهترین طراحی صحنه) و هشت جایزه بفتا را از آن خود کند. نسخه ۲۰۲۲ با وجود وفاداری به روح ضدجنگی رمان، تغییرات قابل‌ توجهی در داستان ایجاد کرده است. از جمله افزودن خرده‌داستانی درباره ماتیاس ارتسبرگر، سیاستمدار آلمانی مسئول مذاکرات آتش‌بس در کامپین فرانسه. این تغییر نشان‌دهنده شکاف بین تصمیم‌گیرندگان قدرتمند و سربازان معمولی است که جان خود را فدا می‌کنند. تفاوت عمده دیگر، حذف بازگشت پل به خانه و تمرکز بیشتر بر صحنه‌های نبرد واقع‌گرایانه و خشن است. صحنه‌ای که پل در یک چاله با سرباز فرانسوی درگیر می‌شود و او را می‌کشد، سپس با پشیمانی به او آب می‌دهد، از تکان‌دهنده‌ترین لحظات سینمای ضدجنگ محسوب می‌شود. پایان‌بندی فیلم ۲۰۲۲ نیز متفاوت است؛ در حالی که در نسخه ۱۹۳۰ پل هنگام رسیدن به پروانه‌ای مورد اصابت گلوله قرار می‌گیرد، در نسخه جدید او درست لحظاتی قبل از آتش‌بس با نیزه از پشت زخمی می‌شود. این تغییر تأکید بیشتری بر پوچی و بی‌معنایی مرگ سربازان در آخرین لحظات جنگ دارد.

تأثیر بر سینمای ضدجنگ

بعد از جنگ جهانی دوم تا جریان حمله آمریکا به عراق، بیش از صد فیلم جنگی ساخته شد، اما بسیاری از آنها از ژانر جنگ خارج و در رسته فیلم‌های ضدجنگ قرار می‌گیرند. در واقع بعد از جنگ ویتنام و عواقب شوم آن، تحولی که در سینما رخ داد این بود که مفهوم «ضدجنگ» به تدریج متولد شد و رشد پیدا کرد و حالا هالیوود دست به خلق آثار ضدجنگ زد. از این رو بسیاری از آثار ماندگار از جمله «راننده تاکسی» مارتین اسکورسیزی، «بیگانه‌ها» جیمز کامرون، «اینک آخرالزمان» فرانسیس فورد کاپولا، «غلاف تمام‌فلزی» استنلی کوبریک، «فهرست شیندلر» استیون اسپیلبرگ و... در رسته ضدجنگ قرار می‌گیرند. «در جبهه غرب خبری نیست» در هر سه نسخه‌اش، الهام‌بخش نسل‌های متعددی از فیلم‌سازان بوده و به عنوان نمادی از سینمای ضدجنگ شناخته می‌شود. کتابخانه کنگره آمریکا در سال ۱۹۹۰ نسخه ۱۹۳۰ این فیلم را برای حفظ در ثبت ملی فیلم آمریکا انتخاب کرد که نشان‌دهنده اهمیت فرهنگی، تاریخی و زیبایی‌شناختی این اثر است. به گفته منتقدان، قدرت اصلی این آثار در نشان‌دادن واقعیت عریان جنگ بدون هیچ‌گونه رمانتیسیسم یا قهرمان‌سازی کاذب است. همان‌طور که رمارک در صفحات اول رمانش نوشته است: «این داستان نه یک اتهام است، نه یک اعتراف، و قطعا نه یک ماجراجویی؛ بلکه روایتی است از زندگی نسلی که توسط جنگ نابود شد».

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.