|

آتش‌بس در لبنان و دشواری‌های پیش‌‌رو

دو روز پس از پایان مذاکرات میان ایران و آمریکا در سوئیس که موضوع آتش‌بس فوری و دائمی در همه جبهه‌ها به‌ویژه در لبنان مطرح شد، منابع خبری اعلام کردند که دو هیئت امنیتی و سیاسی از لبنان دور پنجم مذاکرات لبنان و اسرائیل را در واشنگتن از سر گرفته‌اند.

سیدحسین موسوی رئیس مرکز پژوهش‌های علمی و مطالعات استراتژیک خاورمیانه

دو روز پس از پایان مذاکرات میان ایران و آمریکا در سوئیس که موضوع آتش‌بس فوری و دائمی در همه جبهه‌ها به‌ویژه در لبنان مطرح شد، منابع خبری اعلام کردند که دو هیئت امنیتی و سیاسی از لبنان دور پنجم مذاکرات لبنان و اسرائیل را در واشنگتن از سر گرفته‌اند. در چهار روز مذاکره که جمعه پنجم تیرماه پایان یافت، محور اصلی مذاکرات بررسی سازوکارهای عقب‌نشینی اسرائیل از مناطق اشغالی جنوب لبنان و چگونگی خلع سلاح حزب‌الله بود.

به گزارش خبرگزاری‌ها پس از انجام یک سلسله مذاکرات نسبتا دشوار برای طرف لبنانی توافقی در 14 بند تحت عنوان توافق چارچوب به امضای طرف‌های لبنانی، اسرائیلی و آمریکایی رسید که محدوده جغرافیایی و جدول زمان‌بندی عقب‌نشینی را مشخص می‌کرد. از جمله پیشنهادهایی که در دور چهارم مذاکرات در دوم و سوم ژوئن ۲۰۲۶ مطرح شد و مورد تأکید قرار گرفت، ایجاد مناطق آزمایشی در جنوب لبنان است که براساس آن ارتش لبنان کنترل و تأمین آن مناطق را پس از خروج اسرائیل بر عهده می‌گیرد و در صورت موفقیت به مناطق دیگر نیز گسترش خواهد یافت. در این دور از مذاکرات بر عقب‌نشینی آزمایشی از دو منطقه اطراف لیتانی تأکید شد تا در صورت موفقیت ارتش لبنان در سیطره بر این مناطق این روند ادامه یابد. آشکار است که این شیوه از کار نه‌تنها مسئله آتش‌بس فوری و دائمی در همه خاک لبنان را که مطالبه تفاهم‌نامه ایران و آمریکاست، اجرا نمی‌کند، بلکه اسرائیل همچنان آزادی عمل را برای عملیات نظامی در خاک لبنان برای خود محفوظ می‌دارد. لازم به توضیح است که در بیانیه چهارم نیز که در واشینگتن منتشر شد، حتی مستثناکردن بیروت و حومه جنوبی آن به‌صراحت در بیانیه ذکر نشده بود.

موضوع ایجاد مناطق آزمایشی تحت کنترل ارتش لبنان نیز مسئله جدیدی نیست و قبلا در منطقه جنوبی رود لیتانی آزمایش شده بود. با این همه در همان منطقه، اسرائیل همچنان به نقض آتش‌بس و پیشروی ادامه داده است. ضمن آنکه در این دور از گفت‌وگوها نیز تضمینی برای تکرار اقدامات اسرائیل در نقض آتش‌بس حتی در صورت پایبندی ارتش لبنان به تعهداتش در حفظ مناطق آزمایشی وجود ندارد. در حال حاضر جدا از وعده‌های آمریکا برای تضمین پایبندی اسرائیل به توافقات، دولت لبنان هیچ اهرم فشاری علیه اسرائیل ندارد. دولت لبنان با وجود تمایل به استفاده از نتایج مذاکرات ایران و آمریکا که در بند اول تفاهم‌نامه ذکر شده، همچنان در عمل نسبت به آن تجاهل می‌کند و اصرار دارد که خود را از تفاهمات منطقه‌ای دور نگه دارد، درحالی‌که آشکار است لبنان در تفاهم میان ایران و آمریکا جایگاه محوری دارد و در نخستین بند تفاهم‌نامه ۱۴ بندی، سه بار نام لبنان ذکر شده است؛ آن‌هم در تفاهم‌نامه‌ای که میان رئیس‌جمهور آمریکا و رئیس‌جمهور ایران امضا شده و از مرجعیت بالاتری نسبت به توافق اخیر برخوردار است.

آمریکا متعهد می‌شود که در آینده علیه لبنان اقدامی انجام نشود، زیرا متن توافق بر حاکمیت لبنان و وحدت سرزمینی آن تأکید دارد و انجام این کار به معنی عقب‌نشینی کامل اسرائیل از تمام سرزمین لبنان تلقی می‌شود. با آنکه جامعه شیعه لبنان و به‌ویژه حزب‌الله با مذاکرات سه‌جانبه لبنان، اسرائیل و آمریکا شدیدا مخالف هستند، اما مذاکره‌کنندگان لبنانی حداقل می‌توانستند با سودبردن از مفاد این تفاهم و با بالابردن قدرت چانه‌زنی، بر عقب‌نشینی فوری، دائمی و جامع اسرائیل از خاک لبنان پافشاری کنند، چیزی که در چهار دور قبلی مذاکرات فاقد آن بودند. البته نشانه‌ها حاکی از آن است که با تأسف بسیار دولت لبنان از چنین اهرم بسیار قدرتمندی استفاده نکرد، زیرا اساسا هدف دولت لبنان ایجاد یک اردوگاه آمریکایی-اسرائیلی- لبنانی برای خلع سلاح حزب‌الله است. به همین خاطر اولویت نخست این اردوگاه ایجاد یک شراکت برای خلع سلاح حزب‌الله زیر نظر آمریکاست. حزب‌الله به‌درستی با مذاکرات واشینگتن مخالفت می‌کند؛ زیرا می‌داند که هدف آنان در نهایت بر علیع موجودیت حزب‌الله متمرکز است به همین دلیل حزب‌الله خلع سلاح را به هر شکلی که باشد، رد می‌کند، زیرا در اختیار داشتن سلاح اساسا برای مقاومت لبنان در برابر اقدامات وحشیانه اسرائیل ضروری است و در غیاب یک دولت قوی و مورد اجماع سه طایفه بزرگ لبنانی، حزب‌الله برای حفاظت از جامعه شیعه در برابر تهدیدهای خارجی به قدرت مقاومت نیاز دارد. همین هفته گذشته بود که ترامپ اظهار کرد سوریه می‌تواند در خلع سلاح حزب‌الله نقش ایفا کند. این اقدامی ماجراجویانه است که می‌خواهد پای یک دولت عربی را برای برخورد با جامعه شیعه لبنان باز کند و فتنه جدیدی را در منطقه دامن خواهد زد. گرچه رژیم سوریه تأکید کرد که قصد مداخله در لبنان را ندارد، اما طرح چنین ایده‌هایی می‌تواند بسیار خطرناک باشد. 

آشکار است خلع سلاح حزب‌الله خط قرمزی است که برای ایران و متحدانش اجرای آن قابل تحمل نیست. وزیر امور خارجه کشورمان به‌تازگی تأکید کرد ایران هرگز حزب‌الله را تنها نخواهد گذاشت و خاتمه جنگ شامل لبنان هم هست. لبنان در این چارچوب بخشی از منظومه بازدارندگی ایران است و آمریکا با پذیرش بند یک تفاهم‌نامه پذیرفته است هر تلاشی برای تجزیه یک جبهه متحد و جداکردن لبنان از این چارچوب محکوم به شکست است. ایران معادله امنیتی جدیدی تحت عنوان امنیت منطقه پیوسته را ایجاد کرده است که در آن لبنان برای اخراج اسرائیل به حمایت ایران و متحدانش نیاز دارد. به نظر می‌رسد دولت لبنان از طریق تن‌دادن به مذاکرات واشینگتن علاوه بر خلع سلاح مقاومت اهداف دیگری را نیز دنبال می‌کند؛ مثلا درصدد است انزوای بین‌المللی لبنان را با محیط اطراف خودش کاهش دهد و اقتصاد لبنان را تقویت کند. مشروعیت دولت فعلی را افزایش دهد و در راستای کسب حمایت‌های منطقه‌ای و بین‌المللی تلاش کند و در همان حال کشمکش‌های داخلی و طائفی را مهار کند. اما دولت لبنان نباید از یاد ببرد که بخش بزرگی از کشور لبنان را جامعه شیعه تشکیل می‌دهد و حزب‌الله مهم‌ترین قدرت مؤثر در این جامعه است. نادیده‌گرفتن حزب‌الله نادیده‌گرفتن جامعه شیعه محسوب می‌شود و خلاف توافق و منشور ملی آشتی لبنان است.

دکتر عدنان منصور یکی از حقوق‌دانان برجسته لبنان می‌گوید‌ دولت لبنان تصمیم دارد خواسته‌های واشینگتن را مبنی بر خلع سلاح حزب‌الله اجرا کند، درحالی‌که نمی‌تواند قانون اساسی، قوانین بین‌المللی مبنی بر مشروعیت مقاومت و مقابله با اشغالگری و آزادسازی سرزمینی و نیز توافق‌نامه طائف را که مبنای آشتی ملی کشور است، نادیده بگیرد؛ زیرا تداوم چنین رویه‌ای می‌تواند به انفجار داخلی منجر شود و بافت اجتماعی هم‌زیستی مردم لبنان را به کلی نابود کند. چنین تصمیمی مناطق جنوب کشور لبنان را به‌شدت آسیب‌پذیر می‌کند، درحالی‌که حق ذاتی مردم است تا در برابر حملات غیرقانونی و تجاوز آشکار سرزمینی دفاع کنند. ناتوانی دولت لبنان حق مردم به‌ویژه جامعه شیعه و جنوب لبنان را در دفاع از خود نفی نمی‌کند. حقوق‌دان دیگری به نام دکتر حسین العزی می‌گوید: جنگی که اسرائیل در لبنان به راه انداخته علیه یک طایفه است که از جنبش مقاومت علیه اسرائیل حمایت می‌کنند. تصمیم به استفاده از زور در خلع سلاح نیروهای مقاومت، وحدت ملی و سیاسی لبنان را تهدید می‌کند.

ارتش لبنان با وجود حرفه‌ای‌بودن و اعتمادی که میان مردم دارد. دچار محدودیت‌های شدید است. ارتش لبنان فاقد سلاح پیشرفته و قابلیت‌های پشتیبانی لازم است و در عین حال بخش قابل توجهی از همین ارتش را نظامیان شیعه تشکیل می‌دهند. سؤال آن است که در صورت خلع سلاح مقاومت، چه کسی در آینده از لبنان در مقابل اسرائیل و اهداف توسعه‌طلبانه این رژیم محافظت خواهد کرد؟ از آنچه گفته شد به نظر می‌رسد عقب‌نشینی اسرائیل از لبنان همچنان با چالش‌های دشواری روبه‌روست و تصمیمات شتاب‌زده و اتکای بیش از حد به وعده‌های آمریکا می‌تواند برای دولت لبنان هزینه‌های غیر قابل پیش‌بینی ایجاد کند، درحالی‌که تفاهم‌نامه ایران و آمریکا از یک سو و منشور آشتی ملی لبنان از سوی دیگر می‌تواند مبنایی برای تفاهم داخلی در لبنان برای آینده سلاح مقاومت باشد. دولت لبنان خود را در موقعیت دشواری قرار داده است و شراکت با اسرائیل جامعه توافقی لبنان را به آینده‌ای نامعلوم سوق خواهد داد. هنوز برای ایستادن دولتمردان لبنان در سمت درست تاریخ دیر نشده است.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.