«شرق» تأثیر افزایش بهای انرژی در بازارهای جهانی را بر معادلات جنگ بررسی میکند
از نفت تا خاموشی آتش درگیری
با ورود به نهمین روز جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل علیه ایران، اکنون یکی از اساسیترین پرسشهایی که در محافل سیاسی، اقتصادی و راهبردی مطرح میشود، زمان و چگونگی پایان این درگیری است. اگرچه در نگاه نخست، سرنوشت چنین جنگی معمولا با سنجش موازنهها و نیز پارامترهای نظامی، توان تسلیحاتی و ظرفیتهای میدانی طرفین ارزیابی میشود، اما بسیاری از ناظران معتقدند در این بحران، عوامل اقتصادی و تجاری بهویژه تحولات بازار جهانی انرژی نقشی تعیینکنندهتر از متغیرهای صرفا نظامی ایفا میکنند.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
شرق: با ورود به نهمین روز جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل علیه ایران، اکنون یکی از اساسیترین پرسشهایی که در محافل سیاسی، اقتصادی و راهبردی مطرح میشود، زمان و چگونگی پایان این درگیری است. اگرچه در نگاه نخست، سرنوشت چنین جنگی معمولا با سنجش موازنهها و نیز پارامترهای نظامی، توان تسلیحاتی و ظرفیتهای میدانی طرفین ارزیابی میشود، اما بسیاری از ناظران معتقدند در این بحران، عوامل اقتصادی و تجاری بهویژه تحولات بازار جهانی انرژی نقشی تعیینکنندهتر از متغیرهای صرفا نظامی ایفا میکنند. در همین چارچوب، نشریه بینالمللی اکونومیست در گزارشی تحلیلی درباره پیامدهای سنگین ادامه جنگ و افزایش شدید قیمت انرژی هشدار داده و به دولت دونالد ترامپ درباره عواقب اقتصادی این درگیری تنشزا گوشزد کرده است. این گزارش تأکید میکند تداوم تنشها در خاورمیانه، بهویژه در منطقهای که یکی از مهمترین کانونهای تأمین انرژی جهان محسوب میشود، میتواند به جهشی درخورتوجه در قیمت جهانی نفت منجر شود. براساس این تحلیل، در صورت گسترش درگیریها، احتمال افزایش بهای نفت تا مرز صد دلار در هر بشکه وجود دارد؛ رقمی که میتواند بازارهای جهانی را در وضعیت هشدار قرار داده و روند شکننده رشد اقتصاد جهانی را با اختلال جدی مواجه کند. از منظر اقتصاد کلان، چنین افزایشی در قیمت انرژی میتواند زنجیرهای از پیامدهای منفی را در پی داشته باشد. در شرایطی که بسیاری از اقتصادهای بزرگ جهان هنوز با چالش تورم بالا دستوپنجه نرم میکنند، افزایش بهای نفت به طور مستقیم هزینه تولید، حملونقل و مصرف را افزایش داده و فشار مضاعفی بر اقتصادهای ملی وارد خواهد کرد. در نتیجه، احتمال تشدید رکود، کاهش سرمایهگذاری و افزایش بیثباتی در بازارهای مالی جهانی نیز دور از انتظار نخواهد بود. در همین راستا، اکونومیست تأکید میکند بهترین گزینه برای جلوگیری از ورود اقتصاد جهانی به یک بحران عمیق و پرهزینه، کاهش سریع تنشها و خروج هرچه زودتر آمریکا از چرخه درگیری است. به باور این نشریه، فقط در صورتی که اهداف جنگی محدود شده و مسیرهای دیپلماتیک مجددا فعال شوند، میتوان از شکلگیری یک بحران طولانیمدت در بازار انرژی و اقتصاد جهانی جلوگیری کرد.
تقلای دولت ترامپ برای مهار قیمت انرژی
با افزایش تنشها پس از حمله آمریکا به ایران و پیامدهای آن در بازارهای انرژی، دولت دونالد ترامپ در حال بررسی راهکارهایی فوری برای مهار افزایش قیمت بنزین در داخل ایالات متحده است. براساس گزارشی که رسانه پولتیکو منتشر کرده، سوزی وایلز، رئیس دفتر رئیسجمهور آمریکا، از مشاوران کاخ سفید خواسته است پیشنهادهایی برای کاهش قیمت بنزین ارائه دهند و این طرحها را برای بررسی به دفتر بیضیشکل ارائه کنند. به گفته دو مدیر اجرائی صنعت انرژی که در جریان این رایزنیها قرار دارند، کاخ سفید به دنبال راهکارهایی از «هر منبع ممکن» برای کاهش فشار قیمت انرژی، بهویژه بنزین، بر مصرفکنندگان آمریکایی است. این تلاشها در حالی صورت میگیرد که در پی حمله نظامی آمریکا به ایران و همچنین هدف قرارگرفتن زیرساختهای انرژی در خلیج فارس، قیمت نفت خام بیش از ۱۰ دلار در هر بشکه افزایش یافته و بهای بنزین در آمریکا به بالاترین سطح خود از زمان آغاز ریاستجمهوری ترامپ در سال گذشته رسیده است. در همین راستا، کریس رایت، وزیر انرژی آمریکا و دیگر مقامات مسئول سیاستهای انرژی، ازجمله شورایی به ریاست داگ برگوم، وزیر کشور، تحت فشار قرار گرفتهاند تا راهکارهایی برای کاهش قیمتها ارائه دهند. به گفته یکی از منابع مطلع، مقامات دولتی در تلاشاند با سرعت پیامها و تصمیمهایی اعلام کنند که بتواند روایت افزایش قیمتها را کنترل کند. در مقابل، کاخ سفید گزارشهای منتشرشده درباره نگرانیهای داخلی دولت را رد کرده است. کرولاین لیویت، سخنگوی مطبوعاتی کاخ سفید، اعلام کرد ایالات متحده همچنان بزرگترین تولیدکننده نفت خام و گاز طبیعی در جهان است و تیم انرژی دولت برنامهای مشخص برای حفظ ثبات بازار انرژی در طول عملیات نظامی علیه ایران دارد. براساس این گزارش، دولت ترامپ چند گزینه مختلف را برای مهار افزایش قیمت انرژی بررسی میکند. یکی از این گزینهها تعلیق موقت مالیات بر بنزین است، هرچند اجرای این طرح نیازمند تصویب کنگره خواهد بود و تضمینی وجود ندارد که کاهش هزینهها به طور کامل به مصرفکنندگان منتقل شود. گزینه دیگر کاهش محدود تحریمها علیه صادرات نفت روسیه است تا عرضه نفت در بازار جهانی افزایش یابد. همچنین برخی مقامات پیشنهاد دادهاند ارتش آمریکا از زیرساختهای انرژی در خاورمیانه محافظت کند، هرچند این پیشنهاد ممکن است با مخالفت برخی کشورهای منطقه، ازجمله عربستان سعودی، مواجه شود. در همین حال، دولت آمریکا اقداماتی برای کاهش نگرانی در بازار انرژی انجام داده است؛ ازجمله اعلام آمادگی نیروی دریایی آمریکا برای اسکورت نفتکشها در تنگه هرمز و ارائه بیمه ریسک سیاسی برای کشتیهایی که در این مسیر تردد میکنند.
تکاپو برای پایان جنگ؟
پیرو اثرات منفی بازارهای انرژی، نشانههایی از تلاشهای دیپلماتیک منطقهای و بینالمللی برای مهار تنشها و جلوگیری از گسترش درگیریها دیده میشود. در همین راستا، خبرگزاری بلومبرگ به نقل از چند مقام اروپایی گزارش داد عربستان سعودی در تلاش برای مهار جنگی که موجب بیثباتی در خاورمیانه و ایجاد نوسان در بازارهای جهانی شده، تماسهای مستقیم خود با ایران را افزایش داده است. این مقامات که به دلیل حساسیت موضوع خواستار عدم افشای نام خود شدهاند، اعلام کردند مقامات سعودی در روزهای اخیر با فوریت بیشتری از کانالهای ارتباطی پشتپرده با تهران استفاده کردهاند تا از تشدید درگیری جلوگیری شود. به گفته آنان، چند کشور اروپایی و برخی دولتهای منطقه نیز از این تلاشها حمایت میکنند. در کنار این تحولات، تلاشهایی برای میانجیگری نیز در حال شکلگیری است. بلومبرگ گزارش داد پرابووو سوبیانتو، رئیسجمهوری اندونزی، پیشنهاد میانجیگری در این درگیری را مطرح کرده و به گفته یک مقام رسمی، این ابتکار از سوی کشورهایی ازجمله پاکستان و امارات متحده عربی مورد حمایت قرار گرفته است. نصرون واحد، وزیر امور ارضی اندونزی، اعلام کرد رئیسجمهور این کشور و رهبران چند کشور با اکثریت مسلمان در تلاش هستند مانع تشدید درگیری در خاورمیانه شوند. به گفته این مقام اندونزیایی، پرابووو قصد دارد برای پیگیری این ابتکار به ایران سفر کند و حتی نخستوزیر پاکستان، شهباز شریف، نیز آمادگی خود را برای همراهی در این سفر اعلام کرده است. در همین حال، شهباز شریف در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس اعلام کرد در گفتوگو با رئیسجمهور اندونزی بر ضرورت خویشتنداری و بازگشت به مسیر دیپلماسی برای جلوگیری از تشدید بحران تأکید شده است. در سوی دیگر، مقامات آمریکایی از احتمال ادامه درگیریها سخن گفتهاند. پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، در یک نشست خبری اعلام کرد حملات علیه ایران ممکن است تا چهار هفته ادامه یابد، هرچند این بازه زمانی میتواند کوتاهتر یا بلندتر بوده و در حدود سه تا هشت هفته متغیر باشد. همزمان مسعود پزشکیان، رئیسجمهور، نیز در سخنانی اعلام کرد شورای موقت رهبری در جلسه روز جمعه مصوب کرده است از این پس هیچ حملهای به کشورهای همسایه صورت نگیرد و موشکی به سمت آنها شلیک نشود، مگر آنکه حملهای از مبدأ آن کشورها علیه ایران انجام شود. او همچنین از کشورهایی که در جریان تحولات اخیر هدف حملات ایران قرار گرفتهاند، عذرخواهی کرد.
علیاکبر فرازی: پارامتر انرژی میتواند عامل تعیینکننده در پایان جنگ باشد
در تحلیل آنچه گفته شد، علیاکبر فرازی در گفتوگویی با «شرق»، ابتدا به ساکن معتقد است: «نحوه نگاه بازیگران مختلف به جنگ، بهویژه از منظر انرژی و اقتصاد، تفاوتهای مهمی دارد و همین تفاوت میتواند مسیر تحولات آینده را رقم بزند». به باور دیپلمات پیشین کشورمان: «اگر از زاویه کشورهای صنعتی، بهویژه اروپا و ایالات متحده و همچنین مصرفکنندگان بزرگ انرژی به تحولات نگاه شود، بهوضوح مشخص خواهد شد پارامتر اقتصادی اهمیت بسیار بالایی پیدا میکند». به گفته او: «امنیت انرژی و ثبات بازارهای انرژی برای اقتصادهای صنعتی و حتی اقتصادهای در حال توسعه، موضوعی حیاتی است و هرگونه اختلال در این حوزه میتواند پیامدهای گستردهای برای اقتصاد جهانی داشته باشد. از این منظر، افزایش بهای نفت و حاملهای انرژی میتواند به عاملی تعیینکننده برای فشار بر طرفهای درگیر تبدیل شود تا هرچه سریعتر مسیر پایان جنگ را در پیش بگیرند». تحلیلگر مسائل بینالملل توضیح میدهد: «در حال حاضر نشانههایی از افزایش قیمت نفت و کاهش عرضه در بازارهای جهانی دیده میشود و اگر این روند ادامه یابد، احتمال جهش شدید قیمت انرژی نیز وجود دارد؛ وضعیتی که میتواند شوک اقتصادی درخور توجهی به کشورهای صنعتی و مصرفکنندگان بزرگ انرژی وارد کند». لذا از منظر فرازی: «چنین شوکی نهتنها اروپا، بلکه اقتصادهای بزرگی مانند چین را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد. از این رو، این کشورها بهطور طبیعی به دنبال کاهش تنشها و جلوگیری از تداوم جنگ خواهند بود». فرازی در ادامه به برخی تحرکات اخیر در بازار انرژی اشاره میکند و میگوید: «ایالات متحده تلاش کرده با همکاری روسیه تا حدی از بروز شوک شدید قیمتی جلوگیری کند». سفیر اسبق ایران در رومانی یادآور میشود: «در این چارچوب، روسیه مجوزهایی از آمریکا دریافت کرده تا بخشی از نفتهای شناور خود را به بازار عرضه کند و از افزایش ناگهانی قیمتها جلوگیری شود». البته فرازی خاطرنشان میکند: «این اقدام در کوتاهمدت میتواند نوعی بازی برد-برد برای روسیه و آمریکا تلقی شود، اما تأثیر آن محدود خواهد بود؛ زیرا ظرفیت چنین اقداماتی برای جبران کمبود عرضه در بازار جهانی انرژی چندان بالا نیست». بااینحال، سفیر پیشین کشورمان در مجارستان تأکید میکند: «نگاه همه بازیگران به این بحران یکسان نیست». چون به اعتقاد او: «در حالی که اروپا، آمریکا و دیگر مصرفکنندگان انرژی بیشتر از زاویه اقتصادی به موضوع نگاه میکنند، برای بازیگرانی مانند اسرائیل، مؤلفههای امنیتی، سیاسی و نظامی اهمیت بیشتری دارد». او تصریح میکند: «اسرائیل و بهویژه بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر این رژیم، بیش از آنکه نگران بازار انرژی باشد، به دنبال تحقق اهداف امنیتی و راهبردی خود در منطقه است. به همین دلیل، از نگاه این مجموعه گسترش دامنه جنگ یا افزایش فشارهای نظامی میتواند حتی در راستای اهدافشان تلقی شود». این تحلیلگر مسائل بینالملل در همین زمینه هشدار میدهد: «ممکن است برخی بازیگران منطقهای تلاش کنند با گسترش درگیریها، کشورهای غربی را در نوعی «تله راهبردی» گرفتار کنند؛ تلهای که در نهایت هزینههای اقتصادی سنگینی برای جهان صنعتی به همراه خواهد داشت». فرازی معتقد است: «کشورهای اروپایی باید نسبت به این مسئله هوشیار باشند؛ زیرا اقتصاد اروپا بیش از آمریکا در برابر شوکهای انرژی آسیبپذیر است و ادامه بحران میتواند این قاره را با چالشهای جدی مواجه کند». در کنار این ملاحظات، سفیر اسبق ایران در قبرس بر ضرورت توجه ایران به اصل «توازن در سیاست خارجی» نیز تأکید میکند؛ زیرا او معتقد است: «در چنین شرایط حساسی، حفظ و تقویت روابط متوازن با بازیگران مختلف، بهویژه کشورهای اروپایی، اهمیت زیادی دارد». به گفته او: «وزارت امور خارجه باید تلاش کند مسیر گفتوگو و تعامل با اروپا را در دستور کار جدی خود قرار دهد؛ زیرا اروپا میتواند در معادلات اقتصادی و انرژی نقش مهمی ایفا کند». به باور فرازی: «اگر سیاست خارجی ایران بر پایه توازن و تعامل هوشمندانه با بازیگران مختلف شکل بگیرد، امکان مدیریت بهتر بحرانها و کاهش فشارهای بینالمللی نیز فراهم خواهد شد». این دیپلمات اسبق کشور تأکید میکند: «در شرایطی که اقتصاد جهانی بهشدت به ثبات بازار انرژی وابسته است، هرگونه دیپلماسی فعال و متوازن میتواند به کاهش تنشها و تسریع روند پایان جنگ کمک کند».
محمدصالح صدقیان: بهای انرژی پایاندهنده جنگ نیست
محمدصالح صدقیان، به عنوان دیگر کارشناس، در گفتوگو با «شرق» ارزیابی متفاوتی ارائه میدهد و معتقد است: «در این جنگ، پارامتر انرژی نمیتواند تعیینکننده اصلی برای توقف درگیری باشد». به باور رئیس مرکز عربی مطالعات ایران: «ریشههای این جنگ بیش از آنکه اقتصادی باشد، به معادلات امنیتی و راهبردی مرتبط با اسرائیل بازمیگردد». صدقیان در ادامه این گفتوگو با اشاره به تحلیلهایی که بر نقش بازار انرژی در مهار جنگ تأکید میکنند، میگوید: «بدون تردید افزایش قیمت نفت و حاملهای انرژی برای اقتصاد جهانی مسئله مهمی است و میتواند فشارهایی بر دولتها وارد کند، اما تصور اینکه صرفا به دلیل بالارفتن قیمت انرژی، جنگ متوقف شود، با واقعیتهای ژئوپلیتیک منطقه چندان همخوانی ندارد». به گفته این کارشناس: «باید به این سؤال کلیدی توجه کرد که اساسا چرا این جنگ شکل گرفت و چه اهدافی پشت آن قرار دارد؟». صدقیان در پاسخ معتقد است: «یکی از اهداف اصلی این درگیری، تأمین امنیت اسرائیل و تحقق بخشی از راهبردهای دیرینه این رژیم بوده است». او دراینباره توضیح میدهد: «اگر به تحولات ماهها و حتی سالهای اخیر نگاه کنیم، میبینیم یکی از اهداف مهم دولت اسرائیل، بهویژه شخص بنیامین نتانیاهو، کشاندن ایالات متحده به یک درگیری مستقیم با ایران بوده است. اکنون به نظر میرسد این هدف تا حد زیادی محقق شده است». تحلیلگر ارشد مسائل خاورمیانه ادامه میدهد: «در جنگ ۱۲روزه، اسرائیل نقش پررنگتری در میدان داشت، اما در شرایط کنونی معادله تا حدی تغییر کرده است. اکنون ما عملا با یک تقابل مستقیم میان ایران و ایالات متحده مواجه هستیم و اسرائیل تا اندازهای در حاشیه قرار گرفته است. این همان سناریویی است که بسیاری از تحلیلگران معتقدند برای مدتها یکی از اهداف راهبردی اسرائیل بوده است». از نگاه صدقیان: «در چنین چارچوبی نمیتوان انتظار داشت که صرفا افزایش قیمت انرژی یا فشارهای اقتصادی بر کشورهای غربی به پایان جنگ منجر شود». او میگوید: «در اینجا مسئله اصلی امنیت اسرائیل و منافع راهبردی این رژیم است و تا زمانی که این ملاحظات در معادلات تصمیمگیری بازیگران اصلی وجود دارد، متغیرهای اقتصادی بهتنهایی نمیتوانند جنگ را متوقف کنند». او برای توضیح دیدگاه خود به تجربههای مشابه در سالهای اخیر اشاره میکند و میافزاید: «نمونه روشن آن، جنگ اوکراین است. در آن زمان هم بارها گفته میشد اروپا با بحران انرژی مواجه خواهد شد، از زمستان سخت سخن گفته میشد و بسیاری تصور میکردند افزایش شدید قیمت انرژی میتواند بهسرعت باعث انعطاف غرب در برابر تهران شود. اما در عمل دیدیم که با وجود تمام فشارهای اقتصادی و انرژی، سیاستهای سختگیرانه علیه ایران ادامه پیدا کرد». کارشناس حوزه غرب آسیا با اشاره به همین تجربه تأکید میکند در بسیاری از بحرانهای بینالمللی، عوامل ژئوپلیتیک و امنیتی بر متغیرهای اقتصادی اولویت پیدا میکنند. او معترف است: «در مورد جنگ جاری نیز همین منطق تا حد زیادی صادق است. ممکن است افزایش قیمت نفت و گاز نگرانیهایی برای اقتصاد جهانی ایجاد کند، اما اگر اهداف راهبردی بازیگران اصلی تأمین نشده باشد، این عامل بهتنهایی نمیتواند پایاندهنده جنگ باشد».
آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.