|

اصلاح‌ناپذیری اصلاح‌پذیرها بیماری ایرانی!

«اقتصاد نفتی کشور X یارانه‌های زیاد، پرهزینه‌ و مضری را به مصرف‌کنندگان و تولیدکنندگان می‌دهد. بخش بانکی ناکارآمدی دارد. در مسیر خصوصی‌سازی و تجاری‌سازی مداوم سنگ‌اندازی می‌شود و خصوصی‌سازی‌ها عمدتا شکست می‌خورند.«اقتصاد نفتی کشور X یارانه‌های زیاد، پرهزینه‌ و مضری را به مصرف‌کنندگان و تولیدکنندگان می‌دهد. بخش بانکی ناکارآمدی دارد. در مسیر خصوصی‌سازی و تجاری‌سازی مداوم سنگ‌اندازی می‌شود و خصوصی‌سازی‌ها عمدتا شکست می‌خورند.

«اقتصاد نفتی کشور X یارانه‌های زیاد، پرهزینه‌ و مضری را به مصرف‌کنندگان و تولیدکنندگان می‌دهد. بخش بانکی ناکارآمدی دارد. در مسیر خصوصی‌سازی و تجاری‌سازی مداوم سنگ‌اندازی می‌شود و خصوصی‌سازی‌ها عمدتا شکست می‌خورند.

فساد سازمان‌یافته بوروکراتیک به نفع گروه‌های خاص فعال است. میان‌مایه‌سالاری راه را بر شایسته‌سالاری تنگ کرده است. روابط فامیلی برندگان و منتخبان سیاسی جای شایسته‌سالاری را گرفته و استخدام در بخش‌هایی از دولت فقط بر‌اساس روابط خانوادگی و سیاسی انجام می‌شود. بخش بزرگ دولتی منافعی را به کارکنان ناکارا و با بهره‌وری پایین هدیه می‌دهد. رژیم تعرفه‌ای به نفع واردکنندگان خاص طراحی شده و در برابر هر تغییری مقاومت می‌کند. سیاست‌مداران در هر دوره سیاسی حساب‌های بانکی خود در سوئیس را پر می‌کنند. به محض تصمیم‌گرفتن برای هدفمندسازی یارانه‌ها و اصلاح قیمت بنزین و حامل‌های انرژی، آشوب اجتماعی درمی‌گیرد و اصلاحات در بخش گمرک حتما با شکست مواجه می‌شود.

در یک کلام همه در اوایل قرن جدید میلادی این واژه را درباره کشور X می‌گفتند: اصلاح‌ناپذیر و یأس‌آور». شاید تصور شود جای X را می‌توان با نام «ایران» یا نام بسیاری از کشورهای نفتی و درگیر پدیده «نفرین منابع» پر کرد؛ ولی متن فوق شرح حال کشور «نیجریه» است که در کتاب معروف «اصلاح اصلاح‌ناپذیرها؛ درس‌هایی از نیجریه» به قلم ‌اوکونجو (وزیر اقتصاد وقت نیجریه) به آن پرداخته شده است. کشوری که تا اواسط دهه اول قرن جدید، وضعی به غایت اسف‌بار به قرار فوق داشت، ولی به تدریج در مسیر بهبود قرار گرفت؛ هرچند آنجا نیز اقتصاد مستعد و آماده جهش کشور در چنبره سیاست گرفتار شده و کلاف در‌هم‌تنیده چالش‌ها و بحران‌های سیاسی همچنان باز‌نشده باقی مانده است. 

اصلاح‌ناپذیری اصلاح‌پذیرها  بیماری ایرانی!

با این وجود نام بسیاری دیگر از کشورهای نفتی (کشورهای حاشیه خلیج فارس، قزاقستان و...) را می‌توان در ردیف نیجریه قرار داد که خود را به تدریج از مهلکه اصلاح‌ناپذیری و چرخه شوم حکمرانی منبع‌محور رهانیده و امروز در صف کشورهای توسعه‌یافته یا در شرف توسعه‌یافتگی قرار گرفته‌اند. موضوعی که گویا همچنان برای ایران یک تابوی بزرگ و به تعبیر دیگر منطقه ممنوعه است: «مثلث برمودای اصلاحات در کشور»! این روزها بیش از هر زمان دیگری چه نخبگان، خواص و کنشگران سیاسی و چه مطبوعات و رسانه‌های مکتوب بر ضرورت تصمیم‌گیری برای تحول و پوست‌اندازی در حکمرانی، قبل از آنکه کار از کار بگذرد، با ادبیات و کلمات مختلف تأکید دارند: هنگامه پارادایم‌شیفت در حکمرانی، زمان تصمیمات بزرگ، ضرورت بازطراحی استراتژی توسعه ملی و... تنها بخشی از این موارد است. هرچند این جریان تازگی ندارد و سال‌هاست که ضرورت اصلاحات در کشور در تمامی حوزه‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بر همگان مشخص است و اکثریت متولیان امر قبل از برعهده‌گرفتن مسئولیت خود در رسانه‌ها و افکار عمومی منادی ضرورت اصلاحات و تصمیم‌گیری معطوف به حل مسئله هستند، ولی به محض قرارگرفتن در صندلی تصمیم‌گیری، گویی آنها نیز جادو شده و در طلسم رمزآلود مثلث برمودای اصلاحات در کشور زمین‌گیر می‌‌شوند. اینکه چرا با وجود طرح و فهم ضرورت اصلاحات در کشور، این مهم هیچ‌گاه به عرصه اجرا و گرفتن تصمیمات بزرگ منتهی نشد، دو دلیل اصلی دارد:

اول) این گزاره که ساختار قدرت در کشور علی‌رغم برخی تلقی‌های غلط که چون یک ساختار بوروکراتیک متمرکز و از بالا به پایین است، بنابراین اصلاحات باید از عزم و خواست رأس هرم قدرت سرچشمه بگیرد، اساسا ناصحیح است. ساختار قدرت در ایران پیچیده، تودرتو، مجمع‌الجزایری و مشحون از تعارض منافع است که در بهترین حالت جمع‌ جبری بُردارهای قدرت صفر می‌شود و نیروهای مختلف همدیگر را خنثی می‌کنند و بر همین اساس علت‌العلل اصلی ماندگاری وضع موجود هم همین عامل است! بنابراین تصور اینکه یک روز صبح حاکمیت اصل اصلاحات در کشور را پذیرفته و برای آن برنامه مدون داشته باشد و آن را از صفر تا صد اجرا کند، یک تصور ساده‌اندیشانه‌ای است که به سبب فهم ناقص از ساختار شکل‌گیری و توزیع قدرت در کشور ایجاد شده است. دوم) وفور و ارزانی انرژی و منابع طبیعی (نفت، گاز، بنزین، برق، آب و...) این فضا را به حاکمیت، مجالس و دولت‌ها می‌داد تا با توزیع دست‌ودلبازانه و بدون محدودیت انواع یارانه‌ها و رانت‌ها به عموم مردم، سرپوشی بر روی حفره‌های ناکارآمدی (تأمین پایدار و با منزلت معیشت، شغل، رفاه و سلامت آحاد جامعه) حکمرانی بگذارند. ولی امروز دیگر این کف‌گیر به ته دیگ رسیده و دیگر استراتژی «از این ستون به آن ستون فرج است» جواب نمی‌دهد.

بنابراین سال 1404 برای کشور ما بی‌شک آغازی بود بر یک پایان؛ پایان اتکا بر کاربست الگوهای سنتی و ناکارآمد حکمرانی سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی که اولا در پذیرش واقعیات روی زمین، خواست اکثریت جامعه و نگرش علمی عقیم بوده و ثانیا با جاماندن از شتاب فزاینده تحولات داخلی و خارجی بر برخی مفروضات از اساس غلط یا اثبات‌نشده یا تلقی‌ها و باورهای نخ‌نما و مندرس‌شده بنیان یافته بود. از جمله:

اول) ایران از لحاظ منابع طبیعی کشوری ثروتمند است و این دارایی لایزال و ابدی شرط لازم و کافی توسعه‌یافتگی است.

دوم) ایران بخشی از راه‌حل صلح و توسعه در منطقه و جهان است و بنابراین قدرت‌ها به تعامل و مذاکره با ایران نیازمندند.

سوم) مجموعه راهبرد امنیت ملی و استراتژی دفاعی کشور (محور مقاومت + توان موشکی) ایجاد بازدارندگی مؤثر برای کشور می‌کند.

چهارم) همچنان می‌توان کشور را با دست‌فرمان انگاره‌ها، الگوها، ارزش‌ها و خطوط قرمز برآمده از دو تا سه دهه اخیر و نسخه‌پیچی‌های مستخرج از آن اداره کرد.

‌پنجم) برای حل و رفع مصائب و گرفتاری‌های فراروی کشور (انواع و اقسام ناترازی‌ها و ناتراضی‌ها) نمی‌توان با اتخاذ تصمیمات سخت و بزرگ امنیت روانی جامعه را به مخاطره انداخت.

ششم) بدون تنش‌زدایی از رابطه با دنیا، ادغام در اقتصاد جهان و دسترسی به بازارها، فناوری‌ها و سرمایه‌های خارجی و صرفا با درون‌زایی منابع، استعدادها و قابلیت‌های کشور، توسعه در ایران تحقق‌پذیر است. واقعیت این است؛ چه شش گزاره فوق و چه بسیاری دیگر از گزاره‌های این‌چنینی که تا به امروز نظم حکمرانی در کشور بر روی آنها استوار شده، به انقضای تاریخ مصرف خود رسیده و ما نیازمند یک بازنگری عمیق و دقیق در دستگاه حکمرانی کشور و خروج از تله خطاهای شناختی، تحلیلی و محاسباتی هستیم تا کشور بتواند همانند تجربه نیجریه، گرجستان، یونان، لهستان و بسیاری دیگر از مسیر تن‌دادن آگاهانه و شجاعانه به «اصلاح‌پذیر‌ی» در چهارراه تاریخ، مسیر پوست‌اندازی، تکامل و در نهایت اعتلا را انتخاب کند و منابع کشور و رضایت و اعتماد عمومی را در مرداب «اصلاح‌ناپذیری» و مقاومت درخصوص ضرورت پذیرش اصلاحات مستغرق نکند که قطعا سرنوشتی تلخ در انتظار خواهد بود.

همه مسائل و مصائب فراروی امروز کشور از تأمین آب و انرژی گرفته تا حل ناترازی بودجه، بانک‌ها و صندوق‌ها و حتی خروج از تله پرونده هسته‌ای کشور همه و همه راه‌حل‌ها و علاج‌هایی مبتنی بر خرد و تجربه بشری (چنانکه سایر کشورها برای آنها راه‌حل یافتند و آنها را رفع کردند) دارند و بن‌بست‌نمایی و ناامیدسازی مردم از آغاز و انجام اصلاحات در کشور و برچسب‌زنی به دلسوزانی که سعی دارند تصمیم‌گیران و افکار عمومی را در این مسیر سوق دهند، قطعا چیزی جز بازی در زمین دشمنان و بدخواهان ایران و ایرانیان نیست. با وجود تأخیرها و تعویق‌های فراوان برای چاره‌اندیشی مصائب و مسائل کشور و بیرون‌زدن پیامدها و سرریزهای بحران، امروز پذیرش شروع اصلاحات در کشور همانند ترس فردی است که از ترس سنگ‌کوب‌کردن هیچ‌گاه حاضر به پریدن در استخر آب سرد نیست و به راهنمایی‌ها و مشورت‌های اطرافیان برای غلبه بر این ترس وقعی نمی‌نهد.

 

آخرین مقالات منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.